احكام عجيب براي خانهباغ پدري
کد خبر: ۲۹۶۶۶۷
| | 4038 بازدید
خانهباغ پدري يك معماي قضايي پيچيده را رقم زد و احكام عجيبي از سوي قضات پرونده صادر شد.
به گزارش ایران وقتي پدر مرد، اين خانهباغ ارث بچههايش شد اما همسايه آنجا را تصاحب كرد و جالب اين كه وراث وقتي به دادگاه شكايت كردند دستانشان خالي ماند و حيرتزده شدند.
مرد 60 ساله وقتي براي سركشي به خانه پدرياش در روستاي كشه نطنز رفت با تعجب ديد كه بخشي از ميراث خانوادگياش خراب شده و سنگهاي بزرگي خانه را پر كرده است.
اين مرد هنگامي كه متوجه شد يكي از همسايهها قصد دارد بخشي از زمين وي و برادرانش را تصاحب كند به دادگاه رفت ولي پس از چندين ماه دوندگي هر بار دادگاه حكمهاي عجيبي را صادر ميكرد.
مرد باغدار كه به دنبال آن بود هر طور شده همسايه مرموز را از زمينهاي باغ كوچكش بيرون براند به دادگاه عمومي شهرستان نطنز رفت و از همسايه خانه پدرياش شكايت كرد. وي به قاضي گفت: مادربزرگم در اين روستا قابله بود و بيشتر مردان و زنان اين روستا با دستهاي وي به دنيا آمدهاند. مادربزرگم پس از مرگش خانه را براي تكفرزندش گذاشت و پدرمان نيز تا چند سال پيش آنجا زندگي ميكرد و پس از مرگش خانه و باغ كوچكش كه شايد ارزش آنچناني نيز نداشته باشد به ما رسيد، من ، برادرانم و حتي خواهرم هر از گاهي براي سركشي يا تفريح و يادآوري دوران خوش و شيرين كودكي به زادگاهمان ميآمديم و چند شبي را در اين خانه ميمانديم ولي ماه پيش وقتي به روستا آمدم با تعجب ديدم كه بخشي از خانه خراب شده و كسي داخل خانهمان را با سنگ پر كرده است.
وي در ادامه افزود: پس از تحقيق از چند همسايه قديمي متوجه شدم يكي از همسايهها بخشي از زمين را تصاحب كرده و با اين كار ميخواهد باغ چندصدمتري ما را در اختيار بگيرد، من براي صحبت نزدش رفتم ولي وي ادعا كرد كه زميني را تصاحب نكرده و آنجا متعلق به خودش است كه البته سند خانه را در اختيار دارم و ميتوانم آن را اثبات كنم.
محمد كلهروري در پايان افزود: اين خانه يادگاري پدر و مادربزرگمان است و ارزش آنچناني برايمان ندارد ولي يادآور دوران كودكيمان است كه البته 30 شهريورماه سال 83 براي گرفتن سند مالكيت به سازمان ثبت اسناد و املاك استان اصفهان رفتيم كه متراژ خانه و باغ مورد تأييد اين سازمان قرار گرفت.
در ادامه با شكايت اين مرد و برادران و خواهرش دادگاه رسيدگيكننده با رد كردن ادعاهاي آنان مبني بر اين كه خانه متعلق به پدرشان است حق اعتراض را براي اين خانواده مردود دانست!
خانواده كلهروري كه متعجب از اين حكم بودند با اعتراض بر حكم دادگاه بدوي اين بار به دادگاه تجديدنظر استان اصفهان رفتند كه دادگاه رسيدگيكننده با قانونيدانستن تصاحب بخشي از باغ از سوي مرد همسايه به اين نكته اشاره كرد كه اين مرد در روز 11 ديماه سال 84 براي تنظيم سند مالكيت جديد و آگهي در روزنامه و اصلاح حدود ملك خود اقدام كرده است كه با توجه به عدمحضور مهلت اعتراض از آنان سلب شده است.
محمد كلهروري يكي از اعضاي خانواده كه بشدت به اين حكم اعتراض دارد به شوك گفت: من سال 83 به سازمان ثبت اسناد و املاك اصفهان رفتهام و پس از درج آگهي حدود زمين و باغمان را تعيين كردهام، چطور دادگاه بدون بررسي اين شواهد و مدارك اين حكم را صادر كرده است.
وي در ادامه افزود: نكته جالب در روند بررسي پرونده اين است كه در دادگاه بدوي قاضي حكم داده است كه خانه متعلق به پدرمان است و ما حق ادعاي ارث نداريم، خب وقتي پدرمان چند سال پيش از دنيا رفته است پس ارث متعلق به چه كساني ميشود؟ اين يك پرونده بسيار عادي است كه با حساب سادهاي قابل حل است نه اين كه چند سال ما اسير دادگاه شويم و در پايان حكم مشخص برايمان صادر نشود!
به گزارش ایران وقتي پدر مرد، اين خانهباغ ارث بچههايش شد اما همسايه آنجا را تصاحب كرد و جالب اين كه وراث وقتي به دادگاه شكايت كردند دستانشان خالي ماند و حيرتزده شدند.
مرد 60 ساله وقتي براي سركشي به خانه پدرياش در روستاي كشه نطنز رفت با تعجب ديد كه بخشي از ميراث خانوادگياش خراب شده و سنگهاي بزرگي خانه را پر كرده است.
اين مرد هنگامي كه متوجه شد يكي از همسايهها قصد دارد بخشي از زمين وي و برادرانش را تصاحب كند به دادگاه رفت ولي پس از چندين ماه دوندگي هر بار دادگاه حكمهاي عجيبي را صادر ميكرد.
مرد باغدار كه به دنبال آن بود هر طور شده همسايه مرموز را از زمينهاي باغ كوچكش بيرون براند به دادگاه عمومي شهرستان نطنز رفت و از همسايه خانه پدرياش شكايت كرد. وي به قاضي گفت: مادربزرگم در اين روستا قابله بود و بيشتر مردان و زنان اين روستا با دستهاي وي به دنيا آمدهاند. مادربزرگم پس از مرگش خانه را براي تكفرزندش گذاشت و پدرمان نيز تا چند سال پيش آنجا زندگي ميكرد و پس از مرگش خانه و باغ كوچكش كه شايد ارزش آنچناني نيز نداشته باشد به ما رسيد، من ، برادرانم و حتي خواهرم هر از گاهي براي سركشي يا تفريح و يادآوري دوران خوش و شيرين كودكي به زادگاهمان ميآمديم و چند شبي را در اين خانه ميمانديم ولي ماه پيش وقتي به روستا آمدم با تعجب ديدم كه بخشي از خانه خراب شده و كسي داخل خانهمان را با سنگ پر كرده است.
وي در ادامه افزود: پس از تحقيق از چند همسايه قديمي متوجه شدم يكي از همسايهها بخشي از زمين را تصاحب كرده و با اين كار ميخواهد باغ چندصدمتري ما را در اختيار بگيرد، من براي صحبت نزدش رفتم ولي وي ادعا كرد كه زميني را تصاحب نكرده و آنجا متعلق به خودش است كه البته سند خانه را در اختيار دارم و ميتوانم آن را اثبات كنم.
محمد كلهروري در پايان افزود: اين خانه يادگاري پدر و مادربزرگمان است و ارزش آنچناني برايمان ندارد ولي يادآور دوران كودكيمان است كه البته 30 شهريورماه سال 83 براي گرفتن سند مالكيت به سازمان ثبت اسناد و املاك استان اصفهان رفتيم كه متراژ خانه و باغ مورد تأييد اين سازمان قرار گرفت.
در ادامه با شكايت اين مرد و برادران و خواهرش دادگاه رسيدگيكننده با رد كردن ادعاهاي آنان مبني بر اين كه خانه متعلق به پدرشان است حق اعتراض را براي اين خانواده مردود دانست!
خانواده كلهروري كه متعجب از اين حكم بودند با اعتراض بر حكم دادگاه بدوي اين بار به دادگاه تجديدنظر استان اصفهان رفتند كه دادگاه رسيدگيكننده با قانونيدانستن تصاحب بخشي از باغ از سوي مرد همسايه به اين نكته اشاره كرد كه اين مرد در روز 11 ديماه سال 84 براي تنظيم سند مالكيت جديد و آگهي در روزنامه و اصلاح حدود ملك خود اقدام كرده است كه با توجه به عدمحضور مهلت اعتراض از آنان سلب شده است.
محمد كلهروري يكي از اعضاي خانواده كه بشدت به اين حكم اعتراض دارد به شوك گفت: من سال 83 به سازمان ثبت اسناد و املاك اصفهان رفتهام و پس از درج آگهي حدود زمين و باغمان را تعيين كردهام، چطور دادگاه بدون بررسي اين شواهد و مدارك اين حكم را صادر كرده است.
وي در ادامه افزود: نكته جالب در روند بررسي پرونده اين است كه در دادگاه بدوي قاضي حكم داده است كه خانه متعلق به پدرمان است و ما حق ادعاي ارث نداريم، خب وقتي پدرمان چند سال پيش از دنيا رفته است پس ارث متعلق به چه كساني ميشود؟ اين يك پرونده بسيار عادي است كه با حساب سادهاي قابل حل است نه اين كه چند سال ما اسير دادگاه شويم و در پايان حكم مشخص برايمان صادر نشود!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


