وصیت خواندنی دانشجوی شهید رشته پزشكي
شهدا شعار نيستند، سيرهشان نيز نبايد در راستاي اعمال ِ شعاري ِ ما قرار بگيرد. گاهي گفتنها و نوشتنها تبديل ميشود به يك روزمرهاي كه نه پيامي برايمان دارد نه عبرت و نه انگيزهاي! كه تنها از سر تكرار تن به عادتش ميدهيم. بايد با بصيرتِ غير شعاري به ادامه اين مسير بپردازيم تا پيام حقيقيِ شهدا را دريابيم. شهدايي كه در رسانههاي ما، به وفور نامشان برده نميشود و تنها هفتهي دفاع مقدس به گذري لحظهاي اكتفا ميشود، همين بس براي نشان دادن غربتِ روز افزون كساني كه خونشان را براي استواري اين انقلاب دادهاند و به كرات فراموششان كردهايم.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ايرج خسروی در سال 1338 در خانواده اي نسبتا" فقير در شهرستان برجرد چشم به جهان گشود وي پنجمين فرزند اين خانواده بود و صورت نوراني اين نوزاد شادي وشوق فراواني در فضاي خانواده ايجاد نمود

ايرج در سال 1342 راهي دبستان شد و پس از شش سال با گرفتن مدرك ششم راهي دبيرستان گرديد. دوران تحصيل با علاقه و پشتكاري كه در امر آموزش داشت حتي تجديد هم نشد و با موفقيت دوره ي دبيرستان راسپري كرد
او از شاگردان ممتاز و درس خوان دبيرستان قلمداد مي شد و در سال 54 با اخذ ديپلم و شركت در كنكور سراسري در رشته ي ادبيات زبان انگليسي دانشگاه مشهد و نيز رشته پزشكي دانشگاه تهران (بورسيه) ارتش امتياز لازم را براي ورود به دانشگاه به دست آورد كه پس از انجام مصاحبه در رشته پزشكي به دانشگاه تهران راه يافت.

عضویت در سپاه پاسداران
با شكل گيري انقلاب و تعطیلی دانشگاه ها شهيد تلاش لازم را براي خدمت به محرومان و مستضعفان مي كرد. در دوران قبل از انقلاب سير مطالعاتي شهيد بيشتر روي قرآن و احاديث و كتابهاي شهيد مطهري بود. او از همان كودكي ثابت كرده بود كه انساني وارسته و داراي سجاياي اخلاقي بارزي است كه تنها بندگان برگزيده خداوند مي توانند از اين نعمت برخوردار باشند.
تا زمان شهادتش كمتر كسي او را مي شناخت با شهادت شهيد و جمع كردن مسئوليت هايي كه او در طول انقلاب و جنگ داشت به شخصيت معنوي وروحيه ي تلاشگر او پي برده شد. بندگان مخلص خدا چون كارهاي خود را فقط براي رضايت او انجام مي دهند. سعي دارند كه اعمال و رفتارشان فقط براي او باشد و از ديد خلق ، ناديده، تا نكند خدايي نكرده دچار عجب و در كل دچار خسران شوند.
بعد از شكلگيري انقلاب و تكميل سپاه پاسداران او كه از ارتش قبل از انقلاب ناراضي بود درخواست كرد او را به سپاه پاسداران منتقل نمايند تا در زمره پاسداران انقلاب به حراست از دست آوردهاي اين انقلاب كه با خون هزاران شاهد گمنام آغشته است بپردازد. تا اين كه در ايام عيد 61 مطلع مي شود كه به منظور تودهني به دشمني كه مدت 6ماه است نقاط زيادي از كشورمان را اشغال كرده است مهياي عملياتي بزرگ هستند. خود را به منطقه دزفول رسانده و در آنجا به صف دشمن شكنان فتح المبين مي پيوندد و با اينكه مسئوليت مداواي مجروحين را در عقب درگيري داشته به خط مقدم نبرد با ملحدان كافر رفته و در ايام شكوفايي طبيعت هنگامي كه شقايق هاي خوزستان گرده افشاني مي كنند لقاي حضرت حق را با تمام وجود حس و لمس مي كند و به آرزوي ديرينه خود شهادت مي رسد.
شهادت
شهيد در روز 61/1/2در عمليات غرور آفرين فتح المبين به فيض عظماي شهادت نائل مي گردد و پيكرش در گلزار شهداي بروجرد در كنار ساير همسنگرانش به يادگار به دل خاك سپرده مي شود. يادش گرامي باد
قسمتی از وصیتنامه شهید ایرج خسروی
انا لله و انا اليه راجعون
همه از خداييم و به سوي خدا مي رویم.
كلام قرآني فوق را به عنوان يك بنده ذليل خدا از شما مي خواهم كه همينطور سرسري مثل روزنامه خواندن نخوانيد و رد شويد و با تكان دادن سر تاييد كنيد. من هم اوائل هر وقت كه از ميان دوستان و برادران و همرزمان یا ساير برادران عزيز پاسدارم و روحانيون ارزشمند در بارگاه الهي, فردي اين دار فاني را وداع می گفت يا رحلت يا به فوز عظيم شهادت مي رسيد و دياررا ترك مي گفت فقط به يك جمله قرآني فوق بسنده كرده و ديگر هيچ و حال اينكه خود در اين چند كلام دنيايي مفهوم و منظور دارد.
اي عزيزان كه اين چند سطر را مي خوانيد شما را به وحدانيت خدا سوگند مي دهم كه در حول و حوش اين كلام خدا كمي نظر كنيد تفكر كنيد، تفكر كنيد كه بقول مولي (علي(ع)) كه مي گويد رحمت خدا بر كسي كه بداند و تفكر كند كه از كجا آمده و براي چه چيزي آمده و به كجا مي خواهد برود. و باز هم بنا به گفته شايد رسول الله باشد كه يك ساعت تفكر و فكر كردن درباره زندگي و خدا و معاد برابراست با 60 سال عبادت كردن. خداوند انشاالله توفيق بدهد كه چشم و دل همه ما باز شود و حقايق عالم را آنطور كه هست ببينيم


