برخورد دوگانه با پژوهش ديني در کشور ما
وقتي انسان پژوهشگر شد، هميشه نميتواند كاري كند که عوام خشنود شوند. زماني که علامه عسکري به کنفرانس سنت رسولالله و عقيده شيعه به ترکيه رفت، اظهارات وي انعکاس تندي در ايران عليه وي داشت...در همين اواخر در يکي از نشريات با موضعگيري عليه يک کتاب پژوهشي، نويسنده آن به عنوان يک «روحاني فاسد» معرفي شده و سپس با تعابير تندي مانند فريبکاري و شيادي درباره او سخن گفته شد.
کد خبر: ۳۱۷۸
| | 10788 بازدید

حجتالاسلام والمسلمين رسول جعفريان در مقالهاي با نيمنگاهي به پژوهشهاي ديني، بهويژه در حوزه تاريخ اسلام، برخورد دوگانه با پژوهش را مورد نقد قرار داده است، از اين زاويه كه همواره بر لزوم نوانديشي و پژوهش تاكيد ميشود، اما گاه كه مطلبي خلاف مشهور بيان ميشود، بسياري بر ميآشوبند.
به اعتقاد وي، تحقيق درست و اصيل بدين معناست که محقق در يک رشته و زمينه خاص علمي، کار واقعنمايي جدي انجام داده، علم را يک قدم به پيش برده و در بهترين صورت خود آن را متحول کند. نوع درجه نخست آن مانند کاري است که ابن خلدون در تاريخ، انيشتين در فيزيک، شيخ انصاري در فقه و اصول و امام خميني در نظريه سياسي شيعه به انجام رساندند؛ اينها نظريهپردازاني هستند که راه اين دانشها را عوض کرده و تحولي عظيم در آن پديد آوردند.
سطح دوم آن صرفا نوعي اجتهاد و تحقيق در چهارچوبي است که ديگران آن را تعريف کرده و گشودهاند. اينان نظريهپردازيهاي محدودي هم دارند.
در انتها در درجه سوم پژوهش، تنها بازگو کردن کارهاي ديگران است...
يک محقق در عرصه مطالعات ديني هميشه با اين خطر روبهروست که سخني بگويد که مقبول عامه نباشد. مقصودم از عامه، همه کساني است که از آن محدوده علمي دور هستند. ممکن است افراد معمولي يا حتي طلبه و حتي در حد علما و مراجع متخصص در رشتههاي ديگر باشند، اما از حوزه مطالعاتي اين شخص آگاهي چنداني نداشته باشند. اين نکته است که به بحث چالشهاي پيش روي محقق مربوط ميشود. در اين نوشته کوتاه، بحث ما ناظر به مطالعات ديني يا تاريخي اما در حوزه دين است. مشکلي که بايد روي آن تأمل کنيم، اين است که اظهارنظر محققانه و به عبارتي نو، مسائل و پيامدهاي خاص خود را دارد...
برخي اصلا در حوزه تاريخ به پژوهش باور ندارند و آن را مطالعهاي ميدانند. اين مسأله در نگاه سنتي ما وجود دارد و سبب شده است تا ما به پژوهش و اجتهاد تاريخي بياعتقاد باشيم و ارجي به آن نگذاريم. اين منهاي جريان خاصي است که در حوزه علميه و ميان علما به صورت عالمانه در راستاي دفاع از اصول امامت و تاريخي که اطراف آن هست وجود داشته است؛ همان خط دفاع سنتي از مباحث تاريخي مربوط به امامت در تاريخ شيعه که سبب برآمدن نسلي از عالمان بسيار برجسته در اين حوزه شده و کساني چون مرحوم سيد شرفالدين و علامه اميني و عسکري از آن جمله هستند. البته کار آقاي عسکري با نگاه کاملا تازهاي همراه است...
بسياري از اوقات، اين حقايق ارزشمند هستند و سخت به کار دين و مذهب ميآيند و در عين حال از معيارهاي علمي و پژوهشي هم برخوردارند. اينها را عجالتا به عنوان تحقيق مثبت مينامم، اما برخي از اوقات تحقيقات جديد مشکل ايجاد ميکنند؛ يعني مطالبي در آنها مطرح ميشود که خوشايند عامه نيست...
وقتي انسان پژوهشگر شد، هميشه نميتواند منتظر بماند که به اصطلاح از نگاه عوام و خواصي که در حد عوام با آن مطالب سروکار دارند، خشنود شوند. تحقيق يک شمشير دو لبه است. ممکن است به عقيده رسمي خدمت بکند و ممکن است يک عقيده عمومي را مورد ترديد قرار دهد. زماني که آقاي عسکري همراه شماري از علما به کنفرانس سنت رسولالله و عقيده شيعه به ترکيه رفت، نسبت به آنچه وي در سخنراني خود مطرح کرده بود، ترديدهايي در داخل برانگيخته شد. چنين اظهار شد که ايشان در سخنراني خود در روايات کافي ترديد کرده و بسياري را نادرست خوانده است. اين مسأله انعکاس تندي در ايران عليه وي داشت. اين به رغم آن بود که ايشان باورش اين بود که در آن کنفرانس تلاش کرده است تا شيعه را از خطر مهمي نجات دهد. آن سر و صداها به شخصيت علامه عسکري در نزد بسياري از افراد لطمه زد و براي نخستين بار اعتبار او را مورد چالش قرار داد...
علامه عسكري در سالهاي گذشته نيز در مواردي انتقاد شديد حوزههاي علميه تشيع را برانگيخته است؛ براي نمونه، اظهارات وي در تركيه مبني بر بيپايه بودن بسياري از احاديث اصول كافي اعتراض شديد شماري از اساتيد برجسته حوزه علميه قم را برانگيخته بود. ايشان زماني هم بحثي درباره زيارت عاشورا مطرح کرد. همان زمان به سرعت برخي از مراجع وقت موضعگيري کردند؛ اين در حالي بود که در اخبار پيش از آن آمده بود كه وي: با انتقاد شديد از ترويج برخي از ادعيه مشهور ديني، زيارت عاشورا و حديث كسا را فاقد استناد تاريخي دانست. همچنين وي برخي از تعابير موجود در زيارت عاشورا به ويژه فرازهاي پاياني آن را فاقد روح حاكم بر فرهنگ شيعه، مشي اهل بيت و مخل در وحدت شيعه و سني دانسته است....
نتيجه چه شد؟ نتيجه آن بود که ايشان به اجبار از آن چه مطرح کرده بود، عقب نشيني کرده و در پاسخ به اين پرسش که نظر حضرتعالي درباره عاشورا و زيارت عاشورا چيست نوشتند: «اينجانب در كتاب منتخب الادعيه دو زيارت از زيارت خاصه روز عاشورا را عرض كردم و به آن اعتقاد دارم. زيارت عاشوراي مشهور و معروف، داراي مؤيدات و توثيقات خبري است كه قابل تشكيك نيست و من خودم زيارت عاشورا ميخواندم و ميخوانم. پيش از اين، من ناراحتي قلبي داشتم كه يكي از بزرگان علما براي بنده زيارت عاشورا خواند و ناراحتي قلبي من مرتفع شد».
اين تجربه نشان ميدهد که اولا ما اعتبار محققان خود را صرفا به خاطر بيان برخي از ديدگاهها از ميان ميبريم و آنان را وادار به توبههاي شگفت ميکنيم. در غير اين صورت او بايد به طور کل ميدان را ترک کند.
سطح دوم آن صرفا نوعي اجتهاد و تحقيق در چهارچوبي است که ديگران آن را تعريف کرده و گشودهاند. اينان نظريهپردازيهاي محدودي هم دارند.
در انتها در درجه سوم پژوهش، تنها بازگو کردن کارهاي ديگران است...
يک محقق در عرصه مطالعات ديني هميشه با اين خطر روبهروست که سخني بگويد که مقبول عامه نباشد. مقصودم از عامه، همه کساني است که از آن محدوده علمي دور هستند. ممکن است افراد معمولي يا حتي طلبه و حتي در حد علما و مراجع متخصص در رشتههاي ديگر باشند، اما از حوزه مطالعاتي اين شخص آگاهي چنداني نداشته باشند. اين نکته است که به بحث چالشهاي پيش روي محقق مربوط ميشود. در اين نوشته کوتاه، بحث ما ناظر به مطالعات ديني يا تاريخي اما در حوزه دين است. مشکلي که بايد روي آن تأمل کنيم، اين است که اظهارنظر محققانه و به عبارتي نو، مسائل و پيامدهاي خاص خود را دارد...
برخي اصلا در حوزه تاريخ به پژوهش باور ندارند و آن را مطالعهاي ميدانند. اين مسأله در نگاه سنتي ما وجود دارد و سبب شده است تا ما به پژوهش و اجتهاد تاريخي بياعتقاد باشيم و ارجي به آن نگذاريم. اين منهاي جريان خاصي است که در حوزه علميه و ميان علما به صورت عالمانه در راستاي دفاع از اصول امامت و تاريخي که اطراف آن هست وجود داشته است؛ همان خط دفاع سنتي از مباحث تاريخي مربوط به امامت در تاريخ شيعه که سبب برآمدن نسلي از عالمان بسيار برجسته در اين حوزه شده و کساني چون مرحوم سيد شرفالدين و علامه اميني و عسکري از آن جمله هستند. البته کار آقاي عسکري با نگاه کاملا تازهاي همراه است...
بسياري از اوقات، اين حقايق ارزشمند هستند و سخت به کار دين و مذهب ميآيند و در عين حال از معيارهاي علمي و پژوهشي هم برخوردارند. اينها را عجالتا به عنوان تحقيق مثبت مينامم، اما برخي از اوقات تحقيقات جديد مشکل ايجاد ميکنند؛ يعني مطالبي در آنها مطرح ميشود که خوشايند عامه نيست...
وقتي انسان پژوهشگر شد، هميشه نميتواند منتظر بماند که به اصطلاح از نگاه عوام و خواصي که در حد عوام با آن مطالب سروکار دارند، خشنود شوند. تحقيق يک شمشير دو لبه است. ممکن است به عقيده رسمي خدمت بکند و ممکن است يک عقيده عمومي را مورد ترديد قرار دهد. زماني که آقاي عسکري همراه شماري از علما به کنفرانس سنت رسولالله و عقيده شيعه به ترکيه رفت، نسبت به آنچه وي در سخنراني خود مطرح کرده بود، ترديدهايي در داخل برانگيخته شد. چنين اظهار شد که ايشان در سخنراني خود در روايات کافي ترديد کرده و بسياري را نادرست خوانده است. اين مسأله انعکاس تندي در ايران عليه وي داشت. اين به رغم آن بود که ايشان باورش اين بود که در آن کنفرانس تلاش کرده است تا شيعه را از خطر مهمي نجات دهد. آن سر و صداها به شخصيت علامه عسکري در نزد بسياري از افراد لطمه زد و براي نخستين بار اعتبار او را مورد چالش قرار داد...
علامه عسكري در سالهاي گذشته نيز در مواردي انتقاد شديد حوزههاي علميه تشيع را برانگيخته است؛ براي نمونه، اظهارات وي در تركيه مبني بر بيپايه بودن بسياري از احاديث اصول كافي اعتراض شديد شماري از اساتيد برجسته حوزه علميه قم را برانگيخته بود. ايشان زماني هم بحثي درباره زيارت عاشورا مطرح کرد. همان زمان به سرعت برخي از مراجع وقت موضعگيري کردند؛ اين در حالي بود که در اخبار پيش از آن آمده بود كه وي: با انتقاد شديد از ترويج برخي از ادعيه مشهور ديني، زيارت عاشورا و حديث كسا را فاقد استناد تاريخي دانست. همچنين وي برخي از تعابير موجود در زيارت عاشورا به ويژه فرازهاي پاياني آن را فاقد روح حاكم بر فرهنگ شيعه، مشي اهل بيت و مخل در وحدت شيعه و سني دانسته است....
نتيجه چه شد؟ نتيجه آن بود که ايشان به اجبار از آن چه مطرح کرده بود، عقب نشيني کرده و در پاسخ به اين پرسش که نظر حضرتعالي درباره عاشورا و زيارت عاشورا چيست نوشتند: «اينجانب در كتاب منتخب الادعيه دو زيارت از زيارت خاصه روز عاشورا را عرض كردم و به آن اعتقاد دارم. زيارت عاشوراي مشهور و معروف، داراي مؤيدات و توثيقات خبري است كه قابل تشكيك نيست و من خودم زيارت عاشورا ميخواندم و ميخوانم. پيش از اين، من ناراحتي قلبي داشتم كه يكي از بزرگان علما براي بنده زيارت عاشورا خواند و ناراحتي قلبي من مرتفع شد».
اين تجربه نشان ميدهد که اولا ما اعتبار محققان خود را صرفا به خاطر بيان برخي از ديدگاهها از ميان ميبريم و آنان را وادار به توبههاي شگفت ميکنيم. در غير اين صورت او بايد به طور کل ميدان را ترک کند.
نکته اينجاست که آيا اگر کسي در فقه مرجعيت دارد، در مقابل شخصي مثل علامه عسکري که در تاريخ مرجعيت دارد، ميتواند چنين برخوردي داشته باشد؟ دراين صورت چه راهكاري براي اين مطلب هست که ما تحقيق و تتبع و تأمل و تعقل را احترام بگذاريم و راه را براي پيشرفت در تحقيق باز نگاه داريم...
در همين اواخر در يکي از نشريات با موضعگيري عليه يک کتاب پژوهشي نويسنده آن به عنوان يک «روحاني فاسد» معرفي شده و سپس با تعابير تندي مانند فريبکاري و شيادي درباره روش نگارش و پژوهش او سخن گفته شد. اين در حالي است که اثر ياد شده، اثري پژوهشي و طبعا قابل انتقاد پژوهشي است، اما برخورد يک روزنامه با اين روش، جز اين که کار نظريهپردازي و پژوهش را در کشور ما مختل کند، نتيجهاي نخواهد داشت. نويسنده ياد شده، خالق چندين اثر پژوهشي است که يکي از آنها در کشور جايزه سال گرفته است. اثر ديگر او با نام ميراث مکتوب شيعه يکي از بنياديترين پژوهشهايي است که در سالهاي اخير در حوزه شيعهشناسي منتشر شده و پيش از اين هم پژوهش ديگر او در فقه شيعه به عنوان يک اثر قابل ستايش منتشر شده بود.
در همين اواخر در يکي از نشريات با موضعگيري عليه يک کتاب پژوهشي نويسنده آن به عنوان يک «روحاني فاسد» معرفي شده و سپس با تعابير تندي مانند فريبکاري و شيادي درباره روش نگارش و پژوهش او سخن گفته شد. اين در حالي است که اثر ياد شده، اثري پژوهشي و طبعا قابل انتقاد پژوهشي است، اما برخورد يک روزنامه با اين روش، جز اين که کار نظريهپردازي و پژوهش را در کشور ما مختل کند، نتيجهاي نخواهد داشت. نويسنده ياد شده، خالق چندين اثر پژوهشي است که يکي از آنها در کشور جايزه سال گرفته است. اثر ديگر او با نام ميراث مکتوب شيعه يکي از بنياديترين پژوهشهايي است که در سالهاي اخير در حوزه شيعهشناسي منتشر شده و پيش از اين هم پژوهش ديگر او در فقه شيعه به عنوان يک اثر قابل ستايش منتشر شده بود.
اگر در کشور ما از نظريهپردازي ستايش شده و روي توليد علم تأکيد ميشود و بخشي از آن براي طلاب؛ يعني کساني است که مطالعات ديني و به ويژه در حوزه تاريخ اسلام دارند، بايد انتظار آن را داشت که پژوهش به صورت طبيعي کار خود را انجام دهد. با اعتمادي که ما به اصول اساسي دين و مذهب خويش داريم، نبايد از اين پژوهشها نگران باشيم؛ بنابراين، و دراين صورت نميتوانيم همزمان، چوب و چکش را دست گرفته با استفاده از تعابير زشت به سراغ کساني برويم که روي مبنا و اصول کار پژوهش را پيش برده و طبعا انتظار دارند که مورد نقادي علمي قرار گيرند، نه آن که از آنان به عنوان افراد فاسد ياد شود. (و خداوند باطن اشخاص را بهتر از هر کس ديگر ميشناسد)...
متن کامل را در ستون «مقالات» بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵
انتشار یافته: ۰
1- مخالف نظر ما نباشد
2- از ما تعریف و تمجید کند و هوش ما را تحسین نماید
3-به پاکی و بی آلایشی ما گواهی دهد
4-ما فقیر بودیم و مسکین ولی به اینجا رسیدم که جای تقدیر دارد آنهم زیاد
5- هرچه را ما گفتیم سند بداند بنابراین ما خودمان سند هستیم
و غیره که الان یادم نمی آید.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





