از مسیر اشتباه برگردیم
محمد خوش چهره، از جمله کارشناسان اقتصادی است که در چندسال اخیر سیاستهای اقتصادی دولت را به نقد کشیده است. بازار سرمایه نوشت؛خوشچهره قبل از پایان دولت نهم بارها هشدار داده بودٰ سیاستهای اقتصادی منجر به تورم میشود. او حتی در یکسال گذشته از بازی با ارز ابراز نگرانی کرده و گفته بود این شیوه در نهایت به مشکلات اقتصادی منجر خواهد شد. اتفاقی که امروز در سطح عمومی جامعه با نوساناتقیمت دلار، بیش از هر زمان دیگری قابل لمس است.
چه مجموعه عواملی باعث شده تا اقتصاد کشور در این وضع قرار گیرد و در ماههای اخیر هم شاهد هستیم بسیاری از کارشناسان اقتصادی و نمایندگان مجلس بیش از آنکه تحریمها را مقصر اصلی نابسامانی اقتصادی بدانند، از سوءمدیریتها انتقاد کردهاند؟
اگر توجه کنید بنده در یک سال گذشته بارها تاکید کردهام اقتصاد ایران دچار مصدومیت شده است. باید مسئولان، مانند یک پزشک منشأ خونریزی را شناسایی کنند و در اولین گام مانع ادامه خونریزی شوند. اما ظاهرا سوءمدیریتها در بخش اقتصادی نه تنها باعث شده محل خونریزی شناسایی و قطع نشود بلکه با رها کردن اقتصاد و تشدید خونریزی، مقدمات آسیب بیشتری این مصدوم را به وجود آوردهاند. از این رو معتقدم وضع اقتصادی ایران به شرایط حساسی رسیده است. باید با اقدامهای ضربتی و کوتاه مدت با استفاده از همه ظرفیتهای عقلایی و توقف تصمیمهای نادرست و مانع از دست رفتن علائم حیاتی بیمار شویم. پس از آنکه از حفظ علائم حیاتی مصدوم مطمئن شدیم، آن وقت با اقدامهای میانمدت و بلندمدت میتوان امیدوار بود که این مصدوم در مسیر بهبود و رهایی از بیماری قرار گیرد.
اگر بخواهید با توجه به سیاستهای اقتصادی دولت، آسیبشناسی از وضع اقتصاد ایران داشته باشید چه عواملی را در مشکلات اقتصادی کشور دخیل میدانید؟
در بررسی آسیبشناسی اقتصاد کشور قطعا با دو دسته عوامل درونزا و برونزا برخورد میکنیم.عوامل درونزا؛ نوع تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای اقتصادی و غیراقتصادی است و عوامل برونزا؛ تحریمها و سایر تقابلها و تعارضهایی را که مبنای تبیین اقتصاد مقاومتی شد، شامل میشوند که اقتصاد را به سمت مشکلات کشانده است. بخش اقتصادی ضربههایی خورده است و مهمترین حوزهای که مورد هدف قرار گرفته، پول ملی کشور است. به گونهای که اگر به جبران ارزش پول ملی به عنوان یک اقدام آنی و سریع توجه نشود، صدمههای ناشی از ضربههای شکننده بر ارزش پول ملی، بیشتر بخش اقتصاد را مورد هدف قرار خواهد داد. از سوی دیگر تجربههای تاریخی در کشورهای مختلف نشان میدهد، آسیبهای ناشی از این موضوع میتواند کشور را در عین اقتدار اقتصادی به دلیل غفلت از ارزش پول ملی، به سمت نابسامانیهای اقتصادی پیش ببرد. در آسیبشناسی رفتار و سیاست اقتصادی دولت، باید به نبود یک برنامه منسجم، عملکرد پروژهای، عمل نکردن برنامه چهارم، پنجم و برنامه عملیاتی مانند بودجه اشاره کرد. پروژهای و سلیقهای رفتار کردن، آفت است. آفت بزرگ یک نظام اقتصادی این است که مدیران اقتصادی باورها و سلایق شخصی خود را اساس تصمیمگیری قرار دهند، آن هم بدون اینکه در مسیر و فرایند کارشناسی قرار گرفته باشد و به تایید نخبگان و کارشناسان اقتصادی رسیده باشد.
شما به تضعیف پول ملی در اثر سوءمدیریتها اشاره کردید. در مجموع چه ارزیابی از سیاستگذاریهای دولت در بخش پولی و مالی دارید؟ در شرایط فعلی چه راهکارهایی میتوان در پیش گرفت تا بازار ارز کنترل شده و فشارهای ناشی از افزایش نرخ ارز کاسته شود؟
بنده از یک سال گذشته بارها اعلام کردهام؛ دولت در بخش سیاستهای ارزی روشی را در پیش گرفته است که در نهایت منجر به تضعیف پول ملی و تلاطم ارزی خواهد شد. باید سریعا با روشهایی که هنوز قابل اجراست، نوسان قیمت ارز متوقف شود و این اشتباه نگرشی و استراتژیک که ارز را از یک ابزار مبادلات خارجی، تبدیل به یک کالا در حد مبادلات داخلی کرده است، تصحیح شود. باید این عملکردی که دولت و مدیریت اقتصادی و بهخصوص بانک مرکزی در مورد کنترل نکردن تقاضا در یکی دو سال اخیر از خود نشان دادند و دائما به جای کنترل تقاضا و هدایت و تنویر افکار عمومی، ارز را به صورت یک کالا نهادینه کردند، متوقف شود. با صراحت اعلام نمیکند که هر میزان طلا یا ارز بخواهید دولت امکان عرضه آن را خواهد داشت. در این شرایط هیچ کشوری نمیتواند ادعای تأمین چنین تقاضای ارزی را داشته باشد. از سوی دیگر نیز ما در شرایط تحریم قرار داریم اگر دولت سیاستهای نادرست خود را تصحیح نکند با فشار تحریمها نمیتوان کاری از پیش برد.
یعنی شما معتقدید؛ اگر دولت به شکل بهتری سیاستگذاری میکرد این احتمال وجود داشت که تأثیر منفی تحریمهای اقتصادی به نوسانات ارزی منجر نشود؟
در واقع مجموعه فشارهای ناشی از شیطنت دنیای سلطه و استکبار جهانی، در کنار بعضی از سیاستهای نامناسب اقتصادی، باعث شده که دلایل تعیینکننده یا اثرگذار جدی روی انحراف از برنامهها و هدفهای تعیین شده و پیشبینی شده و عملکرد را شاهد باشیم. قطعا تحریمها اثر منفی خودش را دارد و در ادبیات استراتژیک، یک تهدید تلقی میشود. آنچه درباره تهدید گفته میشود این است که تهدید، ذاتا به عنوان معیار منفی مطرح نیست. آنچه نقش تهدید را ارزیابی میکند، مدیریت تهدید است که تهدید را کنترل و مهار یا خفیف یا بیاثر میکند. همه این بحثها در مدیریت استراتژیک مطرح میشود. حتی شاهدیم که تهدید اگر به خوبی مدیریت شود در قالب یک «ابرمدیریت» میتواند به فرصت تبدیل شود. به طور قطع میتوان گفت که یک مدیریت توانا حتی در مورد تحریمهای اقتصادی و نوع جدید آن یعنی تحریم مالی، میتواند باعث تخفیف، کنترل و مهار آن شود، اما در پیش گرفتن سیاستهای نامناسب اقتصادی میتواند زمینهای برای اثرگذاری این تحریمها روی اقتصاد ملی ایجاد کند. بنابراین نقش سیاستها، نوع سیاست داخلی و مدیریت کلان اقتصاد، یک موضوع تعیینکننده و اثرگذار است.
در این شرایط چه باید کرد؟
اقتصاد ما در شرایطی قرار دارد که به هیچوجه شایستگی و استحقاق آن را نداشتیم. در ادامه، فشارهای ناشی از بیکاری میتواند مشکلاتی را همراه داشته باشد و بازبینی روشها یک ضرورت است. متاسفانه اکنون مباحث و مسائل مختلفی بر اقتصاد حاکم است و هر کسی سعی میکند نسخههای مختلفی بر مبنای درک خود از محیط اقتصادی به دست دهد. اما نکته قابل تامل این است؛ اگر ما تشخیص ندهیم چه اقدامهایی از نظر زمانی مهم است و فقط بر دلایل رسیدن به این شرایط تاکید کنیم راه را به اشتباه خواهیم رفت. همانطورکه در ابتدای گفتوگو اشاره شد قبل از هر چیزی باید به مصدوم که همان اقتصاد کشور است، توجه شود.
روزنامه آرمان

