تعقيب و گريز با شيطان براي نجات يك زن
فريادهاي دلخراش زنانه همراه با جنون سرعت راننده هوسران كافي بود تا سناريوي تعقيب و گريز خياباني كليد بخورد. رانندههاي عبوري ديدند كه زن جوان در صندلي جلوي پرايد نقرهاي رنگ جيغ زنان كمك ميخواهد و راننده با وحشت پا روي پدال گاز گذاشته است.
به گزارش ایران ساعت 6 غروب 13 آذرماه سال جاري زن جواني غافل از اين كه تا دقايقي ديگر چه سرنوشت شومي در انتظارش است سوار پرايد مسافركشي شد و در صندلي جلو نشست.
همان دقايق نخست راننده كه مردي 37 ساله بود پا را روي پدال گاز گذاشت و همزمان با سرعت زياد درهاي پرايد را نيز قفل كرد.
زن مسافر باز تصور نميكرد كه خطري در كمين وي است تا اين كه با رسيدن به مقصد از راننده مرموز خواست در گوشهاي بايستد و وي بياعتنا به خواسته زن مسافر سرعتش را بيشتر كرد. در حالي كه مرد شيطانصفت حركات خطرناك و مارپيچ داشت زن جوان تلاش كرد در را باز كند و خود را به بيرون پرتاب كند. وقتي ديد درها قفل است با جيغهاي زنانه از خودروهاي ديگر كمك خواست.
رهگذران خود را در برابر صحنه عجيبي ميديدند چرا كه راننده پرايد ادعا ميكرد دعواي زناشويي است و از همه ميخواست دخالت نكنند، از سوي ديگر زن جوان فرياد زنان ميگفت كه راننده دروغ ميگويد،شوهرم نيست وي مرا ربوده است.
سرانجام پس از مسافتي تعقيب و گريز راننده هوسران كه كنترل خودرويش را از دست داده بود با گاردريلهاي حاشيه اتوبان تصادف كرد و ديگر نتوانست فرار كند.
همزمان خودروهاي عبوري نيز سر رسيدند و از راننده خواستند كه قفلهاي خودرويش را باز كند اما راننده سماجت كرد همه خشمگين شده بودند و به ناچار براي نجات جان زن جوان شيشههاي خودرو را شكستند و وي را بيرون كشيدند و اين در حالي بود كه زن وحشتزده با صداي لرزان ميگفت از دست اين شيطان صفت نجاتم دهيد، اما راننده مرموز مدام ميگفت دعوا بين زن و شوهر است تا اينكه گشت پليس خود را به محل حادثه رساند و راننده جوان را به خاطر آدمربايي دستگير كرد. زن جوان كه از يادآوري آن روز وحشت داشت وقتي در برابر داديار پرونده در دادسراي امور جنايي تهران قرار گرفت، گفت: آن روز ميخواستم براي مراسم ختم به خانه خواهرشوهرم بروم. در ميدان نماز سوار پرايد اين مرد شدم. هنوز مسافت زيادي را نرفته بوديم كه راننده با موبايلش شروع به صحبت كرد و آن سوي خط با مرد ديگري بود و گفت خودش را آماده كند تا دقايقي ديگر ميرسد و در اين ميان درهاي پرايد را قفل كرد. من به مقصدم رسيدم و خواستم توقف كند اما وي هيچ اعتنايي نكرد ابتدا فكر كردم متوجه نشده است. دوباره گفتم ناگهان سرعتش را زياد كرد. با داد و فرياد خواستم توقف كند اما بيفايده بود با فرمان حركات زيگزاگي انجام ميداد. فرمان را با يك دستم گرفتم و با دست ديگر موبايلم را به سرش كوبيدم و چندين ضربه به سر و صورتش زدم داد ميزدم و كمك ميخواستم. اما اين مرد فرياد ميزد من همسرش هستم و اختلاف خانوادگي داريم براي اين كه ثابت كنم حرفهاي اين مرد هوسران دروغ است شماره همسرم را به يك مرد نشان دادم و گفتم اين دروغ ميگويد: آنجا بود كه مردم به تعقيبش پرداختند و خلاصه با گاردريل تصادف كرد و متوقف شد.
اين مرد هوسران نيز به داديار جنايي گفت: من بيگناهم اين زن به من تهمت ميزند و اصلاً آدمربايي در كنار نبود. بنا به اين گزارش، با توجه به اين كه تجسسها نشان داده راننده مرموز بارها بازداشت شده است داديار جنايي از پليس خواست تا پرده از اقدامات تبهكارانه وي بردارند.
به گزارش ایران ساعت 6 غروب 13 آذرماه سال جاري زن جواني غافل از اين كه تا دقايقي ديگر چه سرنوشت شومي در انتظارش است سوار پرايد مسافركشي شد و در صندلي جلو نشست.
همان دقايق نخست راننده كه مردي 37 ساله بود پا را روي پدال گاز گذاشت و همزمان با سرعت زياد درهاي پرايد را نيز قفل كرد.
زن مسافر باز تصور نميكرد كه خطري در كمين وي است تا اين كه با رسيدن به مقصد از راننده مرموز خواست در گوشهاي بايستد و وي بياعتنا به خواسته زن مسافر سرعتش را بيشتر كرد. در حالي كه مرد شيطانصفت حركات خطرناك و مارپيچ داشت زن جوان تلاش كرد در را باز كند و خود را به بيرون پرتاب كند. وقتي ديد درها قفل است با جيغهاي زنانه از خودروهاي ديگر كمك خواست.
رهگذران خود را در برابر صحنه عجيبي ميديدند چرا كه راننده پرايد ادعا ميكرد دعواي زناشويي است و از همه ميخواست دخالت نكنند، از سوي ديگر زن جوان فرياد زنان ميگفت كه راننده دروغ ميگويد،شوهرم نيست وي مرا ربوده است.
سرانجام پس از مسافتي تعقيب و گريز راننده هوسران كه كنترل خودرويش را از دست داده بود با گاردريلهاي حاشيه اتوبان تصادف كرد و ديگر نتوانست فرار كند.
همزمان خودروهاي عبوري نيز سر رسيدند و از راننده خواستند كه قفلهاي خودرويش را باز كند اما راننده سماجت كرد همه خشمگين شده بودند و به ناچار براي نجات جان زن جوان شيشههاي خودرو را شكستند و وي را بيرون كشيدند و اين در حالي بود كه زن وحشتزده با صداي لرزان ميگفت از دست اين شيطان صفت نجاتم دهيد، اما راننده مرموز مدام ميگفت دعوا بين زن و شوهر است تا اينكه گشت پليس خود را به محل حادثه رساند و راننده جوان را به خاطر آدمربايي دستگير كرد. زن جوان كه از يادآوري آن روز وحشت داشت وقتي در برابر داديار پرونده در دادسراي امور جنايي تهران قرار گرفت، گفت: آن روز ميخواستم براي مراسم ختم به خانه خواهرشوهرم بروم. در ميدان نماز سوار پرايد اين مرد شدم. هنوز مسافت زيادي را نرفته بوديم كه راننده با موبايلش شروع به صحبت كرد و آن سوي خط با مرد ديگري بود و گفت خودش را آماده كند تا دقايقي ديگر ميرسد و در اين ميان درهاي پرايد را قفل كرد. من به مقصدم رسيدم و خواستم توقف كند اما وي هيچ اعتنايي نكرد ابتدا فكر كردم متوجه نشده است. دوباره گفتم ناگهان سرعتش را زياد كرد. با داد و فرياد خواستم توقف كند اما بيفايده بود با فرمان حركات زيگزاگي انجام ميداد. فرمان را با يك دستم گرفتم و با دست ديگر موبايلم را به سرش كوبيدم و چندين ضربه به سر و صورتش زدم داد ميزدم و كمك ميخواستم. اما اين مرد فرياد ميزد من همسرش هستم و اختلاف خانوادگي داريم براي اين كه ثابت كنم حرفهاي اين مرد هوسران دروغ است شماره همسرم را به يك مرد نشان دادم و گفتم اين دروغ ميگويد: آنجا بود كه مردم به تعقيبش پرداختند و خلاصه با گاردريل تصادف كرد و متوقف شد.
اين مرد هوسران نيز به داديار جنايي گفت: من بيگناهم اين زن به من تهمت ميزند و اصلاً آدمربايي در كنار نبود. بنا به اين گزارش، با توجه به اين كه تجسسها نشان داده راننده مرموز بارها بازداشت شده است داديار جنايي از پليس خواست تا پرده از اقدامات تبهكارانه وي بردارند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۷
انتشار یافته: ۱۳
و دوباره به کارهاش ادامه میده این افراد باید تا ابد در زندان بمونند
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۱:۴۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۹
پاسخ ها
خواننده
| ۱۱:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۸
قدیم می گفتند در ایران دکتر زیاده ولی الان قاضی زیاد شده.
منجزی
| ۱۲:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۸
ناشناس
| ۱۱:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۱:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۹
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟





