ايران مرزي بين شيعه و سني قائل نيست
متاسفانه جهان اسلام و جامعه بينالملل در آستانه ورود به سال 2009 ميلادي شاهد فجيعترين شكل از نقض اصول بنيادين حقوق بشردوستانه از سوي اسرائيل است. با توجه به اسناد و شواهد موجود وقوع دو جرم بينالمللي 1- جنايت عليه بشريت و 2- جنايت جنگي در غزه قطعي بوده و سكوت دادستان ديوان كيفري بينالمللي در اين خصوص جز تخريب اين نهاد حقوقي و اندوختههاي آن نتيجه ديگري به همراه نخواهد داشت.
یادداشت نویس خبرگزاری فارس در ادامه می نویسد: حمايت صريح مبارك رئيس جمهور مصر و سكوت معنيدار تني چند از سران كشورهاي عربي در قبال اين جنايت، نتيجه اشتباه محاسباتي آنها در دست كم گرفتن نيروي مقاومت در فلسطين از يك سو و دل خوش كردن به وعدههاي اسرائيل در تشكيل دولت فلسطيني باب ميل آنها از سوي ديگر بوده و انصافاً شخص آقاي مبارك قدم مهمي را در تخريب جايگاه ملت مصر به عنوان فدايي ملت و آرمان فلسطين در دهههاي گذشته و كشوري پيشتاز در عرصه سياستگذاري در جهان اسلام برداشته است.
در حالي رئيس جمهور و وزير خارجه مصر با بستن گذرگاهها و كمك به اسرائيل در انجام حمله غافلگيرانه به غزه به خود ميبالند كه صدها هزار غير مسلمان و بيحجاب در حمايت از مردم غزه به خيابانها ريختهاند. صحنههاي دردناكي كه هرگز از ياد ملت مظلوم غزه پاك نشده و هستههاي مقاومت جديدي را در اين منطقه شكل خواهد داد.
تداوم اين سكوت، بياعتباري هر چه بيشتر سران عرب نزد ملتهاي خود و ساير مسلمانان و نهايتاً آزاديخواهان جهان را در پي داشته و اين امر قطعاً يكي از استراتژيهاي از پيش تعيين اسرائيل بوده است.
حمايت اتحاديه اروپا از جنايات اسرائيل و سكوت شوراي امنيت در اين ميان نيز جداي از به نمايش گذاشتن چهره واقعي و بدون ماسك دموكراسي غربي نزد وجدان بيدار جامعه بين الملل، محك مناسبي براي سنجش عيار ژستهاي حقوق بشري اعضاي اين اتحاديه و همچنين قطعنامههاي قبلي شوراي امنيت خصوصاً در دفاع از غيرنظاميان خواهد بود.
شكي نيست مسئوليت بينالمللي كشورهايي كه با بستن گذرگاهها و حمايت آشكار خود به اسرائيل در نقض اصول بنيادين حقوق بشردوستانه در غزه كمك كردند، همانند جنايتكاران صرب در كشتار مسلمانان بوسني قطعي و قابل پيگيري است.
با توجه به ورود اوباما به كاخ سفيد در 21 ژانويه اقدامات اخير اسرائيل در حمله به غزه قطعاً با هماهنگي آمريكا صورت گرفته و سناريويي در حال شكلگيري است كه طي آن زمينه مناسبي براي ورود آقاي اوباما به صحنه درگيري است. صحنهاي كه طي آن اوباما با ژست مصلح مآبانه وارد تحولات منطقه خاورميانه شده و آمادگي خود را براي اجرايي كردن نقشه خاورميانه جديد پياده كند.
اين در حالي است كه امثال باراك، اوباما و مبارك يك اصل كليدي را در محاسبات خود منظور نكردهاند اينكه حتي اگر نام حماس نيز نابود شود، آرمان حماس يعني مقاومت با خونريزي و كشتار ملتها نابود نخواهد شد. تجربهاي كه به كرات آزموده شده است.
مردم فلسطين و ساكنين غزه به خوبي دريافتهاند كه امروز تاوان حمايت خود از حماس را ميپردازند. حمايتي كه امروز رنگ و بوي خون صدها بيگناه فلسطيني قداست آن را صد چندان كرده است.
در پايان اين يادداشت به عنوان يك محقق و نه صرفاً يك ايراني، معتقدم صحبتهاي رهبري، رئيس جمهور، وزير خارجه و ساير نهادهاي ذيربط داخلي اعم از دولتي يا غيردولتي و اضافه بر آن حضور خودش جوش ملت ايران اعم از دانشجويان و افشار عادي جامعه در صحنه، كه جملگي با محوريت دفاع از مردم بيدفاع غزه و فلسطينيان بدبخت و آواره ايراد شد، مصداق احساس مسئوليت و ملهم از غيرت و تعصب اسلامي و انساني شيعيان ايراني و برادران اهل سنت اين سرزمين بوده و آن را مويد يك واقعيت بي نظير ميدانم، اينكه «جمهوري اسلامي ايران در دفاع از كرامت انسان، هيچ مرزي را بين شيعه و سني قائل نبوده و براي خونهاي ريخته شده مظلومان شيعه جنوب لبنان و برادران و خواهران اهل تسنن خود در نوار غزه به يك ميزان احترام قائل است.»
هر چند معتقدم مسلمانان نوار غزه مظلومترند چرا كه شيعيان جنوب لبنان از ابتدا ميدانستند هيچ كشوري به داد آنها نخواهد رسيد، ولي قطعاً اين حجم از سرسپردگي و ترس دول سني مسلك و تاثير گذار عرب از اسرائيل، هرگز براي مسلمانان نوار غزه متصور نبود.
قطعاً صبر و تحمل ملت فلسطين بي اجر نبوده و وجدان بيدار جامعه بينالملل به زودي روسياهان خلق اين سناريوي كثيف در غزه را افشا و به دست مجازات خواهند سپرد.
به اميد آن روز


