صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
به یاد شهید حسین علم الهدی

در این چند روز با خاک انس گرفته‌ام، بوی خاک گرفته‌ام! +فیلم

در حقیقت ایشان یک سرمایه‏‌اى بود براى خوزستان و یک ستونى بود براى گسترش مکتب در خوزستان. وقتى این سخنان را گفتم، امام شروع کرد به اشک ریختن. در اینجا من ناراحت شدم که چرا امام را ناراحت کردم. امام با حال ناراحتى دست‌هایشان را بلند کرده و دعا کردند: خدایا این شهداى ما را قبول کن!
کد خبر: ۲۹۵۷۲۲
| |
11967 بازدید
|

«درسی که این خاطره حماسه‌آمیز و جانگداز می‌دهد، پیام جاودانه‌ای برای همه ملت‌ها و همه نسل‌هاست. درس مقاومت مردانه انسان‌های بزرگی است که اراده پولادین و قدرت والای بشری خود را به اراده الهی متصل ساختند و آگاهانه قدم در میدان فداکاری نهادند و صحنه نبرد با دشمن اسلام را با خون خود رنگین ساختند»؛ این سخنان بخشی از سخنان رهبر انقلاب در تجلیل از شهدای حماسه ساز هویزه است.

به گزارش «تابناک»، شانزدهم دی ماه، روز بزرگی است در تاریخ این سرزمین کهن. روز گرانمایه‌ای است که در آن شماری از جوانان دانشجوی این دیار در دفاع از این خاک و دین خدا،‌ جان شیرین خود را فدا کردند. روز بزرگی است که در آن حماسه‌ای آفریده شد که برای سال‌های سال بر تارک این سرزمین همچنین نگینی درخشان خواهد درخشید. شانزدهم دی ماه ۱۳۵۹ روزی است که خالقان حماسه دفاع از هویزه در مقاومت جانانانه خود جان خود را فدا کردند؛ حماسه سازانی که در میان آنان نام حسین علم الهدی همچنان می‌درخشد.

شرح عملیات

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که از آن به جنگی نابرابر یاد می‌کنند، در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد و در نخستین سال حمله عراق به مرز‌ها و شهرهای جنوبی کشور مردم خودجوش به دفاع از مام وطن پرداختند.

دشمن بعثی با هدف تصرف سوسنگرد در پانزدهم آذر ۱۳۵۹ از محور هویزه تا کرخه پیشروی کرد و توانست نیروهای خود را در آن منطقه مستقر کند.

فرماندهان جنگ بر این باور بودند که اگر سوسنگرد به تصرف دشمن دربیاید، به دنبال آن هویزه نیز سقوط می‌کند و دانشجویان رزمنده برای جلوگیری از تصرف هویزه مسئول مین‌گذاری جاده‌ها شدند.

در این زمان ابوالحسن بنی صدر، رییس جمهوری مخلوع ایران، دستور تخلیه نیروهای نظامی را از شهر صادر کرد و این به معنای تسلیم شهر به نیروهای دشمن بود. این فرمان بنی صدر مورد مخالفت سید محمدحسین علم الهدی قرار گرفت.

 روز پانزدهم دی ۱۳۵۹، روز آغاز عملیات بود. برای این عملیات دو تیپ از لشکر ۱۶ زرهی قزوین و یک تیپ از لشکر ۹۲ زرهی اهواز در نظر گرفته شده بود، که دو گردان از نیروهای سپاه و عده‌ای هم از نیروهای جنگ‌های نامنظم (شهید چمران) نیروهای رزمنده را یاری می‌دادند. از جمله اهداف این عملیات، پاکسازی شمال و جنوب کرخه از وجود نیروهای متجاوز ارتش عراق و آزاد سازی پادگان حمید و منطقه جفیر بود.

نتایج عملیات در این روز موفقیت‌آمیز بود؛ اما هنوز عقبه‌های اصلی دشمن در پادگان حمید و سه راهی جفیر آسیب ندیده بود. رزمندگان اسلام، پس از تصرف مرزهای کرخه و حاج بدر، قصد پیشروی به سوی پادگان حمید را داشتند، ولی بنا به دلایلی، مانند نرسیدن مهمات، قرار بر این شد که ادامه عملیات در شانزدهم دی ماه انجام شود.

شانزدهم دی ۱۳۵۹، رزمندگان سپاه در جلوی تانک‌های ارتش مستقر شدند و منتظر دریافت رمز حمله بودند، که رفت و آمد تانک‌های دشمن زیاد شد و پس از آن، هواپیماهای دشمن برای بمباران ظاهر شدند. از سوی دیگر، نیروهای اسلام زیر آتش توپخانه، کاتیوشا و خمپاره قرار گرفتند. شهید علم الهدی و جمعی از دانشجویان پیرو خط امام در حماسه هویزه (شانزدهم دی ماه ۱۳۵۹) به تانک‌های دشمن که آن‌ها را محاصره کرده بودند حمله‌ور شدند. حسین پس از شهادت هم‌رزمانش با فریاد الله اکبر، آخرین گلوله‌های باقی‌مانده آرپی‌جی را به سوی دشمن شلیک و چند تانک مهاجم را منهدم کرد، اما با تمام شدن مهمات و تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، چون مولایش امام حسین (ع) به شهادت رسید و جان به جان آفرین تسلیم نمود.

شهید علم الهدی که بود؟

در سال ۱۳۳۸ شمسی همزمان با سالروز وفات امام موسی بن جعفر (ع) در خانهٔ روحانی متعهد و مجاهد مرحوم آیت الله علم الهدی پا به دنیا گذاشت. پدر بزرگوارش سید مرتضی و مادر پارسایش نام او را حسین نهادند و از‌‌ همان آغاز، حسین‌وار او را تربیت کردند.

از شش سالگی به فراگیری قرآن پرداخت. وی بسیار اهل مطالعه بود. در دبیرستان با تشکیل انجمن اسلامی و سخنرانی، فعالیت‌های خود را آغاز کرد و در سال ۱۳۵۶ در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد تحصیل خود را ادامه داد. در دوران دانشجویی علاوه بر تحصیل، در رشته تاریخ دانشگاه مشهد به تدریس نهج‌البلاغه، عقاید و تاریخ اسلام می‌پرداخت.

تعصب دینی شهید به گونه‌ای بود که هیچ رفتار غیراسلامی را برنمی‌تابید. وی با نصب اعلامیه در رهبری تظاهرات در دانشگاه مشهد نقش بزرگی داشت و پس از زلزله طبس در کمک به آسیب دیدگان و بسیج کمک‌های عمومی، فعالیت بسیاری می‌کرد.

از جمله کارهای مهم او در زمان طاغوت، تشکیل سازمان موحدین بود، این سازمان با هدف مبارزه مسلحانه برای سست کردن بنیان‌های رژیم منفور پهلوی، به دور از تئوری‌های گروه‌ها و سازمان‌هایی که مبنای علمی آن‌ها از تئوری‌های مارکسیستی سرچشمه می‌گرفت، برنامه‌های خود را در تحقق بخشیدن فرامین حضرت امام (ره) تنظیم و حرکتی نو را از اواخر سال ۱۳۵۶ آغاز کرد.
او به تقاص آتش زدن مسجد جامع کرمان، شهربانی کرمان را به آتش کشید و به اهواز بازگشت. با دیدن جنایات رژیم سابق به فکر مبارزه افتاد که مزدوران شاه دستگیرش کردند و مورد شدید‌ترین شکنجه‌ها قرار دادند که کوچک‌ترین اعترافی از حسین نشنیدند. با این حال او را محکوم به اعدام کرده و به عنوان جوان‌ترین زندانی سیاسی روانه زندان کردند. با اوج گیری مبارزات، رژیم مجبور به آزادی زندانیان سیاسی و شهید علم الهدی نیز آزاد شد. به منظور استقبال از امام راحل (ره) به تهران آمد و در کنار برادران دیگر سازمان موحدین به فعالیت پرداخت و یکی از محافظان مسلح مخصوص امام (ره) شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی عضو نخستین شورای تشکیل دهنده سپاه پاسداران در خوزستان بود. پیش از آغاز جنگ، وقت خویش را صرف امور فرهنگی می‌نمود.

از اوایل جنگ در اهواز مستقر بود و سازماندهی بسیجیان اعزامی از سراسر کشور به جبهه‌های نبرد را به عهده داشت. پس از گذشت دو ماه از جنگ، نقطه حساس مرزی یعنی هویزه را برای خود برگزید و برای تشکیل سپاه پاسداران و سازماندهی عشایر رهسپار این منطقه شد.
حسین همراه با حضرت آیت الله خامنه‌ای، دکتر چمران و دیگر مسئولین برای تقسیم نیرو‌ها و موقعیت دشمن و مسائل دیگر هر روز جلساتی را در اهواز تشکیل می‌دادند ولی بعدا گمنام‌ترین و مظلوم‌ترین شهر را که‌‌ همان هویزه است، برای ادامه فعالیت‌هایش برگزید؛ شهری که کمترین تجهیزات و نیرو‌ها در آن مستقر بودند و اهمیت فراوانی داشت.

او و جمعی از دانشجویان پیرو خط امام در حماسه هویزه (شانزدهم دی ماه ۱۳۵۹) به تانک‌های دشمن که آن‌ها را محاصره کرده بودند، حمله‌ور شدند. حسین پس از شهادت همرزمانش با فریاد الله اکبر، آخرین گلوله‌های باقی مانده آرپی‌جی را به سوی دشمن شلیک و چند تانک مهاجم را منهدم کرد، اما با تمام شدن مهمات و تنگ‌تر شدن حلقه محاصره، چون مولایش امام حسین (ع) به شهادت رسید و جان به جان آفرین تسلیم نمود.

خاطره محسن رضایی: خدایا این شهداى ما را قبول کن

پس از شهادت برادران در هویزه به دلیل وظیفه شرعى که باید اخبار را خدمت امام بدهیم، خدمتشان رسیدیم و ضمن گزارشى از آبادان، هویزه و غرب گفتیم که البته در این جریانات شماری از برادران ما شهید شده‏اند. ما در جریان هویزه برادران بسیار خوبى را از دست دادیم. از جمله برادر حسین علم الهدى که من از پیش از انقلاب با ایشان آشنایى داشتم.
ایشان فرد صادق و با تقوایى بود. زحمت بسیارى براى اسلام کشید. بى خوابى بسیار داشت و از نظر فقهى و فلسفى هم اطلاعاتى وسیع داشت و در حقیقت ایشان، سرمایه‏اى براى خوزستان و ستونى بود براى گسترش مکتب در خوزستان. وقتى این سخنان را گفتم امام شروع کرد به اشک ریختن. در اینجا من ناراحت شدم که چرا امام را ناراحت کردم. امام با حال ناراحتى دست‌هایشان را بلند کرده و دعا کردند: خدایا این شهداى ما را قبول کن! من به قدرى تحت تأثیر این حالت امام قرار گرفتم که همیشه این خاطره در نظرم هست و هیچ گاه از یادم نمى‏رود.

دست‌نوشته‌ای از شهید علم الهدی

من در سنگر هستم، در این خانه محقر. در این خانه فریاد و سکوت، فریاد عشق و سکوت، در این سرد و گرم، سردی زمستان و گرمای خون، در این خانهٔ ساکن پر جوش و خروش، سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت، خانه نمناک و شیرین. کوچکی قبر و عظمت آسمان. امشب پاس دارم. ساعت یک و سی و نه دقیقه، چه شب با شکوهی است. من به یاد انس علی ابن ابیطالب با تاریکی شب و تنهایی او می‌افتم. او با آسمان پر ستاره سخن می‌گفت، سر، در چاه نخلستان می‌کرد و می‌گریست. در همین تاریکی شب علی بر می‌خواست و به نخلستان می‌رفت. فاطمه وضو می‌گرفت، پیامبر به سجده می‌رفت و حسن و حسین به عبادت می‌پرداختند.

 این خانه کوچک است، این سنگر، این گودی در دل زمین، این گونی‌های بر هم تکیه داده شده، پر از حرف است. فریاد است، غوغاست، صدای پر محبت اصغر و حرف زدن آرام رضا و خوش زبانی منصور؛ بغض گلویم را گرفته، قطرات اشکم هدیه‌تان باد. تنهایی عمیق‌ترین لحظات زندگی یک انسان است. خدایا! این خانهٔ کوچک را برای من مبارک گردان. در این چند روز با خاک انس گرفته‌ام. بوی خاک گرفته‌ام. حال می‌فهمم که علی ابن ابیطالب چگونه می‌فرماید: سجده‌ای نماز، حرکت اول، خم شدن روی مهر، این معنا را می‌دهد که خاک بوده‌ایم، حرکت دوم این معنا را دارد که از خاک بر خواسته‌ایم، متولد شده‌ایم، حرکت سوم، رفتن دوباره به خاک، به این معناست که دوباره به خاک بر می‌گردیم، مرگ. و حرکت چهارم، به این معناست که دوباره زنده می‌شویم، حیات قیامت.

 اما در این سنگر همیشه در کنار این خاکیم و خاک پناهگاه‌مان است. درون سنگر با خود سخن می‌گویم. راستی چه خوب است از این فرصت استفاده کنم و با قران آشنا شوم، آیات خدا را بخوانم، حفظ کنم و سپس زمزمه کنم. و بعد شعار زندگی قرار دهم، باشد که این دل پر هیجان و تپش را آرامش دهد. و بعد با آن برای خود توشه سازم و توشه را راهی سفرم گردانم و در انتظار شهادت بمانم. آیات جهاد، شهادت، تقوی، ایمان،... همه را پیدا کنم و سنگر، کلاس درسم باشد، و میعادگاه ملاقاتم با خدا بشود. سنگر، محرابم گردد، خانه امیدم شود و قبله دومم. از فردا حتماً بیشتر قرآن خواهم خواند. در این خانهٔ کوچک که انتخاب کرده‌ام، روز‌ها به گونه‌ای می‌گذرد و شب‌ها به گونه‌ای دیگر. روز‌ها در تنهایی با خود سخن می‌گویم و با دوستانم، در جمع. در لحظاتی که اسلحه را بر دوش دارم به فکر ذوالفقار می‌افتم؛ به فکر ابوذر و دست پر توان او... خدایا! این اسلحه را در دست من به سرنوشت آن شمشیر‌ها نزدیک گردان... .



مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۱
انتشار یافته: ۱۳
هانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
زنده باد تمام مردانی که برای ایران از عزیز ترینشان گذشتند
پاسخ ها
ناشناس
| United States |
۰۰:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
به یاد تمامی مردان خدا
بازمانده
| Iran, Islamic Republic of |
۰۷:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
كجايند آن ياران بي ادعا ؟
fatemeh
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
به یاد تمامی مردان خدا.
غلامرضا جمشیدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
انشائ الله با مولا آقا امام حسین ع محشور بشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
زنده باد شهیدان راه خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
ناشناس
|
United States
|
۱۹:۴۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
درود خدا بر خون پاک شهیدان راه خدا...درود بر روح شهید علم الهدی.اللهم صل علی محمد و ال محمد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۶ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
شهید علم الهدی جمله قشنگی داره:
ما عاقلانه فکر می کنیم،عاشقانه عمل می کنیم
سعيد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
زنده باد يادشان
جلال آهنگری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۵۲ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
ای کاش سال 56 55 در مسجد چیت ساز اهواز پای درس تفسیر قران او بودید و می دیدید او با چه مهارت و تسلطی تفسیر سوره مبارکه واقعه می کرد و جمع حاضر در مسجد چیت ساز اهواز را تحت تاثیر قرار می داد.ایجانب 3 روز قبل از اینکه به هویزه برود ان چهره نورانی را در سپاه اهواز دیدم . او بمن گفت بنزین کم دارم برایم جور کن میخواهم به هویزه بروم و من باهر شکلی بود برایش بنزین که ان زمان کو پنی بود جور کردم واو رفت به هویزه وان حماسه بزرگ را افرید. درود بر ان شهید و کل شهدای اسلام
حبیب بهبهانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۴۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
سلام و صد سلام بر شهدای هویزه
قبل از عملیات بود که با حسین در اتاق فرماندهی بودیم من مسئول مخابرات بودم از سوسنگرد ماموریت پیدا کرده بودم و به همین خاطر همنشین اوشدم و دراین مدت کوتاه تحت تاثیر حرکات و گفتار او قرار گرفته بودم صبح ها همه بچه ها را بلند میکرد نماز و در زمین فوتبال ورزش میکردیم و اماده برای عملیات میشدیم ..روز عملیات مرامجبور کرد و دستور داد که جلو نرفته و سعی کنم با ماشین مخابرات بتوانم ارتباط با عقبه را برقرار کنیم هر چی سعی کردم که در کنارش باشم قبول نکرد..خداوند همه را قرین رحمت خود قرار دهد و عاقبت ما را ختم به خیر کند
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۰۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۷
سلام
بصیرت شهید علم الهدی برگرفتهاز سه چیز بود
1- قرآن که همیشه با بود
2- نهج البلاغه که خیلی سفارش می کرد خوانده شود
3- تسلت زیاد او به تاریخ گذشته گان
خدایا مرگ ما را شهادت در راه خودت قرار بده
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...