صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مصطفوي: خيلي فشار روي‌ام بود

کد خبر: ۳۲۰۸۰
| |
1736 بازدید

داريوش مصطفوي پس از گذشت تنها هفت ماه فعاليت در سمت مديرعاملي باشگاه پر طرفدار پرسپوليس تهران از اين استعفا داد. او در اين گفت‌وگو از علل اين برکناري و مشکلات ريشه دار فوتبال ايران مي‌گويد.

به گزارش ايسنا، داريوش مصطفوي دوشنبه گذشته پس از گذشت تنها هفت ماه فعاليت در سمت مديرعاملي باشگاه پر طرفدار پرسپوليس تهران از اين سمت استعفا داد.

او که يکي از چهره هاي سرشناس فوتبال ايران محسوب مي‌شود و پس از انقلاب دو دفعه نيز رياست فدراسيون فوتبال ايران را بر عهده داشت، در گفتگو با بخش فارسي دويچه وله از علل برکناري خود و گرفتاري‌ هاي ريشه دار فوتبال ايران سخن مي‌گويد.

* آقاي مصطفوي چه عللي باعث استعفاي شما از سمت مديرعاملي باشگاه پرطرفدار پرسپوليس تهران شد؟

من هميشه با فوتبال بوده‌ام. من حدود چهل سال است که با فوتبال هستم و سي سال هم هست که در سطح مديريت فوتبال دارم کار مي‌کنم. بعد از اين که پس از صعود به جام جهاني 98 از فدراسيون فوتبال كنار رفتم، يک بار هم دبير موقت شدم که در آنجا هم مشکلاتي براي من درست شد. ولي به هر صورت ماندم، چون علاقه دارم به فوتبال، علاقه دارم به مملکتم و مي‌خواهم که اين فوتبال جلو برود. ولي ديگر بعد از 64 سال احساس کردم در اين هفت ماه كه در باشگاه پرسپوليس بودم، کارها دارد روز به روز سخت‌تر مي‌شود و ما نمي‌توانيم خودمان باشيم و نمي‌توانيم کار بکنيم و حتما بهتر از ما هستند که دارند مي‌آيند و کار مي‌کنند. ولي به هر صورت ما با فوتبال هستيم، علاقمند هستيم و اميد هم داريم که فوتبال مملکتم با همه‌ي اين گرفتاري‌ها به جلو برود.

* در باره‌ي اين گرفتاري‌ها و مشکلاتي که الان به آن اشاره کرديد، لطفا کمي شفاف‌تر توضيح بدهيد؟

من فکر مي‌کنم بعد ازاين همه کار و کوشش، بازيکن تيم ملي بودن، بردن تيم به جام جهاني و بردن تيم به جام ملتهاي آسيا و به آن شکل که حق ما را عربها خوردند و سوم شديم و قهرمان کردن باشگاههاي پيروزي و استقلال و پاس در مسابقات آسيايي، همه‌ي اينها، فاکتورهاي لازم را براي اينکه آدم بتواند يک باشگاه و نه تنها يک باشگاه، بلکه همه‌ي باشگاه‌ها را اداره بکند دارد. ولي اختلاف سليقه هم هست. در همه‌ي دنيا هم اختلاف سليقه هست و ما هم اختلاف سليقه داريم. ولي اختلاف سليقه‌ي ما آن جوري نبود که فني باشد. به هر صورت همان طرفداران کوچک هستند که مانع حرکت ما به سمت جلو مي‌شوند و به هر جهت هدايت هم مي‌شوند، طرفداري هم مي‌شوند و حتي مي‌توانم به شما بگويم که تامين هم مي‌شوند که آدمهايي مثل ما نتوانند کار کنند و کنار بروند. من پيش خودم شرمنده نيستم. آن چيزي که در چنته داشتم عرضه کردم. خيلي طاقت آوردم، خيلي فشار روي‌ام بود. ولي به‌خاطر مملکت، به خاطر وجود جواناني که در مملکت دارند زندگي مي‌کنند، به خاطر علاقمندان، به خاطر هواداران همه‌ي مصائب را تحمل کردم، ولي ديگر نشد. اميدوارم کساني که مي‌آيند، بتوانند کار بهتري از ما انجام بدهند.

* در اينجا اجازه بدهيد مقايسه‌اي ميان دو تيم پرطرفدار آلمان و ايران، يعني بايرن‌مونيخ و پرسپوليس، کنيم. تيم بايرن‌مونيخ هم شروع ضعيفي در اين فصل فوتبال بوندس ليگا داشت و مانند پرسپوليس مدافع عنوان قهرماني جام باشگاههاي کشور بود. اين شروع ضعيف بايرن‌مونيخ موجب به وجود آمدن موج شديد انتقادات طرفداران و کارشناسان شد. اما تيم بايرن‌مونيخ در طول هفته‌هاي پاياني نيم فصل رفت به حالت انسجامي‌اش مجددا بازگشت. در اين مقايسه شما چه فرق‌هاي مشهودي را با پرسپوليس مي‌بيند و چه نکات مشابهي را هم در اين ميان پيدا مي‌کنيد؟

سيستم مديريت در کشورهاي اروپايي براي فوتبال با توجه به قدمت‌شان، با سيستم مديريت در مملکت ما خيلي فرق دارد. باشگاههايي مثل بايرن‌مونيخ را فوتباليست‌هاي قديمي، پيشکسوتان قديمي و تحصيلکردگان فوتبال قديمي اداره مي‌کنند و مي‌چرخانند. اينها، مثل فرانتس بکن‌بائر و يا بازيکناني که در گذشته بودند و الان هيئت رييسه باشگاه بايرن‌مونيخ هستند، همه يکي هستند. همه يد واحدي هستند. اگر 5 نفر باشند، هر 5 نفرشان يک جور فکر مي‌کنند، چون فوتبالي هستند. ولي در باشگاههاي مملکت ما اين طور نيست. سيستم مديريت يک باشگاه با سيستم مديريت باشگاههاي ديگر فرق مي‌کند. سيستم‌هاي مديريت دو سيستم متفاوت است. سيستم مديريتي که در داخل مملکت ما باشگاهها را اداره مي‌کند، از نظر فوتبالي سيستم مديريت قوي نيست. ممکن است سياسيون بيايند و کارها را بگيرند و کار کنند. ولي در آن هيئت رييسه که من بودم، نمي‌توانم به شما بگويم که افراد فوتبالي قوي‌اي بودند. شما مي‌دانيد که براي اينکه فوتبال مملکت جلو برود و پيشرفت کند، بايد براي باشگاهي مثل پرسپوليس چيزي حدود 20 ميليارد تومان در سال هزينه بشود. بخصوص که باشگاه پرسوليس هم امسال مي‌خواهد در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا بازي کند. اما به هر صورت ما موفق بوديم. به جز اين دو بازي آخر ملوان و ذوب آهن که من کمتر وقت کردم با بچه‌ها و مربيان و اعضاي کادر فني جلسه بگذارم، بچه‌ها بسيار ضعيف ظاهر شدند و در دو بازي ملوان و ذوب آهن در حد تيم پرسپوليس نبودند، باقي بازيها را هم من مسئوليت‌اش را قبول مي‌کنم و بسيار قوي ظاهر شديم. به هرجهت مسئله‌ي داوري و سليقه هم هست. داوران ما اشتباه مي‌کنند، ولي خلاف نمي‌کنند. در مملکتي که 18 تيم دارد و همه بجز ملوان و ابومسلم و استقلال اهواز، همگي از نظر مالي از ما قوي‌تر هستند، ما بسيار خوب کار کرديم و از تاريخ دوم تيرماه سال گذشته تا دوشنبه که من مشغول به کار بودم، چيزي حدود شش ماه و خرده‌اي من بسيار راضي هستم. منتها شما مي‌دانيد که فوتبال يک جريان سيال است. امروز را مي‌طلبد. نخوانده آدم نمي‌تواند استاد دانشگاه بشود. اين گله را من از فدراسيون فوتبال هم دارم که جوانهايي مثل پيرواني، قلعه‌نويي يا افرادي مثل اينها را به کشورهاي خارج نمي‌فرستد، به دور‌ه‌هاي مربي‌گري طولاني‌ مدت نمي‌فرستد و آن چيزي که را مربيان ما مي‌دانند، از خودشان مي‌دانند. از علمي‌ست که از تلويزيون مي‌گيرند، از مطالعه‌ي کتابهايشان مي‌گيرند. در تيم‌هاي بزرگي مثل بايرن‌مونيخ حضور نيافته‌اند، در کنار مربيان بزرگ نبوده‌اند. به هر صورت همين که مي‌بينيد، نتيجه‌ي خون دل خوردنها، زحمات و کوشش‌هاي آدمهايي مثل من و امثال من است. اگر ما هم نباشيم ممکن است همين فوتبالي هم که شما داريد درباره‌اش صحبت مي‌کنيد، اين هم وجود نداشته باشد.

* يکي از عملکردهاي شما که در دوران فعاليت‌تان مورد انتقاد قرار گرفت، آوردن مجدد افشين قطبي با يک رقم نجومي و رکوردي به سمت سرمربي‌گري پرسپوليس بود. در اين مورد چه چيزي مي‌توانيد بگوييد؟

ما قطبي را در دو شخصيت، در دو وجه مي‌توانيم مطالعه بکنيم. آن قطبي که در سال گذشته به مملکت ما آمد، زحمتي بود که کاشاني کشيد. قطبي را در آن زمان کسي نمي‌شناخت و مي‌دانيد که مربي که گمنام باشد و تيم‌اش را قهرمان نکرده باشد، يک هزينه برمي‌دارد و وقتي که آمد توي اين مملکت و معروف شد، قراردادش چيز ديگري خواهد بود. کل پولي که به قطبي داديم چيزي حدود 700ميليون تومان بود يعني چيزي حدود 700 هزار دلار و اين پول، نه هزينه‌ي نجومي است، نه قرارداد بزرگ. اکثر مربيان ما در داخل مملکت هم همين حدود هزينه‌ها را دارند. بنابراين، اين ساخت و پرداخت روزنامه‌هايي‌ست که دوست نداشتند داريوش مصطفوي و قطبي در اين ماجرا ثابت باقي‌ بمانند. اين طور نبود. قطبي هم آدمي بود، انسان شريفي بود. طاقت نياورد. خيلي جاها اذيتش كردند و او هم رفت. دلش مي‌خواست برود و رفت. ما هم اصراري به ماندن ايشان نکرديم. ولي اين که مي‌گويند رقم‌هاي نجومي وسنگين، اين طور نيست. به خدا اين طور نيست. من داخل اين مملکت هستم و مي‌توانم با اسناد هزينه، با شما صحبت کنم. ما که در هيچ جاي اين مملکت نه پارتي داريم و نه دوستاني که بتوانند از ما دفاع بکنند. آن چه هست امروز، يک حمله‌ي سنگيني بود که به قطبي و من وارد شد و تا حدودي هم موفق شدند و به هر صورت بايد در آينده ديد که چقدر موفقيت در اين امر نصيب کساني بوده که به ما حمله کردند.

*يکي ديگر از موارد انتقاد از شما اين بود که خيلي‌ها مانند فرشاد پيوس، ملي‌پوش پيشين فوتبال ايران گفته بودند چه طور مي‌تواند يک شخص استقلالي آبي‌پوش مانند داريوش مصطفوي در سمت مديرعاملي رقيب ديرينه، يعني پرسپوليس، انجام وظيفه کند!

من جواب اين بچه‌ها را نمي‌توانم بدهم. شما مي‌دانيد که ما مدير ملي هستيم. وقتي من رييس فدراسيون بودم بيست باشگاه مثل پرسپوليس زيردست من بوده و من با آنها کار مي‌کردم و تعامل داشتم. اگر اين همه پيشکسوتهاي پيروزي بخواهند همه‌شان سرمربي و مربي باشند، اين جريان امروز بوجود مي‌آيد. به نظر من اين انتقاد بسيار خوب است، ولي يکبار. اگر هر روز ما روزنامه‌ها را بازکنيم و اين حرفها باشد، ديگر انتقاد نيست و غرض‌ورزي است و من حاضر نيستم جواب کسي را بدهم، چون شأن و شخصيت من بالاتر از اين حرفهاست که جواب کساني را بدهم که درکي صحيح از مسئله‌ي فوتبال ندارند يا با غرض‌ورزي اين حرفها را مي‌زنند. يک مقدار مسئله شخصي مي‌شود. بنابراين ضمن رعايت کامل و با احترام کامل به گفته‌هاي ايشان، من دلم مي‌خواهد شما در تهران به نظرات مردمي که فوتبال را دوست دارند و فوتبالي هستند و علاقمند به باشگاه پيروزي هستند مراجعه کنيد. وگرنه امروز من مي‌توانم يک روزنامه باز کنم و نظرشما را درباره‌ي هر کسي بگيرم و اگر مورد نظر خودم بود، مورد نظر شخص سردبير و مسئول روزنامه بود چاپ کنم. شما اين را اطمينان داشته باشيد که هر کسي اين حرفها را زده، روزي پشيمان خواهد شد و آن روز ديگر دير است.

*آيا شما خودتان تصور مي‌کنيد که يک روزي فرا برسد که فوتبال کشور ايران از بيماري کمرشکن حاشيه‌گرايي نجات پيدا کند؟

فوتبال در همه دنيا حاشيه‌هاي مخصوص خودش را دارد. در آفريقا، در آمريکاي جنوبي، در اروپا و در آسيا حاشيه‌هاي مخصوص خودش را دارد و اين حرفها امکان دارد در بيشتر کشورهاي آسيايي هم جريان داشته باشد. ولي من اميدوارم که فوتبال مملکت ما با مديريت ثابت، مديريت پايدار به مقامهاي بزرگي در دنيا دست پيدا کند. يک روز به هاشمي‌طبا که رئيس سازمان تربيت بدني و معاون رييس جمهور بود، وقتي به من گفت شما رييس فدراسيون هستيد، من از وي خواهش کردم که شما دو سال در کار من دخالت نکنيد. تيم را من به جام جهاني مي‌برم و ايشان پذيرفت و تيم ما به جام جهاني 98 رفت. امروز هم مي‌شود. اميدوارم که مسئولين بلندپايه‌ي مملکت ما به اين فکر برسند که با کمک‌هاي مالي خودشان به فوتبال و عدم دخالت افراد سياسي در داخل فوتبال، اجازه بدهند فوتبالي‌ها درايت خودشان را به اثبات برسانند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟