حمايتهاي رهبري؛ از هاشمي و خاتمي تا احمدينژاد
محبوبيت و جايگاه رفيع رهبري انقلاب، همواره محركي بوده است تا همگان سعي در نزديك كردن خود به افكار و منويات ايشان داشته و از سوي ديگر، خود را برابر با خواستههاي رهبري تطبيق و تكميل كنند، اما آنچه مهم است و بايد مدنظر باشد، اين كه در كنار چنين علاقه و ارادتي كه براي نزديك شدن و پيروي از فرامين و رهنمودهاي رهبر انقلاب صورت ميگيرد، خروجي و نتيجه ماجرا به گونهاي رقم نخورد كه خداي نخواسته، خلاف منويات مقام رهبري و عاليترين مقام مملكتي باشد.
دقت در سيره امام خميني(ره) و حضرت آيتالله خامنهاي، گواه خوبي است بر آنكه اين بزرگواران با توجه به روش و منش اسلامي و الهي خود تا هنگامي كه مديري به طور طبيعي و قانوني و با حمايت مردم و مسئولان و در راستاي اهداف و آرمانهاي انقلاب اسلامي بر سر كار است، حمايت خود را تمامقامت از او و مجموعهاش ابراز دارند، مضاف بر اينكه احيانا نكات و مسائلي را نيز ممكن است براي بهتر شدن امور و رفع نقايص، آشكارا يا پنهاني تذكر دهند.
عملكرد مديران و دولتمردان در هر دوره، به همراه اوضاع خاص كشور و نيز اوضاعي كه به طور استثنايي و يا در وضعيت حساس عارض بر منطقه و نظام ميشود، از مواردي است كه سبب ميشود حمايتهاي رهبري در مرحله ظهور و بروز، شدت و ضعف خود را نشان دهد و اين سواي اين است كه امكان دارد دولت و يا مجموعهاي با توجه به عملكرد خود و شرايط موجود، حمايت بيش از پيشي را بطلبد كه فهم و اظهار چنين مواضعي، تنها و تنها در صلاحيت شخص مقام معظم رهبري است كه بنا به تشخيص خود، چگونه و در كجا چنين موضع يا اظهاراتي را بر زبان بياورند.
حاميان دولت محترم نهم به خوبي بر اين آگاهند كه حمايتهاي رهبر انقلاب از مديران طراز اول نظام، دقيقا بايد در همان چهارچوب و زمان و مكاني كه حمايت صورت ميگيرد، مورد برداشت و استفاده قرار گيرد، وگرنه تسري دادن عنايات و حمايتهاي رهبري از دولت در يك يا چند حوزه به تمامي حوزهها و زمانها، امري است كه يقينا هيچگاه مورد رضايت رهبري نبوده و خود مقامات ارشد دولت نيز چنين داعيهاي ندارند.
ذكر اين نكته ضروري است كه حمايتهاي رهبر معظم انقلاب از آقاي دكتر احمدينژاد، به عنوان دومين مقام اجرايي كشور و رئيس جمهوري اسلامي ايران صورت ميگيرد، نه به عنوان يكي از كانديداهاي انتخابات رياستجمهوري دهم. در نتيجه، بهرهبرداريهايي كه از اينگونه حمايتها و مواضع مقام معظم رهبري براي محدود كردن حضور رقبا و نيز اصلي و بيبديل نشان دادن كانديدايي خاص صورت ميگيرد، مطلبي نادرست و به نوعي سوءاستفاده تلقي شود.
حمايت رهبر انقلاب و تعريف و تمجيد از ديگر شخصيتها كه احيانا در معرض كانديداتوري رياستجمهوري دهم نيز هستند، در زمان مسئوليت آنان و يا به مناسبتي كه پيش آمده، حكايت از اين دارد كه تعريف از يك مسئول در زمان مسئوليتش، تبليغ از يك كانديدا نبوده و يا عليه ديگر كانديداها نيست و چنين استفادهاي از تأكيدات رهبري، جفاي به ايشان و جمهوري اسلامي در ميدان انتخابات است.
براي مثال، مقام معظم رهبري درباره آيتالله هاشمي رفسنجاني ميفرمايند: «خدا را شكر كه اراده و رأي ملت عزيز، بار سنگين امانت و مسئوليت الهي را بر دوش تواناي مردي بزرگ از فرزندان اسلام و حوارييّن امام عظيم الشان(قدس سره)، عالمي مجاهد و فقيهي اسلامشناس و سياستمداري هوشمند و مديري دردآشنا و دلسوز قرار داد؛ شخصيتي كه پرونده تلاشش در راه خدا و مجاهدتش براي حاكميت دين و اعلاي كلمه اسلام، حتي پيش از نخستين روزهاي شروع نهضت آغاز شده و سرگذشت رنجها و سختيها و فعاليتهاي كم نظير را در خود گنجانيده است» و يا درباره حجتالاسلام والمسلمين خاتمي گفتهاند: «تدين و نجابت ذاتي آقاي خاتمي از امتيازات برجسته ايشان است و رئيسجمهور در اين هشت سال ضمن زحمات و تلاش متراكم، در مواجهه با حوادث مختلف صبر و تحمل كرد».
جايگاه ولايت فقيه و حضور و وجود ولي فقيه در رأس اركان نظام است. به همين دليل، اين موهبت الهي متعلق به تمامي اقشار، گروهها، احزاب، مردم و دستهجات گوناگون سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي است. در نتيجه، مصادره به مطلوب كردن مواضع رهبري انقلاب و معطوف كردن نظرات و عنايات معظمله، علاوه بر اينكه ظلم به همه مردم و گروههاي كشور ميباشد، آبي است كه در آسياب دشمن ريخته ميشود. سابقه نداشته كه حتي در حساسترين شرايط و زمانها، رهبري معظم از كانديداي خاصي حمايت كرده و يا منويات خود را در پشتيباني كردن يا نكردن از آن كانديدا علني و ظاهر كنند.
طرفداران آقاي احمدينژاد و گروهها و احزاب طرفدار يا متمايل به ايشان، مجاز نيستند با سوءاستفاده از حمايتهاي رهبري از رئيسجمهور كنوني و دولت نهم، فضا را براي ديگران تنگ كرده و شرايط رقابتي انتخابات را بر هم زنند. چرا در اوضاعي كه نظام و رهبري و قانون اساسي و همه سازوكارهاي قانوني نظام، سعي در برگزاري انتخاباتي آزاد و رقابتي دارند، عدهاي ميخواهند به افكار عمومي و به ويژه متدينين القا كنند كه رأي ندادن يا حمايت نكردن از احمدينژاد و معرفي يا حمايت از كانديدايي ديگر در انتخابات، مخالف با نظر رهبري است؟ هرگز چنين نيست.
مشروح اين مطلب را در ستون يادداشت بخوانيد.


