جوان ميانجي قرباني خشم شد
يك سال قبل بود كه نيما با ضربه قمه، يكي از هممحليهايش را كشت بدون اينكه با او دعوايي داشته باشد. او ميگويد هيچ اختلافي با مقتول نداشته، اما دخالت بيجاي او عامل اصلي اين قتل شده است.
نماينده دادستان استان البرز ميگويد: بيش از يك سال قبل خبر رسيد پسر جواني با ضربه قمه به قتل رسيده است. اين گزارش از سوي ماموران حراست بيمارستاني در كرج به پليس داده شد. زماني كه ماموران به محل رسيدند با توجه به دستور بازپرس ويژه قتل جسد را به پزشكي قانوني منتقل كردند و تحقيقات خود را در اين خصوص آغاز كردند. تنها شاهد در دسترس، مردي بود كه آرش (مقتول) را به بيمارستان رسانده بود. او گفت قرار بود آرش را به آرايشگاه ببرد، اما نميداند چرا يكباره چند نفر حمله كردند و آرش را با قمه زدند.
وقتي تحقيقات بيشتري انجام شد پليس دريافت آرش مدتي قبل در يك دعوا با جواني به نام نيما كه متهم اين پرونده است درگيري داشته است.
البته آنطور كه اطلاعات ماموران نشان ميداد آرش براي ميانجيگري وارد آن دعوا شده بود، اما با توجه به اينكه از كسي حمايت كرده بود كه با نيما دعوا داشته است، بنابراين احتمال اينكه آرش قرباني يك انتقامگيري شده باشد براي ماموران قوت گرفت. اين در حالي بود كه پليس متوجه شد يكي از كساني كه به آرش حمله كرده است و در آن دعوا بوده پيمان نام دارد.
با شناسايي پيمان و بازجوييهاي انجام شده اين جوان مدعي شد در دعوا نقشي نداشته و خودش هم غافلگير شده است.
نماينده دادستان ادامه ميدهد: چند ماه بعد ماموران با توجه به رديابيهايي كه انجام دادند و كارهاي علمي كه كردند موفق شدند مخفيگاه متهم اصلي را پيدا كرده و او را بازداشت كنند. اين جوان در بازجوييها گفت به خاطر حمايت مقتول از كسي كه با او دعوا داشته عصباني شده و قصد انتقامگيري داشته است. صحنه قتل بازسازي شده و مدارك و شواهد موجود هم نشان ميدهد نيما بهعمد دست به قتل زده است. بنابراين از نظر دادسرا اين جوان متهم است و درخواست صدور حكم قانوني براي او شده است.
گذشت نميكنيم
خانواده مقتول هم ميگويند از قصاص قاتل فرزندشان صرفنظر نميكنند و درخواست دارند هرچه زودتر او قصاص شود. مادر مقتول ميگويد: چرا بايد از قصاص مردي بگذرم كه پسر جوانم را از من گرفت.من زحمات زيادي براي اينكه او را بزرگ كنم كشيده بودم. با اينكه يك سال از مرگ پسرم گذشته اما هنوز هم داغ او برايم تازه است و فراموش نكردم چطور ناجوانمردانه او را از من گرفتند و درخواست دارم هرچه زودتر قاتل او را بكشند. خاطرات پسرم هر روز از جلوي چشمم ميگذرد و من فراموش نميكنم چه اتفاقي افتاده است.
او ميگويد قصاص تنها خواسته او نيست و ساير اعضاي خانوادهاش هم چنين درخواستي دارند.
او ميگويد: وقتي ميخواستم به دادگاه بيايم از بچههايم پرسيدم چه بايد بگويم و از آنها خواستم در مورد مرگ برادرشان نظرشان را بگويند، همگي گفتند با قصاص موافق هستند. به همين خاطر هم من و شوهرم درخواست قصاص را مطرح كرديم و مطمئن شديم كه خواسته ما درست بوده است. پسر من هيچ مشكلي با اين جوان نداشت. بچه سالمي بود و لياقت يك زندگي خوب را داشت بنابراين قتل او ناجوانمردي بود. اگر پسرم در يك دعوا كشته شده بود ميگفتم بخشي از تقصير هم با اوست، اما بدون اينكه كاري كرده باشد، قرباني شده و من قاتل او را نخواهم بخشيد.
پشيمانم
نيما ميگويد از كرده خودش پشيمان است و از اوليايدم درخواست بخشش دارد و ميپذيرد نبايد به سمت مقتول حمله ميكرده است. او در مورد روز حادثه و چرايي اين اتفاق صحبت ميكند.
چه مدتي بود مقتول را ميشناختي؟
راستش من هيچ شناختي از او نداشتم. فقط در يك دعوا كه بين من و يك جوان ديگر بود وارد شد و باعث شد از دستش ناراحت شوم.
مشكلي با هم داشتيد؟
نه، فقط به خاطر دخالتي كه در كارم كرده بود از دستش ناراحت بودم.
در مورد دعوايي كه باعث شد تو دست به قتل بزني توضيح بده.
داشتم با يكي از دوستانم دعوا ميكردم. سر و صداي زيادي ايجاد شده بود و همه جمع شده بودند. آرش براي حمايت از پسر جواني كه من داشتم با او دعوا ميكردم وارد درگيري شد.
فقط آرش وارد اين دعوا شد؟
نه. كسان ديگري هم بودند، اما اين آرش بود كه به من چاقو زد.
چه زماني به تو چاقو زد و چرا؟
دعوا تمام شده بود و همه داشتند ميرفتند كه آرش به من چاقو زد و فحش هم داد.
شاهدي هم داري كه حرفت را تائيد كند؟
نه شاهدي ندارم. چون او جوري به من چاقو زد كه كسي نديد. بعد هم وقتي به او گفتم به من چاقو زدي انكار كرد.
چرا شكايت نكردي؟
چون مدركي نداشتم. هيچ كس نديده بود آرش اين كار را بكند و اگر هم شكايت ميكردم به جايي نميرسيدم.
شايد كس ديگري اين ضربه را به تو زده است و تو متوجه نشدي؟
نه، من مطمئن هستم آرش به من چاقو زد. ما مشكلي با هم نداشتيم اما از دست من عصباني شد و چاقو زد.
تو زماني آرش را كشتي كه چند روزي از اين ماجرا ميگذشت و اگر عصبانيتي هم بود از بين رفته بود بنابراين انگيزهاي قويتر از يك خصومت كوچك بايد علت اصلي اين قتل باشد.
نه، هيچ انگيزه ديگري نبود. من دروغ نميگويم. واقعا به خاطر رفتاري كه آرش با من كرد عصبي شدم، خب البته در آن زمان اعصاب درست و حسابي هم نداشتم.
چرا اعصابت مشكل داشت؟
معتاد بودم و حالم خوب نبود.
چه مادهاي مصرف ميكردي؟
هرچه دستم ميآمد ميكشيدم، اما بيشتر شيشه مصرف ميكردم و آن روز هم مواد مصرف كرده بودم.
آن روز هم شيشه مصرف كرده بودي؟
بله. من و دوستانم شيشه مصرف كرده بوديم.
تو با خودت قمه حمل ميكردي اين يعني ميخواستي هر جا نيما را ديدي بزني. درست است؟
نه، اينطور نيست. چون من دشمن زياد داشتم هميشه قمه همراه داشتم و كنار موتورم قمه ميگذاشتم. به قصد كشتن آرش اين كار را نكرده بودم.
چطور آرش را پيدا كردي؟
خيلي اتفاقي بود. من اصلا نميدانستم در آن لحظه ميبينمش. با دوستانم داشتم جايي ميرفتم كه يكدفعه ديدم آرش سوار بر پرايدي جلوي يك آرايشگاه ايستاد. وقتي او را ديدم نميدانم چه شد كه دوباره عصبي شدم و به او حمله كردم.
كسي جلوي تو را نگرفت؟
دوستانم كه شوكه شده بودند، البته آنقدر اين اتفاق سريع افتاد كه از دست كسي كاري برنميآمد. من خودم هم از كاري كه كردم ترسيده بودم.
وقتي ضربه را به آرش زدي چه كردي؟
خيلي ترسيدم، بلافاصله سوار موتور شدم و با دوستانم فرار كردم. بعد هم موتور را رها كردم و رفتم.
تو مدتي فراري بودي چرا؟
به يكي از شهرهاي اطراف رفتم و تصميم گرفتم اعتيادم را ترك كنم و در يك كمپ بستري شدم.
چرا با نام جعلي در كمپ بستري شدي؟
ميدانستم پليس دنبالم است و بازداشتم ميكند. به همين خاطر هم با اسم جعلي در كمپ بستري شدم.
يعني ميدانستي ضربهاي كه به آرش زدي كشنده است؟
آن موقع نميدانستم او ميميرد، اما بعد از چند روز از طريق دوستانم متوجه شدم او مرده است. ديگر كاري از دستم برنميآمد و مجبور بودم خودم را مخفي كنم. چارهاي نداشتم بايد اين كار را ميكردم. بعد از اين اتفاق تصميم گرفتم اعتيادم را ترك كنم تا آدم سالمي شوم و زندگي خوبي داشته باشم.
ميداني حالا با حكم قصاص روبهرو هستي؟
بله ميدانم. خيلي متاسفم به خاطر كاري كه كردم و از اولياي دم درخواست بخشش دارم. به خدا قصدم كشتن آرش نبود و خيلي از كاري كه كردم ناراحتم. ميخواهم از اين به بعد سالم زندگي كنم و قول ميدهم ديگر چنين خطايي نكنم.



