از بحران مالي فدراسيون فوتبال تا استعفاء دايي و تهديد شمس؛
رجعت معدنچيان از چرت پاييزي به خواب زمستاني!
آيا بهتر نبود مدير كنوني اين مجموعه، فوتبال را به اهلش ميسپرد و زير باري نميرفت كه حفظش شانههايي بزرگتر از اندازه شانههايشان را طلب ميكند و حال كه از جايش در اين مجموعه سه سال و اندي ديگر تكان نخواهد خورد، بهتر نيست در بخش اقتصادي فدراسيون، از اهلش بهره بگيرد و شرايط را به گونهاي فراهم سازد كه فدراسيون نه تنها هزينهبر نباشد، بلكه بار ديگر رنگ درآمدزايي را ببيند؟
کد خبر: ۲۹۷۳۲
| | 16609 بازدید
فدراسيون فوتبال با يكي از كمسابقهترين مقاطع خود به واسطه چالشهاي مالي، روبرو است كه همين مسئله تمام برنامههاي مجموعه اي كه چند صباحي قبل به عنوان فدراسيون برتر آسيا برگزيده شد، را دچار اختلالات اساسي كرده و اين فدراسيون را تا مرز يك بحران بزرگ پيش برده است.

به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، هيچكس تصور نميكرد، درخواست مدارك متعدد براي پرداخت هزينههاي درمان محسن خليلي مليپوش فوتبال كشورمان در آلمان، به جز بحث در اختيار داشتن اسناد مالي، به حساب خالي اين فدراسيون باز گردد اما هنگامي كه هزينههاي سفر تيم ملي ايران به مسقط ساعت 4:30 دقیقه صبح در فرودگاه امام خمینى در برابر ديدگان نگران و البته چهره برافروخته علي دايي با مساعدت سازمان ورزش به احمد ابراهیمى رسيد، مشخص شد شرايط مالي فدراسيون فوتبال تا چه ميزان رو به وخامت گذاشته است.
تيم ملي ايران در شرايطي راهي عمان شد كه دايي با توجه به مشكلات متعدد مالي بر سر راه برنامههاي تيم ملي فوتبال به ستوه آمد و با مهدي تاج اتمام حجت كرد در صورتي كه براي سفر تيم ملي به اسپانيا پول كافي نباشد و مشكلات اين چنيني پيش آيد، سكوتش را خواهد شكست و استعفاء خواهد داد و البته به نظر ميرسد انجام اين استعفاء كه با تكذيب مسئولان فدراسيون همراه شد، تحقق يافته است كه البته گفتههاي حسن روشن پيشكسوت و مطلع فوتبال مبني بر اينكه دايي 400 ميليون دريافتي از فدراسيون را بازگردانده و عنوان كرده، ديگر نمي تواند همكاري داشته باشد نيز ميتوانست مهر تاييدي بر صحت اين موضوع باشد كه البته به نظر ميرسد دايي از اين اقدام فعلاً منصرف شده و رد ديرهنگام استعفايش نيز حكايت از همين موضوع دارد. به هر حال بايد به سرمربي تيم ملي فوتبال نيز حق داد، چرا كه به هر حال او آبرويش را در كف دست گرفته و تيم ملي را هدايت مي كند و قطعاً عدم صعود تيم ملي به جامجهاني، براي دايي گران تمام خواهد شد كه به همين دليل ميبايست او را محق خواند.
در اين اوضاع و از هنگامي كه هواپيماي حامل بازيكنان تيم ملي بر زمين مسقط نشست، حسين شمس نيز كه از بازي موش و گربه خسته شده و پس از تصويب برنامههايش براي تيم ملي فوتسال زمان قابل ملاحظهاي را براي عقد قرارداد با فدراسيون سپري كرده و البته تماسي بدين منظور با او گرفته نشده، آب پاكي را بر روي دست اهالي فدراسيون فوتبال ريخت و به عنوان آخرين تهديدهايش پيش از اقدام جدي، از عقد قرارداد با تيم ملي كويت خبر داد كه البته به نظر ميرسد، فدراسيون براي جلوگيري از اين مسئله قصد دارد به هر شكل ممكن، با شمس تمديد كند.

در كنار اين مسئله مطالبات برجاي مانده داوران ليگ نيز كه مدتهاي مديدي است رنگ اسكناس را نديدهاند و به نظر ميرسد با سرعتي كه وعده داده شده نيز نتوانند اين حقالزحمهها را وصول كنند، دغدغه اي است كه به زعم برخي مديران و مربيان باشگاهها در كاهش كيفيت قضاوتها و افزايش خطاي داوران نقش مستقيم ايفا ميكند و بار سنگيني كه روي دوش فدراسيون باقي مانده و توان پرداخت آنها را ندارد، دو چندان ساخته است.
ناگفته نماند، آنچه ذكر شد تنها بخش بيروني و علني دغدغههاي مالي فدراسيون فوتبال است و آنچه در دفتر مديران فدراسيون فوتبال، وجود دارد و هنوز علني نشده، ميتواند شرايط بحرانيتر از اين جلوه دهد، چرا كه براي رسانهها مشخص نيست چه ميزان به هياتهاي استاني فوتبال تا پايان فصل پاييز اعتبار تزريق شده، كارمندان فدراسيون حقوق ماههاي اخيرشان را دريافت كردهاند يا قبوض برق، گاز، آب و تلفن ساختمان سئول پرداخت شده است!
اين يك واقعيت است كه اين روزها فدراسيوني كه حكم معدن طلا را پيدا كرده كه فعالان اقتصادي براي درآمدزايي در هر بخش آن طرحهاي متعددي دارند اما با معدنچياني روبرو است كه اگرچه اكثراً سوابق اقتصادي در كارنامه دارند اما نتوانستهاند حتي تفكرات و رويه سياستمداري كه موفق شد، استقلال مالياش را در شرايطي دشوارتر از اين رقم بزند و پس از آن استاد دانشگاهي كه اين استقلال را حفظ كند، پيگيري كنند و عليالظاهر در دل تشكيلاتي كه از هر بخشش ميتوان، طلا استخراج كرد و خودكفايي مالي فوتبال را در سطح ملي رقم زد، به نظر ميرسد نهايتاً از چرت پاييزي فارغ شده و با همان روند گذشته به خواب زمستاني فرو رفتهاند كه استمرار مشكلات مالي گواهي بر اين مدعا است.
متاسفانه همين امر باعث شده اين مجموعه بالقوه ثروتمند، همواره در مواقع ضرورت اين دامان همسايگان باشد كه فشرده شده و به واسطه اعتبارات مقطعي كه سرازير ميشود، نفس راحتي كشيده شود كه البته مشخص نيست تا چه زمان بتوان با اين تخته پاره نفس كشيد. آيا مجموعهاي كه كمك كرد يك قهرمان دووميداني به راس فدراسيون فوتبال برسد و جايگاهي در حد رئيس سازمان ورزش و البته زير نظر او داشته باشد، محق است كه دست خود را مقابل سازمان ورزش دراز كند و آيا سازمان تربيتبدني مكلف است اعتبارات بيشتري را به اين مجموعه اختصاص دهد؟ اين پرسشي كه ساكنين حاضر در دو ساختمان سئول، پاسخهاي متفاوتي براي آن دارند.
از يك سو، عده اي چنين استنباط مي كنند كه با توجه به نقش برخي اشخاص در تغييرات به وقوع پيوسته در فدراسيون فوتبال، آنها ميبايست اين مجموعه را سرپا نگه دارند تا اين حوزه نيز همچون كميته ملي المپيك كه در دوره دبيركلي كفاشيان عمدتاً با رديف بودجه ادامه حيات ميداد، عملاً چنين رويهاي را تا هنگامي كه فدراسيون فوتبال به درآمدزايي و خودكفايي مالي گذشته برسد، پيش بگيرد و از سويي ديگر برخي اعتقاد دارند ميبايست فدراسيون فوتبال از هماكنون همچون گذشته هاي نه چندان دور روي پاي خود بايستد كه به نظر ميرسد ديدگاه دوم منطقيتر باشد، چرا كه فدراسيون فوتبال از ديماه سال گذشته تا دي ماه سال جاري كه با رياست كفاشيان امورش پيش رفته، نه تنها هيچ پيشرفتي در زمينه مالي نداشته، بلكه بار ديگر به نقطهاي رسيده كه بار ديگر چشم به دستگاه ورزش بدوزد.
حقيقتاً بازسازي ميلياردي كمپ تيم ملي فوتبال در هنگامهاي كه هزينههاي فوريتري همچون بحث اردوهاي تيم ملي مطرح است، در اولويت چندم قرار ميگيرد و چه ضرورتي داشت در اين مقطع چنين هزينهاي براي آن مجموعه صورت پذيرد؟ آيا پيش نياز رشد درآمد، مديريت بر هزينه نيست كه رئيس بانكي فدراسيون نتوانسته از پس آن برآيد و هزينههايي را انجام داد كه غيرضرور تلقي ميشود؟
با اين كيفيت تدبيرانديشي، هيچ تضميني وجود ندارد كه دي ماه سال آتي، همزمان با آغاز سومين سال حضور كفاشيان بر كرسي رياست، همچنان فوتبال با مشكلاتي روبرو نباشد كه در حال حاضر با آن دست و پنجه نرم ميكند و همين مسئله، لزوم ايستادن هرچه سريعتر اين فدراسيون بر روي پاي خودش را يادآور ميشود.
مسلماً اين بار گذشتن از تنگناي اقتصادي بوجود آمده، كار دشواري به نظر ميرسد كه حتي مساعدتهاي مقطعي نيز نميتواند تاثير چشمگيري در گذر از آن داشته باشد و شايد نتيجه مديريت بحران تنها خاليشدن مقطعي كاسه صبر لبريز شده مدعيان هر بخش، براي چند صباحي باشد كه موقتاً اين مجموعه را از بحران خارج ميسازد اما در نهايت تكليف مشكلات مالي اين مجموعه چه خواهد شد؟
چگونه مي توان انتظار داشت فدراسيوني كه در طول يك سال گذشته نتوانسته حامي مالياي براي تيم ملي بيابد و يكي از اصليترين منابع درآمدش در اين مدت
هزينه ثابتي را به همراه نداشته، يك ثبات مالي قابل قبول را در حال حاضر و پس از اين سپري كند؟
آيا بهتر نبود مدير كنوني اين مجموعه، فوتبال را به اهلش ميسپرد و زير باري نميرفت كه حفظش شانههايي بزرگتر از اندازه شانههايشان را طلب ميكند و حال كه از جايش در اين مجموعه سه سال و اندي ديگر تكان نخواهد خورد، بهتر نيست در بخش اقتصادي فدراسيون، از اهلش بهره بگيرد و شرايط را به گونهاي فراهم سازد كه فدراسيون نه تنها هزينهبر نباشد، بلكه بار ديگر رنگ درآمدزايي را ببيند؟
آيا در صورت آسيب ديدن فوتبال و فوتسال كشور به واسطه مشكلات مالي، كفاشيان و همكارانش حاضر به پذيرش مسئوليت خواهند شد و عواقب آن را خواهند پذيرفت يا در صورت رقم خوردن بدترين وقايع به واسطه ضعف در اين بخش، نهايتاً با يك استعفاء از خانوادهاي كه بسياري از آنها هيچ نسبتي با آن ندارند، منفك شده و در بخش ديگر اين رويه مديريتيشان را پيگيري ميكنند؟
شايد هنوز مديران فدراسيون فوتبال درك نكردهاند كه اين فدراسيون و نتايج همچون كميته ملي المپيك هر چهار سال يك بار و با شركت در بازيهاي المپيك مورد ارزيابي قرار نميگيرد اما قطعاً در صورتي كه اوضاع بيش از اين به وخامت بگرايد، اين حقيقت را كه در فوتبال ثانيه به ثانيه زير ذرهبين دهها رسانه خبري هستند كه حتي بعضاً از پيشنويس نامههاي ايشان نيز پيش از تاپ آنها باخبر ميشوند و پيش از ثبت در دفاتر فدراسيون بر روي آنها نقدهاي آتشين مينگارند، كاملاً درك خواهند كرد.

به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، هيچكس تصور نميكرد، درخواست مدارك متعدد براي پرداخت هزينههاي درمان محسن خليلي مليپوش فوتبال كشورمان در آلمان، به جز بحث در اختيار داشتن اسناد مالي، به حساب خالي اين فدراسيون باز گردد اما هنگامي كه هزينههاي سفر تيم ملي ايران به مسقط ساعت 4:30 دقیقه صبح در فرودگاه امام خمینى در برابر ديدگان نگران و البته چهره برافروخته علي دايي با مساعدت سازمان ورزش به احمد ابراهیمى رسيد، مشخص شد شرايط مالي فدراسيون فوتبال تا چه ميزان رو به وخامت گذاشته است.
تيم ملي ايران در شرايطي راهي عمان شد كه دايي با توجه به مشكلات متعدد مالي بر سر راه برنامههاي تيم ملي فوتبال به ستوه آمد و با مهدي تاج اتمام حجت كرد در صورتي كه براي سفر تيم ملي به اسپانيا پول كافي نباشد و مشكلات اين چنيني پيش آيد، سكوتش را خواهد شكست و استعفاء خواهد داد و البته به نظر ميرسد انجام اين استعفاء كه با تكذيب مسئولان فدراسيون همراه شد، تحقق يافته است كه البته گفتههاي حسن روشن پيشكسوت و مطلع فوتبال مبني بر اينكه دايي 400 ميليون دريافتي از فدراسيون را بازگردانده و عنوان كرده، ديگر نمي تواند همكاري داشته باشد نيز ميتوانست مهر تاييدي بر صحت اين موضوع باشد كه البته به نظر ميرسد دايي از اين اقدام فعلاً منصرف شده و رد ديرهنگام استعفايش نيز حكايت از همين موضوع دارد. به هر حال بايد به سرمربي تيم ملي فوتبال نيز حق داد، چرا كه به هر حال او آبرويش را در كف دست گرفته و تيم ملي را هدايت مي كند و قطعاً عدم صعود تيم ملي به جامجهاني، براي دايي گران تمام خواهد شد كه به همين دليل ميبايست او را محق خواند.
در اين اوضاع و از هنگامي كه هواپيماي حامل بازيكنان تيم ملي بر زمين مسقط نشست، حسين شمس نيز كه از بازي موش و گربه خسته شده و پس از تصويب برنامههايش براي تيم ملي فوتسال زمان قابل ملاحظهاي را براي عقد قرارداد با فدراسيون سپري كرده و البته تماسي بدين منظور با او گرفته نشده، آب پاكي را بر روي دست اهالي فدراسيون فوتبال ريخت و به عنوان آخرين تهديدهايش پيش از اقدام جدي، از عقد قرارداد با تيم ملي كويت خبر داد كه البته به نظر ميرسد، فدراسيون براي جلوگيري از اين مسئله قصد دارد به هر شكل ممكن، با شمس تمديد كند.

در كنار اين مسئله مطالبات برجاي مانده داوران ليگ نيز كه مدتهاي مديدي است رنگ اسكناس را نديدهاند و به نظر ميرسد با سرعتي كه وعده داده شده نيز نتوانند اين حقالزحمهها را وصول كنند، دغدغه اي است كه به زعم برخي مديران و مربيان باشگاهها در كاهش كيفيت قضاوتها و افزايش خطاي داوران نقش مستقيم ايفا ميكند و بار سنگيني كه روي دوش فدراسيون باقي مانده و توان پرداخت آنها را ندارد، دو چندان ساخته است.
ناگفته نماند، آنچه ذكر شد تنها بخش بيروني و علني دغدغههاي مالي فدراسيون فوتبال است و آنچه در دفتر مديران فدراسيون فوتبال، وجود دارد و هنوز علني نشده، ميتواند شرايط بحرانيتر از اين جلوه دهد، چرا كه براي رسانهها مشخص نيست چه ميزان به هياتهاي استاني فوتبال تا پايان فصل پاييز اعتبار تزريق شده، كارمندان فدراسيون حقوق ماههاي اخيرشان را دريافت كردهاند يا قبوض برق، گاز، آب و تلفن ساختمان سئول پرداخت شده است!
اين يك واقعيت است كه اين روزها فدراسيوني كه حكم معدن طلا را پيدا كرده كه فعالان اقتصادي براي درآمدزايي در هر بخش آن طرحهاي متعددي دارند اما با معدنچياني روبرو است كه اگرچه اكثراً سوابق اقتصادي در كارنامه دارند اما نتوانستهاند حتي تفكرات و رويه سياستمداري كه موفق شد، استقلال مالياش را در شرايطي دشوارتر از اين رقم بزند و پس از آن استاد دانشگاهي كه اين استقلال را حفظ كند، پيگيري كنند و عليالظاهر در دل تشكيلاتي كه از هر بخشش ميتوان، طلا استخراج كرد و خودكفايي مالي فوتبال را در سطح ملي رقم زد، به نظر ميرسد نهايتاً از چرت پاييزي فارغ شده و با همان روند گذشته به خواب زمستاني فرو رفتهاند كه استمرار مشكلات مالي گواهي بر اين مدعا است.
متاسفانه همين امر باعث شده اين مجموعه بالقوه ثروتمند، همواره در مواقع ضرورت اين دامان همسايگان باشد كه فشرده شده و به واسطه اعتبارات مقطعي كه سرازير ميشود، نفس راحتي كشيده شود كه البته مشخص نيست تا چه زمان بتوان با اين تخته پاره نفس كشيد. آيا مجموعهاي كه كمك كرد يك قهرمان دووميداني به راس فدراسيون فوتبال برسد و جايگاهي در حد رئيس سازمان ورزش و البته زير نظر او داشته باشد، محق است كه دست خود را مقابل سازمان ورزش دراز كند و آيا سازمان تربيتبدني مكلف است اعتبارات بيشتري را به اين مجموعه اختصاص دهد؟ اين پرسشي كه ساكنين حاضر در دو ساختمان سئول، پاسخهاي متفاوتي براي آن دارند.
از يك سو، عده اي چنين استنباط مي كنند كه با توجه به نقش برخي اشخاص در تغييرات به وقوع پيوسته در فدراسيون فوتبال، آنها ميبايست اين مجموعه را سرپا نگه دارند تا اين حوزه نيز همچون كميته ملي المپيك كه در دوره دبيركلي كفاشيان عمدتاً با رديف بودجه ادامه حيات ميداد، عملاً چنين رويهاي را تا هنگامي كه فدراسيون فوتبال به درآمدزايي و خودكفايي مالي گذشته برسد، پيش بگيرد و از سويي ديگر برخي اعتقاد دارند ميبايست فدراسيون فوتبال از هماكنون همچون گذشته هاي نه چندان دور روي پاي خود بايستد كه به نظر ميرسد ديدگاه دوم منطقيتر باشد، چرا كه فدراسيون فوتبال از ديماه سال گذشته تا دي ماه سال جاري كه با رياست كفاشيان امورش پيش رفته، نه تنها هيچ پيشرفتي در زمينه مالي نداشته، بلكه بار ديگر به نقطهاي رسيده كه بار ديگر چشم به دستگاه ورزش بدوزد.
حقيقتاً بازسازي ميلياردي كمپ تيم ملي فوتبال در هنگامهاي كه هزينههاي فوريتري همچون بحث اردوهاي تيم ملي مطرح است، در اولويت چندم قرار ميگيرد و چه ضرورتي داشت در اين مقطع چنين هزينهاي براي آن مجموعه صورت پذيرد؟ آيا پيش نياز رشد درآمد، مديريت بر هزينه نيست كه رئيس بانكي فدراسيون نتوانسته از پس آن برآيد و هزينههايي را انجام داد كه غيرضرور تلقي ميشود؟
با اين كيفيت تدبيرانديشي، هيچ تضميني وجود ندارد كه دي ماه سال آتي، همزمان با آغاز سومين سال حضور كفاشيان بر كرسي رياست، همچنان فوتبال با مشكلاتي روبرو نباشد كه در حال حاضر با آن دست و پنجه نرم ميكند و همين مسئله، لزوم ايستادن هرچه سريعتر اين فدراسيون بر روي پاي خودش را يادآور ميشود.
مسلماً اين بار گذشتن از تنگناي اقتصادي بوجود آمده، كار دشواري به نظر ميرسد كه حتي مساعدتهاي مقطعي نيز نميتواند تاثير چشمگيري در گذر از آن داشته باشد و شايد نتيجه مديريت بحران تنها خاليشدن مقطعي كاسه صبر لبريز شده مدعيان هر بخش، براي چند صباحي باشد كه موقتاً اين مجموعه را از بحران خارج ميسازد اما در نهايت تكليف مشكلات مالي اين مجموعه چه خواهد شد؟
چگونه مي توان انتظار داشت فدراسيوني كه در طول يك سال گذشته نتوانسته حامي مالياي براي تيم ملي بيابد و يكي از اصليترين منابع درآمدش در اين مدت
هزينه ثابتي را به همراه نداشته، يك ثبات مالي قابل قبول را در حال حاضر و پس از اين سپري كند؟آيا بهتر نبود مدير كنوني اين مجموعه، فوتبال را به اهلش ميسپرد و زير باري نميرفت كه حفظش شانههايي بزرگتر از اندازه شانههايشان را طلب ميكند و حال كه از جايش در اين مجموعه سه سال و اندي ديگر تكان نخواهد خورد، بهتر نيست در بخش اقتصادي فدراسيون، از اهلش بهره بگيرد و شرايط را به گونهاي فراهم سازد كه فدراسيون نه تنها هزينهبر نباشد، بلكه بار ديگر رنگ درآمدزايي را ببيند؟
آيا در صورت آسيب ديدن فوتبال و فوتسال كشور به واسطه مشكلات مالي، كفاشيان و همكارانش حاضر به پذيرش مسئوليت خواهند شد و عواقب آن را خواهند پذيرفت يا در صورت رقم خوردن بدترين وقايع به واسطه ضعف در اين بخش، نهايتاً با يك استعفاء از خانوادهاي كه بسياري از آنها هيچ نسبتي با آن ندارند، منفك شده و در بخش ديگر اين رويه مديريتيشان را پيگيري ميكنند؟
شايد هنوز مديران فدراسيون فوتبال درك نكردهاند كه اين فدراسيون و نتايج همچون كميته ملي المپيك هر چهار سال يك بار و با شركت در بازيهاي المپيك مورد ارزيابي قرار نميگيرد اما قطعاً در صورتي كه اوضاع بيش از اين به وخامت بگرايد، اين حقيقت را كه در فوتبال ثانيه به ثانيه زير ذرهبين دهها رسانه خبري هستند كه حتي بعضاً از پيشنويس نامههاي ايشان نيز پيش از تاپ آنها باخبر ميشوند و پيش از ثبت در دفاتر فدراسيون بر روي آنها نقدهاي آتشين مينگارند، كاملاً درك خواهند كرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



