صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
مرور روزنامه‌های چهارشنبه هشتم خرداد ماه

هر ایرانی نان‌آور چهار نفر دیگر؛ چهار تا هشت میلیون بیکار در سال 95

سرانجام کار بررسی بودجه با وجود اختلاف بین مجلس و دولت پایان یافت. دکتر نیلی استاد اقتصاد دانشگاه، که این روزها به بررسی بازار کار می‌پردازد، تحلیل‌های نگران‌کننده‌ای از بازار کار ایران ارائه کرده است. اخبار داغ انتخاباتی هم جای پیگیری دارد.
کد خبر: ۳۲۲۴۷۵
| |
8141 بازدید
اصولگرايان و اصلاح طلبان براي پرتاب كردن به هم چيزي باقي گذاشته اند؟

سرانجام کار بررسی بودجه با وجود اختلاف بین مجلس و دولت پایان یافت. دکتر نیلی استاد اقتصاد دانشگاه، که این روزها به بررسی بازار کار می‌پردازد تحلیل‌های نگران‌کننده‌ای از بازار کار ایران ارائه کرده است. اخبار داغ انتخاباتی هم جای پیگیری دارد.

هر ایرانی نان‌آور چهار نفر دیگر؛ چهار تا هشت میلیون بیکار در سال 95

چند روزنامه امروز به نقل سخنان نیلی، استاد اقتصاد دانشگاه در مورد بازار کار ایران پرداخته‌اند. قانون این سخنان را با تیتر «در ايران هر يك نفر نان‌آور چهار نفر است» نقل کرده است و نوشته: مسعود نيلي با ارائه گزارشي درباره نتايج پژوهش خود در خصوص بازار كار ايران در نشست هيأت نمايندگان اتاق بازرگاني اعلام كرد: در ايران هر يك نفر نان‌آور چهار نفر است.

به گزارش قانون، رئیس سابق دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: اين در حالي است كه به طور متوسط در دنیا هر فرد شاغل نان‌آور 2/2 نفر است.

وي ادامه داد: این آمار در کشورهای شرق آسیا که اشتغال زنان بالاست به 7/1 نفر کاهش می‌یابد اما در کشور ما این رقم بسیار بالاست به طوری که به طور متوسط هر فرد شاغل نان‌آور 7/3 نفر محسوب می‌شود. نیلی گفت: این رقم برپایه سال 1390 است که اکنون احتمالا تغییر کرده و افزایش داشته‌است. در سال 1390 تعداد شاغلان ما با تعداد خانوارهای ما تقریباً برابر شده‌اند. یعنی به طور متوسط در هر خانواده تنها یک نفر کار می‌کند.

وي با تأكيد بر اينكه اشتغال و بازار كار مهم‌ترین مسأله پیش‌روی آینده میان‌مدت اقتصاد کشور است، با اشاره به تقسیم‌بندی بیماری‌ها در علم پزشکی به دو دسته نهان و آشکار، اشتغال را بیماری نهان اقتصاد دانست که ممکن است ناگهان به صورت غافلگیرکننده ظاهر شود. او هم‌چنین با اشاره به تجربه کشورهای مصر و تونس و تحلیل وضعیت آن‌ها از زاویه بازار کار به این مسأله پرداخت که هر دوی این کشورها قبل از وقوع انقلاب دچار نرخ بیکاری بالا در جوانان تحصیل‌کرده بوده‌اند. او گفت: از این براي بیماری نهان اشتغال حائز اهمیت بالاست که ممکن است بیمار کاری انجام دهد که وضعیت بیماری‌اش را بدتر کند.

وي با اشاره به سرشماری‌های جمعیتی انجام شده در کشور و افزایش آن در دوره‌های مختلف به جهش رشد جمعیتی در فاصله 10 ساله بین 1355 و 1365 اشاره کرد و گفت: در سال 2010 به ازای هر یک نفر خروجی از بازار کار 5/5 نفر در سن ورود به بازار کار بوده‌اند که از این منظر بالاترین در دنیا هستیم. همین نسبت در سال‌های 2007 و 2008 به ازای هر یک نفر 7 نفر بوده است. اما افرادی که آماده ورود به بازار کار بودند ورود خود را به تعویق انداختند.

این كارشناس اقتصادي با بیان این که در ساختار اشتغال کشور ما بیش از 80 درصد نیروی کار فاقد تحصیلات عالی هستند گفت که در این بازار ظرفیت بالایی برای پذیرش نیروی کار تحصیلکرده در آموزش عالی وجود ندارد و انتظار این بوده که در فاصله سنی 20 تا 24 افراد زیادی جذب بازار کار شوند و درصد کمتری وارد آموزش عالی شوند.

نیلی در توضيح اين مطلب افزود: اما در اقتصاد ما اتفاق عجیبی افتاد. جمعیت فعال کشور یعنی افرادی که وارد بازار کار می‌شوند برحسب این که کار پیدا کنند یا نکنند با کاهش بسیار زیادی مواجه شده‌است. یعنی افرادی که انتظار می‌رفت وارد بازار کار شوند وارد نشده‌ و فشار را به سال‌های آینده منتقل کرده‌اند. یعنی در سال‌های پیش‌رو با یک قله در جمعیت ورود به بازار کار مواجه خواهیم بود. او افزود: زمانی که ما در سازمان برنامه بودیم و برنامه سوم را می‌نوشتیم ایجاد 750 هزار شغل در سال را برای یک دوره 10 ساله هدف‌گذاری کردیم تا بتوانیم از این قله‌ها عبور کنیم.

بهار نیز در عنوان خبر مرتبط با این گزارش، دو جمله مهم را برگزیده ‌که «از سال 85 تا 90 در اقتصاد ما شغلی ایجاد نشده است. در سال 95 از 4 تا 8‌میلیون بیکار در کشور وجود دارد». این روزنامه در این باره نوشته است: مشاور اتاق بازرگانی تهران گفت: ایران در سنین 15 تا 29 ساله بالاترین جمعیت را در جهان دارد، به‌طوری که از 14‌میلیون نفر در سال 1990 به 25‌میلیون نفر در سال 2010 رسیده است و همین عامل باعث کاهش رشد جمعیت در آینده می‌شود.

وی با تأکید بر این‌که در سال 1385 با کاهش پنج‌درصدی در ورود به بازار کار مواجه بودیم، اظهار داشت: در فاصله سال‌های 1385 تا 1390، اقتصاد ما شغلی ایجاد نکرده است و این نشان می‌دهد که افراد به این نتیجه رسیده‌اند تا با تحصیلات بالاتر وارد بازار کار شوند و همین عامل باعث افزایش تحصیلکرده‌های بیکار در کشور شده است. نیلی با تأکید بر این‌که نرخ بیکاری زنان در سال‌های 89 و 90 افزایش 10‌درصدی داشته است، اظهار داشت: وقتی به اقتصاد کشور فشاری وارد می‌شود، اولین جایی که این فشار را نشان می‌دهد، در بخش اشتغال زنان است و نکته دیگر این‌که متوسط درآمد شاغلان در این مدت نزولی بوده است.

عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با تأکید بر این‌که آموزش عالی ضربه‌گیر بازار کار، بازار مسکن و ازدواج شده است، گفت: آموزش‌عالی بیش از نیاز اقتصاد توسعه پیدا کرده است، رشد دانشجویان تناسبی با توسعه ندارد و در طول 20 سال تعداد دانشجویان، 13 برابر شده است و در شاخص‌های جهانی ایران بیشترین تعداد دانشجویان را در هر 100‌هزار نفر دارد.

وی افزود: در دنیا نسبت شاغلان به جمعیت 45‌درصد است، در کشورهای شرق آسیا به دلیل اشتغال زنان این نسبت 55‌درصد است، اما در ایران این نسبت 27‌درصد است، یعنی هر یک‌نفر نان‌آور 3/7 نفر است و در سرشماری سال 90 نسبت شاغلان به خانوارها تقریبا برابر است، یعنی به‌طور متوسط در هر خانواده یک‌نفر شاغل است.

وی در تشریح سناریوهای اشتغال‌ گفت: یک سناریوی بدبینانه می‌تواند این باشد که وضعیت اشتغال ادامه روند موجود باشد، سناریوی خوش‌بینانه می‌تواند این باشد که سالانه 455‌هزار شغل در کشور ایجاد شود و سناریوی بینابینی این است که سالانه 200‌هزار نفر شغل در کشور ایجاد شود. مسعود نیلی گفت: اگر امروز هر تصمیمی در اقتصاد گرفته شود، آثار خود را در بخش اشتغال بعد از سال 95 نشان می‌دهد و با ادامه روند موجود در سال 95 بین 5/5 تا هشت‌ میلیون نفر بیکار در کشور خواهیم داشت.

ائتلاف شكست

اعتماد با نام بردن از مؤتلفه و جامعه اسلامي مهندسين به عنوان حاميان جديد ولايتي نوشته است: ائتلاف بالاخره شكست. آن هم نه با داده‌ها و ايما و اشاره‌ها بلكه با سخنان صريح علي اكبر ولايتي. روز گذشته ولايتي عضو و باني ائتلاف 1+2 اصولگرايان درباره ديدار دوشنبه شب اعضاي ائتلاف پيشرفت با آيت‌الله مهدوي كني گفت: اعضاي ائتلاف توافق كردند تا آخر با جديت فعاليت خود را به موازات هم ادامه دهند و در نهايت دو نفري كه رييس جمهور نشدند به فرد پيروز كمك كنند.

اين اظهارنظر ولايتي پاياني بود بر ائتلاف ديني و اخلاقي سه اصولگرا كه قرار بود اگر كسي از آن تخطي كرد به گفته قاليباف مردم در دينداري اش شك كنند. قاليباف، حدادعادل و ولايتي به ديدار آيت‌الله مهدوي كني رفتند تا او ريش سفيدي كند و هزينه شكست ائتلاف را به دوش گيرد.

شرق نیز در این باره نوشته است: ولایتی، قالیباف و حداد به نفع یکدیگر کناره‌گیری نمی‌کنند. دومین تلاش اصولگرایان برای ائتلاف باز هم شکست خورد. پس از آنکه ائتلاف 2+3 (متشکل از متکی، باهنر، آل‌اسحاق، پورمحمدی و ابوترابی) با عنوان«ائتلاف اکثریت» نتوانست به دستاورد مشخصی برسد، حالا نوبت ائتلاف1+2 است که همان مسیر را طی کند. ائتلاف 2+3 با این پیش فرض شکل گرفته بود که چهره‌های اصولگرا، در کنار یکدیگر، به رقابت انتخاباتی بپردازند و نهایتا «هرکدام از آنها که بیشترین رای را در نظرسنجی‌ها داشته باشد»، به عنوان «خروجی ائتلاف»، کاندیدای نهایی باشد و بقیه به نفع او کنار بروند اما ثبت‌نام متکی و ابوترابی به صورت همزمان شکست را به این ائتلاف برد و در نهایت یکی از نامزدها تایید صلاحیت نشد و دیگری پیش از اعلام اسامی احراز صلاحیت‌شدگان کناره‌گیری کرد.

حالا نوبت به ائتلاف 1+2 (ولایتی  ـ  حداد ـ قالیباف) رسیده که آن هم پس از ماه‌ها تلاش برای وحدت، نتیجه‌ای جز شکست نداشته است و هر سه عضو این ائتلاف در انتخابات حضور خواهند داشت. آخرین امید برای خروجی این ائتلاف پادرمیانی آیت‌الله مهدوی‌کنی بود که به نظر می‌رسد آن هم نتیجه‌ای نداشته است. علی‌اکبر ولایتی از اعضای ائتلاف پیشرفت (1+2) می‌گوید: اعضای ائتلاف فعالیت خود را تا پایان انتخابات به موازات هم ادامه می‌دهند و هر یک از اعضای این ائتلاف که در انتخابات پیروز شد، از همکاری دیگر اعضا استفاده می‌کند. به نظر می‌آید ایجاد وحدت و اجماع میان اصولگرایان برای معرفی تنها یک کاندیدای ریاست‌جمهوری، بسیار سخت و دور از ذهن شده است و در بهترین حالت باید شاهد رقابت پنج کاندیدای اصولگرا در انتخابات آینده باشیم. این در حالی است که اعضای ائتلاف همچنان در لفظ، از پا بر جایی ائتلاف سخن می‌گویند.

اعتماد به نوشته جالبی از آيت‌الله حائري شيرازي اشاره کرده است که سوال اصلی مطرح شده در آن این است که: آيا اصولگرايان و اصلاح طلبان براي پرتاب كردن به هم چيزي باقي گذاشته اند؟

آيت‌الله محمدصادق (محي الدين) حائري شيرازي نماينده استان فارس در مجلس خبرگان در نوشتاري با عنوان «سخني چند با صاحبان اصلي انقلاب، مردم مبارز و هميشه در صحنه ايران اسلامي در رابطه با انتخابات پيش رو و خلق حماسه سياسي» بر ضرورت دوستي جريان‌هاي سياسي در كشور تاكيد كرد.

در بخشی دیگر از این نوشته آمده است: اي كاش ما هم مثل آن بچه بوديم و بي خيال از تهمت و افترا ادراك خود را بيان مي كرديم! در تعزيه يكي شمر و يكي امام حسين مي شود، مشكل ما اين است كه فعلاً اصولگرايان باورشان شده است امام حسين اند و طرف مقابل شمر است. اصلاح طلبان هم خود را كمتر از حسين بن علي و اصولگرايان حاكم را كمتر از يزيدبن معاويه نمي دانند! رقابت اجتماعي همان تعزيه است و لازمه تعزيه همان نقش است. باورمان باشد كه برادريم و بايد با كمك هم مشكلات را حل كنيم. خدا روزي كند همه آنچه را درك مي كنيم بگوييم نه اينكه از ترس افتادن پرچم عمار بودن از دست مان ادراكات مان را كتمان كنيم! كجاست عماري كه وحدت را فرياد كند و آتشي كه ظالم و مظلوم را مي سوزاند خاموش كند؟ فتنه حقيقي در حال حاضر احساس دشمني اصولگرا و اصلاح طلب است. پرچم مبارزه با وحدت را افراشتن به گمان ادامه راه عمار هم نوعي سقوط در فتنه است. در اين ميان آنكه عزت ظاهري به دست اوست در خطر بيشتري است چون ذلت باطنيه بيشتري بايد داشته باشد تا همه عزت ظاهري او در آن دفن شود و اما آنكه حاكميت در اختيارش نيست ذلت باطنيه كمي هم مي تواند عزت او را پوشش دهد.

همان گونه كه رهبر بزرگوار فرمودند: جهان در سر يك پيچ تاريخي است! در داخل هم هر طيف كه ذلت باطنيه او بر عزت ظاهريه اش غلبه كند صلاح او و ديگران است كه جلو بيفتد و هر كه ذلت باطنيه او براي پوشش دادن عزت ظاهريش كافي نيست ناچار بايد عقب افتد. زيرا همان مقدار كمبود ذلت باطنه عزت ظاهري را به خودپسندي و از آنجا به تملق باوري و از آنجا به محاصره شدن در متملقين و بدبيني شدن به خير خواهان مي كشاند چنين فردي رياست براي او زهر است و رياست او بر ديگران، نمي تواند مهلك نباشد و به همين دليل قران فرمايد «و تلك الايام نداولها بين الناس».

سپاه و انتخابات از سردار نقدی تا سردار سلیمانی

روزنامه‌ها امروز به سخنان انتخاباتی مرتبط با سرداران سپاه و بسیج نیز پرداخته‌اند. بهار نوشته است که سردار نقدی، رییس سازمان بسیج با اشاره به داشتن تذکر شفاهی گفته است:برای عدم دخالت در انتخابات تذکر مکتوب نگرفته ایم.

این روزنامه ادامه داده است: سردار شریف، حمایت یک «سردار» از «نامزد خاص» را تایید نکرد. البته تکذیب هم نکرد. با این‌که سردار شریف نه نام «سردار» را به کار برد و نه اسم «نامزد خاص» را، بیانیه دیروز روابط عمومی سپاه تنها دو نام را به خاطر می‌آورد. «سردار» قاسم سلیمانی و «سردار» سابق- نامزد فعلی محمد‌باقر قالیباف. سردار شریف حتما متوجه تفاوت بار حقوقی دوعبارت «تایید نکرد» و «تکذیب کرد» هست که سخنان روز یکشنبه امام‌جمعه کرمان درباره حمایت سردار قاسمی از محمد‌باقر قالیباف را «تکذیب نکرد»، تنها آن را «تأیید نکرد».

دوشنبه گزارش دیدار محمدباقر قالیباف با آیت‌الله سیدیحیی جعفری، نماینده ولی‌فقیه و امام‌جمعه کرمان، منتشر شد. این دیدار یک نکته مهم داشت. سیدیحیی جعفری، امام‌جمعه کرمان، شهر زادگاه «سردار» قاسم سلیمانی، خبر از حمایت این فرمانده سپاه و فرمانده نیروی قدس سپاه، از یک «نامزد خاص» داد، اما امام‌جمعه نام «نامزد خاص» را با صراحت ویژه روحانیان به زبان آورد. سردار، دکتر، پاسدار، کاپیتان محمد‌باقر قالیباف. به گفته امام‌جمعه کرمان، «سردار» حاج قاسم سلیمانی یک‌شب به او و مهندس سیف‌اللهی گفته است که به قالیباف رای می‌دهد. امام‌جمعه هم در تایید گفته‌های «سردار» پاسخ داده: «من هم به قالیباف رأی خواهم داد‌».

گزارش دیدار قالیباف با امام‌جمعه کرمان و خبر حمایت «سردار» قاسم سلیمانی از قالیباف برای پیروزی در انتخابات، در تعارض با خبری بود که باهنر روز شنبه به اعضای جامعه اسلامی مهندسین داده بود. به گفته باهنر، مقام معظم رهبری در آستانه یازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری دستورالعمل مکتوبی به سپاه و بسیج فرستاده‌اند و آن‌ها را از این‌که به صورت سازمانی در انتخابات از کسی حمایت کنند، منع کرده‌اند. با وجود این دستورالعمل مکتوب، باهنر خبر از حمایت‌های بعضی از اعضای سپاه و بسیج داد و گفت: «از دل دوستانمان در سپاه و بسیج خبر داریم که دنبال آقای قالیباف هستند.» حمایت سردار سلیمانی از سردار سابق-نامزد فعلی انتخابات را، با خوشبینی، می‌توان مربوط به گذشته دانست، اما تکرار نقل ‌قول سردار سلیمانی درباره «رأیی که به قالیباف خواهد داد»، آن هم از سوی امام‌جمعه کرمان، تایید خبری است که باهنر از دل اعضای سپاه و بسیج دارد.

پیش از آن‌که منتقدان فرصت پیدا کنند، خبر حمایت «سردار» قاسم سلیمانی از قالیباف را در تضاد با دستورالعمل مقام معظم رهبری برای عدم ورود سازماندهی ‌شده نیروهای مسلح به انتخابات، ارزیابی کنند، «سردار» نقدی به آنان پاسخ داد. دیروز، یعنی یک روز پس از انتشار گزارش دیدار قالیباف و امام‌جمعه کرمان، سردار محمدرضا نقدی در پاسخ به سوالی درباره وجود دستورالعمل کتبی مقام معظم رهبری برای منع ورود سازماندهی‌شده سپاه و بسیج به انتخابات‌، به مهر گفت: «این‌که رهبر معظم انقلاب بخشنامه کرده باشند صحت ندارد و این‌گونه نبوده است، بلکه ایشان به صورت شفاهی در این‌باره تذکراتی دادند.» نقدی، رییس سازمان بسیج مستضعفین، نقش بسیج در انتخابات را بیان‌کردن خصوصیات نامزد اصلح خواند، اما بین دستور کتبی با دستور شفاهی مقام معظم رهبری، تفاوتی وجود ندارد و نیرو‌های مسلح باید پیرو خواسته‌های ایشان از ورود این‌گونه به مقوله انتخابات خودداری می‌کردند.

روزنامه ایران نیز به این مسأله با تیتر «حمايت حاج قاسم سليماني از قاليباف را تكذيب نكردم» اشاره کرده است و نوشته: مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران گفت: بيانيه سپاه درباره موضع‌گيري فرماندهان سپاه به‌صورت كلي بيان شد و ناظر به مصداق و شخص خاصي نبوده است. سردار رمضان شريف در پاسخ به اين سوال كه در برخي پايگاه‌هاي خبري به نقل از شما آمده است كه حمايت حاج قاسم سليماني از قاليباف را تكذيب كرده‌ايد، تصريح كرد: بنده هرگز چنين عبارتي را به كار نبرده‌ام و اين امر برداشت اشتباه رسانه‌ها بوده است.سخن ما كلي و درباره عدم ورود سازماني سپاه در انتخابات بود. مسئول روابط عمومي سپاه افزود: همه رسانه‌ها را به رعايت اخلاق انتخاباتي و دقت نظر در انعكاس نقل قول‌ها و بيانيه‌ها توصيه مي‌كنيم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟