خودزني اسرائيل و تقويت هسته مقاومت
پس از پايان آتشبس در غزه، بار ديگر كابينه رژيم صهيونيستي با همه توان نظامي خود در چند روز گذشته، سرزمين غزه را با هدف احياي چهره مخدوش شده و پرستيژ از دست رفتهاش به خاك و خون كشيد.
هرچند كابينه اولمرت با اين تاكتيك، به دنبال آن است كه با زمينگير كردن حماس، نخست از تبديل آن به يك حزبالله ديگر جلوگيري كرده و كابوس شكست جنگ 33 روزه در لبنان را براي هميشه، هم از ذهن خود و هم از اذهان عمومي دنيا پاك سازد و دوم آن كه با توجه به نزديك بودن انتخابات كنيست در اسرائيل، زمينه را براي ايجاد موقعيتي مناسب حزب متبوعش جهت حضور در اين انتخابات فراهم آورده و از حيثيت خود به ويژه در ميان افراطيون صهيونيست دفاع كند، بدون شك، نتيجهاي جز شكست و افتضاحي دوباره براي خويش رقم نخواهد زد.
به بيان بهتر، سران حزب كاديما كه هماكنون رياست دولت غاصب صهيونيستي را بر عهده دارند، برآنند تا از رهگذر اين حملات وحشيانه، از يك سو تكليف حماس را يكسره كرده و با حذف آن از جريانات سياسي منطقه، فلسطينيان را براي پذيرش نمايندگي تامالاختيار رژيم خودگردان و شخص محمود عباس مجاب ساخته و از سوي ديگر، با القاي پايان يافتن مسئله غزه نزد افكار عمومي داخل اسرائيل، شانس خود را براي بقا در قدرت بالاتر ببرند.
اما آنچه همچون گذشته جايي در محاسبات آنها نداشته و موجبات شكستشان را فراهم خواهد آورد، گسترش فرهنگ مقاومت و روح غيرت و شهادتطلبي است. در واقع، با كشته شدن هر فلسطيني، نه تنها انگيزه تداوم مقاومت افت نميكند كه لحظه به لحظه بر آتش آن افزوده خواهد شد؛ البته در كنار اين روحيه عظيم الهي و معنوي، دستيابي رزمندگان حماس به برخي جنگافزارهاي پيش رفته مانند موشكهاي با برد بيش از 40 كيلومتر تاكنون بسياري از نقشههاي دشمن صهيونيستي را بر هم زده است.
حماس در پاسخ به حملات ناجوانمردانه صهيونيستها در 25 عمليات، بيش از 140 بار مواضع صهيونيستها را آماج حملات خود قرار داده که در يکي از اين حملات، بيش از پنجاه صهيونيست، زخمي و يک تن نيز کشته شده است.
در پي اين حملات و وحشت صهيونيستها از تقويت روحيه نيروهاي مقاومت و مردم غزه، اسرائيليها، اقدام به بايکوت خبرهاي مربوط به حملات حماس كرده و در اين باره، رسانههاي غربي نيز همزمان همراهي کرده و به سانسور خبري اقدامات حماس پرداختهاند؛ البته اينها همه در حالي است كه با توجه به اوضاع نامناسب اقتصادي جهان، فشارهاي جهاني براي جلوگيري از رشد قيمت نفت به دليل اوضاع جنگي متأثر از حمله به غزه نيز آغاز شده كه همين امر نيز كابينه اولمرت را براي به سرانجام رساندن مسأله غزه تحت فشار قرار داده است، چرا كه حمله هوايي اسرائيل به غزه، قيمت نفت را نيز تحت تأثير قرار داده و موجب افزايش قيمت آن شده است و کارشناسان بر اين باورند، به دليل حملات اخير اسرائيل به غزه، قيمت نفت افزايش يافته و اين وضعيت، ميتواند بار ديگر موجب بروز نگراني در همه بازارها شود.
از سوي ديگر، اعتراض پاپ به اقدامات صهيونيستها، موجب تحرک برخي کشورهاي غربي براي متوقف ساختن حملات شده است. در اين سوي نيز سران عرب تحت فشار ملتهاي خود، گويي به تازگي از خواب بيدار شده و خواهان توقف حملات به نوار غزه شدند. با نگاهي به تحولات فشرده رخ داده در چند روز گذشته، ميتوان دريافت که اسرائيل با هدف راهبردي ضربه نهايي به جنبش مقاومت و به ويژه حماس، وارد چنين نبردي شده بود و انتظار آنها اين بود که در دو يا سه روز با بمباران گسترده مقر حماس و به شهادت رساندن رهبران اين جنبش، مشکلي به نام حماس را از پيش روي خود بردارد، اما تحقق نيافتن اين هدف راهبردي، باعث سردرگمي و پافشاري بيهدف آنها بر بمباران مناطق مسکوني شد.
خلاصه مطلب اينکه رژيم صهيونيستي با حمله ناگهاني به نوار غزه، وارد جنگي شد که برد و باختش براي اسرائيل در چهارچوب يک معادله صفر و يک قابل تفسير خواهد بود و امکان بهرهبرداري فازي را براي آنها به حداقل رسانده است. به عبارتي، اسرائيل تنها در صورت تسليم شدن جريان مقاومت و يا سازشپذيري آنان، ميتواند به اهدافش برسد، زيرا در غير اين صورت، همانند ماجراي جنگ 33 روزه، پيروز نهايي جنگ آغاز شده توسط صهيونيستها عليه جنبش مقاومت، تقويت و گسترش انديشه مقاومت و سيطره بيشتر حماس و جنبش مقاومت در فلسطين خواهد شد.
براي همين، به خوبي ميتوان پيشبيني کرد که با طولاني و فرسايشي شدن اين جنگ و حوادث و پيامدهاي سياسي اقتصادي آن در منطقه و سطح بينالملل، اين رژيم صهيونيستي خواهد بود که بدون رسيدن به اهداف از پيش طراحي شدهاش، مجبور به عقبنشيني ميشود و با اين كار خود، جريان مقاومت را بيش از پيش تقويت ميكند. در واقع، تعبيري بهتر از خودزني ناشيانه صهيونيستها نميتوان بر آن نام نهاد.



