آرامش غافلگیر کننده
احمدی نژاد به مجلس آمد، نشنید و رفت
کد خبر: ۲۹۸۶۲۱
| | 3129 بازدید

آمد. گفت. نشنید. رفت؛ چهار فعل دیروز احمدینژاد در مجلس است.
«محمود احمدینژاد» در نقش فاعلی تمامقد درِ مجلس حاضر شد؛ مجلس هم مفعول فعلهای او؛ تا احمدینژاد در مجلس بود که اینگونه بود. عجیب نیست البته. او نشان داده مجال بیابد تمام فعلها را در مجلس صرف میکند. شخص به شخص. زمان به زمان؛ گذشته، حال و آینده. مجهول و امری. دیروز اما روز هنرنمایی فعلهای منفی بود: «نماندن» و «نشنیدن».
ساعت که 15 دقیقهای از هشت گذشت در پارلمان روی خبرنگاران باز شد. آوازه هیجان حضورهای ویژه احمدینژاد در مجلس به رسانههای خارجی هم کشیده. گویا حضور احمدینژاد در چهارشنبهسوری سال گذشته و شوخیهای ویژهاش با نمایندگان به جای جواب به «سوال» کار خودش را کرده و جذابیت و ارزش خبری حضور رییسجمهوری اسلامی در مجلس و مواجهه ویژهاش با نمایندگان به سرعت بالا رفته.
چند 10 نمایندهای به جایگاه هیاترییسه رفتند تا ببینند نامشان در بین پاسخدهندگان به احمدینژاد هست یا نه. انگار با خودشان واگویه میکردند که احمدینژاد در مجلس میماند و نشنیده مجلس را ترک نمیکند.
ساعت از هشت و 30 که گذشت پچپچها شروع شد که احمدینژاد تا 10ونیم به مجلس نمیآید. پیشتر معاون پارلمانیاش گفته بود احمدینژاد علاقه دارد ساعت 10ونیم به مجلس بیاید اما نمایندگان بر هشت و 30 اصرار کردند. خبرنگاران پچپچ را رونق دادند. شاید چون عادت کردهاند احمدینژاد کار خودش را بکند. اما شش دقیقه بعد رییسجمهوری از در وارد شد.
«علی لاریجانی» هم فرصت نداد نمایندگان گرد او و وزیرانش درست و حسابی جمع شوند و بازار توصیهنامه داغ شود. سریع احمدینژاد را صدا زد که پشت تریبون بیاید و «گزارش» بدهد.
احمدینژاد با «تشکر» از مجلس، شروع کرد. گفت «خدمت رسیدم» تا مشکلات و راهحلها را بگویم. همه از اینکه او اینگونه سخن بگوید متعجب شدند. خبرنگاران وا رفتند. انگار اصلا منتظر این همه «متانت» نبودند.
با حرفهای رسمی و مودبانه شروع کرد. اما با هر «اما»یی که در ادامه میگفت ضربان قلبها بالا میرفت اما، «اما» گفتنهایش به هیجان ختم نمیشد. خبرنگاران دست از بالا و پایین شدن ضربان با «اما»ها شستند و دیگر قلبی با «اما»، «اما» گفتنهای رییسجمهوری تند نزد. فرودی تا فرود دیگر طی میشد و بس.
کمی از مقابله با تحریمها گفت. از اینکه دور زدنشان در میان مدت به ضرر است و بعد وقتش را به جنگلداری و باغبانی و توصیههایی در مورد دامداری و کاشت گل نرگس اختصاص داد. از ششمیلیون تن «بلوط»ی که قدرش را نمیدانند و پای درختان میافتد گفت. مفصل هم گفت؛ چنانکه انگار سخنرانیاش در مجلس بر مبنای «دکترین بلوط» باشد. البته از همان حرفهای همیشگی هم زد که مثلا به او گیر میدهند چرا اول، حرفها را به مردم میزند و شکایت دولت از اتهامها جایی برای رسیدگی ندارد. از همین حرفهای تکراری با لحن احمدینژادی.
دقیقا یک ساعت بعد احمدینژاد با گفتن «اجازه بدهید برای تغییر ذائقه چیزی بگویم» همه گوشها را تیز کرد. خاطره اما یخی را آب نکرد که هیچ، امید به هیجان را به صفر رساند.
احمدینژاد که به یکی دو جمله آخر رسید نامهای به دستش رسید. «محمدحسن ابوترابی»، نایبرییس مجلس که رابطه خوبی با احمدینژاد دارد برایش نامه نوشت که در مجلس بماند و حرف نمایندگان را بشنود. پاسخ مشخص بود و کوتاه: «نه». نه را که گفت دستی برای نمایندگان تکان داد و راه خروج در پیش گرفت.
علی لاریجانی هم ترجیح داد تا احمدینژاد از در بیرون نرفته صدای اعتراضش را به گوش او برساند. احمدینژاد اما سرگرم حال و احوال با نمایندگانی بود که برای خروج همراهیاش میکردند و نامههایی را به دستش میدادند. نشان میداد که «مجال شنیدن» ندارد.
احمدینژاد دنبال کارش رفت. آنگونه که او میگفت گرفتار کار است بعید است، حتی روی موج رادیو مجلس هم فعل نمایندگان در مجلس را دنبال کرده باشد. نمایندگان اعتراض میکردند چرا احمدینژاد نمانده و از رفتارهای اقتصادی دولت انتقاد کردند. چنانکه انگار نه انگار احمدینژاد یکی از آنان است و دولتش دولت اصولگرایی.
احمدینژاد که رفت، مجلس فاعل شد. فاعل فعلهای «نشستن» و «گفتن». زنگ مجلس خورد؛ صرف «نشستن» و «گفتن» هم تمام شد.
صرف فعلهای احمدینژاد در مجلس هر روز حسابش بالاتر میرود. شوخی کردن. سر به سر گذاشتن. بیتوجهی کردن. حالا هم که «نماندن» و «نشنیدن».
منبع روزنامه بهار/ سروش فرهادیان/عکس: مجتبی سرانجام پور
«محمود احمدینژاد» در نقش فاعلی تمامقد درِ مجلس حاضر شد؛ مجلس هم مفعول فعلهای او؛ تا احمدینژاد در مجلس بود که اینگونه بود. عجیب نیست البته. او نشان داده مجال بیابد تمام فعلها را در مجلس صرف میکند. شخص به شخص. زمان به زمان؛ گذشته، حال و آینده. مجهول و امری. دیروز اما روز هنرنمایی فعلهای منفی بود: «نماندن» و «نشنیدن».
ساعت که 15 دقیقهای از هشت گذشت در پارلمان روی خبرنگاران باز شد. آوازه هیجان حضورهای ویژه احمدینژاد در مجلس به رسانههای خارجی هم کشیده. گویا حضور احمدینژاد در چهارشنبهسوری سال گذشته و شوخیهای ویژهاش با نمایندگان به جای جواب به «سوال» کار خودش را کرده و جذابیت و ارزش خبری حضور رییسجمهوری اسلامی در مجلس و مواجهه ویژهاش با نمایندگان به سرعت بالا رفته.
چند 10 نمایندهای به جایگاه هیاترییسه رفتند تا ببینند نامشان در بین پاسخدهندگان به احمدینژاد هست یا نه. انگار با خودشان واگویه میکردند که احمدینژاد در مجلس میماند و نشنیده مجلس را ترک نمیکند.
ساعت از هشت و 30 که گذشت پچپچها شروع شد که احمدینژاد تا 10ونیم به مجلس نمیآید. پیشتر معاون پارلمانیاش گفته بود احمدینژاد علاقه دارد ساعت 10ونیم به مجلس بیاید اما نمایندگان بر هشت و 30 اصرار کردند. خبرنگاران پچپچ را رونق دادند. شاید چون عادت کردهاند احمدینژاد کار خودش را بکند. اما شش دقیقه بعد رییسجمهوری از در وارد شد.
«علی لاریجانی» هم فرصت نداد نمایندگان گرد او و وزیرانش درست و حسابی جمع شوند و بازار توصیهنامه داغ شود. سریع احمدینژاد را صدا زد که پشت تریبون بیاید و «گزارش» بدهد.
احمدینژاد با «تشکر» از مجلس، شروع کرد. گفت «خدمت رسیدم» تا مشکلات و راهحلها را بگویم. همه از اینکه او اینگونه سخن بگوید متعجب شدند. خبرنگاران وا رفتند. انگار اصلا منتظر این همه «متانت» نبودند.
با حرفهای رسمی و مودبانه شروع کرد. اما با هر «اما»یی که در ادامه میگفت ضربان قلبها بالا میرفت اما، «اما» گفتنهایش به هیجان ختم نمیشد. خبرنگاران دست از بالا و پایین شدن ضربان با «اما»ها شستند و دیگر قلبی با «اما»، «اما» گفتنهای رییسجمهوری تند نزد. فرودی تا فرود دیگر طی میشد و بس.
کمی از مقابله با تحریمها گفت. از اینکه دور زدنشان در میان مدت به ضرر است و بعد وقتش را به جنگلداری و باغبانی و توصیههایی در مورد دامداری و کاشت گل نرگس اختصاص داد. از ششمیلیون تن «بلوط»ی که قدرش را نمیدانند و پای درختان میافتد گفت. مفصل هم گفت؛ چنانکه انگار سخنرانیاش در مجلس بر مبنای «دکترین بلوط» باشد. البته از همان حرفهای همیشگی هم زد که مثلا به او گیر میدهند چرا اول، حرفها را به مردم میزند و شکایت دولت از اتهامها جایی برای رسیدگی ندارد. از همین حرفهای تکراری با لحن احمدینژادی.
دقیقا یک ساعت بعد احمدینژاد با گفتن «اجازه بدهید برای تغییر ذائقه چیزی بگویم» همه گوشها را تیز کرد. خاطره اما یخی را آب نکرد که هیچ، امید به هیجان را به صفر رساند.
احمدینژاد که به یکی دو جمله آخر رسید نامهای به دستش رسید. «محمدحسن ابوترابی»، نایبرییس مجلس که رابطه خوبی با احمدینژاد دارد برایش نامه نوشت که در مجلس بماند و حرف نمایندگان را بشنود. پاسخ مشخص بود و کوتاه: «نه». نه را که گفت دستی برای نمایندگان تکان داد و راه خروج در پیش گرفت.
علی لاریجانی هم ترجیح داد تا احمدینژاد از در بیرون نرفته صدای اعتراضش را به گوش او برساند. احمدینژاد اما سرگرم حال و احوال با نمایندگانی بود که برای خروج همراهیاش میکردند و نامههایی را به دستش میدادند. نشان میداد که «مجال شنیدن» ندارد.
احمدینژاد دنبال کارش رفت. آنگونه که او میگفت گرفتار کار است بعید است، حتی روی موج رادیو مجلس هم فعل نمایندگان در مجلس را دنبال کرده باشد. نمایندگان اعتراض میکردند چرا احمدینژاد نمانده و از رفتارهای اقتصادی دولت انتقاد کردند. چنانکه انگار نه انگار احمدینژاد یکی از آنان است و دولتش دولت اصولگرایی.
احمدینژاد که رفت، مجلس فاعل شد. فاعل فعلهای «نشستن» و «گفتن». زنگ مجلس خورد؛ صرف «نشستن» و «گفتن» هم تمام شد.
صرف فعلهای احمدینژاد در مجلس هر روز حسابش بالاتر میرود. شوخی کردن. سر به سر گذاشتن. بیتوجهی کردن. حالا هم که «نماندن» و «نشنیدن».
منبع روزنامه بهار/ سروش فرهادیان/عکس: مجتبی سرانجام پور
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



