حال ما هم خوب است، خیلی خوب، اما تو باور نکن!
در کنار دیگر اخبار مهم کشور، سرنوشت دستمزد کارگران در سال آینده مورد توجه چندین روزنامه قرار گرفته است.
بهار در این باره نوشته است: «بررسیهای مزدی ادامه دارد و پیشنهادهای رنگارنگی برای تعیین حداقل دستمزد یکساله کارگران مطرح میشود. از ۴۸۰هزار تومان تا یکمیلیون و ۵۰۰هزار تومان، پیشنهادهایی است که از سوی بعضی از مجلسیها و نمایندگان کارگری برای حداقل حقوق کارگران مطرح میشود؛ پیشنهادهایی که گاهی آنقدر بزرگ و دور از ذهن به نظر میرسند که به محض شنیدن از حیطه واقعیت دور میشود. همچون افزایش حقوق کارگران به بیش از یکمیلیون و ۸۰۰ هزار تومان که برآوردی از خط فقر است. پیشنهادها در حالی مطرح میشود که به گفته فعالان کارگری همچنان بررسیها درباره سبد هزینه خانوار کارگری و نشستهایی در این باره ادامه دارد و مجلسیها نیز وارد این عرصه شده و پیشنهاد افزایش صددرصدی دستمزد کارگری در سال ۹۲ را به دولتیها دادهاند. افزایشی صددرصدی که بر اساس آن باید حداقل حقوق را به ۷۷۸هزار تومان برسد».
هفت قلوهای فولادی ایران در دست چینیها
روزنامه آرمان پس از مرور تجربه ناموفق چینیها در آزادراه تهران ـ شمال و کارکرد چینیها در بخش نفت و گاز ایران خبر داده است که هشت طرح فولادی که در چند سال گذشته در مرحله مذاکره متوقف شده بود، در سال جاری دوباره کلید خورد تا بار دیگر پروژههای صنعتی روی فاینانس چین را شاهد باشند.ظرفیت هر کدام از این پروژهها نزدیک به یک میلیون تن در سال است. این هفت طرح شامل طرحهایی در قائنات و سبزوار واقع در استان خراسان، میانه در استان آذربایجان، نیریز در استان فارس، بافت در استان کرمان، بافق در استان یزد، شادگان در استان خوزستان و پروژه سپیددشت در استان چهارمحال و بختیاری است.
یکی از مسئولان مذاکره در این باره گفته است: «اجرای هشت پروژه بزرگ فولادی مستقر در ۸ استان کشور که برای چند سالی متوقف شده بود بار دیگر با فاینانس چین وارد مدار فعالیت خواهند شد. البته یکی از این طرحها به بخش خصوصی واگذار شده است. پیش از این و در ۵ سال قبل، کارفرما عنوان کرده بود که ساخت تجهیزات مربوط به این پروژهها باید از اروپای غربی، آمریکای شمالی و کانادا باشد. به کارفرما اعلام کردیم که اگر محدودیتهای بینالمللی جدی شود، وارد کردن این میزان تجهیزات از کشورهای مورد اشاره با مشکل مواجه میشود. پیشنهاد کردیم که تجهیزات با حساسیت بالا را از اروپا و تجهیزاتی که حساسیت کمتری دارند را از چین وارد کند تا بخش عمدهای از کار هم در ایران انجام شود، در آن زمان کارفرما موافقت نکرد. کارفرمای این پروژهها شرکت ملی فولاد ایران است».
زمانی که برای اجرای این پروژهها در نظر گرفته شده، ۳۲ ماه از زمان فعال شدن پروژه است و پیشبینی میشود در شش ماه آینده فعالیت دوباره پروژهها آغاز شود.
مجید حریری، عضو اتاق بازرگانی ایران نیز در این مورد به آرمان گفته که «باید نظارت را جدیتر از قبل در دستور کار قرار داد تا همین شرکا نیز در کشور باقی بمانند و بتوان از توان سرمایهای آنها برای پروژهها استفاده کرد. اگر تعداد کشورهایی که برای سرمایهگذاری در کشور حضور داشتند، بیشتر بود در این صورت میزان رقابت در کشور نیز افزایش مییافت اما در شرایط فعلی تعداد شرکا و به همان نسبت میزان رقابت نیز کمتر شده است. به همین دلیل است که باید اهرم نظارتی را قویتر از گذشته در دستور قرار داد».
حال ما هم خوب است، خیلی خوب، اما تو باور نکن!
در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب، ضیاء هادوی در سرمقاله امروز ابتکار، مطلبی شبیه داستان را از یکشنبه گذشته مجلس نوشته است که پایان آن به صورت زیر است:
«عجب اوضاعی هست، بیچاره پسرک که فکر میکرد امروز میخواهند نرخ عیدیاش را تصویب کنند، به چراغ قرمز میرسم، من که اهل گذشتن از چراغ قرمز هم که نیستم: پشت چراغ قرمز میایستم، عکس شهیدی زیبا در جلوی چشمانم هست. میخوانم احوالات شهادتش را و اینکه بدن او بیسر به مام وطنش برگشت، به قامت پر شکوهش زل میزنم، دلم لک میزند برای شهیدان ومردان وزنانی راست قامت که چه زیبا وبا غرور پر کشیدند تا استقلال و آزادگیشان حفظ شود، خوشا به حالشان که رفتند تا این روزهایی که بر ما و مردم ما میرود را نبینند، در خیالم غوطه ور میشوم، شمارش معکوس شروع میشود، ۱۸۰- ۱۷۹-۱۷۸-۱۷۷...... به چشمانم زل زده میگوید، اخوی چه خبر؟
میخواهم آبروداری کنم پیش خودم. میگویم او که نمیبیند، او که سر در بدن ندارد، بگذار از حال مردمان و امروز کشورمان با افتخار و به نیکی یاد کنم و کمی تا قسمتی هم آرزوهای آغازین را بگویم و بگویم هنوز بر همان عهد دیرین هستیم، تا احساس نکند که خونشان به هدر رفته و هدف مقدسشان گم گشته! صدای رادیو را میشنود به او میگویم که باور کن که این افشا گریها که نه روشنگریها، این نوار و عکس نشان دادنها، این گلو پاره کردنها و فریاد زدنها همه و همه برای مردم است! اصلا برای شخص و منفعت گروه ودوستان وفامیل نیست، میگویم اینها همه درد دین دارند، همه مسلمان واقعی و پیرو ائمه اطهار و سیره و سلوکشان را سر مشق قرار دادهاند، عهد نامه مالک اشتر سر لوحه کارشان است و همه کارهاشان برای مصالح نظام ودر جهت خدمت به مردم است، تمام فریادهاشان در دیروز، امروز، فردا، برای آن است که نظام و حکومت ما استعلا و سر بلندی یابد، اگر هم برخورد حذفی ـ حصری میکنند برای این است که مصلحت را در این میبینند تا حکومت و نظام را حفظ کنند، که حفظ نظام از اهم واجبات است البته این یعنی نه اینکه از هر راهی برای حفظ کردن آن کوشیدهاند، نه اصلا، چون یادتان هست ما میگفتیم هدف وسیله را توجیه نمیکند، هنوز هم بر سر همان حرف ایستادهایم و به آن باور داریم، آری برادر، آن حرف مال کمونیستها و مارکسسیتهای بیدین بود، اصلا هم از دین و مذهب و احساسات مذهبی مردم مایه نمیگذاریم تا مخالفمان را از صحنه بیرون کنیم، امروز هم دارند تلاش میکنند درصد عیدی همان کودک خیابان نشین را بالا ببرند، جز به مصلحت نظام نمیاند یشند، اینها همه میدانند که پیامبر رحمت و انسانیت برانگیخته شد برای مکارم اخلاقی، برای همین است که در همه جا اخلاق را رعایت میکنند، اصلا دروغ نمیگویند، خیانت در امانت مردم نمیکنند، تهمت نمیزنند، آبروی دیگران برای آنها حرمت دارد و آبرو ریزی نمیکنند، اصلا به فکر زر اندوزی وجمع کردن ثروت برا ی خودشان وفرزندان ودوستانشان نیستند، میدانند که رفتارشان اعتماد عمومی مردم و جوانان را نشانه گرفته، برای همین هم رعایت انصاف واخلاق را در حرف زدن و عملکردشان دارند، میگویم این سرو صداها برای این است که همه دوست دارند قانون حاکم باشد و در چارچوب قانون همه حرکت کنند، همه میخواهند جلوی بیقانونی را بگیرند، حرف اول وآخر را در بین این مسئولین ما قانون میزند، الان هم دارند تلاش میکنند تا مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را حل کنند.
اختلاف بین مسئولین اصلا وجود ندارد، اگر هم موردی باشد آن هم برای این است که هر یکی بیشتر از دیگری میخواهد به این مردم خدمت کند برای همین هم بعضی وقتها خودروهای خدمتشان به مردم در سبقت از یکدیگر شاید کمی از بغل به هم بخورند، نه اصلا، امکان ندارد شاخ به شاخ شوند، میدانند شاخ به شاخ شدن چه تلفات سنگینی دارد، امروز همه در آنجایی که قرار بود در راس امورباشد جمع شدهاند تا در این زمانی که همه آرزو دارند زمین خوردن ما راببینند، جلوی زمین خوردن مردم ونظام را بگیرند. این مسئولین ما آن قدر دوست هم هستند و دوست داشتنی و اتحادی بینشان برقرار است که خنثی کنندهٔ بسیاری از توطئهها هست، چون آنها میدانند و به آنها متذکر هم شدهاند که اختلا فهای کوچک را بین مردم بردن یک نوع خیانت به مردم و نظام هست، برای همین هم هست که مدام عکسهای یادگاریشان را برای هم بلوتوث میکنند و با هم عکس و فیلم میگیرند که این اتحادشان بیشتر جلوه کنه، والبته اسناد افتخار و غیر افتخار در خدمت به مردم را نه از برای ریا و یا زبانم لال افشاگری که از برای روشنگری، برای اینکه مردم بدانند که آنها خدمت گزاران واقعیشان هستند ارائه میدهند و رو میکنند، اصلا رانت، سوءاستفاده از بیتالمال و اختلاس، قانون گریزی، دور زدن قانون که اصلا و ابدا، رفیق بازی، فامیل گرایی هم که وجود ندارد، اگر هم باشد خیلی خیلی خیلی کم هست که به چشم نمیآید.
خلاصه شهید عزیز آن چنان اتحادی داریم که نگو، ما قدر خونهای ریخته شده برای آبیاری درخت نظام را میدانیم، قدر تمام آنهایی که برای مردم و نظام وکشور از گذشته و از سالیان دور تا امروززحمت کشیدند و تلاش کردند را میدانیم و منت دار تلاششان هم هستیم، میدانیم تفرقه و گسست آفت و رمز خشکاندن این درخت تنومند است برای همین هرگز در صدد تفرقه بر نمیآییم، هر از چند گاهی شاخ وبرگهای اضافی درخت را کوتاه میکنیم، ولی حواسمان هست که شاخهها و ساقههای اصلی را که سالیان سال با این درخت بودند، کوتاه نکنیم، تنها چیزی که بین مسئولین ما وجود ندارد تفرقه، تهمت، افترا و بی اخلاقی است، آنها میدانند که این رفتارها باعث میشود تا مردم و به ویژه جوانان از نظام ناامید شوند. پس حواسشان هست که تخم مرگ ناامیدی و یأس را در دلها ی مردم نکارند، چون میدانند که ملخهای تفرقه هر از چند گاهی به مزارع وحدت ما حمله میکنند.
نگاهی به من میکند، لبخند بسیار تلخی میزند، سرم را پایین میاندازم، شرمنده میشوم و زیر لب با خجالت میگویم شما چه خبر اخوی!
میگوید حال ما هم خوب است، خیلی خوب، اما تو باور نکن! و با دست به آن سمت خیابان اشاره میکند، بنر قشنگی را میبینم که بر روی آن نوشته شده است ((این عمار))، یاد بزرگ مردی میافتم که این روزها خیلی تنهاست، ولی هنوز هم سنگ صبور وتکیهگاه مردمان سرزمینم هست، خوشحال میشوم که هنوز کسی هست که به ما امید، پایمردی واستقامت بدهد، بوقهای ممتد ماشینهای پشت سر من را به حال خودم میآورد، چراغ سبز شده است و وقت رفتن!
راه جدید خلوت کردن زندانها
روزنامهها و از جمله تهران امروز به مقررات جدید قضایی که بر مبنای آن برخی از مجرمان و از جمله مجرمان غیرعمد، به جای زندان رفتن دوره محکومیت خود را به گونهای دیگر خواهند گذراند اشاره کردهاند.
تهران امروز در این بار نوشته است: «با فرستادن فردی که جرمی غیر عمد مرتکب شده و برای جامعه خطرناک نیست به زندان، برچسب مجرم رویش باقی میماند اما استفاده از دستبندها و پابندهای الکترونیک هم میتواند فرد را تنبیه کند و هم آبروی او را حفظ میکند. فرد میداند که مجرم است و در حال تنبیه شدن اما در جامعه به او به چشم یک انسان خطرناک نگاه نمیکنند و زمینه حضور او به دامن جامعه همیشه مهیاست».
این روزها قرار است با جایگزینی دستبندها و پابندهای الکترونیک برای کنترل برخی از مجرمان به ویژه در جرایم غیرعمد، به جای زندگی در حبس، به آنها اجازه زندگی در شهر داده شود. آنها صبحها در خانه خود از خواب بیدار میشوند حتی ممکن است بر سر کار حاضر شوند اما به محض آنکه از محدوده معین شده پایشان رابیرون بگذارند، دستبند یا پابند الکترونیکی آنها با فرستادن امواجی الکترونیکی در اداره پلیس، زنگ هشدار را به صدا در میآورد. به نظر میرسد این طرح نه فقط مانع ورود افرادی به زندان میشود که برای نخستین بار مرتکب جرایمی خرد شدهاند بلکه چارهای نیز برای حل مشکل کمبود فضا در زندانهای کشور است. موضوعی که به گفته رئیس سازمان زندانها، مهمترین مشکل در زندانهای کشور است. غلامحسین اسماعیلی پیش از این اعلام کرده بود: «کمبود جا و بودجه کافی، فرسوده بودن زندانها و ناکافی بودن اعتبارات بازسازی، مهمترین مشکلات زندان هاست».
به گفته محمدعلی اسفنانی، سخنگوی کمیسیون قضایی مجلس، در برخی زندانهای کشور تا دو برابر ظرفیت، زندانی جای گرفته است. از اعلام افزایش ۲۱ درصدی سرقت طی ماههای گذشته و آمار روبه افزایش نزاع در کشور گرفته تا روند رو به رشدی که نیروی انتظامی در کشفیات مواد مخدر دارد، همه چیز حاکی از افزایش زندانیان در کشور است. همین است که با اتکا به ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی که به موجب آن دادگاه میتواند در مجازات جرم تخفیف قائل شود، رئیس سازمان زندانها آمادگی این سازمان را برای جایگزینی «پابند الکترونیک» به جای مجازات حبس مجرمان اعلام کرده است. دو سال پیش این طرح به صورت آزمایشی درباره صد نفر از مجرمان تهرانی اجرا شد و البته به گفته مسئولان این سازمان نتایج رضایت بخش بوده است.
فقط باید یه خورده بیشتر از اون سود کلانی که تو جیبه خودش میریزه رو بده به کارگر بی نوایی که باید با اون پول هم اجاره خونه سنگین رو بده و هم شیکم زن و بچه اش رو سیر کنه
راستی کارفرما هم میمیره...
نه برادرم



