ائتلافهایی که بود؛ ائتلافهایی که دیگر نیست
سرنوشت ائتلاف یعنی هدف، قدرت است نه چیزی دیگر
آقای حداد عادل ادامه میدهد: «ما با هم برای تلاش در راه پیروزی اصولگرایان عهد و پیمان بسته بودیم و من دقیقاً بر آن عهد و پیمان استوار ماندهام»؛ اما نمیگوید این چه اصولگرایی است که «حجتیهای بودن، سکته کردن و توان جسمانی نداشتن، تمایل به ائتلاف با روحانی به توصیه هاشمی رفسنجانی»، تنها بخشی از شایعاتی است که رسانههای یکی دیگر از اعضای ائتلاف علیه عضو سوم ساخته و پرداخته است.
کد خبر: ۳۲۵۰۵۵
| | 23915 بازدید

تب و تاب سیاست در ایران، گاه چنان تند میشود و سرعت تغییرات چنان بالا میرود که بسیاری انتظار دارند، کسی به یاد نیاورد حتی یک ماه پیش، فضای سیاسی کشور در چه شرایطی بود. تنها شش هفته پیش، سه گروه و دسته به دنبال بهترین نامزدی بودند که آنها را به جایگاه ریاست جمهوری و یا دستکم بخشی از قدرت در دولت آینده برساند و اکنون آن دستهبندیها به مرحله فنا رسیده و اگر فردا، دستهای دیگر با هدف قدرتطلبی تشکیل شد یا از بین رفت، بار هم نباید تعجب کرد.
شش هفته پیش، پنج نامزد در انتخابات ریاست جمهوری، خود را ائتلاف اکثریت اصولگرایان مینامیدند؛ اکثریتی که هیچ یک از مرحله احراز صلاحیتها نگذشتند. جبهه پایداری با سوگندهای چندباره آیتالله به حمایت از لنکرانی پرداخت؛ نامزدی که یک ماه پیش مجبور شد از میدان کنار برود تا سعید جلیلی در آن حاضر شود، بی این که بخشی از پایداری و از جمله روانبخش حاضر شوند از وی به نام پایداری حمایت کنند! سه نفر هم در ائتلاف 2+1 با هم همراه شدند و هر روز سخن جدیدی از روش تعیین نامزد نهایی خود مطرح کردند.سرنوشت این جمع سه نفره، نمونه روشنی از شراکت بی ریشه برای رسیدن به قدرت بود؛ شراکتی که سرانجام به اختلافات شدیدی رسید که بیاخلاقیهای رسانهای حاصل از آن نشان میدهد که عباراتی چون اصولگرایی و حرکت بر مبنای ارزشها گاهی چقدر غیرواقعی است.
نخست قرار بود از میان سه نامزد عضو ائتلاف، گزینه نهایی بر مبنای نظرسنجی برگزیده شود. مدتی بعد، معیارهایی دیگر و از جمله حکمیت و نظر گروههای مرجع نیز مطرح شد.
در آغاز قرار بود یک نفر از این میان نامنویسی کند، سپس کار به تعیین گزینه پس از بررسی صلاحیتها در شورای نگهبان موکول شد و پس از آن، از شانزدهم یا هفدهم خرداد سخن به میان آمد و در نهایت گفته شد، هر سه نامزد ادامه خواهند داد و هر کسی که به رئیسجمهوری رسید، از دیگران استفاده خواهد کرد.
مناظره سوم صحنهای بود که در آن، اعضای ائتلاف یا نتوانستند و یا نخواستند اختلافات بین خود را پنهان سازند، بدون این که لازم ببینند در مورد چرایی ائتلافی با این سطح از اختلاف توضیح دهند.
دلیل ائتلاف را حداد عادل در بیانیه خود به خوبی نشان داده است؛ آن جایی که حداد عادل میگوید: «پیروزی اصولگرایان را در انتخابات ریاست جمهوری هدف اصلی خود میدانم و ... و بر این اساس خود را موظف میدانم از هر اقدامی که با واسطه یا بیواسطه به شکست اصولگرایی در این انتخابات منجر شود، پرهیز کنم». نشان میدهد که هدف پیروزی دستهای است که همه خود را اصولگرا میدانند ولی اختلافاتی ریشهای دارند.
آقای حداد عادل ادامه میدهد، «ما با هم برای تلاش در راه پیروزی اصولگرایان عهد و پیمان بسته بودیم و من دقیقاً بر آن عهد و پیمان استوار ماندهام»؛ اما نمیگوید این چه اصولگرایی است که «حجتیهای بودن، سکته کردن و توان جسمانی نداشتن، تمایل به ائتلاف با روحانی به توصیه هاشمی رفسنجانی» تنها بخشی از شایعاتی است که رسانههای یکی دیگر از اعضای ائتلاف علیه عضو سوم ساخته و پرداخته است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


