صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

تنها کميته‌امداد خانه‌ها را تکميل تحويل مي‌دهد

تازه يک هفته است که از شر چادرنشيني رها شده ايم و در کانکس اسکان پيدا کرده ايم، کانکس هايي که هنگام بارندگي از در و ديوارشان آب مي آيد و تا صبح از دود چراغ نفتي نمي توانيم چشم روي هم بگذاريم.
کد خبر: ۲۹۱۴۷۵
| |
8459 بازدید

حدود چهار ماه پيش وقتي زلزله خانه هاي خشت و گلي روستاهاي اهر، هريس و ورزقان از توابع استان آذربايجان شرقي را به تلي از خاک تبديل کرد، خبرها و قول و قرارها حکايت از اين داشت که خانه هاي روستاييان تا پيش از شروع فصل سرما يعني حداکثر دو ماه پس از وقوع زلزله به روستاييان تحويل داده شود و چادرهاي هلال احمر جاي خود را به خانه هايي ايمن دهند.

به نوشته «خراسان»، در آن ايام نيز با وجود اين که هنوز فصل سرما آغاز نشده بود، سوز شامگاهي و صبحگاهي آذربايجان استخوان سوز بود و مسئولان بر همين اساس وعده دادند تا خانه هاي تخريب شده روستاييان حداکثر تا اول آبان ماه تحويلشان شود تا زلزله زدگان آذربايجاني برف و سرماي پاييز و زمستان را به مانند سال ها قبل از پشت خانه هايشان به نظاره بنشينند.

به اميد ديدن خانه هاي نوساز، ايمن و گرم روستاييان، راهي مناطق زلزله زده آذربايجان شديم(29آبان ماه). روستاي شهرک پايين از توابع شهرستان اهر که بسيج سازندگي و سپاه پاسداران مسئوليت ساخت ۶۹ واحد خانه روستايي را در آن بر عهده گرفته اند.

خانه‌هاي بدون در و پنجره


ساعت ۸ صبح روز سه شنبه است و قرار است تا چند دقيقه ديگر فرمانده کل سپاه براي تحويل دادن خانه هاي روستاييان به روستاي شهرک پايين بيايد. قبل از آمدن مسئولان سري به خانه ها مي زنيم.به جز يکي از خانه ها که کاشي کاري شده و از وسايل زندگي پر شده است مابقي نيمه کاره اند. در ورودي و پنجره هاي بسياري از خانه ها هنوز به روستا نرسيده است.براي سرزدن به تک تک خانه هاي روستا بايد تا مچ پا در گل و لاي فرو بروي و به همين خاطر خبرنگاران ترجيح مي دهند به جاي سرزدن به خانه هاي نيمه کاره با مسئولان همراه شوند و از مسير کوتاهي عبور کنند که به خاطر حضور مسئولان با سنگ ريزه پوشانده شده است. مسئولان که براي افتتاح مي روند ما نيز رنج گام برداشتن در گل و لاي و باتلاق هاي کوچک و بزرگي که بين خانه ها ايجاد شده است را به جان مي خريم و به ميان مردم مي رويم. پيرمردي ۷۰ ساله مي گويد: خانه هايمان را به همين شکل تحويل داده اند و گفته اند مابقي کارها را هم خودتان انجام دهيد. البته قولش را داده اند که در وپنجره ها را تا يک هفته آينده تحويل دهند ولي مابقي کارهاي خانه را بايد خودمان انجام دهيم. به خانم جواني که کودک دو ساله اش را به کنار شير آبي در محوطه روستا آورده تا بشويد... مي گويم با اين هوا و اين آب سرد بچه سرما مي خورد. در جوابم مي گويد: چه کنم مگر چاره اي هم داريم؟ با اين که قول داده بودند خانه هايمان را اول آبان تحويل دهند تازه يک هفته است که از شر چادرنشيني رها شده ايم و در کانکس اسکان پيدا کرده ايم، کانکس هايي که هنگام بارندگي از در و ديوارشان آب مي آيد و تا صبح از دود چراغ نفتي نمي توانيم چشم روي هم بگذاريم. مردي جوان که گويا نمي خواهد زحمات کشيده شده را ناديده بگيرد و در عين حال مشکلاتي را نيز بيان کند به ميان حرف هايش مي آيد و مي گويد: از تمامي مسئولان تشکر مي کنم که در اين مدت کوتاه خانه هايمان را تا اين مرحله ساخته اند، اما شما بگوييد من چگونه مي توانم تمام خرده کاري هاي خانه ام را به تنهايي انجام دهم، آن هم با دست خالي.


رخنه سوز زمستاني به درون چادرهاي زلزله زدگان

روستاهاي مناطق زلزله زده با يکديگر فاصله دارند و براي رسيدن به روستاي بعدي گاهي بايد بيست دقيقه اي را در جاده هاي روستايي و پرپيچ و خم آذربايجان شرقي رانندگي کرد.چند کيلومتر آن سوتر از روستاي شهرک پايين، تابلوي روستاي بشير از توابع شهرستان هريس با پلاکاردي بزرگ در کنار ورودي روستا که از تحويل داده شدن خانه هاي روستايي توسط وزارت دفاع حکايت دارد توجه مان را جلب مي کند. چند کيلومتر بعد از جاده اصلي به روستاي بشير مي رسيم. سوز زمستاني به استخوانت مي رسد. کلاه و شال گردن هم فايده اي ندارد چون سوز و سرما بيشتر از آني است که براي ما شهرنشين ها قابل تصور و تحمل باشد. چادرهاي سفيد رنگ هلال احمر که در روزهاي اول وقوع زلزله محل اسکان زلزله زده ها شده بود، هنوز هم در نقاط مختلف روستا پابرجاست و عده اي از روستاييان شب هاي سرد آذربايجان را درون چادر به صبح مي رسانند.

عکاس روزنامه پسر بچه کوچکي که از شدت سرما به درون چادر دويد را صدا مي زند و چند فريم از او عکس مي گيرد. مادرش با بغض مي گويد: ديگر از اين اوضاع خسته شده ام. هوا سرد است هنوز براي ما کانکس نساخته اند. مي گويم خانه چطور، مگر خانه هايتان آماده نيست؟ به زبان آذري مي گويد: خانه؟ خانه کجا بود به ما و بقيه اهالي روستا هم مثل ديگران کانکس بدهند راضي هستيم.براي راه رفتن در اين روستا هم بايد حتماً چکمه به پا داشت وگرنه تا مچ پا و گاهي هم بيشتر در گل فرو مي روي. با همين وضعيت به سراغ يکي از اهالي که در کنار کانکس محل سکونتش ايستاده است مي رويم. نامش ابراهيم است و بيشتر از همه نگران کودک يک ساله اش است. در اولين جمله اش مي گويد: من ديگر نمي توانم از اين بچه نگهداري کنم تا در اين سرماي زمستان يخ نزده، دولت فکري به حالش بکند. ببرندش شهر و در يک جاي مناسب از او نگهداري کنند، من نمي توانم شاهد مرگ بچه ام باشم.ابراهيم حرف براي گفتن بسيار دارد و بي هيچ سوالي از طرف ما اول از همه در کانکس محل اسکانش را باز مي کند و به داخل راهنمايي مان مي کند. چراغ والوري که براي گرم کردن محيط زندگي شان روشن کرده اند بوي بدي به راه انداخته و دود ناشي از آن ريه ها را مي سوزاند. ابراهيم مي گويد: با اين چراغ چطور مي توان اين اتاق را گرم کرد؟ حالا بماند که از دودش چشمانمان مي سوزد و بچه هم مدام بي قراري مي کند.

تحويل خانه‌هاي نيمه کاره به روستاييان

ابراهيم با هيجان، ديگر اهالي روستا را هم صدا مي زند و ما را به سمت خانه هايي مي برد که در طول اين مدت برايشان ساخته اند. خانه اش را نشان مي دهد، يک چهارديواري بدون در و پنجره و ديگر امکانات لازم براي زندگي. خانه هايي که به گفته اهالي روستا با همين وضعيت تحويلشان داده اند و به اجبار از آن ها امضا گرفته اند. او از وضعيت ساختماني که برايش ساخته اند در همين مرحله هم گلايه دارد و با نشان دادن ايزوگام روي پشت بام منزلش مي گويد: هدفشان از ايزوگام فقط اين بوده که يک چيزي به ما تحويل دهند وگرنه شما بيا داخل و ببين چطور از همه جاي سقف آب مي چکد. راست هم مي گفت چون از چند نقطه از سقف آب چکه مي کرد و...

يکي ديگر از روستاييان از هزينه هاي بالاي کارهاي باقي مانده ساختمان ها و نداشتن پول و نقدينگي گلايه دارد و مي گويد: سه ماه پيش که زلزله آمد از ما ۲۶ ميليون تومان سفته و امضا گرفتند و قول دادند که خانه هايمان را حداکثر تا دو ماه بعد تحويلمان دهند. حالا سه ماه گذشته و تنها يک چهارديواري تحويلمان داده اند. مي گويند سيم کشي، لوله کشي، کف سازي، کاشي کاري، نماي ساختمان و خريد و نصب شيشه هاي در و پنجره ها را هم بايد خودمان انجام دهيم. ما اگر پول کافي و توانايي انجام چنين کارهايي را داشتيم که ديگر نيازي به دولت نداشتيم. از ما ۲۶ ميليون تومان سفته امضا گرفته اند ولي يک ساختمان نيمه کاره تحويلمان داده اند. فقط براي سيم کشي اين ساختمان بايد ۷۰۰ هزار تومان هزينه کنيم. براي ساير کارها هم حداقل ۴ ميليون تومان پول لازم است.

برخي پيمانکارها براي انجام وظيفه‌شان انعام مي‌خواهند!


خليل که از ساکنين روستاست از عملکرد بد برخي پيمانکارهاي ساختماني گلايه دارد و مي گويد: براي نصب در و پنجره و انجام کارهايي که وظيفه شان است از ما انعام مي خواهند و اگر به آن ها انعام ندهيم کارمان را انجام نمي دهند. يکي ديگر از مشکلات روستاييان و گلايه هايشان کوچک بودن طويله هايي است که برايشان ساخته اند. طويله هايي که حداکثر گنجايش ۳۰ تا ۴۰ راس گوسفند را دارند و براي روستايياني که بعضاً تا ۲۰۰ راس دام دارند بسيار کوچک است. آن ها بيش از همه نگران وضعيت دام هايشان در فصل زمستان هستند.

يکي از روستاييان که سن و سالي هم از او گذشته خانه نيمه تمامش را نشانمان مي دهد و مي گويد: به اجبار از من امضا گرفتند و اين خانه را تحويلم دادند.

ابراهيم در اين باره مي گويد: هنگام تحويل خانه هاي نيمه کاره به اهالي روستا مي گويند اگر امضا کنيد و تحويل بگيريد وسايل زندگي مانند يخچال و تلويزيون در اختيارتان قرار مي دهيم و در غير اين صورت وسايل زندگي به شما تعلق نمي گيرد. به همين دليل است که خيلي ها با وجود آماده نبودن خانه ها امضا داده اند و خانه نيمه کاره شان را تحويل گرفته اند.

گلايه‌هاي روستاييان از حمايت نشدن از سوي جهاد کشاورزي


اهالي روستاي بشير از حمايت نشدن از سوي وزارت جهاد کشاورزي گلايه دارند. گويا قرار بر اين بوده که محل نگهداري حيوانات توسط جهاد احداث شود که اينگونه نشده و روستاييان به اجبار از سهميه ۷۶ کيسه سيماني که بنياد مسکن براي ساخت خانه هايشان در اختيارشان گذاشته است در ساخت طويله استفاده کرده اند و حال براي کف سازي و نماسازي ساختمان هايشان با مشکل کمبود سيمان مواجه شده اند.

چادر زدن درون خانه نيمه کاره، راهي براي فرار از سرما


اهالي يکي از خانه هاي روستا را نشانمان مي دهند که اهل خانه به دليل آماده نشدن کانکسشان مجبور شده اند درون خانه نيمه کاره چادر بزنند. پدر خانواده از چادر بيرون مي آيد و پشت سرش چند تا بچه قد و نيم قد.

با زبان آذري مي گويد: بيرون خيلي سرد است و هنوز براي ما کانکس نزده اند. به همين خاطر هم چادرمان را به داخل خانه آورديم تا سرما، کمتر بچه ها را اذيت کند.

تنها کميته امداد خانه‌ها را کامل شده تحويل مي دهد


يکي از اهالي روستا مددجوي کميته امداد امام خميني(ره) است و ديگر اهالي با حسرت درباره اش سخن مي گويند. اهالي مي گويند: تنها کميته امداد امام خميني(ره) است که خانه هاي مددجويانش را کامل مي کند و تحويلشان مي دهد از سيم کشي و لوله کشي گرفته تا کف سازي و کاشي کاري و وسايل منزل. در اين روستا کميته امداد ۵ مددجو دارد که چند روز پيش کاشي کاري ساختمان هايشان را شروع کرده اند و قرار است وسايل زندگي هم برايشان بياورند.

در اين بين مهندس ناظر مستقر در روستا هم از راه مي رسد. مهندس مسيب زاده که از استان مازندران براي ساخت و تکميل خانه هاي زلزله زدگان آذربايجان به اين منطقه آمده است در پاسخ به گلايه هاي روستاييان مي گويد: ما تنها وظيفه داريم ساختمان را تا مرحله سفت کاري پيش ببريم و مابقي کارها بر عهده مالک ساختمان است. او هزينه ساخت هر واحد را بين ۱۲ تا ۱۳ ميليون تومان برآورد مي کند و مي گويد: به احتمال زياد روستاييان بايد مابقي وامشان که ما به التفاوت ۲۶ ميليون تا ۱۳ ميليون تومان مي شود را از بنياد مسکن دريافت کنند و خودشان مابقي کارهاي ساختمانشان را انجام دهند.

کمبود سرويس‌هاي بهداشتي در روستاي دغدغان

به روستاي دغدغان مي رويم. عده اي از اهالي روستا درون کانکس اسکان يافته اند و عده اي نيز همچنان منتظر احداث کانکس هستند. يکي از اهالي روستا مي گويد اولويت دريافت کانکس با ساکنين دايمي روستا است و کساني که به صورت فصلي در روستا اقامت دارند هنوز کانکس دريافت نکرده اند. اهالي با وجود گذشت سه ماه از وقوع زلزله هنوز هم مشکل حمام و دستشويي دارند و بعد از سرماي جانسوز آذربايجان و زندگي در کانکس اين مهم ترين مشکلشان است که با وجود گذشت سه ماه هنوز برطرف نشده است.خانمي که از اهالي روستاست مي گويد اين روستا با اين جمعيت تنها يک سرويس بهداشتي دارد و تنها يک حمام برايمان درست کرده اند. از وضعيت خورد و خوراک و لباس گرم که مي پرسيم مي گويند: خدا را شکر هر يک ماه و نيم يک بار مقداري برنج، روغن، حبوبات و چاي توسط هلال احمر بين اهالي روستا توزيع مي شود ولي از نظر لباس گرم مشکل داريم و اگر هوا از اين سردتر شود لباس هايمان کفاف نمي دهد.يکي از خانم ها مي گويد: کمک هاي مردمي همان يک ماه اول به اينجا ارسال مي شد و پس از آن کمک ها قطع شد و ديگر کمتر کسي به سراغ ما مي آيد تا احوالي از ما بپرسد.

رضايت از ماموران مرکز بهداشت

در حال صحبت با اهالي روستا هستيم که ماموران مرکز بهداشت تبريز براي سرکشي به روستا مي آيند. پيرمردي که از پا دردش گلايه دارد مي گويد: خدا خيرشان دهد فقط اين ها هستند که هر روز به روستا مي آيند و از احوال ما مي پرسند. يکي از اعضاي تيم بهداشتي مي گويد: هر روز به روستاهايي که وظيفه سرکشي از آن ها به ما سپرده شده است مي آييم و بيماران را که بيشتر دچار سرماخوردگي يا پادرد شده اند ويزيت مي کنيم.

در اين روستا تعداد زيادي از خانواده ها هنوز کانکس هايشان را تحويل نگرفته اند و اميدوارند با رسيدن در و پنجره هاي آن‌ها تا آخر هفته آينده درون کانکس هايشان اسکان يابند.

روستاي هفدران روستاي ديگري است که در مسيرمان به ديدار اهالي اش مي رويم. روستايي کوهستاني در دل کوه هاي آذربايجان‌شرقي ، امکان تردد در روستا مشکل است چرا که زمين باتلاقي شده و ممکن است ماشين يا هر وسيله نقليه اي درون گل و لاي ناشي از بارندگي هاي اخير گير بيفتد. در بعضي مناطق روستا هنوز لودرها و بيل هاي مکانيکي مشغول آواربرداري هستند و کاميون ها آوارها را به خارج از روستا مي برند. در اين روستا تعداد خانواده هاي مستقر در چادر به نسبت ديگر روستاها کمتر است و تنها سه خانواده در چادر زندگي مي کنند. علت آن هم آماده نبودن تمامي کانکس ها با وجود گذشت يک ماه و اجرايي نشدن وعده مسئولان براي تحويل دادن خانه هاي روستاييان است. نادر اصغران رئيس شورا ياري روستا درباره وضعيت روستا و اهالي اش مي گويد: تنها خانه هاي شش نفر از اهالي روستا که تحت پوشش کميته امداد امام خميني بوده اند آماده شده است و مابقي خانه ها هنوز براي اسکان دايمي ساکنين روستا قابل بهره برداري نيستند. تهيه لباس گرم هم از ديگر مشکلات روستاييان است که اميدوارند با مساعدت دستگاه هاي دولتي و مردم براي تامينشان از اين زمستان به سلامت عبور کنند. اصغران هنگام خداحافظي از نبود امکانات پذيرايي در روستا عذرخواهي مي کند و اميدوار است بهار سال آينده همه چيز مثل گذشته باشد و بتواند ما را به ديدن طبيعت زيباي آذربايجان شرقي ببرد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار