صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نقش رسانه‌های آلترناتیو در جریان غزه

ابوالفضل فاتح
کد خبر: ۳۲۱۲۹
| |
6921 بازدید
از جنگ‌ جهاني اول و دوم گرفته تا ويرانگري‌ ابرقدرت‌ها در ويتنام و افغانستان، از نسل‌کشي‌هاي بالکان، از ده‌ها سال رنج و درد ملت بي‌پناه و مظلوم فلسطين و به خاک و خون کشيده شدن غير نظاميان و زنان و کودکان بي‌دفاع صبرا، دير ياسين، شتيلا، قانا و جنين تا جنگ 33 روزه لبنان، از کشاندن نبردها به منازل مسکوني و موشک باران شهرها و هدف قرار دادن تاسيسات شهري و مردم بي‌دفاع ايران توسط ارتش متجاوزعراق تا فاجعه حلبچه، همه و همه کشتار‌ها و خون ريزي‌هاي بي‌حساب را در جريان منازعات منطقه‌اي و فرا منطقه‌اي شاهد بوده‌ايم. ليکن نوع و ميزان واکنش افکار عمومي به هر يک از حوادث ياد شده به شدت تحت تأثير چگونگي هم‌پيماني قدرتها يا تنازع آنها در برهه‌هاي زماني مختلف بوده است. هر زمان قدرت‌هاي جهاني در پديداري فاجعه هم پيمان بوده و اشتراک منافع داشته‌اند، رسانه‌‌هاي مسلط جهاني به آرامي و اغماض و سکوت از کنار دهشتناک‌ترين فجايع گذشته و کمتر افکارعمومي را باخبر نموده‌اند.
 
نمونه بارز اين بي‌عدالتي و رفتار غيرحرفه‌اي و مغاير با اخلاق رسانه‌اي پذيرفته شده در کنوانسيون‌هاي بين المللي در مواجهه با حجم وسيع کشتار مردم بي‌دفاع ايران و عراق به دست رزيم جنايتکار صدام ديده مي‌شود که در سانسور خبري رسانه‌‌‌هاي مسلط جهاني کسي را چندان تکان نمي‌دهد يا حتي حلبچه با همه‌ي عمق و سياهي فاجعه به تعارف مي‌گذرد. اما اگر حادثه با منافع يکي از قدرتها به ويژه غربي ناسازگاري داشته به عنوان نمونه حوادث گرجستان عليرغم همزماني با بازيهاي المپيک 2008 پکن، موضوع به سرعت به تيتر اول رسانه‌ها جهان تبديل و تلاش شده تا به شدت افکار عمومي جهان به آن معطوف شود.

غزه از جمله فجايع و تراژدي‌هاي دست ساخت بشر مدعي مدرنيسم است که به دليل شرايط زماني که جهان مواجه با تغييرات فراوان در عرصه سياست و خلأ تصميم‌گيري بود و همچنين به دليل هم‌پيماني بسياري از قدرت‌هاي جهاني و منطقه‌اي در همراهي با اشغالگران قدس شريف مي‌توانست به سرنوشتي چون حلبچه دچار شود وتا مدتها در غبار بي‌خبري و سکوت باقي بماند. همزباني کشورها و رسانه‌‌هاي غربي و ساختار معيوب سازمان‌هاي بين‌المللي به نفع اشغالگران صهيونيست بر کسي پوشيده نيست، همين گونه است وضعيت بسياري از دولت‌هاي بي‌عمل و وابسته کشور‌هاي اسلامي نظير مصر و سعودي که در بلوک سازش قرار گرفته‌اند. رژيم اشغالگر نيز منطقه غزه را منطقه بسته‌ي نظامي اعلام کرده و حتي رسانه‌ها غربي مثل بي‌بي سي هم اجازه‌ي ورود به منطقه و پوشش خبري را ندارند، مگر تحت فرماندهي و هدايت ارتش اشغالگر. حال چگونه است که غزه، حلبچه نمي‌شود و فراتر ازواکنش‌ها به جنگ لبنان، حتي افکارعمومي بسياري از ملت‌هاي غير اسلامي و دولت‌هاي سکولاررا نيز چنين تحت تاثيرعميق قرار مي‌دهد.

پاسخ سوال فوق علاوه بر بيداري ملت‌ها و وقوفشان به توجيهات و توطئه‌هاي قدرتها، در تحول رسانه‌اي جهان و ويژگي‌هاي امروز ارتباطي منطقه خاورميانه نهفته است. خاورميانه به لحاظ رسانه‌اي تحول چشمگيري از خود نشان داده است. رسانه‌ها‌ي منطقه قدرتي فرامنطقه‌اي پيدا کرد‌ه‌اند و توانسته‌اند دست‌كم در اين موضوعات که رسانه‌هاي غربي به دلايل سياسي و سنتي چندان قدرت مانور ندارند، به شدت رسانه‌هاي مسلط جهاني را به چالش بکشند و ويژگي‌هاي حرفه‌اي تاثيرگذارتري از خود بروز دهند.

به عنوان مثال شبکه‌هاي تلويزيوني الجزيره، المنار، العالم، پرس تي وي، و ... به رغم ضعف‌ها با پوشش زنده و شبانه روزي خود از غزه و تصاوير جنايات جنگي شرايط جديدي ايجاد کرده‌اند که تحت فشار قرار دادن المنار در مصر و العالم و پرس تي وي در غزه و تخريب دفاتر اين دو رسانه را نيز بايد در راستاي خشم از اين تاثيرگذاري ارزيابي کرد. اينترنت دنياي ارتباطات را تغيير داده و ديگر صرفا اين قدرتها نيستند که درباره جريان خبر حداقل در اين گونه موارد تصميم مي‌گيرند. حتي رسانه‌هاي غربي نيز ديگر نمي‌توانند به همان روش گذشته ادامه دهند. رسانه‌هاي انگليسي زبان منطقه ادبيات جديدي را به فضاي رسانه‌اي غرب افزوده‌اند و بسياري از مردمان اين کشورها خواهان اطلاعات دقيقتر و کاملتري از رويدادها هستند و دست كم در اين گونه رخدادها ديگر اعتماد مطلق گذشته را به رسانه‌هاي مسلط خودشان ندارند.

همين چند روز پيش هزاران تن در انگلستان با انتقاد شديد از «بي‌بي‌سي» فرياد شرم بر تو اي «بي‌بي‌سي» سر دادند و از اين بنگاه رسانه‌اي مي‌خواستند که حقيقت را بگويد. بنابراين اين رسانه‌ها نيز براي واگذار نکردن ميدان رقابت به رسانه‌هاي نوظهور رقيب يا به منظور راضي نگه داشتن ماليات دهندگان خود، ناچارند به هر طريق ممکن حداقل بخشي از واقعيتها را منتشر نمايند ولو آنکه بخواهند درلابلاي تحليل‌هاي جهت دار خود و فرصت‌هاي بي‌شماري که در اختيار سران رژيم اشغالگر مي‌‌گذارند و با سانسور شديد ديدگاه‌هاي مقاومت فلسطين واقعيت‌هاي تلخ و سياه غزه را توجيه نمايند و جنايات ماشين جنگي اشغالگران را دفاع از خود معرفي نمايند و هرگز نپرسند که براستي اگر به فرض مثال ملت انگلستان يا هر يک از ملت‌هاي غربي ديگر ده‌ها سال تحت اشغال بودند و ده‌ها هزار تن از مردمانشان بيگناه کشته شده يا به اسارت مي‌رفتند و اگر سالها محاصره بودند و در معرض گرسنگي و تشنگي و تحقير، به راستي با اشغالگران چه مي‌کردند و تا چه اندازه از امنيت شهروندان ارتش اشغالگر سخن مي‌گفتند که امروز از مردمان غزه انتظار مدارا دارند و آنان را به اتهام بي‌ثبات کردن امنيت شهروندان ارتش اشغالگر مستحق چنين بي‌رحمي و کشتاري مي‌دانند.

واکنش‌هاي مردمي در اقصي نقاط جهان ودر همين کشور‌هاي غربي نشان داد که همان ميزان خبر و تصوير که از سيستم فيلترينگ رسانه‌ها عبور و در اختيار مخاطبان قرار گرفت، کافي بود که جهان را تکان دهد. رسانه‌ها هر تحليلي مي‌خواهند داشته باشند، مهم اصل خبر است که افکارعمومي جهان از آن مطلع شده و اساس تحليل مخاطبان را تشکيل داده است که البته بسيارمتفاوت ازتحليل و خواست دولتها ، قدرت‌ها و رسانه‌هاي مسلط است. آلام و مظلوميت فلسطينيان، تشنگي و گرسنگي روز افزون، تن‌هاي پاره پاره از آتش مستقيم هواپيماها و تانك‌ها و بمب‌هاي فسفري و فوق مدرن، قلب‌هاي پاره شده‌ي کودکان بي‌پناه از گلوله‌ي مستقيم اشغالگران، چهره‌ي رنجديده اما مقاوم ، خاکستر ويراني ‌هاي غزه و خون بر زمين ريخته مردمي که سالها تحت اشغال بوده و با دست خالي در معرض بي‌رحمي ارتشي سرتا پا مسلح و ويرانگرقرار گرفته‌اند، همان ميزان که به رسانه‌ها راه يافت، خبر از ددمنشي بي‌حد و توحش مدرن اشغالگران صهيونيست و ادعاهاي دروغين حاميان آن‌ها مي‌داد که خارج از تحمل عواطف و احساس مردم عادي از هر کيش و مسلکي است.

از اين روست که ليوني وزير خارجه اشغالگران از کانال تلويزيوني الجزيره مي‌خواهد تا از انتشارفيلم و تصاويرعملکرد اشغالگران خوداري کند تا آنان بتوانند ماموريت ضد بشري خود را به بدون حساس کردن افکار عمومي جهانيان به انجام برسانند. شايد برخي از صحنه‌ها و تصاوير بسيار تکان دهنده و خارج از تحمل مخاطب باشند، اما فاجعه آنقدرعظيم است که نمي‌توان آن را به تصوير نکشيد و جهانيان را هشيار نکرد. اين همان چيزي است که اشغالگران به شدت از آن واهمه داشته و سعي در سانسورحقيقت و اصلاح چهره‌ کريه و رسوا شده خود دارند.

ليوني مي‌خواهد که تصاوير اطفالي که به مرگ لبخند زده‌اند منتشر نشود. ليوني مي‌خواهد که تصاوير قربانياني که سرهايشان با راکتهاي هوشمند از تنشان جدا شده است نشان داده نشود تا همچنان خود را به جهان قرباني معرفي کنند، اما نمي‌تواند. چرا که در دنياي جديد ارتباطات، رسانه‌هاي نوظهور و آلترناتيو منطقه‌اي، تسلط رسانه‌هاي صاحب سبک و مسلط غرب را عملا به چالش کشيده‌اند و مخاطبين قدرت يافته‌اند که اطلاعات را آنچنان که مي‌خواهند به گردش درآورند، نه آنچنان که صرفا رسانه‌ها مسلط تعبير، تفسير و ديکته مي‌کنند. اکنون هر رسانه منطقه‌اي و محلي يا هر سايت، وبلاگ، پيامک و ايميلي مي‌تواند نقشي تأثيرگذار ايفا نمايد.

در کنار سازوکار رسانه اين محتوا و عناصر پيام است که نقشي جدي ايفا مي‌کند. اين که رسانه‌‌هاي آلترناتيو فضاي جديدي ايجاد کرده‌اند، همواره مورد قبول بوده همچنان که در جنگ دوم خليج فارس يا انتخابات اخير آمريکا شاهد بوديم، اما اينکه بتوانند تسلط رسانه‌هاي اصلي و رسمي جهان را بشکنند مورد سوال بوده است. ماجراي غزه نه تنها از منظر انساني، بلکه از منظر رسانه‌اي به ويژه نقش رسانه‌هاي آلترناتيو و تأثير تصوير که خود رسانه‌اي مستقل است نيز اتفاق مهمي در جهان رسانه است.

در عين حال به رغم واکنش مثبت تعداد قابل توجهي از دولت‌هاي نسبتا مستقل، ممکن است رسانه‌ها و افکار عمومي تاثير تعيين کننده مورد توقع بر ساخت فعلي قدرت و نظام غير عادلانه تصميم گيري در جهان به ويژه در پايان عادلانه به تراژدي غزه را در حال حاضر مشاهده نکنند و سياستمداران دولت‌هاي بزرگ و هم‌پيمانانشان درلابلاي تعارفات ديپلماتيک، کم اعتنا به حساسيت‌هاي رو به گسترش مردمي و رسانه‌اي، همچنان راه گذشته خود را پيموده و به راه حل‌هايي کمتر از حمايت نهايي از جريان سلطه و اشغال و سازش راضي نشوند؛ همچنان که در جريان تصويب قطعنامه غير منصفانه سازمان ملل به رغم خيزش مردمي در سطح جهان شاهد بوديم. اما بي‌ترديد تا همين جا نيز نشانه‌هاي تاثير گذار جريان جديد رسانه بر افکار عمومي و نظام تصميم سازي آشکارشده است. اگر جريان رسانه‌هاي آلترناتيو شاخصه‌هاي متمايز گفتماني خود را حفظ نموده و تداوم بخشند، مي‌توان انتظار داشت که همبستگي معنوي ملتها، آرايش فکري و متعاقبا نظام و جغرافياي سياسي آينده به ويژه در منطقه به شکل معنا دارتري از عملکرد و گفتمان رسانه‌ها نوظهور جهاني و منطقه‌اي و افکار عمومي تاثير پذيرد و از سوي ديگر رسانه‌هاي مسلط فعلي جهاني وادار به تغيير مشي يا دچارچالش جدي با اعتماد مخاطبان خود شوند.

Palestinian children killed by Israeli fire in Gaza -IMEMC
از نقش تصوير در پيام رساني فاجعه غزه سخن به ميان آمد. همزماني هجوم به غزه با دهه محرم و برخي شباهت‌هاي فاجعه غزه با کربلاي حسيني مرا وا مي‌دارد تا کمي هم از روشهاي ارتباطي به ويژه نقش تصوير و سمبل‌ها در پيام رساني حادثه كربلا بگويم.

وقتي پس از مصيبت عظماي عاشورا، سرهاي مبارک شهيدان را به نيزه و کاروان اسرا را از شهري به شهري روانه کردند، در حقيقت يزيديان به دست خود مردمي را که چندان از ماجرا با خبر نبودند به آنچه گذشته بود واقف نمودند. شايد برخي هلهله و شادي کرده باشند، اما در ذهن بسياري اين سوال جرقه زد که اين سر‌هاي به نيزه و اين کاروان اسير، کي‌اند و چرا با آنان چنين شده است؟ خطبه‌ي زينب کبرا (س) در مجلس يزيد نقطه عطف ديگري در پيام رسا ني عاشوراست. پس از آن، سالها عزاداري ممنوع مي‌شود اما امامان شيعه از هر فرصت و سمبل مناسبي براي يادآوري فاجعه بهره مي‌گيرند. اينجاست که امام زين العابدين (ع) علاوه برروش‌هاي تحليلي و تبييني ازعنصر دعا و سمبل اشک همه جا بهره مي‌گيرند و يا حتي به هنگام ذبح گوسفندي از تشنگي حيوان در حال ذبح پرسش مي‌کنند.

روضه‌هاي شيعه سراسر معنا، رنگ، تصوير، سمبل، اشک و عاطفه است. هيئتها و تکيه‌ها همين گونه‌اند. در روضه‌ها تلاش مي‌شود صحنه صحنه و لحظه به لحظه‌ي آنچه درکربلا و روز عاشورا گذشته است، تصوير و در ذهن مخاطب شبيه سازي و شبيه خواني شود. درمکتب عاشورايي، در تکايا و حتي نذري‌ها عنصر رنگ و نشانه وسمبل نقش‌هاي ويژه‌اي دارند. طبيعتا براي پيروان اهل بيت (ع) و وجدان‌هاي بيدار شنيدن و يادآوري بسياري از صحنه‌هاي کربلا غير قابل تحمل است، اما همچنان که عرض شد عظمت فاجعه و ضرورت وقوف به چرايي آنچه بر پاره تن پيامبر(ص) و خاندان شريفشان گذشته از چنان اهميتي برخوردار است که ديگردر توصيف قصاوت يزيديان نمي‌توان بيش از اندازه ملاحظه جنبه‌هاي عاطفي مخاطب را نمود. بي‌ترديد ره يافتن به فلسفه قيام اما حسين (ع) و ياران با وفايش مبناي عزاداري هاست، اما ابتدا بايد با همين شبيه سازي ها، تصويرسازي‌ها و سمبل‌ها ذهن مخاطب را با اين سوال مواجه نمود که چرا چنين ستمي بس عظيم بر خاندان پيامبر روا شده است؟

علاوه بر ارزش‌هاي معنوي و بسيار فراوان عزاداري‌ها از جمله شبکه اجتماعي و خودجوش آن که سهمي بي‌نظير در حفظ و صيانت از ارزشهاي والاي ديني و انساني دارد، شايد ازديگر دلايل تاکيد امام عظيم الشان انقلاب بر عزاداري‌ها و اين که مي‌فرمايند بايد سنت‌هاي آن حفظ شود ازهمين منظر نشانه شناسي و تاثيرآن بر شناخت معنا باشد. فرزندان ما از مسير همين تصويرسازي‌ها، سمبل‌ها، رنگ‌ها، اشک‌ها و عاطفه‌ها است که با شبکه اجتماعي و دسته جات عزاداران سيد الشهدا (ع) و به تدريج به فلسفه قيام آن حضرت پيوند مي‌خورند.

محاصره، تشنگي، تنهايي، دست‌هاي تهي، اسارت، شهادت علي اصغر گونه کودکان، استقامت زينب گونه زنان، دلهاي مالامال از ايمان و وفاي ياران، بي‌وفايي مدعيان اسلام و صلح، شقاوت اشغالگران ، خانه‌هاي سوخته، همراهي آخوندهاي درباري و سکوت روشنفکرنمايان و ... همه و همه تداعي معاني وقايع کربلا و عاشورا است. امروز يا فردا، دير يا زود ماجراي غزه پايان مي‌يابد. غزه پاره تن اسلام است. بايد ماجراي غزه و کودکان آن را با عاشورا پيوند زد و آن را در هر کوي برزن و در هر فرصت و مناسبت در طول زمان گسترش داد و در روايت مقاومت و انعکاس تراژدي غزه و وقايع امثال آن هر چه مي‌توان از همين عناصر و سمبل‌ها در اطلاع‌رساني بهره برد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۴ - ۱۳۸۷/۱۱/۰۵
یا سلام من از سایت محترم تابناک تقاضا دارم خبر تصویری 3 کودک فلسطینی را که بصورت ناباورانه ای زیبا مستدل محکم منطقی و تاثیر گذار در دل آتش سخن گفتند را در سایت قرار دهد بسیاری علاقمندند آنرا دانلود کنند. یکی دخترکی که دو پایش را از دست داده بود و یکی پسربچه ای که دو چشمش از بمبهای فسفری کاملا از بین رفته بود و دیگری پسر بچه ای که چون دلیران ستم شناس رژیم صهیونیستی و حامیانش را به محاکمه کشیده بود با تشکر
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟