مرور روزنامههای هشتم اسفند
نگرانم كه آرگو به دشمنی عليه ايران در آمريكا دامن بزند
تحلیل و بررسی گفتوگوهای امروز ایران و ۵+۱ که از دید بیشتر روزنامهها، سرنوشت آن به اعتبار پیشنهادهای غربی به ایران وابسته است، آغاز دیدارهای دیپلماتیک مشایی و بحث و بررسی دادن اسکار به فیلم آرگو، مهمترین مطالب امروز روزنامههای ایران هستند.

تحلیل و بررسی گفتوگوهای امروز ایران و ۵+۱ که از دید بیشتر روزنامهها، سرنوشت آن به اعتبار پیشنهادهای غربی به ایران وابسته است، آغاز دیدارهای دیپلماتیک مشایی و بحث و بررسی دادن اسکار به فیلم آرگو، مهمترین مطالب امروز روزنامههای ایران هستند.
اعطای اسکار به آرگو
اعطای جایزه اسکار به فیلم آرگو، که به موضوع تسخیر لانه جاسوسی میپردازد، مورد توجه روزنامههای امروز قرار گرفته است. جمهوری اسلامی افزون بر اشاره به مجموعه از انتقادات از این فیلم از جمله نقش گروههای سیاسی خاص در تولید آن، نوشته: نوع دیگری از این انتقادات که کاملاً قابل تأمل است و فیلم سیاسی آرگو را از جنبههای سیاسی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد، از سوی «هنری پرشت» دیپلمات سابق آمریکایی ابراز شده است. وی که در زمان وقوع انقلاب اسلامی، رئیس میز ایران در وزارت خارجه آمریکا بود، از تولید و پخش این فیلم ضدایرانی انتقاد کرده و میگوید: «این فیلم را هرگز نخواهد دید».وی با بیان اینکه لازم است رفتار آمریکا در قبال ایران تغییر کند، اظهار میدارد: «تصمیم ندارم این فیلم تخیلی را تماشا کنم. در برهه زمانی حساسی بسر میبریم. من از این موضوع نگرانم که آرگو به خصومت علیه ایران در آمریکا دامن بزند. پخش این فیلم در مقطع زمانی کنونی که روابط بین دو کشور از حساسیت خاصی برخوردار است، یک دیوانگی خصومتآمیز است».
خورشید هم این پرسش را مطرح کرده است که: «اسکار ۲۰۱۳ در قرق سیاست آمریکایی؛ اسکار امسال با سه فیلم از سه دوره ریاستجمهوری آمریکا متفاوت بود. لینکلن، آرگو و سی دقیقه نیمه شب. آیا این فقط یک اتفاق ساده بود؟»
کیهان در رویکرد خود به اعطای اسکار به آرگو گفته است: «با انتخاب یک فیلم دست چندم و ضدایرانی، اسکار بار دیگر نشان داد پادوی نظام سلطه است». این روزنامه با توجه به این موضوع و با نقل قول از چندین فعال سینمای ایران به برخی رویکردهای داخلی نسبت به هالیوود و اسکار حمله کرده است.
وطن امروز در حالی که تصویر کامل صفحه اول خود را با عنوان فضاحت اسکار به این موضوع اختصاص داده است، نوشته «اعلام جایزه بهترین فیلم ۲۰۱۳ آکادمی از سوی کاخ سفید حیرت جهانیان را برانگیخت». این روزنامه، در ستون یادداشت خود، آرگو را دروغی دانسته که اسکار گرفته است.
روزنامه خراسان در یادداشت روز خود به این پرسش که «آرگو» چرا اسکار گرفت، پاسخ داده است: بررسی دورههای گذشته مراسم اسکار و تطبیق آن با شرایط سیاسی روز جهان ما را با کدهایی مواجه میکند که نشان میدهد اسکار همیشه نگاهی به عرصه سیاست داشته و از آن غافل نبوده است. به طور مثال مراسم اسکار سال ۲۰۱۰ میلادی تحت تأثیر شرایط ملتهب سیاسی عراق در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ که با مسائلی هم چون چگونگی خروج نیروهای آمریکایی از عراق، بیثباتی امنیتی و انفجار بمبهای متعدد در شهرهای این کشور و برگزاری انتخابات پارلمانی دست و پنجه نرم میکرد، بیشتر جوایز خود را به فیلم «مهلکه» ساخته کاترین بیگلو میدهد تا نشان دهد که مسأله عراق در آن سالها جزو مهمترین چالشهای سیاسی آمریکا و غرب در جهان بوده است.
سینمای هالیوود در سال ۲۰۱۲ و اعطای اسکار به «آرگو» نیز مثال جالبی است. فیلم آرگو که روایتی هالیوودی و به عقیده بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی (همچون سفیر وقت کانادا در ایران) داستانی تحریف شده از واقعیتهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا دارد در کنار فیلمهای دیگری مثل «سی دقیقه بامداد» که القاعده را محور داستانش قرار داده و همچون آرگو سعی در نشان دادن سازمان جاسوسی آمریکا به عنوان یک قهرمان دارد، عنوان بهترین فیلم را کسب میکند، این یعنی اینکه این روزها ایران در محور سیاست خارجی غرب قرار دارد و اسکار هم به عنوان ابزاری برای القای سیاستها و تفکرات غرب سعی در تأکید بر این موضوع دارد. چرا که فیلم «آرگو» به دور از این تحلیل در مقابل آثار هنری و قابل ستایشی چون «زندگی پی» آنگ لی یا «لینکلن» (که اتفاقاً آن هم سوژهای سیاسی دارد) حرفی برای گفتن ندارد».
آرمان نیز ضمن اینکه جایزه به آرگو را دلیلی بر سیاسی بودن اسکار دانسته، این نکته را مهم دانسته که «حس غروری کاذب که پس از تماشای این فیلم به مخاطبان غربی دست میدهد، آنها را درست در موقعیت جنگ سرد قرار میدهد با این تفاوت که این بار نه تنها جمهوری اسلامی به عنوان هماوردی سیاسی در جایگاه منفی قرار داده میشود بلکه مردم ایران هم که با حالتی خشن و بیرحم تصویر شدهاند، در برابر چهره دردمند و دست و پاچلفتی ۶ آمریکایی قرار میگیرند که خواستی ندارند جز اینکه جانشان را نجات دهند».
روزنامه شرق نیز با اشاره به اعلام نام برنده توسط «میشل اوباما» در مطلبی با نام «اسکار برای آرگو در شب نمایش دمکراتها» به ارزیابی این فیلم از دید همایون اسعدیان، سید محمد بهشتی و پیمان قاسمخانی پرداخته که آن را فیلمی متوسط با داستانی تحریف شده دانستهاند.
کیومرث پوراحمد نیز با حیرتآور خواندن این انتخاب به اعتماد گفته است: برای آکادمی اسکار بابت انتخاب «آرگو» به عنوان بهترین فیلم امسال متأسفم. نه به این خاطر که تعصب سیاسی روی این فیلم دارم، چون ابدا با اشغال هیچ سفارتی در هیچ کشوری در هیچ کجای جهان موافق نبوده و نیستم، بلکه به این دلیل که این فیلم از حداقلهای سینمایی برخوردار نبود.
عباس عبدی هم در یکی دیگر از مطالب پرشمار شرق در این مورد نوشته: دوستانی که پس از اعلام اسکار بهترین فیلم، مصاحبههای احساسی انجام دادند، بهتر است بگویند که چرا به «آرگو» اسکار ندهند؟... آنها به ارزش سیاسی آنجایزه دادهاند. عصبانی بودهاند و ما هم اگر به جای آنها بودیم شاید همین کار را میکردیم. ما که نتوانستیم «جشنواره فجر» را به اسکار تبدیل کنیم اما توانستیم اسکار را به «جشنواره فجر» بدل سازیم. همه تصمیمات در اسکار و جشنوارههای معتبر، سیاسی نیست. در مقاطعی تصمیم میگیرند این کار را انجام میدهند. همین اسکار در برهه «جنگ سرد» وقتی علیه امثال چارلی چاپلین عمل میکرد، کاملا سیاسی بود. در مقطعی هم این نیاز احساس نشد اما هر موقع لازم شد این کار را میکنند. در «جشنواره فجر» هم با وجود نگاه متفاوت سیاسی مسوولان، به خانم پگاه آهنگرانی جایزه میدهند و قرار نیست همه جوایز به آقای دهنمکی داده شود. اسکار هم همینگونه است. باید به انتخاب آنها احترام بگذاریم و عصبانی نشویم. ضمنا اینجایزه توسط آمریکاییها و در جشنواره خودشان داده شده نه توسط ما!
تکیه مشایی بر صندلی رئیسجمهور
آغاز دیدارهای دیپلماتیک اسفندیار رحیم مشایی در نهاد ریاستجمهوری از جنبههای گوناگون مورد توجه روزنامهها قرار گرفته است. روزنامه تهران امروز، در کنار کیهان از روزنامههایی هستند که چشم خود را بر این اتفاق بسته و ترجیح دادهاند نامی از مشایی نبرند. تهران امروز البته مانند روزهای قبل انتقاداتی مفصل از کارکرد اقتصادی دولت از آمار مربوط به اشتغال تا شیوه مدیریت اقتصاد را در صفحات خود جای داده است. در مقابل خورشید برای انتقاد از شهرداری تهران به دو موضوع پیادهراهها به بنبست رسیده و نگاه شورای شهر تهران از پروژههای نیمه تمام شهرداری اشاره کرده است.
ایران روزنامه دولت، تیتر صفحه نخست خود را به این موضوع اختصاص داده و مجموعهای از اظهارات وی در موضوع هستهای در دیدار با قائم مقام وزیر خارجه سوئد را برجسته کرده است. روزنامه خورشید، دیگر روزنامه نزدیک به دولت نیز شأن سخنگویی و نمایندگی احمدینژاد را به مشایی داده و از زبان او نوشته است: «احمدینژاد میخواهد حق هستهای کاملا به رسمیت شناخته شود».
روزنامه آرمان نیز در مطلبی با نام «تکیه مشایی بر صندلی رئیسجمهور» این پرسش را مطرح کرده است که مشایی از چه جایگاهی نظر داد؟ و پاسخ داده که: نکته قابل توجه در دیدار مشایی با مسئول سوئدی اظهارات اوست چنانکه طبق آنچه همگان میدانند جنبش عدم تعهد پنج اصل دارد که عبارتند از: احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر، برابری و منافع متقابل، عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمتآمیز و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر. آنچه مشایی در این دیدار بیان کرد در هیچ یک از این اصول نمیگنجد لذا باید اظهارات او را در قالب مسئولیت قبلیاش یعنی رئیسدفتر رئیسجمهور مورد بررسی قرار داد و اینگونه تصور کرد که مشایی در این دیدار مواضع ریاستجمهوری را به قائم مقام وزارت خارجه سوئد منتقل کرده است و ارتباطی با جنبش عدم تعهد ندارد.
نکته مهم دیگر در این میان، اعتراضات برخی نمایندگان مجلس به این دیدار است که روزنامه اعتماد به آن اشاره کرده و از زبان این نمایندگان گفته که مسئولان وزارت خارجه به خاطر این دیدار مورد سؤال قرار خواهند گرفت. نکته متفاوتی که از دل این اعتراضات بیرون زده است، اظهارات عوض حیدرپور از اصلیترین مخالفان دولت در مجلس و کمیسیون سیاست خارجی آن است که گفته، اطلاعات دقیقی داریم که گزینه نهایی دولت برای انتخابات، مشایی یا ثمره هاشمی نیست.
ایران در مذاکرات هستهای به دنبال اعتبار است
با توجه به برنامهریزی مذاکرات هستهای امروز بین ایران و غرب در قزاقستان، روزنامههای امروز، نگاه پررنگی به مسأله مذاکرات هستهای دارند. وطن امروز، ابتکار و خراسان از جمله روزنامههایی هستند که به روشنی به مسأله «پیشنهادی معتبر» اشاره کردهاند. ابتکار در سرمقاله خود با نام «در جستجوی یک پیشنهاد معتبر»، به خرده پیشنهادهای قبلی ارائه شده به ایران در موضوع هستهای اشاره و ابراز امیدواری کرده است، غرب با تغییر رفتار خود مانع شکست مذاکرات دو روزه در آستانه قزاقستان نشود.
آرمان در ارزیابی خود از آینده مذاکرات پای گفتوگوی آصفی، سخنگوی سابق وزارت خارجه نشسته و از زبان وی نوشته است: «مشکل همانی است که به شما گفتم. گرفتاری این است که حسن نیت در این شرایط حلقه گمشده گفتوگوها شده است. به هر حال ما یک قدم هم عقب بگذاریم اتفاق خارقالعادهای نخواهد افتاد چون اصولا به لحاظ بنیادین قرار نیست گفتوگویی شکل بگیرد. آنها یک مسأله فنی و حقوقی را تبدیل به چالش سیاسی کردهاند و این یعنی اصل گفتوگو و مصالحه در این مذاکرات زیر سوال است. مشکل این است که اگر ایران هر رفتاری کند، برداشت غلط از آن میشود. آنها همکاری ایران را به ضعف کشورمان و باختن قافیه توسط ایران تعبیر میکنند و ایستادگی ایران بر حقوقش را به مقابله کشورمان با دنیا. مشخص است که چنین تعابیری اجازه ایجاد گفتوگوی سازنده را نخواهد داد. موضوع ما با غرب موضوع هستهای نیست و آنها در هر برههای چیزی گفتهاند. یک بار تروریسم را مطرح کردهاند، یک بار حقوق بشر و یک بار مسأله صلح فلسطین و خاورمیانه را، حالا هم اجماعی به وجود آوردهاند برای مسأله هستهای. اشتباه است اگر فکر کنیم مشکل ما با آنها مسأله هستهای است. از این نظر است که با راهحلهای سیاسی اینچنینی که معطوف به انعطاف کشورمان است قطعا شرایط پیچیدهتر میشود.» خلاصه مواضع سخنگوی سابق وزارت خارجه را میتوان این حمله دانست که «مذاکره برای مذاکره نمیتواند دائم ادامه پیدا کند».
کیهان نیز یادداشت روز خود را به همین موضوع اختصاص داده است. چکیده این یادداشت به قرار زیر است: بر اساس گزارش منابع خبری، آمریکا و ۳متحد اروپایی آن در مذاکرات امروز حرف تازهای برای گفتن ندارند. مذاکره و تخاصم ذاتا دو مسیر جدا از یکدیگرند. آمریکا و متحدانش مسیر تخاصم را برگزیدهاند اما به دیپلماسی و مذاکره برای یافتن راه حل تظاهر میکنند. مذاکرات طولانی شده چون صورت مسأله غرب با ایران، نگرانی از انحراف برنامه صلح آمیز هستهای ایران نیست. صورت مسأله مهم این است که آمریکا از یک طرف در چهار ضلع خاورمیانه بزرگ گرفتار شده و از طرف دیگر در بحران بزرگ اقتصادی (ورشکستگی و بدهکاری رو به تزاید ۱۶هزار و ۴۰۰ میلیارد دلاری) دست و پا میزند. ۴۸ میلیون فقیر مطلق که به یک وعده غذا محتاجند در کنار ریزش تدریجی طبقه متوسط در کفه طبقات فقیر، ایالات متحده را با یک تهدید چند لایه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبرو کرده است. غرب اگر با ایران بر سر رفع نگرانی هستهای توافق کند که متضمن تأیید حقوق مشروع این کشور مطابق اصول صریح ان پی تی است، میبازد. جبهه آمریکا عاجز از توافق قانونی و حقوقی با ایران است. این دورنمای مذاکره مستقیم هم هست.
مثلث صهیونیسم مسیحی معتقد است ایران باید چنان درگیر و مشغول باشد که نتواند به اثرگذاری منطقهای از آن جنس که در سوریه و لبنان و عراق اعمال کرد، تداوم بخشد. این هدف به انضمام هدف بیثبات سازی هنگامی عملی میشود که به مقاومت و پایداری ایران در چالش هستهای امتیاز و پاداش ندهند. این راز طولانی شدن مسیر کوتاه مذاکرات است.
محمد ایمانی نویسنده یادداشت روز کیهان در پایان نتیجه گرفته است: «با وجود تبلیغات فراوان، آخرین تحلیلها در محافل اطلاعاتی ـ سیاسی غرب حاکی از آن است که حلقه تحریم در حال گسیخته شدن است و ظرف چند ماه آینده در تحریمها رخنههای جدی خواهد افتاد؛ این یعنی کشیدن فرش از زیر پای غرب. آنها اگر خردمندانه بیاندیشند، پیشاپیش حفظ آبرو میکنند و راهی را که هزینه و درد کمتری برایشان دارد ـ مسیر توافق و پیشدستی در لغو تحریم ـ را انتخاب میکنند. آنان در مذاکرات اسلامبول محاسبه غلطی کردند که توافق را به هم زدند و ایران را به سمت جهش علمی جدید (غنی سازی ۲۰ درصد) هل دادند. برخی سیاستمداران غرب اتفاقا سوخت ۹۰ درصد موتور بیداری و مقاومت اسلامی را با کج فهمی و لج بازیهای خود تأمین میکنند».
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳۱
انتشار یافته: ۵
البته بعضی ها خودشون رو به خواب زده اند که کاریش نمیشه کرد.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




