اساس بی اعتمادی در جامعه دروغ است؟
طاهره صاحبالزمانی
در جامعه ما بویژه در سده اخیر دروغ گفتن به شکل نگران کنندهای افزایش یافته و متأسفانه در اقشار و لایههای مختلف اجتماع ریشه دوانده است. همه متفق القول هستیم که صفات مذمومی چون دروغگویی، غیبت، ریا، تهمت و نفاق و... مقولههایی هستند که اخلاق را در جامعه به قهقرا میکشانند و فضایی مملو از ناامنی روانی و بیاعتمادی را در جامعه ایجاد مینماید.
شما در نظر بگیرید اگر بین دو نفر از افراد یک خانواده اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، روابط خانوادگی و زندگی روزمره چقدر سخت و پر هزینه خواهد شدهگاه آنقدر شرایط سخت میشود که امکان ادامه زندگی وجود ندارد، حال اگر در جامعه بین آحاد مردم این صفات مذموم قاعده شود چه خطر بزرگی قوام و دوام جامعه را مورد تهدید قرار خواهد داد، فساد و تباهی همه ارکان اجتماعی اقتصادی و سیاسی را فرا خواهد گرفت، ارزشهای دینی لقلقه زبان خواهد شد، دورویی و بدگمانی تبدیل به یک رویه شده و بسیاری موارد دیگر، همه اینها ریشهاش از دروغ است.
بترسیم از زمانی که دروغگویی نوعی زرنگی تلقی شود و قبح آن بریزد حال سوال مهم این است که علی رغم اینکه در فرهنگ دینی ما آیات و احادیث فراوانی داریم که بر حرمت دروغ و دروغگویی تأکید شده است و حتی به عنوان امالفساد در مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه از آن یاد شده است پس چرا ما به این مصیبت گرفتار شدهایم؟
به این روایات و احادیث توجه فرمایید:
از بزرگترین گناهان زبان دروغگویی است. «رسول خدا حضرت محمد (ص)»
هیچ بدی و زشتی بدتر از دروغگویی نیست. «حضرت علی (ع)»
در پی راستی و درستی باشید اگر چه فکر کنید که مایه هلاکت است. در صورتی که مایه نجات است و از دروغگویی پرهیز کنید اگر چه فکر کنید دروغگویی عامل نجات است در صورتیکه آن مایه هلاکت و نابودی است.
دروغگویی عیبی رسوا کننده است. «حضرت علی (ع)»
وای بر کسی که دروغ میگوید تا دیگران را با آن بخنداند، وای بر او، وای براو «حضرت محمد (ص)»
دروغگو و مرده هردو یکسانند، زیرا برتری زنده بر مرده این است که به او اعتماد میشود پس وقتی در اثر دروغگویی به سخن او اعتماد نشود، زنده بودن او بیفایده گشته همانند مرده میشوند. «حضرت علی (ع)»
از دروغ بپرهیزید زیرا دروغ انسان را به فسق و فجور میکشاند و فسق و فجور هم انسان را روانه آتش میکند.
در آیین نیاکان ما نیز مؤکداً تأکید بر پرهیز از دروغ شده است بعنوان نمونه در بند ۵ کتیبه داریوش از ستون چهارم چنین آمده است:
داریوش شاه میگوید: «تو که پس از این شاه خواهی شد خود را با همه توان از دروغ پاس بدار. اگر چنین میاندیشی که سرزمین من در آسایش باشد مرد دروغزن را سخت گوشمالی ده».
خداوند این کشور را از «دشمن» از «خشکسالی» و از «دروغ» محفوظ دارد.
عدهای از ما فکر میکنیم صداقت صرفاً یک مسئله اخلاقی است و عموماً در روابط بین خودمان ناخود آگاه به حاشیه رانده میشود، از طرفی به راحتی با شنیدن سخن دروغ و مواجه با فرد دروغگو با لبخند و بیتفاوت از کنار آن عبور میکنیم و متأسفانه گاهاً به توجیه این عمل قبیح میپردازیم در صورتی که به اثرات بسیار مخرب آن در حوزههای اجتماعی توجهای نداریم. بدتر از همه آنکه گاهاً با رفتار و کردار خودمان افراد را نه تنها در راست گفتن تشویق نمیکنیم بلکه وادار به دروغگویی نیز میکنیم.
در آسیب شناسیهای اجتماعی که صورت گرفته است در بیان اینکه چرا ما دروغ میگوئیم مواردی ذکر میشود:
۱- توجیه اخلاقی دروغگوئی بر حسب مصلحت، تقیه و توریه، در فقه مواردی ذکر شده است که دروغ را مجاز شمردهاند:
* اصلاح بین مردم بدین معنا که از خسارت جانی و مالی جلوگیری کند و موجب مودت و دوستی گردد.
* دفع شر ظالمان و ستمگران در مواجه مستقیم با دشمن در هنگام جنگ رودررو که موجب تقویت روحیه سپاه خودی گردد آن هم بصورت محدود و مشخص، نه جنگ رسانهای و تبلیغاتی.
* دروغ بخاطر ضرر جانی و مالی سنگین بطوریکه تحمل آن بسیار دشوار باشد نه اینکه بخاطر ضررهای ناچیز و شخصی و فردی که متاسفانه در جامعه امروز رایج است و شرط اصلی این است که حقی از کسی ضایع نشود، مثلاً دزدی سر راه شما را گرفته است و جان و مال شما در خطر است.
نکته مهم در جواز دروغ مصلحتی این است که هیچ مفسدهای نداشته باشد و به خیر و صلاح افراد جامعه باشد که آن هم باید با دقت و محدود انجام شود در حالیکه در شرع، حوزه جواز دروغ بسیار محدود است، متاسفانه در جامعه بصورت وسیع در عوام و خواص استفاده میشود که عموم آنها موجب فساد و از دست رفتن اعتماد که بزرگترین سرمایه انسانها در مناسبات اجتماعی است میشود.
۲- بی تفاوتی جامعه در برابر افراد دروغگو، بطوری که افراد دروغگو در امنیت کامل روانی بسر میبرند و از نظر قوانین و مقررات نیز بازخواست نمیشوند. در کشورهای پیشرفته به خطرات بسیار زیاد دروغگوئی توجه کردهاند و در ضوابط و مقررات و ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سعی نمودهاند، اولاً افراد جامعه مجبور نباشند دروغ بگویند و ثانیاً افراد دروغگو هرچه دارای مقام بالاتر باشند تنبیه شدیدتری در نظر یگیرند، بطوری که بامشخص شدن یک دروغ، مقامی گاهاً از کار برکنار میشود. مثلاً برای مردم آمریکا بیش از اینکه رابطه جنسی کلینتون با منشیاش مهم باشد اظهار دروغ ایشان که این رابطه را انکار میکرد قبیحتر است و باعث دردسر برای حزب دموکرات و سلب اعتماد مردم از رئیس جمهور شد.
۳- سود بردن ظاهری افراد دروغگو در جامعه:
متاسفانه وضع قوانین و بویژه نحوه اجرا در کشور ما به گونهای است که براحتی میتوان با دروغ گفتن از مالیات، بیمه، عوارض، جرائم جنائی و... رهائی جست، به نوعی که در جامعه شیوع پیدا کرده و نوعی زرنگی محسوب میشود. خلاصه اینکه به ابزاری موثر و به ظاهر پرسود بدل شده است. بارها چک بیمحل میکشد و کلاهبرداری میکند و مشکل اساسی متوجه ایشان نمیشود در صورتیکه در کشورهای پیشرفته اگر اعتبار فردی مخدوش شود دچار مشکلات بسیار زیادی میشود.
۴- بخش مهمی از عوامل دروغ گفتن نقش استبدادی حاکمان جور در تاریخ ایران بوده است. درجامعهای که قانون حاکم نباشد و بجای آن زور و چپاول، غارت و بیقانونی رایج شود، تملق و چاپلوسی از طرف مردم نیز اوج میگیرد، وقتی نظارتی در کار نباشد حاکمان برای بقای خود حقایق را وارونه میکنند، مردم نیز با تملق و چاپلوسی و ترس از قدرت به دروغ متوسل میشوند.
در بعضی از موارد از زبان مسئولین شنیدهایم که گله دارند از اینکه مردم و رسانهها حرفهای درست آنها را باور نمیکنند و بیشتر گرایش به باور کردن مخالف آنها دارند-چرا در رسانهها سخنی را میگوئیم و بعد از انتشار بسرعت تکذیب میکنیم؟ چرا آنقدر تکذیب درکشور و بویژه در رسانهها رواج دارد؟ آیا فکر نمیکنیم اعتماد مخاطبان را از بین میبرد؟ در گزارشهای آماری کمترین حساسیت به دقت و صحت آن میشود و مرتب فقط از زبان مسئولین اعلام میشود بدون اینکه به اثرات و مضرات گزارشهای آماری ناصحیح توجه شود، اصلاً هیچ فکر کردهایم که واقعاً چه سودی عایدمان میشود؟
متاسفانه روز بروز نیز به شدت آن افزوده میشود بطوری که جامعه هم اکنون بسیاری از آمار و اطلاعات اعلام شده را با شک و تردید مینگرد و تاسف بارتر اینکه گزارش مقامی توسط مقامی دیگر تکذیب میشود، آیا این نتیجهاش غیر از این میشود که مردم به حرفها و اقدامات صحیح و صادقانه مسئولین با شک و تردید بنگرند، از طرفی این ناهنجاری در سایر سطوح جامعه ترویج میشود. دروغ مثل طاعون در جامعه است و نوعی بیماری است که در نهایت منجر به جامعهای نامتعادل و ناسازگاری بین باطن و ظاهرافراد جامعه خواهد شد.
در دین اسلام دروغ گفتن، نوشتن، نقل کردن وحتی اشاره کردن مطلبی (بدون اینکه به طرف مقابل کذب بودن آن را اعلام کنید) چه کوچک باشد چه بزرگ، حرام و از گناهان کبیره است. در قرآن کریم کلمه کذب (دروغ) ۲۸۲ بار آمده است که شامل انواع و اقسام دروغ، از جمله دروغ گفتن، اتهام دروغ، ادعای دروغ، قبول نکردن رسالت پیامبران علیهم السلام و موارد دیگر آمده است.
از آثار زیان آور دروغ و دروغگوئی که قوام و دوام یک جامعه را تهدید میکند و منجربه تذلل روحی و شخصی در افراد جامعه میشود به طور خلاصه میتوان به بیایمانی، نفاق و دورویی، ریا و ظاهرسازی، بیوفائی و فریبکاری، دنیا گرائی (عموماً به آن نمیرسند و یا بسرعت از دست میدهند) به بیاعتمادی، فراموشی و تناقص گوئی، تشویش ذهنی و فکری و اضطراب روحی اشاره کرد.
امیرالمومنین علی (ع) میفرماید: بزرگترین خطاها نزد خداوند زبان دروغپرداز است. اگر واقعا سبک زندگی اسلامی الهام گرفته از آیات و روایات در جامعه به خوبی اجرا شود آن موقع ما میبینیم که بسیاری از نابسامانیها و معضلات اخلاقی در جامعه به ویژه در قشر جوان و نوجوان ما حل میشود.
شما در نظر بگیرید اگر بین دو نفر از افراد یک خانواده اعتماد متقابل وجود نداشته باشد، روابط خانوادگی و زندگی روزمره چقدر سخت و پر هزینه خواهد شدهگاه آنقدر شرایط سخت میشود که امکان ادامه زندگی وجود ندارد، حال اگر در جامعه بین آحاد مردم این صفات مذموم قاعده شود چه خطر بزرگی قوام و دوام جامعه را مورد تهدید قرار خواهد داد، فساد و تباهی همه ارکان اجتماعی اقتصادی و سیاسی را فرا خواهد گرفت، ارزشهای دینی لقلقه زبان خواهد شد، دورویی و بدگمانی تبدیل به یک رویه شده و بسیاری موارد دیگر، همه اینها ریشهاش از دروغ است.
بترسیم از زمانی که دروغگویی نوعی زرنگی تلقی شود و قبح آن بریزد حال سوال مهم این است که علی رغم اینکه در فرهنگ دینی ما آیات و احادیث فراوانی داریم که بر حرمت دروغ و دروغگویی تأکید شده است و حتی به عنوان امالفساد در مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه از آن یاد شده است پس چرا ما به این مصیبت گرفتار شدهایم؟
به این روایات و احادیث توجه فرمایید:
از بزرگترین گناهان زبان دروغگویی است. «رسول خدا حضرت محمد (ص)»
هیچ بدی و زشتی بدتر از دروغگویی نیست. «حضرت علی (ع)»
در پی راستی و درستی باشید اگر چه فکر کنید که مایه هلاکت است. در صورتی که مایه نجات است و از دروغگویی پرهیز کنید اگر چه فکر کنید دروغگویی عامل نجات است در صورتیکه آن مایه هلاکت و نابودی است.
دروغگویی عیبی رسوا کننده است. «حضرت علی (ع)»
وای بر کسی که دروغ میگوید تا دیگران را با آن بخنداند، وای بر او، وای براو «حضرت محمد (ص)»
دروغگو و مرده هردو یکسانند، زیرا برتری زنده بر مرده این است که به او اعتماد میشود پس وقتی در اثر دروغگویی به سخن او اعتماد نشود، زنده بودن او بیفایده گشته همانند مرده میشوند. «حضرت علی (ع)»
از دروغ بپرهیزید زیرا دروغ انسان را به فسق و فجور میکشاند و فسق و فجور هم انسان را روانه آتش میکند.
در آیین نیاکان ما نیز مؤکداً تأکید بر پرهیز از دروغ شده است بعنوان نمونه در بند ۵ کتیبه داریوش از ستون چهارم چنین آمده است:
داریوش شاه میگوید: «تو که پس از این شاه خواهی شد خود را با همه توان از دروغ پاس بدار. اگر چنین میاندیشی که سرزمین من در آسایش باشد مرد دروغزن را سخت گوشمالی ده».
خداوند این کشور را از «دشمن» از «خشکسالی» و از «دروغ» محفوظ دارد.
عدهای از ما فکر میکنیم صداقت صرفاً یک مسئله اخلاقی است و عموماً در روابط بین خودمان ناخود آگاه به حاشیه رانده میشود، از طرفی به راحتی با شنیدن سخن دروغ و مواجه با فرد دروغگو با لبخند و بیتفاوت از کنار آن عبور میکنیم و متأسفانه گاهاً به توجیه این عمل قبیح میپردازیم در صورتی که به اثرات بسیار مخرب آن در حوزههای اجتماعی توجهای نداریم. بدتر از همه آنکه گاهاً با رفتار و کردار خودمان افراد را نه تنها در راست گفتن تشویق نمیکنیم بلکه وادار به دروغگویی نیز میکنیم.
در آسیب شناسیهای اجتماعی که صورت گرفته است در بیان اینکه چرا ما دروغ میگوئیم مواردی ذکر میشود:
۱- توجیه اخلاقی دروغگوئی بر حسب مصلحت، تقیه و توریه، در فقه مواردی ذکر شده است که دروغ را مجاز شمردهاند:
* اصلاح بین مردم بدین معنا که از خسارت جانی و مالی جلوگیری کند و موجب مودت و دوستی گردد.
* دفع شر ظالمان و ستمگران در مواجه مستقیم با دشمن در هنگام جنگ رودررو که موجب تقویت روحیه سپاه خودی گردد آن هم بصورت محدود و مشخص، نه جنگ رسانهای و تبلیغاتی.
* دروغ بخاطر ضرر جانی و مالی سنگین بطوریکه تحمل آن بسیار دشوار باشد نه اینکه بخاطر ضررهای ناچیز و شخصی و فردی که متاسفانه در جامعه امروز رایج است و شرط اصلی این است که حقی از کسی ضایع نشود، مثلاً دزدی سر راه شما را گرفته است و جان و مال شما در خطر است.
نکته مهم در جواز دروغ مصلحتی این است که هیچ مفسدهای نداشته باشد و به خیر و صلاح افراد جامعه باشد که آن هم باید با دقت و محدود انجام شود در حالیکه در شرع، حوزه جواز دروغ بسیار محدود است، متاسفانه در جامعه بصورت وسیع در عوام و خواص استفاده میشود که عموم آنها موجب فساد و از دست رفتن اعتماد که بزرگترین سرمایه انسانها در مناسبات اجتماعی است میشود.
۲- بی تفاوتی جامعه در برابر افراد دروغگو، بطوری که افراد دروغگو در امنیت کامل روانی بسر میبرند و از نظر قوانین و مقررات نیز بازخواست نمیشوند. در کشورهای پیشرفته به خطرات بسیار زیاد دروغگوئی توجه کردهاند و در ضوابط و مقررات و ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سعی نمودهاند، اولاً افراد جامعه مجبور نباشند دروغ بگویند و ثانیاً افراد دروغگو هرچه دارای مقام بالاتر باشند تنبیه شدیدتری در نظر یگیرند، بطوری که بامشخص شدن یک دروغ، مقامی گاهاً از کار برکنار میشود. مثلاً برای مردم آمریکا بیش از اینکه رابطه جنسی کلینتون با منشیاش مهم باشد اظهار دروغ ایشان که این رابطه را انکار میکرد قبیحتر است و باعث دردسر برای حزب دموکرات و سلب اعتماد مردم از رئیس جمهور شد.
۳- سود بردن ظاهری افراد دروغگو در جامعه:
متاسفانه وضع قوانین و بویژه نحوه اجرا در کشور ما به گونهای است که براحتی میتوان با دروغ گفتن از مالیات، بیمه، عوارض، جرائم جنائی و... رهائی جست، به نوعی که در جامعه شیوع پیدا کرده و نوعی زرنگی محسوب میشود. خلاصه اینکه به ابزاری موثر و به ظاهر پرسود بدل شده است. بارها چک بیمحل میکشد و کلاهبرداری میکند و مشکل اساسی متوجه ایشان نمیشود در صورتیکه در کشورهای پیشرفته اگر اعتبار فردی مخدوش شود دچار مشکلات بسیار زیادی میشود.
۴- بخش مهمی از عوامل دروغ گفتن نقش استبدادی حاکمان جور در تاریخ ایران بوده است. درجامعهای که قانون حاکم نباشد و بجای آن زور و چپاول، غارت و بیقانونی رایج شود، تملق و چاپلوسی از طرف مردم نیز اوج میگیرد، وقتی نظارتی در کار نباشد حاکمان برای بقای خود حقایق را وارونه میکنند، مردم نیز با تملق و چاپلوسی و ترس از قدرت به دروغ متوسل میشوند.
در بعضی از موارد از زبان مسئولین شنیدهایم که گله دارند از اینکه مردم و رسانهها حرفهای درست آنها را باور نمیکنند و بیشتر گرایش به باور کردن مخالف آنها دارند-چرا در رسانهها سخنی را میگوئیم و بعد از انتشار بسرعت تکذیب میکنیم؟ چرا آنقدر تکذیب درکشور و بویژه در رسانهها رواج دارد؟ آیا فکر نمیکنیم اعتماد مخاطبان را از بین میبرد؟ در گزارشهای آماری کمترین حساسیت به دقت و صحت آن میشود و مرتب فقط از زبان مسئولین اعلام میشود بدون اینکه به اثرات و مضرات گزارشهای آماری ناصحیح توجه شود، اصلاً هیچ فکر کردهایم که واقعاً چه سودی عایدمان میشود؟
متاسفانه روز بروز نیز به شدت آن افزوده میشود بطوری که جامعه هم اکنون بسیاری از آمار و اطلاعات اعلام شده را با شک و تردید مینگرد و تاسف بارتر اینکه گزارش مقامی توسط مقامی دیگر تکذیب میشود، آیا این نتیجهاش غیر از این میشود که مردم به حرفها و اقدامات صحیح و صادقانه مسئولین با شک و تردید بنگرند، از طرفی این ناهنجاری در سایر سطوح جامعه ترویج میشود. دروغ مثل طاعون در جامعه است و نوعی بیماری است که در نهایت منجر به جامعهای نامتعادل و ناسازگاری بین باطن و ظاهرافراد جامعه خواهد شد.
در دین اسلام دروغ گفتن، نوشتن، نقل کردن وحتی اشاره کردن مطلبی (بدون اینکه به طرف مقابل کذب بودن آن را اعلام کنید) چه کوچک باشد چه بزرگ، حرام و از گناهان کبیره است. در قرآن کریم کلمه کذب (دروغ) ۲۸۲ بار آمده است که شامل انواع و اقسام دروغ، از جمله دروغ گفتن، اتهام دروغ، ادعای دروغ، قبول نکردن رسالت پیامبران علیهم السلام و موارد دیگر آمده است.
از آثار زیان آور دروغ و دروغگوئی که قوام و دوام یک جامعه را تهدید میکند و منجربه تذلل روحی و شخصی در افراد جامعه میشود به طور خلاصه میتوان به بیایمانی، نفاق و دورویی، ریا و ظاهرسازی، بیوفائی و فریبکاری، دنیا گرائی (عموماً به آن نمیرسند و یا بسرعت از دست میدهند) به بیاعتمادی، فراموشی و تناقص گوئی، تشویش ذهنی و فکری و اضطراب روحی اشاره کرد.
امیرالمومنین علی (ع) میفرماید: بزرگترین خطاها نزد خداوند زبان دروغپرداز است. اگر واقعا سبک زندگی اسلامی الهام گرفته از آیات و روایات در جامعه به خوبی اجرا شود آن موقع ما میبینیم که بسیاری از نابسامانیها و معضلات اخلاقی در جامعه به ویژه در قشر جوان و نوجوان ما حل میشود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




