آقای استاندار آیا مصیبتی بالاتر از گورخرها نیست؟
مژگان جمشیدی
سالها پیش یک مقام عالی ارومیه در گفتوگو با یکی از رسانهها گفت: «اگر دریاچه ارومیه کلا خشک شود مگر چه اتفاقی میافتد؟!» این حرف را خانم ابتکار میزند و من هم از این حرف که با ساخت سد، دریاچه ارومیه خشک میشود خیلی ناراحت هستم... من هم به این خانم گفتم که شما میخواهید چندمیلیون انسان، دام و کشاورزی این استان نابود شود اما چندتا اردک و فلامینگو سالم بمانند. من حرف این خانم را گوش نکردم و به او پیشنهاد دادم که ما سد بزنیم و شما هم پرندههایتان را به آب پشت سدها منتقل کنید تا این پرندههای دریاچه ارومیه که به عمر خود آب شیرین ندیدهاند از آبی که پشت سدها جمع میشود لذت ببرند.»
چندین سال از این سخنان میگذرد و عملا هیچفردی هم فریاد متخصصان محیطزیست را گوش نداد که اگر فلامینگو و دریاچه نابود شود، نوبت به زمینهای کشاورزی و سکونتگاههای انسانی و آغاز بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی میرسد و امروز نزدیک به 75درصد دریاچه ارومیه به شورهزار تبدیل شده و میرود تا رویای دولتمردان کشور که در پی کسب عنوان سومین سدساز جهان بودند، با نابودی قطب کشاورزی ایران در نتیجه توفانهای نمک یکجا دفن شود. در دهههای گذشته کم نبودند دولتمردانی که همواره بیتوجه به ظرفیت بوم شناختی سرزمین، بر طبل توسعه ناپایدار کوبیدند و با سخنان و عملکردشان هیزم به آتش طبیعت ریختند. از آن نماینده مجلسی که گفت «هرکسی لایه ازن را سوراخ کرده خودش هم بدوزد» تا رییس دولت نهم که «منابع طبیعی را سد راه توسعه» و معاون اولش که «سیاستهای حفظ محیطزیست را توطئه غرب علیه دنیای اسلام» برشمرد؛ اما حالا صاحب یکی از این سخنان طبیعتستیزانه که اظهاراتش آه از نهاد بسیاری از مدافعان محیطزیست کشور برآورده، کسی نیست جز استاندار فارس!
صادق عابدین، سهشنبه گذشته در جمع اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس با بیان اینکه 300 گورخر منطقه حفاظتشده بهرامگور برای مردم استان فارس به مصیبتی تبدیل شدهاند، عامل بیکاری جوانان فارس را گورخرها معرفی کرد و پیشنهاد داد هر خانواده نیریزی یکی از گورخرها را به خانه خود برده و از آن محافظت کند تا سازمان محیطزیست مجوز بهرهبرداری از معدن سنگآهن منطقه حفاظتشده بهرامگور و پارک ملی قطرویه را صادر کند.
اما سخنان او در این جمع به همینجا ختم نشد و نماینده مرودشت در مجلس شورای اسلامی نیز پیرو سخنان چند سال قبل احمدینژاد، در آخرین جلسه شورایعالی محیطزیست، که گونههای مختلف حیاتوحش را همچون گاو و گوسفند دانست و برای هر راس آنها خواستار اختصاص یک هکتار زمین شد، در سخنانی مشابه و البته با سخاوتی بیشتر به لحاظ افزایش فضای موردنیاز به ازای هر گورخر، سه هکتار، گفت: «دو سال پیش در منطقه دره باغ بوانات محیطزیست یکهزار هکتار را برای پرورش گورخر فنسکشی کرده که میتواند گورخرهای موجود در منطقه معدن سنگآهن نیریز را به منطقه یادشده منتقل کند.»
اینکه مسئولان و دولتمردان عالیرتبه ما هنوز هم بعد از گذشت دو دهه از حضور مکرر و پرتعدادشان در بزرگترین اجلاسهای تاریخ جهان تحتعنوان «اجلاس زمین» در ریو و ژوهانسبورگ در سالهای 1992، 2002 و 2012 و با گذشت 18 سال از تصویب قانون الحاق ایران به کنوانسیون حفظ تنوعزیستی در مجلس شورای اسلامی، هنوز هم هیچچیز از تنوع زیستی نمیدانند اینقدر که برای تنوع زیستی کشورمان جایگاهی همسطح گاو و گوسفند و خر متصور هستند و میپندارند که گورخر و کل و بز و یوزپلنگ را هم میتوان در حیاط خانه مردم، یا قفسهای باغوحش یا در طویلهای فنسکشی شده نگهداری کرد، دردآور است؛ اما دردآورتر این است که حتی عالیترین مدیران سازمان محیطزیست هم در برابر این اظهارنظرها و مصوبات طبیعتستیزانه دولت که نمونه اخیر آن مصوبه معدنکاوی در مناطق چهارگانه محیطزیست است بهراحتی سکوت میکنند و دم بر نمیآورند.
بهراستی اگر رییس سازمان محیطزیست دو سال قبل خود حرمت پارک ملی بمو را نگه میداشت و با تکیه بر ماده 8 آییننامه اجرایی قانون حفاظت و بسازی محیطزیست مجوز عبور خط لوله نفت سروستان و توسعه پالایشگاه شیراز در 200 هکتار از اراضی این پارک ملی را به استاندار فارس نمیداد آیا امروز جناب استاندار به خود اجازه میداد که چنین بیمحابا فرمان اخراج 300 گورخر کمیاب ایرانی را از بهرامگور صادر کند؟ گورخرهایی که تعدادشان در سه دهه اخیر از 2500 به کمتر از 500 تا کاهش یافته و زیستگاهشان در تمامی دشتهای ایران به جز توران و بهرامگور نابود شده است.
متاسفانه چند سالی است که تفکر علمی در سازمان محیطزیست، جای خود را به تفکرات غیرعلمی و مدیریت سلیقهای داده اینقدر که به جای احیای زیستبومهای آسیبدیده و اجرای هرچه سریعتر طرح مدیریت پارکها و مناطق، مرتبا یا خبر از صدور مجوز چرا و اکتشاف نفت میشنویم یا ساخت مسجد و مسکن و جاده در پارکهای ملی... و کاش حالا که امیدمان از سازمان محیطزیست قطع شده، حداقل جناب استاندار فارس که دانشآموخته مهندسی عمران است برای یکبار هم که شده بهیاد بیاورد، بند اول سوگندنامهای را که توسط زندهیاد دکتر مهدی قالیافیان پدرمهندسی عمران تدوین شد و ایشان نیز به آن متعهد شدند: «با عنایت به این وظیفه سنگین، حال آنکه این حرفه انسانمحور را برگزیدهام در مقام یک مهندس آگاهانه سوگند یاد میکنم که در هر قدم و اقدام زمین را که زادگاه و گورگاه انسانها و ولینعمت آنهاست فراموش نکرده و کاری انجام ندهم که ذرهای از امکانات آن بیهوده مصرف شود و خدشهای به محیطزیست وارد آید... .»
و باز کاش به یاد بیاورند این سخن حکیمانه و هشدار شاعر را: «بهرام که گور میگرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور، بهرام گرفت؟!» جناب استاندار، باور کنید این گورخرها نیستند که مصیبت مردم فارس شدهاند! مصیبت بزرگتر، نبود آگاهیهای زیستمحیطی است که با وجود نابودی دریاچههای بختگان و طشک و مهارلو و پریشان و ارژن و افت بیش از حد سفرههای آب زیرزمینی در دشتهای این استان، هنوز در خیال واگذاری بهرام گور و تنها دشت نسبتا سالم استان به معدن کاوان هستیم.
چندین سال از این سخنان میگذرد و عملا هیچفردی هم فریاد متخصصان محیطزیست را گوش نداد که اگر فلامینگو و دریاچه نابود شود، نوبت به زمینهای کشاورزی و سکونتگاههای انسانی و آغاز بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی میرسد و امروز نزدیک به 75درصد دریاچه ارومیه به شورهزار تبدیل شده و میرود تا رویای دولتمردان کشور که در پی کسب عنوان سومین سدساز جهان بودند، با نابودی قطب کشاورزی ایران در نتیجه توفانهای نمک یکجا دفن شود. در دهههای گذشته کم نبودند دولتمردانی که همواره بیتوجه به ظرفیت بوم شناختی سرزمین، بر طبل توسعه ناپایدار کوبیدند و با سخنان و عملکردشان هیزم به آتش طبیعت ریختند. از آن نماینده مجلسی که گفت «هرکسی لایه ازن را سوراخ کرده خودش هم بدوزد» تا رییس دولت نهم که «منابع طبیعی را سد راه توسعه» و معاون اولش که «سیاستهای حفظ محیطزیست را توطئه غرب علیه دنیای اسلام» برشمرد؛ اما حالا صاحب یکی از این سخنان طبیعتستیزانه که اظهاراتش آه از نهاد بسیاری از مدافعان محیطزیست کشور برآورده، کسی نیست جز استاندار فارس!
صادق عابدین، سهشنبه گذشته در جمع اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس با بیان اینکه 300 گورخر منطقه حفاظتشده بهرامگور برای مردم استان فارس به مصیبتی تبدیل شدهاند، عامل بیکاری جوانان فارس را گورخرها معرفی کرد و پیشنهاد داد هر خانواده نیریزی یکی از گورخرها را به خانه خود برده و از آن محافظت کند تا سازمان محیطزیست مجوز بهرهبرداری از معدن سنگآهن منطقه حفاظتشده بهرامگور و پارک ملی قطرویه را صادر کند.
اما سخنان او در این جمع به همینجا ختم نشد و نماینده مرودشت در مجلس شورای اسلامی نیز پیرو سخنان چند سال قبل احمدینژاد، در آخرین جلسه شورایعالی محیطزیست، که گونههای مختلف حیاتوحش را همچون گاو و گوسفند دانست و برای هر راس آنها خواستار اختصاص یک هکتار زمین شد، در سخنانی مشابه و البته با سخاوتی بیشتر به لحاظ افزایش فضای موردنیاز به ازای هر گورخر، سه هکتار، گفت: «دو سال پیش در منطقه دره باغ بوانات محیطزیست یکهزار هکتار را برای پرورش گورخر فنسکشی کرده که میتواند گورخرهای موجود در منطقه معدن سنگآهن نیریز را به منطقه یادشده منتقل کند.»
اینکه مسئولان و دولتمردان عالیرتبه ما هنوز هم بعد از گذشت دو دهه از حضور مکرر و پرتعدادشان در بزرگترین اجلاسهای تاریخ جهان تحتعنوان «اجلاس زمین» در ریو و ژوهانسبورگ در سالهای 1992، 2002 و 2012 و با گذشت 18 سال از تصویب قانون الحاق ایران به کنوانسیون حفظ تنوعزیستی در مجلس شورای اسلامی، هنوز هم هیچچیز از تنوع زیستی نمیدانند اینقدر که برای تنوع زیستی کشورمان جایگاهی همسطح گاو و گوسفند و خر متصور هستند و میپندارند که گورخر و کل و بز و یوزپلنگ را هم میتوان در حیاط خانه مردم، یا قفسهای باغوحش یا در طویلهای فنسکشی شده نگهداری کرد، دردآور است؛ اما دردآورتر این است که حتی عالیترین مدیران سازمان محیطزیست هم در برابر این اظهارنظرها و مصوبات طبیعتستیزانه دولت که نمونه اخیر آن مصوبه معدنکاوی در مناطق چهارگانه محیطزیست است بهراحتی سکوت میکنند و دم بر نمیآورند.
بهراستی اگر رییس سازمان محیطزیست دو سال قبل خود حرمت پارک ملی بمو را نگه میداشت و با تکیه بر ماده 8 آییننامه اجرایی قانون حفاظت و بسازی محیطزیست مجوز عبور خط لوله نفت سروستان و توسعه پالایشگاه شیراز در 200 هکتار از اراضی این پارک ملی را به استاندار فارس نمیداد آیا امروز جناب استاندار به خود اجازه میداد که چنین بیمحابا فرمان اخراج 300 گورخر کمیاب ایرانی را از بهرامگور صادر کند؟ گورخرهایی که تعدادشان در سه دهه اخیر از 2500 به کمتر از 500 تا کاهش یافته و زیستگاهشان در تمامی دشتهای ایران به جز توران و بهرامگور نابود شده است.
متاسفانه چند سالی است که تفکر علمی در سازمان محیطزیست، جای خود را به تفکرات غیرعلمی و مدیریت سلیقهای داده اینقدر که به جای احیای زیستبومهای آسیبدیده و اجرای هرچه سریعتر طرح مدیریت پارکها و مناطق، مرتبا یا خبر از صدور مجوز چرا و اکتشاف نفت میشنویم یا ساخت مسجد و مسکن و جاده در پارکهای ملی... و کاش حالا که امیدمان از سازمان محیطزیست قطع شده، حداقل جناب استاندار فارس که دانشآموخته مهندسی عمران است برای یکبار هم که شده بهیاد بیاورد، بند اول سوگندنامهای را که توسط زندهیاد دکتر مهدی قالیافیان پدرمهندسی عمران تدوین شد و ایشان نیز به آن متعهد شدند: «با عنایت به این وظیفه سنگین، حال آنکه این حرفه انسانمحور را برگزیدهام در مقام یک مهندس آگاهانه سوگند یاد میکنم که در هر قدم و اقدام زمین را که زادگاه و گورگاه انسانها و ولینعمت آنهاست فراموش نکرده و کاری انجام ندهم که ذرهای از امکانات آن بیهوده مصرف شود و خدشهای به محیطزیست وارد آید... .»
و باز کاش به یاد بیاورند این سخن حکیمانه و هشدار شاعر را: «بهرام که گور میگرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور، بهرام گرفت؟!» جناب استاندار، باور کنید این گورخرها نیستند که مصیبت مردم فارس شدهاند! مصیبت بزرگتر، نبود آگاهیهای زیستمحیطی است که با وجود نابودی دریاچههای بختگان و طشک و مهارلو و پریشان و ارژن و افت بیش از حد سفرههای آب زیرزمینی در دشتهای این استان، هنوز در خیال واگذاری بهرام گور و تنها دشت نسبتا سالم استان به معدن کاوان هستیم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۹
سر خودمون میاریم.
آخه این چه بلایه که داریم در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و محیط زیستی و...
سر خودمون میاریم.
تابناک تورو به خدا این نظر رو قرار بده و اینقدر از نظرات مردم نترسین.
توقع زیادی نداشته باش.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



