نگاه شما: لو رفتن مکان توزیع مواد مخدر
می خواستم مطلبی که چهاردهم فروردین ماه نود و دو برای من اتفاق افتاد بنویسم تا انشاء الله مسئولین مربوطه فکری کنند، گرچه ظاهراً می دانند.
عصر داشتیم از سفر نوروزی بر می گشتیم که پسرم نیاز به دشتشویی پیدا کرد، دنبال یک پارک بودیم و دیدیم که در حاشیه بزرگراه و کنار یک منطقه شبیه به پارک تعدادی خودرو متوقف شده و با سرعت زیادی این خودروها در حال افزایش هستند.
علت آن را متوجه نشدیم اما من دست کودکم را گرفته و وارد محوطه درختان شدم. با اینکه برخی قیافه ها عجیب بود و برخی افراد معتاد به نظر می رسیدند، اما به دلیل نیاز فرزندم وارد شده و از چند نفر پرسیدم که دستشویی کجاست؟ همگی پاسخ مشترکی می دادند، جهت مشخصی را نشان می دادند و می گفتند برو جلو! جلوتر که رفتیم جمعیتی را دیدم که به صف ایستاده بودند، به تصور اینکه صف دستشویی است و از آنجا که موقع پیاده شدن دیده بودم که افراد شتابان به آن طرف می دوند، نزدیک تر رفتیم هنوز چند متری مانده بود برسیم که از نوع مکالمات و داد و بیداد متوجه شدم که فضا چیز دیگری است و ما اشتباه بزرگی مرتکب شدیم. بله افراد پول به دست در صف خرید مواد مخدر ایستاده بودند و سر مبلغ، نوبت، بقیه پول و غیره جر وبحث می کردند. خواستیم برگردیم که شخصی به طرف ما آمد و مانع شد و گفت باید بری جلو، من گفتم دنبال دستشویی آمده ام که ظاهراً اشتباه آمده ام. او باور نکرد و شخص دیگری را صدا کرد. این شخص دوم جلو آمد و گفت اینجا برای چه آمده ای؟ با کمی خشونت و بی احترامی حتی من را تفتیش کرد،( بعداً فهمیدم که فکر کرده مأمورم و دنبال اسلحه می گشته) وچون خوشبختانه مارا موقع توقف خودرو دیده بود، علی رغم برخورد بد به من گفت که زود از آنجا برم ( کارش کمی احمقانه بود چون من با پسر کوچولوم بودم، اما از دید اون خوب باید جانب احتیاط رو رعایت می کرد). من هم که کودکی همراه خود داشتم و خانواده ام هم در خودرو منتظر بودند، سریع آنجا را ترک کرده وسوار خودرواز آن محل دور شدم. هنگامیکه به طرف خودرو می رفتم افراد جدیدی که وارد محوطه پارک می شدند از کسانیکه اقبال یارشان بود و نوبتشان زود رسیده بود و داشتند بر می گشتند می پرسیدند که " آمده اند؟" ( منظورشون تیم توزیع کننده بود) این سئوال نشان می داد که این داستان ظاهراً تکراری است و الا این همه مشتری و این سازماندهی فروش دفعتاً امکانپذیر نیست.همینجا لازم است بگم فکر نکنید این محل جای پرت و یا حاشیه شهر بود، نه اینجا مثلث بین رمپ همت شرق به یادگار امام (ره) جنوب و بزرگراه یادگار امام (ره) در حاشیه جنوبی بزرگراه همت در مرکز تهران است. سه چهار تا از این آدمایی که کلی خط و برش تو صورت و ابروشون دارن با قیافه های ترسناک و لباس مدل رمبو و شلوار شش جیب و پوتین و اینا، این آدما که مشتری بودن رو منظم می کردن. یکی هم مثل پلیس اونا که دورتر بودن رو جمع می کرد و به محل تجمع هدایت می کرد،همونی که ما رو مجبور کرد خیلی بریم نزدیک. اونی هم که منو تفتیش کرد اون آدما رو به دو دسته تقسیم می کرد یه عده تو صف و بعضیها رو اجازه نمی داد برن تو صف( شاید دیر اومده بودن) اولش هم که منو دید می خواست بفرسته تو اونا که اجازه نداشتن برن تو صف که دید پسرم همراهمه و بقیه داستان رو هم که گفتم. یه جونکی هم روی یه مبل شکسته اول اون صف نشسته بود و پول رو می گرفت و جنس رو تحویل می داد. بعد از سوار شدن به خودرو بلا فاصله با 110 تماس گرفتم و با کلی تلاش تونستم موقعیت و شرایط رو اطلاع بدم. بد نیست بدانید که ارائه آدرس این محل به اوپراتور 110 از نجات از دست اون تیم مواد فروش سخت تر بود. به طور اتفاقی یه نرم افزار ضبط مکالمه که روی گوشی فعال شدهبود این مکالمه رو ضبط کرده من اون موقع اضطراب داشتم، اما الان از روی این فایل صوتی متن رو پیاده می کنم و براتون می نویسم این فایل را برای تابناک می فرستم و نزد تابناک محفوظ هست. اما بدلیل امنیتی نباید صوت منتشر بشه.
بعد از مکالمه حضوری با پلیس صحبت کردم که خوبه اونم در ادامه بخونید:
تماس با 110( متاسفانه صدای اوپراتور 110 خیلی ضعیف است و تقریباً شنیده نمی شود)
- سلام خسته نباشید
- الو
- آقا من پارک پردیسان هستم، یه جایی هستش مثل اینکه چند نفر دارن مواد مخدر توزیع می کنن، همینجوری صف کشیدن راحت، همینجوری صد نفر دارن تند تند می خرند و میرن.
اوپراتور گفت گوشی ظاهراً وصل کرد به یکی دیگه و یه پیزی گفت که نفهمیدم.
- بله؟
(اوپراتور آدرس می خواهد)
- پارک پردیسان ضلع.. ضلع غرب بزرگراه یادگار امام، یعنی تقاطع..
اوپراتور: اونجا پارک پردیسان نیست که ...
- غرب بزرگراه امام، جنوب همت غرب یادگار امام
اوپراتور می پرسد شما الان اونجایی؟
- آره ! همینجوری ماشینها هی وامی ایستن می رن صف وا می ایستن می خرند دیگه.
اوپراتور می گوید آقا باید آدرس درست بدهی: یادگار به شمال یا جنوب؟
- یادگار به جنوب
اوپراتور می گه اونجا پارک پردیسان نیست که، شما منظورت حفاظت محیط زیست هست!
- ادامه پارکه دیگه من نمی دونم اسمش چیه اونجا.
اوپراتور: دوباره آدرس بده
- تقاطع یادگار و همت، سمت جنوب غربش می شه.
اوپراتور می گوید یک بار درست آدرس بده اونجا محدوده سه تا کلانتری هست!
- بله؟
یعنی دیده می شن؟
- نبش همته دیگه یعنی ماشینا آدما تو... بابا کنارهمت ماشینا پارک می کنن میرن می رن توی پارک.
همت شرق یا غرب اینو اول بگو!
- ببین از همت غرب به شرق که می ریم قبل از یادگار
شما الان تو یادگاری یا تو همت؟
- من توی همتم
پس می شه یادگار شمال!!!!
- عزیز من بین همت و یادگار یه گوشه داره دیگه؟!
یعنی غرب به شمال؟
- گوشه جنوب غربیش
اوپراتور باز آدرس را متوجه نمی شود!!!!!!
- من نمی دانم دیگه حالا اگه شما می خوای یک ساعت آدرس بپرسی من که دارم به شما می گم.
شما باید آدرس را درست اعلام کنی!!!!!؟؟؟؟؟
- از همت که می خواهیم وارد یادگار بشیم یه مثلثی درست می شه، یه رمپ درست می شه. بین اون رمپ و خود یادگار. همت به یادگار، همت غرب به شرق که
می خوای به یادگار بری یه رمپه دیگه، یه لوپه ( دیگه قاطی کردم) بین اون لوپ و خود بزرگراه یه فاصله یه مثلثی افتاده دیگه!!؟
اوپراتور گفت آهان حالا معلوم شد.!!!!!!!!!!!!! اعلام شد، خداحافظ
- خدا حافظ شما
یه کم جلو تر یه ماشین پلیس راهنمایی ایستاده بود و با اقتدار دوربین رو روی سه پایه نصب کرده بود و داشت سرعت ماشینا توی اتوبان همت رو کنترل می کرد. رفتم پشتش پارک کردم، پیاده شدم رفتم جلو سلام کردم گفتم شما با بیسیم می تونید به 110 یا پلیس انتظامی یا جایی گزارش بدید؟ گفت چی شده؟ گفتم اون ماشینا که اونجا کنار بزرگراه پارک کردن، صاحباشون داخل پارک تو صف ایستادن دارن مواد مخدر می خرند. ما رفتیم دستشویی گرفتن تفتیشمون کردن و بیرونمون کردن از محدوده خودشون. گفت پلیس در جریانه، کسی جرأت نداره به اونا نزدیک بشه. همکارش که تو ماشین نشسته بود گفت شانس آوردی ولت کردن و گرنه اونا اسلحه دارن و به پلیس هم تیر اندازی می کنن!!! بعد هم به کمک هم توضیح دادن که من کشف بزرگی نکردم و این بساط در چندین جای دیگه که آدرس هاشونو می دادن راحت انجام می شه !!!!!
من که دیدم انگار دل پری دارن، ازشون تشکر کردم و رفتم اما از دور که بهشون نگاه
می کردم داشتن بحث رو ادامه می دادم.
تو ماشین بعد از بحث با خانواده، فهمیدم چرا اون آدما که برای رفتن به محل عرضه جنس مورد نظرشون که اتفاقاً بدلیل ازدحام کارشون هم طول می کشه، به دلیل توقف زیر تابلوی ممنوعیت توقف در حاشیه بزرگراه " اعمال قانون" نمی شن، اما ماها برای توقف چند دقیقه ای توی یه خیابون، جلوی داروخانه، نانوایی و .... فوراً اعمال قانون می شیم. البته انشاءالله هم نتیجه گیری ما اشتباه باشه هم حرفای اون دو پلیس وظیفه شناس راهنمایی و رانندگی!!
فرستنده: نوید نیما
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
تقریبا هر هفته ما اهالی این منطقه متوجه تردید مشکوک افراد موتوری و توقف ایشان در حاشیه بزرگراه هستیم و گاه جلسه نیز برقرار می کنند!!!
زیر برگردان اتوبان رسالت به ورودی صیاد شیرازی
تقاضا دارم اگر مورد شما را پیگیری نموده، به اینجا هم سری بزنند




