قتل جوان افغان در خونخواهی از برادر
کد خبر: ۳۰۴۷۹۵
| | 4240 بازدید
پسر نوجوانی که در خونخواهی برادرش جوان افغان را با ضربه چاقو به قتل رسانده است، در جلسه دادگاه جزییات نزاع خونین را شرح داد.
به گزارش شرق، ماموران پلیس مرداد سال 89 در جریان نزاع خونباری در خیابان ابوذر قرار گرفتند که علاوه بر زخمی شدن دو جوان افغان یک نفر نیز به قتل رسیده بود. زمانی که ماموران به محل رسیدند متوجه شدند ضارب جوانی به نام سعید است که ساعاتی قبل برادرش را در نزاعی دیگر از دست داده بود. تحقیقات در این خصوص آغاز شد تا اینکه ماموران اول فروردین سال 90 موفق به بازداشت متهم شدند.
او در اعترافاتش گفت قصد داشت از قاتل برادرش انتقام بگیرد برای همین با سه جوان افغان درگیر شد. سعید با صدور کیفرخواست و تکمیل پرونده برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران معرفی شد.
روز گذشته در ابتدای جلسه محاکمه صالحی، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و در دفاع از کیفرخواست گفت: متهم که زمان ارتکاب جرم 17ساله بود، بعد از اینکه متوجه شد برادرش به نام حمید در بیمارستان جان باخته است به خونخواهی از او چاقو برداشت و به پارکی رفت که در آنجا افرادی برادرش را زده بودند. متهم در آنجا سه جوان را مورد حمله قرار داد. او در بازجوییها قتل را قبول و صحنه را نیز بازسازی کرده است، بنابراین به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه پدر و مادر مقتول در جایگاه حاضر شدند و درخواست صدور حکم قصاص کردند. مادر مقتول گفت: رضایت نمیدهم چون متهم پسرم را بیگناه کشته است. این جوان تصور میکند چون ما افغانی هستیم حق کشتن ما را دارد. او گفته بود هر چقدر لازم باشد افغان میکشم و ترسی از این کار ندارم. پسرم با دوستانش در پارک بود، چرا باید او را میکشت مگر میشود یک نفر را به خاطر افغان بودن به قتل رساند. مگر من مادر نیستم و برای پسرم زحمت نکشیدهام. هر کاری لازم باشد برای قصاص قاتل پسرم انجام میدهم.
قاضی عزیزمحمدی - رییس دادگاه - در ادامه از وکیل اولیایدم خواست تا در صورت امکان در مورد رضایت با آنها صحبت کند. او که از سفارت افغانستان مامور وکالت این خانواده شده بود، گفت: البته که گذشت بهتر از قصاص است و من هم این پیشنهاد را حتما به اولیایدم خواهم داد اما خانواده متهم حتی یکبار هم با اولیایدم تماس نگرفتند و به آنها تسلیت نگفتند بنابراین در چنین شرایطی نمیتوان انتظار گذشت داشت.
سپس به دستور قاضی عزیزمحمدی متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: من مقتول را نمیشناختم و اگر مقتول کسی باشد که من با چاقو زدم اتهام را قبول دارم اما باید بگویم بعد از درگیری با من بچههای محل جمع شدند حدود 30 یا 40 نفر بودند و ممکن است یکی از آنها مرتکب قتل شده باشد.
متهم در مورد آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: بعدازظهر مرداد سال 89 از سرکار به خانه برگشتم و متوجه شدم برادرم در بیمارستان است. وقتی به بیمارستان رسیدم به من گفتند او فوت کرده است. کسی درست نمیدانست چه شده است فقط گفتند دو جوان افغان به او حمله کرده و او را کشتهاند. مشخصاتی که دادند با مقتول مطابقت داشت. بلافاصله چاقویی برداشتم و به پارک رفتم. قصدم این بود با تهدید جلوی مقتول و دوستش را بگیرم که فرار نکنند تا پلیس برسد. وقتی به پارک رسیدم با آنها درگیر شدم. ضربات را به سروصورتشان زدم بعد بچهمحلها جمع شدند و پلیس رسید. من قصدم کشتن کسی نبود و نمیخواستم آنها را بزنم.
در این هنگام قاضی بخشی از گفتههای متهم را خواند و گفت در بازجوییها اعتراف کردی قصد انتقامگیری داشتی و آن روز هم به آنجا رفتی تا قاتل برادرت را بکشی و گفتهای از آن سه افغان در مورد اینکه قاتل برادرت هستند یا نه نپرسیدی و فقط حمله کردی و آنها را زدی. تو حتی به پلیس هم حمله کردی این نشان میدهد قصدت آدمکشی بود.
متهم جواب داد: من قصد کشتن کسی را نداشتم و این درست نیست. شاید آنها را شخص دیگری زده باشد اگر ضربهای که من به مقتول زدم کشنده بود، اتهامم را قبول دارم اما گفتهاند ضربه به سر مقتول خورده در حالیکه من چاقو را به قلبش زدم.
سپس دختری که شاهد قتل برادر متهم بود و با آن جوان رابطه دوستانه داشت در جایگاه حاضر شد. او گفت: آن روز با حمید در پارک نشسته بودیم که دو جوان افغان آمدند آنطور که آنها ادعا کردند از روز قبل با حمید درگیر شده بودند برای اینکه من نترسم حمید آنها را کمی آنطرفتر برد. یادم نیست پیراهن ضارب چه رنگی داشت اما دوستش پیراهن بنفش پوشیده بود. آنها حمید را زدند و بعد چاقو را وارد شکمش کردند. خیلی ترسیده بودم یکدفعه حمید غرق خون شد من بلافاصله با خانوادهاش تماس گرفتم و موضوع را گفتم. ساعاتی بعد پلیس به من خبر داد مردی افغان در پارک کشته شده و برادر حمید انتقامگیری کرده است. برای اینکه آن افغان را شناسایی کنم رفتم. صورتش بهشدت خونآلود بود. من هم با توجه به آنچه دیدم و زخمی که روی ابرویش بود تایید کردم، مقتول افغان، قاتل حمید است.
دختر جوان به درخواست قاضی عکس مقتول را دید اما در تایید هویت مقتول به عنوان قاتل حمید مردد شد و گفت در آن زمان صورت مقتول خونآلود بود و من از روی زخم تشخیص دادم. احتمال میدهم عکس متعلق به قاتل حمید باشد اما حالا نمیتوانم تایید کنم. سپس متهم و وکیل مدافع او آخرین دفاعیات خود را انجام دادند و هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
به گزارش شرق، ماموران پلیس مرداد سال 89 در جریان نزاع خونباری در خیابان ابوذر قرار گرفتند که علاوه بر زخمی شدن دو جوان افغان یک نفر نیز به قتل رسیده بود. زمانی که ماموران به محل رسیدند متوجه شدند ضارب جوانی به نام سعید است که ساعاتی قبل برادرش را در نزاعی دیگر از دست داده بود. تحقیقات در این خصوص آغاز شد تا اینکه ماموران اول فروردین سال 90 موفق به بازداشت متهم شدند.
او در اعترافاتش گفت قصد داشت از قاتل برادرش انتقام بگیرد برای همین با سه جوان افغان درگیر شد. سعید با صدور کیفرخواست و تکمیل پرونده برای محاکمه به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران معرفی شد.
روز گذشته در ابتدای جلسه محاکمه صالحی، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و در دفاع از کیفرخواست گفت: متهم که زمان ارتکاب جرم 17ساله بود، بعد از اینکه متوجه شد برادرش به نام حمید در بیمارستان جان باخته است به خونخواهی از او چاقو برداشت و به پارکی رفت که در آنجا افرادی برادرش را زده بودند. متهم در آنجا سه جوان را مورد حمله قرار داد. او در بازجوییها قتل را قبول و صحنه را نیز بازسازی کرده است، بنابراین به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه پدر و مادر مقتول در جایگاه حاضر شدند و درخواست صدور حکم قصاص کردند. مادر مقتول گفت: رضایت نمیدهم چون متهم پسرم را بیگناه کشته است. این جوان تصور میکند چون ما افغانی هستیم حق کشتن ما را دارد. او گفته بود هر چقدر لازم باشد افغان میکشم و ترسی از این کار ندارم. پسرم با دوستانش در پارک بود، چرا باید او را میکشت مگر میشود یک نفر را به خاطر افغان بودن به قتل رساند. مگر من مادر نیستم و برای پسرم زحمت نکشیدهام. هر کاری لازم باشد برای قصاص قاتل پسرم انجام میدهم.
قاضی عزیزمحمدی - رییس دادگاه - در ادامه از وکیل اولیایدم خواست تا در صورت امکان در مورد رضایت با آنها صحبت کند. او که از سفارت افغانستان مامور وکالت این خانواده شده بود، گفت: البته که گذشت بهتر از قصاص است و من هم این پیشنهاد را حتما به اولیایدم خواهم داد اما خانواده متهم حتی یکبار هم با اولیایدم تماس نگرفتند و به آنها تسلیت نگفتند بنابراین در چنین شرایطی نمیتوان انتظار گذشت داشت.
سپس به دستور قاضی عزیزمحمدی متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: من مقتول را نمیشناختم و اگر مقتول کسی باشد که من با چاقو زدم اتهام را قبول دارم اما باید بگویم بعد از درگیری با من بچههای محل جمع شدند حدود 30 یا 40 نفر بودند و ممکن است یکی از آنها مرتکب قتل شده باشد.
متهم در مورد آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: بعدازظهر مرداد سال 89 از سرکار به خانه برگشتم و متوجه شدم برادرم در بیمارستان است. وقتی به بیمارستان رسیدم به من گفتند او فوت کرده است. کسی درست نمیدانست چه شده است فقط گفتند دو جوان افغان به او حمله کرده و او را کشتهاند. مشخصاتی که دادند با مقتول مطابقت داشت. بلافاصله چاقویی برداشتم و به پارک رفتم. قصدم این بود با تهدید جلوی مقتول و دوستش را بگیرم که فرار نکنند تا پلیس برسد. وقتی به پارک رسیدم با آنها درگیر شدم. ضربات را به سروصورتشان زدم بعد بچهمحلها جمع شدند و پلیس رسید. من قصدم کشتن کسی نبود و نمیخواستم آنها را بزنم.
در این هنگام قاضی بخشی از گفتههای متهم را خواند و گفت در بازجوییها اعتراف کردی قصد انتقامگیری داشتی و آن روز هم به آنجا رفتی تا قاتل برادرت را بکشی و گفتهای از آن سه افغان در مورد اینکه قاتل برادرت هستند یا نه نپرسیدی و فقط حمله کردی و آنها را زدی. تو حتی به پلیس هم حمله کردی این نشان میدهد قصدت آدمکشی بود.
متهم جواب داد: من قصد کشتن کسی را نداشتم و این درست نیست. شاید آنها را شخص دیگری زده باشد اگر ضربهای که من به مقتول زدم کشنده بود، اتهامم را قبول دارم اما گفتهاند ضربه به سر مقتول خورده در حالیکه من چاقو را به قلبش زدم.
سپس دختری که شاهد قتل برادر متهم بود و با آن جوان رابطه دوستانه داشت در جایگاه حاضر شد. او گفت: آن روز با حمید در پارک نشسته بودیم که دو جوان افغان آمدند آنطور که آنها ادعا کردند از روز قبل با حمید درگیر شده بودند برای اینکه من نترسم حمید آنها را کمی آنطرفتر برد. یادم نیست پیراهن ضارب چه رنگی داشت اما دوستش پیراهن بنفش پوشیده بود. آنها حمید را زدند و بعد چاقو را وارد شکمش کردند. خیلی ترسیده بودم یکدفعه حمید غرق خون شد من بلافاصله با خانوادهاش تماس گرفتم و موضوع را گفتم. ساعاتی بعد پلیس به من خبر داد مردی افغان در پارک کشته شده و برادر حمید انتقامگیری کرده است. برای اینکه آن افغان را شناسایی کنم رفتم. صورتش بهشدت خونآلود بود. من هم با توجه به آنچه دیدم و زخمی که روی ابرویش بود تایید کردم، مقتول افغان، قاتل حمید است.
دختر جوان به درخواست قاضی عکس مقتول را دید اما در تایید هویت مقتول به عنوان قاتل حمید مردد شد و گفت در آن زمان صورت مقتول خونآلود بود و من از روی زخم تشخیص دادم. احتمال میدهم عکس متعلق به قاتل حمید باشد اما حالا نمیتوانم تایید کنم. سپس متهم و وکیل مدافع او آخرین دفاعیات خود را انجام دادند و هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


