دلربایی خانههای خشتی در کوچههای مسقف
زينب مرتضايیفرد
کد خبر: ۲۸۵۴۶۴
| | 12049 بازدید
اين شهر زيباست، پر است از بناهاي تاريخي و ديدني. از مساجد گرفته تا آبانبارها و خانههايي كه هنوز عصرها وقتي آبپاشيكني بوي ديوارهاي كاهگلياش مستت ميكند. شهري كه مردمانش هنوز سنتهايشان را در آن زنده نگه داشتهاند و نسبت به آنها بيمهر نشدهاند.هر چند زندگي در مسير زمان ميطلبد كه انسانها زندگيشان را تغيير دهند و خانههاي جديد و نو جاي خانههاي قديمي را بگيرد، اما در اين شهر بافت سنتي در بخشهايي حفظ شده است و به نظر ميرسد پايبندي به آداب و رسوم و همچنين مذهب هنوز هم به اندازه سابق در آن پررنگ است.
شهري كه مسلمان و زرتشتي كنار هم با آرامش زندگي ميكنند. آتشكدههاي زرتشتي هنوز در اين شهر پابرجاست.
يزد نخستين شهر خشتي جهان و دومين شهر تاريخي دنيا بعد از ونيز ايتالياست. شهري كويري كه همه ما حتي اگر به آن سفر نكرده باشيم هم عنوان شهر بادگيرهاي آن برايمان آشناست. تجربه سفر به اين شهر ميتواند يكي از شيرينترين تجربيات هر مسافر باشد.
اصلا باورم نميشد كه روزي به بازار شهري بروم و مثلا يك روميزي سنتي بردارم و درباره كيفيت و جنس آن از فروشنده سوال كنم.
او هم بگويد اگر ميخواهيد مدام استفادهاش كنيد و آن را بشوييد چند ماه بيشتر عمر نميكند. مردمان شهر بادگيرها ساده، صادق و مهربانند و همين چيزها آنقدر سفرت را شيرين ميكند كه يادت ميرود اينجا آفتاب سوزنده گهگاه سر نامهرباني برميدارد و آنقدر تند ميتابد كه تحمل گرما سخت ميشود.
گويي مهرباني اين مردم از نامهربانيهاي گهگاه آفتاب داغ يزد ميكاهد و دوستداشتنياش ميكند. درباره بسياري از بناهاي تاريخي و مساجد اين شهر مطالبي را خوانده بودم و وقتي به اين شهر سفر كردم درباره اين فضاها ذهنيتي داشتم.
«محله فهادان» اما برايم تازگي داشت. وارد اين محله كه ميشوي، گويي چند قرن از ساير نقاط شهر فاصله گرفتهاي.
كوچههاي تنگ، كاهگلي و مسقف اين محله كه در سايه خود خانههاي خشتي قديمي را پناه دادهاند، خنكايي را ايجاد كرده است كه از گرماي شهر ميكاهد و قدم زدن در محله فهادان را دلپذير ميكند.
خنكايي طبيعي و دلچسب كه وقتي زير پوستت ميدود، به اين فكر ميكني كه هيچ تكنولوژي مدرني نميتواند چنين چيزي را ايجاد كند.
در اين محله همه چيز به همان شيوه سنتي است، خبري از سوپرماركتها نيست. پيرمرد بقال آرام و ساكت با چهرهاي نه چندان شاد پشت پيشخوان مغازهاش نشسته است.
اجناسي هم كه دارد شايد حالا كمتر در مغازهاي پيدا شود. از تيلههاي رنگارنگ گرفته تا يخچالهاي قديمي و كوچكي كه امروز ديگر فقط در خاطرهها وجود دارند.
كوچهها را كه پيش برويم به يك ميدان ميرسيم، ميداني كه يك طرف آن مدرسه ضيائيه يا زندان اسكندر قرار دارد و طرف ديگرش بقعه دوازده امام و بين اين دو، حسينيه فهادان قرار گرفته كه پيرمردهايي آنجا نشستهاند و با هم گپ ميزنند.
پيرمردهايي كه ميگويند اينجا پاتوقشان است و هر قدر هم زمان بگذرد و خانههاي تازه ساخته شود، حاضر نيستند از فهادان و اين حسينيه دل بكنند و جاي ديگري بروند.
شايد اگر بگوييم يزد تنها شهر بادگيرها نيست و ميتوان به او شهر آبانبارها هم لقب داد، اغراق نكرده باشيم. آبانبار وزيري، يكي از بيشمار آبانبارهاي موجود در يزد است؛ آبانباري كه حالا در نزديكي آن بوستان شاه عبدالقاسم، ويژه بازي كودكان ساخته شده است.
با تاب و سرسره كه با معماري خشتي و آجر سه سانتي اما با شكل و شمايل امروزي ساخته شده است. سازمان ميراث فرهنگي كشور در چند سال اخير برخي خانههاي تاجرنشين را تكميل و مرمت كرده است. مثل مجموعه خانگي عربها كه شامل چند خانه مثل خانه محمودي، ملكزاده و عربزاده است.
تمام محله را دور ميزنم، از فالودهفروشي تا مغازه صنايع دستي سفالي. همه راه به فهادان فكر ميكنم. به حرفهاي مردماني كه هر چند اينجا را دوست دارند، اما گلايههايي هم دارند.
خانههاي قديمي به هرحال خشتي است و خشت مواظبت ميخواهد. كوچههاي محله فهادان تنگ است، سازمان ميراث فرهنگي اجازه نميدهد يكي از تنها بافتهاي دست نخورده خشتي جهان تخريب شود و راه و چارهاي براي رساندن آمبولانس و آتشنشاني هنوز پيدا نشده است.
فهادان يك ميراث است؛ ميراثي كه تاكنون حفظ شده و براي ادامه حفظ آن نياز به كارهاي زيادي از جمله پيدا كردن راهي براي بهتر زندگي كردن ساكنان اين محله است تا كوچههاي مسقف كاهگلي و خانههاي خشتي باز هم سر پا بايستند و خنكاي لذت بخش آنها هر رهگذري را نوازش كند.
منبع: جام جم
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


