حق با رئیسجمهور است؛ نباید دشمن را ضعیف انگاشت!
از زمان بیان جمله معروف رئیسجمهور درباره قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد که: «آنقدر قطعنامه صادر کنند که قطعنامهدانشان پاره شود» تا بیان این جمله توسط ایشان که «من نمیدانم چرا عدهای سعی میکنند، نقش دشمن را در مسائل و بحرانها اقتصادی اخیر کشور کمرنگ جلوه دهند» زمان بسیاری نمیگذرد؛ گویا ایشان هم به این نتیجه رسیده که نباید اجازه میدادیم علیه ما قطعنامه صادر کنند!
کد خبر: ۲۹۳۵۰۲
| | 16824 بازدید

«من نمیدانم چرا عدهای سعی میکنند نقش دشمن را در مسائل و بحرانهای اقتصادی اخیر کشور کمرنگ جلوه دهند»؛ این جمله، یکی از جملاتی است که رئیسجمهور در مصاحبۀ تلویزیونی خویش مطرح کرد و انصافاً هم جملۀ درستی است و مقتضای کار حکما و عقلاست که دشمن خود را ـ هر چند ضعیف ـ خرد و کوچک نشمرند و از لحاظ تجهیز و آمادگی به اندازهای برسند که گویی هر روز با دشمن قدرتمندی روبهرو هستند. این مسأله البته برای تجهیز و آمادگی و بالا بردن قدرت مقابله است، وگرنه در عرصه مبارزه، آنچه بیش از تجهیزات و ساز و برگ نظامی نقش دارد، روحیه شهامت و ایثار و از خود گذشتگی ملتهای ریشهدار است؛ چه این که رهبر انقلاب نیز بارها با استناد به روحیه انقلابی و خصلتهای معنوی ملت ایران، این ملت را در برابر تحریمها خللناپذیر معرفی کردهاند.
اما آیا ذکر این جمله از زبان رئیسجمهور منطقی است؟
اما آیا ذکر این جمله از زبان رئیسجمهور منطقی است؟
تا بیش از تحریم نفتی و بانکی ایران توسط آمریکا و اتحادیه اروپا، چندان سخنی از تأثیر تحریمها بر اقتصاد ایران به میان نبود و رئیس دولت هم در برهههای گوناگون با بیاعتنایی از کنار تحریم و تأثیرات آن میگذشت.
در همان زمان، جملۀ معروف رئیس جمهور در مورد قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد که «آنقدر قطعنامه صادر کنند که قطعنامه دانشان پاره شود»، تکیه کلام بسیاری از هواداران رئیسجمهور شده بود؛ سخنی که یک معنا بیشتر نداشت: ناکارآمدی و بیخاصیتی قطعنامههای سازمان ملل متحد.
طبیعی است که دشمن، دشمنی میکند و نمیتوان تسلیم زیادهخواهی آنان شد؛ بنابراین، باید به بهترین ساز و برگ سیاسی، نظامی، اقتصادی مجهز شد و در برابرش ایستاد.
اما در این مدت در ایران، تأثیر فشار دشمن انکار میشد و هر چه دلسوزان فریاد زدند که سیاستهای مجلس و دولت، سیاستهای زمان تحریم نیست، کسی به آن توجهی نکرد؛ یعنی به همان میزان که تأکید شد، کشور در حال تحریم است و سیاستگذاری و اجرا باید منطبق با شرایط جدید کشور باشد، دقیقاً به همان میزان به آن بیتوجهی شد.
هر چه نامه نوشتند که باید منتظر بحران ارزی بود، کسانی خود را آمادۀ چنین شرایطی نکردند و اینک پس از گذشت ماهها و سالها، رئیسجمهور از نقش تحریمها در پدید آمدن شرایط کنونی سخن میگوید. همه سخن دلسوزان این است که کسی از تأثیرات تحریمها بیخبر نیست؛ اما بحث این است، نخست این که بیتوجهی بیش از اندازه به اثرات تحریمها بیش از همه به رئیسجمهور برمیگردد. دوم آن که باید سیاستها و اجرا به گونهای تنظیم میشد که تحریم از تهدید به فرصت تبدیل میشد. ماههاست که گفته میشود، اداره کردن کشور به صورت اداره کشور در حالت عادی، نادیده گرفتن و کم شمردن دشمن است، اما تغییری ـ چه در بحث قانونگذاری دورۀ تحریم و چه اداره اجرایی کشور در حالت تحریم ـ به چشم نمیخورد.
به نظر میرسد، اکنون که دولت به هر دلیل به این نتیجه رسیده که باید در برنامههای خود به شرایط کشور هم نگاه کند، بهتر است در بودجه سال آینده کشور نیز این موضوع را لحاظ نماید و مجلس نیز همه توان کارشناسی خود در تصویب بودجه را بر این بگذارد که از وضعیت عادی فاصله بگیرد و بودجهای متناسب با شرایط جاری کشور را تصویب کند. میتوان از تحریمها فرصت ساخت؛ با این شرط که نخست، تحریمها را شناخت و باور کرد و آنها را انکار نکرد و دوم هم امکانات سختافزاری و نرمافراری کشور را در راستای خنثی کردن آنان به کار گرفت تا در کنار هزینههای احتمالی، رویشها و دستاوردهایی نیز نصیب کشور شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


