صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

فرشتگاني كه جايشان در كريسمس خالي است

کد خبر: ۲۹۳۴۲۴
| |
5584 بازدید
وحید مهابادی در روزنامه ملت ما نوشت:

در دفاع مقدس تمام مردم ايران سهم داشتند تمام مردم از هر دين و آييني در جبهه‌هاي حق عليه باطل حضور پيدا كردند. ارامنه ايران نيز در 8 سال دفاع مقدس مردانه ايستادند و از وطن حراست كردند و 88 شهيد تقديم انقلاب كردند در اين گزارش يادي مي‌كنيم از بعضي شهداي دفاع مقدس ارامنه ايران.شهيد زوريك مرادي مسيحي (مراديان) نخستين شهيد نظامي ارمني در دوران هشت سال دفاع مقدس است. وي تنها فرزند پسر خانواده‌اي بود كه در هفتم تير ماه 1339 در تهران چشم به جهان گشود. در سال‌هاي تحصيلي دوران ابتدايي در دبستان «ساهاكيان» بااين‌كه به اتفاق والدين و چهار خواهر خويش در يك اتاق زندگي مي‌كرد ولي هميشه شاگرد اول بود. 

تحصيلات دوره راهنمايي و متوسطه را در دبيرستان ارامنه«كوشش داوتيان» ادامه داد اما در عين ناباوري خويشاوندان و دوستان و با وجود قبولي در امتحانات اعزام به خارج، اين جوان با استعداد سال آخر دبيرستان را ناتمام گذارد و داوطلبانه چند ماه پيش از شروع جنگ تحميلي به خدمت سربازي رفت. پس از طي سه ماه دوره آموزشي در «شاهرود» به لشكر 64 اروميه منتقل شد. سرانجام بعد از هشت ماه خدمت بر اثر اصابت تركش خمپاره و مجروحيت شديد در تاريخ نوزدهم مهر ماه 1359 در جبهه پيرانشهر، تقريباً نوزده روز بعد از شروع جنگ تحميلي به خيل شهادت پيوست. 

با شهادت «زوريك» كوچه‌اي كه وي در محله «حشمتيه» (سردارآباد) در آن ساكن بود، در سوگ فرو رفت. همسايگان مسلمان اطراف منزل خانواده مراديان دسته دسته با گريه همدردي خود را اعلام مي‌كردند. آنها، دو حجله نيز براي شهيد مراديان در سر كوچه قرار دادند. پيكر نخستين شهيد نظامي ارمني«زوريك مراديان» پس از انجام مراسم مذهبي در 24 مهرماه 1359 در گورستان ارامنه در جاده خراسان در ميان حزن و اندوه مردم به خاك سپرده شد.

شهيد «اديك نرسسيان»، در سال1339در تهران متولد شد. او تحصيلات ابتدايي و راهنمايي خود را در مدرسه «تونيان» گذراند و پس از پايان دوره متوسطه در دبيرستان «طوماسيان» در رشته رياضي فيزيك، فارغ‌التحصيل شد.وي پس از شركت در امتحانات كنكور سراسري همان سال، در دو رشته الكترونيك (دانشگاه شيراز) و برق (دانشگاه تهران) پذيرفته شد. با آغاز جنگ تحميلي و تعطيلي دانشگاه‌ها، پس از دو ترم تحصيل در دانشگاه، تصميم به كار گرفته و به عنوان دبير در مدرسه راهنمايي «سوقومونيان»، مشغول به كار گشت. 

پس از پنج سال تدريس و بازگشايي دانشگاه‌ها و اعلام سازمان آموزش عالي مبني بر ادامه تحصيل دانشجويان، با وجود پافشاري والدين، وي خدمت مقدس سربازي را انتخاب كرد.او پس از گذراندن دوره آموزشي در پادگان «افسريه» به جبهه «سرپل ذهاب» قصرشيرين منتقل شد. در محل خدمت، معاون گروه خود بود. هنگام مرخصي پانزده روزه، مراسم نامزدي «اديك» نيز برگزار شد.

روز اول ماه مهر بود كه به منطقه عملياتي برگشت. در روز پنجم مهر «اديك» عزيزم پس از نزديك هجده ماه خدمت به شهادت رسيد و صبح هشتم مهر 1362 نيز پيكر او را آوردند. بعدازظهر همان روز نيز او را به خاك سپرديم»... «آيت‌الله العظمي خامنه‌اي» با حضور خويش در منزل شهيد، از خانواده ايشان ديدار داشته و خانواده شهيد «اديك نرسسيان» را مورد دلجويي و تفقد قرار داده‌اند.

شهيد «آلبرت‌الله داديان»، دومين فرزند «تادِئوس» و «هاسميك» در بهار 1345 در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در مدارس ارامنه «آرارات» و «ناييري» گذراند.پس از پايان تحصيلات راهنمايي در مجتمع تحصيلي «حضرت مريم مقدس» (انستيتو مريم)، به دنبال فراگيري حرفه فني رفت. وي در عين حال، عضو تيم فوتبال «آرارات» نيز بود. با هوش ذاتي فوق‌العاده‌اي كه داشت، در كوتاهترين زمان ممكن به مكانيك ماهري تبديل شد، به گونه اي كه در تعميرگاه شماره (1) «ب.‌ام. و»، مشغول به كار شد. 

پس از رسيدن به سن خدمت، بي‌درنگ خود را به مركز نظام وظيفه معرفي كرده و دوره آموزشي را در «عجب شير» به پايان رساند. پس از آن براي گذراندن دوره تكاوري به كرج منتقل شد.لازم به ذكر است «اِدوين شاميريان»، ديگر شهيد ارمني نيز در دوره تكاوري با او همراه بود. در اين مدت، براي ديدار از خانواده، دو نوبت به مرخصي آمد. پس از پايان دوره، وي به جبهه «سومار» اعزام شد. سرانجام پس از شش ماه خدمت، تكاور «آلبرت الله داديان» در اثر اصابت تركش توپ دشمن بعثي در منطقه جنگي «سومار» به شهادت رسيد. 

شهيد «ژوزف شاهينيان» به روايت پدر و مادرش:

«ژوزف» عزيز داراي اراده‌اي قوي و پشتكاري عجيب بود، به گونه‌اي كه از اداي هيچ كاري كه به عهده او گذاشته مي‌شد، سر باز نمي‌زد. از طرفي، ورزشكار هم بوده و داراي روحيه ورزشكاري، براي همين، قاطعيت و قدرت را همراه با لبخندي هميشگي در چهره داشت تا جايي كه در بسياري اوقات، اين چهره و اراده او به من قوت قلب مي‌بخشيد. ايشان در جبهه تركش خورده و در همان جا قرار مي‌شود كه روي ايشان عمل جراحي صورت گيرد. 

اصرار شهيد اين بوده كه با چشم باز و بدون بيهوشي، اين كار صورت گيرد؛ يعني اين‌قدر به خودش اعتماد به نفس داشت».«وي پسر زرنگ، خاكي و بي‌شيله و پيله‌اي بود. قهر كردن نداشت. در كارها خيلي به من {مادر} كمك مي‌كرد. تمام كارهاي دوخت و دوز خود و برادرش «ژيريك» را كه از ناحيه پاهايش فلج بوده و توان راه رفتن را ندارد، انجام داده و اجازه نمي‌داد كه مادر خسته و تازه از كار برگشته، اين كارها را انجام دهد.«ژوزف» علاقه خاصي به ساختن ابزار داشت و وسايلي مانند چكش و پيچ گوشتي درست كرده بود. او يك سندان خريده و روي آن، كفش‌هاي ما را تعمير مي‌كرد. يك روز به مرخصي آمد و به ما گفت: شايد ما را به جبهه ببرند. 

به او گفتيم: اگر رفتي، مواظب خودت باش.«ژوزف» وقتي از مرخصي به خانه مي‌آمد، چيز خاصي از آن جا تعريف نمي‌كرد.

فقط از تيراندازي و كارهاي روزمره خود صحبت كرده و مي‌گفت كه در تيراندازي، هميشه نفر اول بوده است. فرماندهان «ژوزف» خيلي از او راضي بوده و مي‌گفتند: «ژوزف» هميشه كارها را قبل ازاين‌كه از او خواسته شود، انجام داده و منتظر دستور نمي‌ماند».

شهيد «ژيلبرت ملكم آبه‌كاريان»، تنها فرزند ذكور خانواده در سال 1339 در آبادان به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاهش گذراند.پس از آن خود را به اداره نظام وظيفه معرفي و در ارديبهشت همان سال به خدمت مقدس سربازي اعزام شد. با آغاز جنگ تحميلي و هجوم نيروهاي تا دندان مسلح بعثي به سرزمين مقدس ايران، به همراه ديگر نيروهاي نظامي و مردمي به صحنه‌هاي نبرد شتافت.وي در درگيري‌هاي مستقيم نخستين ماه جنگ به شهادت رسيد.

شهيد «ژيلبرت ملکم آبه‌كاريان» در زمره نخستين گروه از شهداي نظامي ارمني جمهوري اسلامي ايران در دوران هشت سال دفاع مقدس به شمار مي‌رود.

پيكر پاك غرقه به خون «ژيلبرت» پس از انتقال به تهران و انجام مراسم خاص مذهبي در ميان بدرقه صدها نفر از هموطنان مسيحي و مسلمان در قطعه شهداي ارامنه در تهران براي هميشه به خاك سپرده شد.شهيد «مگرديچ طوماسيان» در تابستان 1342 در يك خانواده كارگري شركت نفت در مسجد سليمان به دنيا آمد. دوران كودكي را در مسجد سليمان گذراند.در روز دوازدهم آبان ماه، پس از سي و شش روز حضور در جبهه، هنگام ديده باني، بر اثر برق گرفتگي ناشي از صاعقه شديد به‌شدت مجروح شد. پس از اين حادثه بلافاصله «مگرديچ» را براي مداوا با آمبولانس به بيمارستان منتقل كرده، ليكن وي در آمبولانس به شهادت رسيد. پيكر مطهر شهيد «مگرديچ طوماسيان» در قبرستان ارامنه اهواز به خاك سپرده شد. 

«شهيد «روبرت لازار» به سال 1345 در تهران متولد شد. پس از ناتمام ماندن تحصيلات مدرسه، به خدمت سربازي اعزام شده و دوران آموزشي را به‌مدت يك ماه و نيم در لشکر 84 لرستان گذراند.

با پايان دوره آموزشي، وي به جبهه غرب منتقل شد و در مناطقي همچون «سومار» و «مهران» به پاسداري از كشورش پرداخت. وي در روزهاي آخر خدمت سربازي به شهادت رسيد. بنا به روايت برادرش، آخرين بار وي در منطقه عملياتي «ميمك» مستقر بود. فرمانده شهيد «روبرت لازار» به برادرش گفته بود: به «روبرت» بگوييد: بيش از چند روز به پايان خدمتش باقي نمانده و لازم نيست، اين‌جا بماند و مي‌تواند به پشت خط بازگردد، ليكن وي نپذيرفت.

شهيد ويگن كاراپتيان

خواهر شهيد: ويگن هميشه سعي مي‌كرد ديگران را خوشحال كند. مي‌گويند شهدا انسان‏هاي والايي هستند. درست است چون فقط چنين انسان‏هايي مي‌توانند از خود گذشتگي كنند و گران بهاترين سرمايه خود را كه جان است، فدا كنند. شهيد ويگن گاراپيدي (كاراپتيان) چهارمين فرزند خانواده هفت نفري در تاريخ 3 فروردين سال 1344 در روستاي خاكباد از توابع اليگودرز متولد شد. تحصيلات دبيرستان را ناتمام گذاشت و براي اعزام به خدمت، خود را به اداره نظام وظيفه معرفي كرد. 

پس از طي چند ماه دوره آموزشي در پادگان لويزان به لشكر 21 حمزه در دهلران و سپس موسيان منتقل شد. در همين زمان، وي پدرش را از دست داد. بعد از دو ماه نبرد در جبهه، ويگن كاراپتيان هفتم فروردين 66 بر اثر اصابت تركش خمپاره نيروهاي دشمن بعثي، هنگام ديده‏باني در منطقه زبيدات (شرهاني) به خيل شهداي 8 سال دفاع مقدس پيوست. پيكر پاك اين رزمنده دلير بعد از انتقال به تهران و انجام تشريفات مخصوص مذهبي با حضور صدها نفر از هم‏وطنان مسيحي و مسلمان و نمايندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران در قطعه شهداي ارامنه تهران به خاك سپرده شد. 

خواهر شهيد درباره خصوصيات اخلاقي وي مي‌گويد: ويگن پسر شاد و بسيار مهرباني بود و هميشه سعي مي‌كرد ديگران را خوشحال كند. روزي كه مطلع شديم ويگن به شهادت رسيده است، روز بسيار سختي براي ما بود؛ دادن اين خبر به مادري كه به ويگن وابستگي شديدي داشت، بسيار مشكل بود. هنور پس از گذشت 20 سال از اين واقعه، در خلوت خانه ساعت‏ها با او سخن مي‌گويد. مادرم با مشقت زياد او را بزرگ كرده بود. به ياد ويگن با هزينه برادرانم ساختمان مخابرات در روستاي ما بنا شد تا اهالي آنجا بتوانند از آن استفاده كنند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار