پیشنهاد دادهام سنگ فرش شاه عباس را بازسازی کنند
گفتوگو با پدر کویرشناسی ایران
"پرویز کردوانی" جغرافیدانی است که به دلیل آثارش در زمینه علم کویر، «پدر کویرشناسی ایران» لقب گرفتهاست. او که به عنوان چهره ماندگار در زمینه جغرافیا معرفی شده متولد سال 1310 در روستای مندولک گرمسار است.
کردوانی از جمله استادان رشته جغرافیا است که در زمینه « توسعه پایدار محیط زیست » تحقیقات زیادی را انجام دادهاست و بنیانگذاری مرکز تحقیقات کویری و بیابانی دانشگاه تهران و ارائه مقالات بسیار در این خصوص را در کارنامه کاری خود دارد.
او معتقد است ایران به لحاظ تنوع آب و هوایی و جغرافیایی که داراست میتواند سالانه گردشگران بسیاری را جذب کند و تحقق این مهم نیازمند انجام تبلیغات گسترده در این خصوص و معرفی داشتههایمان به جهانیان است. در ادامه گفت و گوی خبرگزاری میراث فرهنگی با "پرویز کردوانی" را میخوانید.
در ابتدای سخن کمی از تجربههایتان برایمان بگویید. ایران را چگونه یافتید؟
بیش از 46 سال تدریس در دانشگاه را پشت سر گذاشتم و طی سالهایی که گذشت به تمام دنیا سفر کردم شاید به جرات بتوانم بگویم تنها کشوری که ندیدم آمریکای جنوبی است. سالها به مناطق مختلف ایران سفر کردم و بخشهای متنوعی از آنرا شناختم. با تمام تجربههایی که کسب کردم به جرات میگویم که همه آنچه در دنیا وجود دارد در ایران هم هست.
از انواع محصولات کشاورزی و تنوع جغرافیایی بی نظیر گرفته تا تنوع غذایی و آب و هوا و فرهنگ. در این میان تنها صحبت کردن درخصوص داشتههایمان کافی نیست بلکه تبلیغات در معرفی آنها حرف اول را میزند. باید این امکانات را معرفی کرد تا گردشگر با شناخت سفر کند.
از معرفی و شناساندن داشتههایمان سخن گفتید. این مهم چگونه میتواند محقق شود؟
تبلیغات در سفارت خانهها، رسانههای سایر کشورها و شرکت در نمایشگاههای بینالمللی از جمله راههای معرفی ایران به سایر کشورهاست. هر گردشگر در هر زمانی به ایران سفر کند خواهد توانست به منطقه مورد نظر خود دسترسی داشته باشد فقط باید نیازهای مردم کشورهای هدف را بشناسیم و بدانیم کدام منطقه را نزد مردم کدام کشور معرفی کنیم.
با برگزاری نمایشگهاهای صنایع دستی و اقوام مختلف و دعوت گردشگران برای بازدید از این جاذبهها، در مدتی کوتاه تمام امکانات و خدمات را میتوان در یکجا به معرض دید همگان قرار داد. از این طریق نه تنها جاذبهها را معرفی میکنیم بلکه آنچه که امروز هست و ممکن است 10 سال دیگر وجود نداشته باشد را حفظ میکنیم.
منظور شما از جاذبههایی که ممکن است از بین برود چیست؟ چرا چنین تصوری نسبت به جاذبهها و امکانات گردشگری کشور دارید؟
صنایع دستی، آیینها و مراسم فرهنگهای مختلف از جمله جاذبههای گردشگری به شمار میرود که میتوانند سالانه گردشگران بسیاری را به سوی خود جذب کنند. ممکن است برخی از این جاذبهها و صنایع دستی که امروزه در مناطق مختلف کشور تولید میشود در آینده به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی، از بین برود. هنگامی که مصنوعی دارای توجیه اقتصادی نباشد نسل جوان به آن روی نمیآورند و در نهایت به تدریج شاهد از بین رفتن آن خواهیم بود.
آیا مشکل تنها در بخش معرفی این جاذبهها و مصنوعات است یا در سایر بخشها همچون زیرساختها نیز با مشکل روبهرو هستیم؟
هر چیزی باید سر جای خود باشد. اگر جاذبههای گردشگری ما توسط گردشگران دیده شوند خود گردشگران میتوانند مبلغانی برای جذب گردشگر بیشتر به آن منطقه شوند. در اینجاست که این قطعه شعر صدق میکند "شنیدن کی بود مانند دیدن". مردم از شهر خستهاند و نیازمند حضور در طبیعت و مناطق بکر هستند.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته شاهد ساخت و بهرهبرداری هتلها در مناطق بکر هستیم. گردشگر خارجی خواستار زندگی و حضور در خانههای روستایی با فرهنگ و آییینهای محلی است. از هتلهای 4 و 5 ستاره خسته شده و خواستار غذای محلی و بوی نان سنتی است. تمام این جاذبهها نه تنها نیازمند معرفی و شناخته شدن هستند بلکه باید راههای دسترسی به آنها نیز هموار شود. همانگونه که امروزه بوم کلبهها در صدد نهادینه کردن این مهم هستند.
ایران را به عنوان کشوری چهار فصل معرفی میکنند. این چهار فصل بودن چگونه حاصل شدهاست؟
در طول تکامل کره زمین دو اتفاق برای سرزمینی که در آن زندگی میکنیم افتادهاست و سبب شد تا امروز سرزمینی با آب و هوای متفاوت داشته باشیم. در دوران سوم زمین شناسی همه جا آب بود ولی با خشک شدن تدریجی آبها یک دریا در شمال و یک دریا در جنوب ایران باقی ماند.
با سرد شدن کره زمین نیز کوهها چین خورده شدند. هر چه داریم از برکت این کوههاست چراکه در شمال کشور سبب بوجود آمدن منطقهای سرسبز به نام گیلان و مازندران شد و در منطقه مرکزی نیز زاگرس را با رودخانههای فراوانش بوجود آورد.
در این میان گیلان و مازندران که مناطقی سرسبز هستند با سرزمینهای سرسبز سایر کشورها متفاوتند. محصولات و مرکبات و چای که در گیلان و مازندران کشت میشود در آن کشورها وجود ندارد چراکه در عرضی که باید بیابان میشد، در نتیجه دریای خزر و کوه البرز و تالش منطقه گیلان و مازندران پدید آمدهاست.
این مهم در جنوب کشور نیز صدق میکند. چابهار خزان ندارد. زراعت پنبه در آنجا همیشگی است و تمام این جاذبهها میتواند راهی برای جذب گردشگر برای کشور ما باشد به شرط آنکه آنها را به همگان معرفی کنیم و ظرفیتهایمان را بشناسانیم.
ایران یک کشور باستانی و جوان است. باستانی از این نظر که آنچه را که به لحاظ تمدن و قدمت نیاز دارد داراست. جوان به این منظور که کویر، جنگل، دریا و کوه را در یک منطقه داریم. از قله دماوند تا چابهار گرمترین و سردترینها را میتوانیم تجربه کنیم.
ایران به دلیل دارا بودن تنوع آب و هوایی، آیینها و فرهنگهای مختلف را نیز داراست و این میتواند تبدیل به بزرگترین جاذبه گردشگری در دنیا شود. آیا از این ظرفیتها بهره لازم را میبریم؟
زندگی بشر از عشایری و کوچ نشینی آغاز شد و این فرهنگی است که همچنان در ایران حفظ شدهاست. چراکه دشتهایش گرم است و مناطق ییلاقی و قشلاقی آن همچنان پا برجاست. در این میان توسعه شهرها و ورود تکنولوژی به زندگی عموم جامعه موانعی برای ادامه این گستره بوجود آورده است.
در سال 1337 ایران 16 میلیون نفر جمعیت داشت که 4 میلیون نفر آنرا عشایر تشکیل میدادند این درحالی است که امروزه شاهد کاهش جمعیت عشایر هستیم چنانکه تنها 2 درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. چراکه راههای کوچ یا آسفالت شدهاند یا شهری. مناطق دسترسی عشایر محدود شده و عشایر یکجا نشین شدهاند. این یکی از ظرفیتهایی است که باید حفظ و احیا شود.
در عین حال، ایران به دلیل دارا بودن تنوع آب و هوایی، آیینها و فرهنگهای مختلف را نیز داراست و این میتواند تبدیل به بزرگترین جاذبه گردشگری در دنیا شود. چراکه گردشگران اروپایی به دنبال حضور در هتلهای 4 و 5 ستاره لوکس نیستند و تنها جاذبه منحصر به فردی که در ایران میتواند آنها را جذب کند همان آیینها و آداب و رسوم محلی است که مختص به مناطق خاص کشور است.
نباید از تنوع قومی مناطق مختلف غافل شویم چراکه لر و کرد و بلوچ و گیلک هر یک دارای آیینها، موسیقی، آداب و رسوم و غذاهای متنوعی هستند که مختص منطقه بومی خودشان است. با معرفی تک تک این آیینها و مناطق و فرهنگها میتوانیم گردشگر جذب کنیم. در حال حاضر نیز باید شرایطی بوجود آوریم تا نسل جوان حافظان این میراث شوند نه آنکه با بوجود آوردن شرایطی خاص آنچه را که داریم از دست بدهیم.
زادگاه شما گرمسار است. یکی از مناطقی که کویر و گرمای آنرا با خود به همراه دارد. آیا پیشنهاد جدیدی درخصوص گردشگری این منطقه دارید؟
پیشنهاد دادهام جادهای که شاه عباس حدود 4 قرن پیش در کویر درست کرده بود به سمت گرمسار را بازسازی کنند. این جاده سنگ فرش بود و با مرمت و بازسازی آن، گردشگر میتواند صبح از تهران حرکت کند، ناهار خودرا در گرمسار میل کند و پس از دور زدن و دیدن زیباییهای کویر عصر تهران باشد. با احیای این جاده نه تنها گردشگری منطقه بلکه گردشگری کویر رونقی دوباره خواهد گرفت.
کردوانی از جمله استادان رشته جغرافیا است که در زمینه « توسعه پایدار محیط زیست » تحقیقات زیادی را انجام دادهاست و بنیانگذاری مرکز تحقیقات کویری و بیابانی دانشگاه تهران و ارائه مقالات بسیار در این خصوص را در کارنامه کاری خود دارد.
او معتقد است ایران به لحاظ تنوع آب و هوایی و جغرافیایی که داراست میتواند سالانه گردشگران بسیاری را جذب کند و تحقق این مهم نیازمند انجام تبلیغات گسترده در این خصوص و معرفی داشتههایمان به جهانیان است. در ادامه گفت و گوی خبرگزاری میراث فرهنگی با "پرویز کردوانی" را میخوانید.
در ابتدای سخن کمی از تجربههایتان برایمان بگویید. ایران را چگونه یافتید؟
بیش از 46 سال تدریس در دانشگاه را پشت سر گذاشتم و طی سالهایی که گذشت به تمام دنیا سفر کردم شاید به جرات بتوانم بگویم تنها کشوری که ندیدم آمریکای جنوبی است. سالها به مناطق مختلف ایران سفر کردم و بخشهای متنوعی از آنرا شناختم. با تمام تجربههایی که کسب کردم به جرات میگویم که همه آنچه در دنیا وجود دارد در ایران هم هست.
از انواع محصولات کشاورزی و تنوع جغرافیایی بی نظیر گرفته تا تنوع غذایی و آب و هوا و فرهنگ. در این میان تنها صحبت کردن درخصوص داشتههایمان کافی نیست بلکه تبلیغات در معرفی آنها حرف اول را میزند. باید این امکانات را معرفی کرد تا گردشگر با شناخت سفر کند.
از معرفی و شناساندن داشتههایمان سخن گفتید. این مهم چگونه میتواند محقق شود؟
تبلیغات در سفارت خانهها، رسانههای سایر کشورها و شرکت در نمایشگاههای بینالمللی از جمله راههای معرفی ایران به سایر کشورهاست. هر گردشگر در هر زمانی به ایران سفر کند خواهد توانست به منطقه مورد نظر خود دسترسی داشته باشد فقط باید نیازهای مردم کشورهای هدف را بشناسیم و بدانیم کدام منطقه را نزد مردم کدام کشور معرفی کنیم.
با برگزاری نمایشگهاهای صنایع دستی و اقوام مختلف و دعوت گردشگران برای بازدید از این جاذبهها، در مدتی کوتاه تمام امکانات و خدمات را میتوان در یکجا به معرض دید همگان قرار داد. از این طریق نه تنها جاذبهها را معرفی میکنیم بلکه آنچه که امروز هست و ممکن است 10 سال دیگر وجود نداشته باشد را حفظ میکنیم.
منظور شما از جاذبههایی که ممکن است از بین برود چیست؟ چرا چنین تصوری نسبت به جاذبهها و امکانات گردشگری کشور دارید؟
صنایع دستی، آیینها و مراسم فرهنگهای مختلف از جمله جاذبههای گردشگری به شمار میرود که میتوانند سالانه گردشگران بسیاری را به سوی خود جذب کنند. ممکن است برخی از این جاذبهها و صنایع دستی که امروزه در مناطق مختلف کشور تولید میشود در آینده به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی، از بین برود. هنگامی که مصنوعی دارای توجیه اقتصادی نباشد نسل جوان به آن روی نمیآورند و در نهایت به تدریج شاهد از بین رفتن آن خواهیم بود.
آیا مشکل تنها در بخش معرفی این جاذبهها و مصنوعات است یا در سایر بخشها همچون زیرساختها نیز با مشکل روبهرو هستیم؟
هر چیزی باید سر جای خود باشد. اگر جاذبههای گردشگری ما توسط گردشگران دیده شوند خود گردشگران میتوانند مبلغانی برای جذب گردشگر بیشتر به آن منطقه شوند. در اینجاست که این قطعه شعر صدق میکند "شنیدن کی بود مانند دیدن". مردم از شهر خستهاند و نیازمند حضور در طبیعت و مناطق بکر هستند.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته شاهد ساخت و بهرهبرداری هتلها در مناطق بکر هستیم. گردشگر خارجی خواستار زندگی و حضور در خانههای روستایی با فرهنگ و آییینهای محلی است. از هتلهای 4 و 5 ستاره خسته شده و خواستار غذای محلی و بوی نان سنتی است. تمام این جاذبهها نه تنها نیازمند معرفی و شناخته شدن هستند بلکه باید راههای دسترسی به آنها نیز هموار شود. همانگونه که امروزه بوم کلبهها در صدد نهادینه کردن این مهم هستند.
ایران را به عنوان کشوری چهار فصل معرفی میکنند. این چهار فصل بودن چگونه حاصل شدهاست؟
در طول تکامل کره زمین دو اتفاق برای سرزمینی که در آن زندگی میکنیم افتادهاست و سبب شد تا امروز سرزمینی با آب و هوای متفاوت داشته باشیم. در دوران سوم زمین شناسی همه جا آب بود ولی با خشک شدن تدریجی آبها یک دریا در شمال و یک دریا در جنوب ایران باقی ماند.
با سرد شدن کره زمین نیز کوهها چین خورده شدند. هر چه داریم از برکت این کوههاست چراکه در شمال کشور سبب بوجود آمدن منطقهای سرسبز به نام گیلان و مازندران شد و در منطقه مرکزی نیز زاگرس را با رودخانههای فراوانش بوجود آورد.
در این میان گیلان و مازندران که مناطقی سرسبز هستند با سرزمینهای سرسبز سایر کشورها متفاوتند. محصولات و مرکبات و چای که در گیلان و مازندران کشت میشود در آن کشورها وجود ندارد چراکه در عرضی که باید بیابان میشد، در نتیجه دریای خزر و کوه البرز و تالش منطقه گیلان و مازندران پدید آمدهاست.
این مهم در جنوب کشور نیز صدق میکند. چابهار خزان ندارد. زراعت پنبه در آنجا همیشگی است و تمام این جاذبهها میتواند راهی برای جذب گردشگر برای کشور ما باشد به شرط آنکه آنها را به همگان معرفی کنیم و ظرفیتهایمان را بشناسانیم.
ایران یک کشور باستانی و جوان است. باستانی از این نظر که آنچه را که به لحاظ تمدن و قدمت نیاز دارد داراست. جوان به این منظور که کویر، جنگل، دریا و کوه را در یک منطقه داریم. از قله دماوند تا چابهار گرمترین و سردترینها را میتوانیم تجربه کنیم.
ایران به دلیل دارا بودن تنوع آب و هوایی، آیینها و فرهنگهای مختلف را نیز داراست و این میتواند تبدیل به بزرگترین جاذبه گردشگری در دنیا شود. آیا از این ظرفیتها بهره لازم را میبریم؟
زندگی بشر از عشایری و کوچ نشینی آغاز شد و این فرهنگی است که همچنان در ایران حفظ شدهاست. چراکه دشتهایش گرم است و مناطق ییلاقی و قشلاقی آن همچنان پا برجاست. در این میان توسعه شهرها و ورود تکنولوژی به زندگی عموم جامعه موانعی برای ادامه این گستره بوجود آورده است.
در سال 1337 ایران 16 میلیون نفر جمعیت داشت که 4 میلیون نفر آنرا عشایر تشکیل میدادند این درحالی است که امروزه شاهد کاهش جمعیت عشایر هستیم چنانکه تنها 2 درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. چراکه راههای کوچ یا آسفالت شدهاند یا شهری. مناطق دسترسی عشایر محدود شده و عشایر یکجا نشین شدهاند. این یکی از ظرفیتهایی است که باید حفظ و احیا شود.
در عین حال، ایران به دلیل دارا بودن تنوع آب و هوایی، آیینها و فرهنگهای مختلف را نیز داراست و این میتواند تبدیل به بزرگترین جاذبه گردشگری در دنیا شود. چراکه گردشگران اروپایی به دنبال حضور در هتلهای 4 و 5 ستاره لوکس نیستند و تنها جاذبه منحصر به فردی که در ایران میتواند آنها را جذب کند همان آیینها و آداب و رسوم محلی است که مختص به مناطق خاص کشور است.
نباید از تنوع قومی مناطق مختلف غافل شویم چراکه لر و کرد و بلوچ و گیلک هر یک دارای آیینها، موسیقی، آداب و رسوم و غذاهای متنوعی هستند که مختص منطقه بومی خودشان است. با معرفی تک تک این آیینها و مناطق و فرهنگها میتوانیم گردشگر جذب کنیم. در حال حاضر نیز باید شرایطی بوجود آوریم تا نسل جوان حافظان این میراث شوند نه آنکه با بوجود آوردن شرایطی خاص آنچه را که داریم از دست بدهیم.
زادگاه شما گرمسار است. یکی از مناطقی که کویر و گرمای آنرا با خود به همراه دارد. آیا پیشنهاد جدیدی درخصوص گردشگری این منطقه دارید؟
پیشنهاد دادهام جادهای که شاه عباس حدود 4 قرن پیش در کویر درست کرده بود به سمت گرمسار را بازسازی کنند. این جاده سنگ فرش بود و با مرمت و بازسازی آن، گردشگر میتواند صبح از تهران حرکت کند، ناهار خودرا در گرمسار میل کند و پس از دور زدن و دیدن زیباییهای کویر عصر تهران باشد. با احیای این جاده نه تنها گردشگری منطقه بلکه گردشگری کویر رونقی دوباره خواهد گرفت.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
از کی تا حالا آمریکای جنوبی شد کشور آقای جغراف دان!!!!؟؟؟؟؟
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



