كار ما پنجره بازكردن است
دبيركل كميسيون ملی يونسكو
کد خبر: ۲۸۴۸۰۵
| | 3834 بازدید

بعد از فاجعه جنگ جهاني دوم، تصميم گرفته شد براي پرهيز از خونريزيهاي بزرگ مانند آنچه رخ داده بود، سازماني جهاني تشكيل شود تا دولتها فرصت گفتوگو و حل و فصل مشكلات منطقهاي و جهاني خود را به دست آورند.
خيلي زود مشخص شد اين سازمان از آنجا كه كاملا بين دولتي عمل ميكند و برنامهاي براي تاثيرگذاري بر روح و جان ملتها ندارد، ناموفق است.
اين بود كه سازمان يونسكو با اين ديدگاه كه تصميم براي جنگ از تفكر بشر به وجود ميآيد، پس ميل به صلح هم بايد در فكر بشر كاشته شود، در کنار سازمان ملل متحد به وجود آمد تا از طريق ترويج همكاري ميان ملتها در حوزه آموزش علوم و فرهنگ زمينهاي را فراهم آورد تا همگان به عدالت، حاكميت قانون، حقوق بشر و آزاديهاي اساسي براي همه، بدون توجه به تفاوتهاي نژادي، جنسيت، زبان و مذهب، مطابق با منشور ملل متحد احترام بگذارند و اين احترام به يك ارزش جهاني تبديل شود.
در اين ميان از آنجا كه پيادهسازي اين اهداف بزرگ به تعامل و همفكري با دولتها نياز داشت، توصيه شد هركشوري با توجه به شرايط داخلي خود به تاسيس يك كميسيون ملي اقدام كند تا پلي بين سازمان يونسكو، مردم و دولت متبوعش باشد.
در آستانه روز جهاني علم، پاي گفتوگوي دكتر محمدرضا سعيدآبادي، دبيركل كميسيون ملي يونسكو و عضو هيات علمي دانشگاه تهران نشستيم تا بدانيم نگاه اين كميسيون ملي به دانش و نقش آن در ايجاد صلح، رفاه عمومي و توسعه پايدار چيست.
يكي از اهداف كميسيون ملي يونسكو، كوشش در راه غنيكردن انديشه بشري با استفاده از نشر و توسعه دانش ذكر شده است. دانش از نظر سازمان شما يعني چه؟
يونسكو با دو هدف مهم تشكيل شد. اولين هدف اين سازمان دسترسي مردم به صلح و آرامش جهاني بود كه متعاقب آن به هدف دوم يعني زندگي كيفي بهتر براي مردم ميرسيم. يونسكو براي رسيدن به اين دو هدف از پنج راه متفاوت وارد شده است. از راه فرهنگ، علوم طبيعي، علوم اجتماعي و انساني و از راه ارتباطات. در زمان تشكيل يونسكو گفته شد ما بايد براي صلح جهاني و زندگي بهتر مردم تلاش كنيم اما نه از طريق روابط دولتها و مذاكرات سياسي، بلكه از راه خود مردم. اما اينكه چگونه مردم ميتوانند به صلح جهاني و زندگي بهتر خودشان كمك كنند بر ميگردد به سطح معلومات و معرفت مردم. هرچقدر آموزش بيشتر و جهل و بيسوادي كمتر باشد قطعا مردم براي حل و فصل مناقشات و سوءتفاهمهاي خود تمايل بيشتري به گفتوگو پيدا ميكنند. در آن صورت خود به خود به صلح دست پيدا ميكنيم و اگر دنيا براي چند دهه شاهد صلح باشد آنگاه چرخهاي صنعت و اقتصاد بهتر خواهد چرخيد و طبيعتا زندگي مردم بهتر خواهد شد. هرچقدر شناخت بين اقوام و ملتهاي مختلف بيشتر شود و تبادلات و تعاملات فرهنگي بيشتر باشد، زندگي بهتر خواهد بود.
اما همه اينها كه گفتید تعريف دانش از نگاه سازمان شما نبود!
بله، من همه اينها را گفتم تا برسم به اينكه دانش و علوم از نظر يونسكو به چه معني است. تصور ما در يونسكو اين است كه مفهوم دانش يعني اينكه مردم عامي متوجه حضور و تاثير علم در زندگي روزمرهشان شوند. بفهمند شيمي و فيزيك چه نقشي در رفاه و آسايش و امنيت ما در خانه و كار و جامعه ايفا ميكند. جنگل در زندگي ما داراي چه نقش ويژهاي است و هزاران موضوع ديگر كه سبب ميشود مردم با درك بهتري كه از دانش پيدا ميكنند، زندگي بهتري داشته باشند. موضوعاتي مثل آب، محيطزيست، اقيانوس، آموزش مهندسي و بسياري از علوم ديگر موضوع علوم و دانش هستند و اينكه اين دانش چگونه بايد در اختيار عموم قرار گيرد و چگونه بايد آموزش داده شوند تا به صلح كمك كنند.
در حوزه اجتماعي و علوم انساني، موضوعاتي مثل جهانيشدن، جوانان و زنان و همچنين معضل بزرگ مديريت دگرگونيهاي اجتماعي كشورها از جوامع سنتي به جوامع مدرن كه قطعا ناهنجاريهايي را باعث خواهد شد، همه اينها بحثهايي هستند كه بايد در جوامع علمي بررسي و تحقيق شود و قطعا در كيفيت زندگي مردم تاثير ميگذارند.
با اين حساب آيا به نظر شما توسعه علمي به تنهايي ميتواند صلح ايجاد كند؟
اينكه بياييم بگوييم توسعه علمي برابر است با زندگي بهتر مردم و صلح و آرامش، لزوما ممكن است اين معادله، معادله درستي نباشد. يعني صرف علم و توسعه علمي به تنهايي نميتواند مردم را به زندگي بهتر و آرامش بيشتر و در درجه رويايي آن صلح و امنيت پايدار برساند. ما در يونسكو اعتقاد راسخ داريم كه علم و دانشي به زندگي بهتر مردم كمك ميكند و صلح جهاني ايجاد ميكند كه علاوه بر ماهيت دانش محور و پژوهش محور خود دو عامل ديگر را در دل نهفته داشته باشد.
عامل اول اين است كه علم و دانش بايد همراه با اخلاق باشد تا به صلح منجر شود و عامل دوم اينكه علمي بايد مورد توجه قرار گيرد و زمينه توسعه آن فراهم شود كه قرار است در خدمت صلح قرار گيرد. اگر دانش با اين دو معيار همراه بود زندگي مردم بهتر و صلح جهاني هم در سايه آن ايجاد خواهد شد.
خب حالا دچار تناقض شديم چون توسعه علمي هميشه نيازمند برنامهاي است كه معمولا قدرتها آن را طرح ريزي ميكنند و از سوي ديگر نيازمند منابع مالي است كه در دست ثروتمندان است. آنها هم كه معمولا منافع سياسي يا اقتصادي برايشان بر هر چيزي ارجحيت دارد. با اين حساب سازمان ملل چه مكانيسمهايي در دست دارد تا دانش، هدفمند و در خدمت صلح و رفاه مردم قرار گيرد؟
اول اينكه اگرچه موضوع سازمانهاي بينالمللي مثل يونسكو، فرهنگ و آموزش و علم است، اما به خاطر موضوعات جهاني سايه سياست در اين سازمان وجود دارد. اين واقعيت امروز است كه سازمان يونسكو- كه علمي، فرهنگي و آموزشي است- سازمان وايپو كه سازماني است كه در حوزه مالكيت فكري كار ميكند، حتي سازمان بهداشت جهاني كه در عملكردشان نامي از سياست نيست، اما سايه سياست و يارگيري سياسي در آنها وجود دارد. همه كشورها ديدگاههاي خاصي نسبت به جهان دارند، كشورهايي كه علاقهمند هستند وضع موجود را همين طور كه هست نگه دارند و كشورهايي كه ميخواهند وضع موجود بهتر باشد يا سلايق و ديدگاههاي متنوع ديگر. اگر در جهان سياسي اين دستهبنديهاي سياسي و فكري وجود دارد، سايه آن در سازمان ملل هم وجود دارد و اما اينكه چه برنامههايي در دستوركار سازمان يونسكو قرار دارد تا با وجود اين واقعيت خشن بتواند به اهداف و آرمانهاي خود برسد اول اين است كه يونسكو اعتقاد به همكاري دارد. يعني هيچ كاري در جهان اتفاق نميافتد مگر اين كه عزم و اراده جمعي براي همكاري وجود داشته باشد و دوم اينكه براي همكاريهاي بين كشورهاي شمال و جنوب و كشورهاي جنوب و جنوب زمينه لازم را فراهم كرده و بعضي مراكز منطقهاي و سازمانها را به اين منظور ايجاد كند كه در كمكردن فاصله علمي بين كشورهاي شمال و جنوب عمل كند و همكاري بين كشورهاي جنوب و جنوب را افزايش دهد.
و اين كشورهاي شمال و جنوب كدامها هستند؟
كشورهاي شمال كشورهايي هستند كه از لحاظ علمي پيشرفتهاند، صنعتي شده و توسعه يافتهاند. كشورهاي جنوب كشورهايي هستند كه در مسير توسعه هستند. چرخه علم و دانش بايد بين كشورهاي شمال و جنوب حركت كند. اين چرخه مثل چرخه اطلاعات و چرخه خبر است. حجم اخبار و اطلاعاتي كه در چرخه جهاني اطلاعات بين كشورهاي جنوب يا كشورهاي در حال توسعه ايجاد ميشود بسيار اندك است، چرخهاي وجود ندارد كه اطلاعاتي كه در كشورهاي در حال توسعه توليد ميشود به ساير كشورهاي جنوب منتقل شود، بلكه چرخه اطلاعاتي معمولا بين كشورهاي شمال و جنوب است. اين موضوع در مورد خبر و اطلاعات در حوزه علمي هم وجود دارد.
خب حالا يونسكو راه اجرايي براي جلوگيري از سوءاستفاده کشورهای قدرتمند و ثروتمند از دانش را چه ميداند؟
راه اجرايي از نظر يونسكو پيش از هر چيزي اين است كه بايد زيرساختي فراهم شود تا كشورهاي در حال توسعه دستاوردهاي علمي و تجربيات و دانستههاي خود را بين همديگر به اشتراك بگذارند و از تجربيات هم استفاده كنند.
امروز چرخه علمي، اطلاعاتي و خبري بسيار يكطرفه است. اطلاعات به كشورهاي شمال ميرود، پردازش و دستهبندي شده و آن موقع وارد چرخه اطلاعاتي ميشود و تازه بعد از آن بقيه شروع به استفاده از آن ميكنند. يعني كشورهاي جنوب خودشان حلقه تبادل اطلاعات ندارند و اطلاعات يك كشور همتراز خود را وقتي در يك كشور شمالي فيلتر شد، مطابق سليقه و سياستهاي آن كشور شمالي دريافت كرده و به كار ميبندند. پس بايد همكاري و تبادل اطلاعات و اشتراك دانستهها را در كشورهاي جنوب به يك ارزش تبديل كرد.
دوم اينكه بايد همكاري بين شمال و جنوب ايجاد شود. اين كار با ايجاد مراكز تبادل اطلاعات كه اكنون يونسكو در اين زمينه شوراهاي بينالمللي در حوزه دانش و فرهنگ و اطلاعات ايجاد كرده است، اتفاق خواهد افتاد. براي مثال دستاوردهاي علمي در حوزه آب در شوراي بينالمللي آب يونسكو ضبط و به اشتراك گذاشته ميشود تا كشورهاي مختلف بتوانند از دستاوردهاي علمي ديگر اعضا استفاده كنند. يونسكو در هر زمينهاي كه امكان وجود داشته باشد ظرفيتسازي ايجاد ميكند تا علم و دانش را در خدمت جامعه قرار دهد و سبب كاهش درد و رنج جامعه شود چون يكي از مهمترين وظايف علم و دانش از نظر يونسكو كاستن از رنج و درد بشر است.
از سويي ديگر، يونسكو موافق نيست دانشگاهها براي رسيدن به رتبه بالاي جهاني كه اين روزها به يك تجارت مهم تبديل شده است، فاكتورهايي را در راستاي موضوعات بينالمللي ايجاد كنند و از كشور خود و نيازهاي آن غافل شوند. اگر چه دانشگاهها بايد از نظر سطح علمي پيشرفت كنند، اما بعضي طرحها به درد كشور نميخورد و بنابراين ما اصرار داريم دانشگاهها با توجه به مصائب محلي تحقيق و توسعه علمي انجام دهند.
پس با اين حساب يونسكو بر مبناي اعتقادش كه توسعه علمي ميتواند صلح ايجاد كند، تلاش دارد تا جوامع جنوب را به دانش محور شدن تشويق كند. اما به حاكميت دانش براين كشورهاچهكار بايد كرد تا علم باعث ايجاد صلح شود؟
اگر سوال كنيد كه چرا كشتهها و خونريزيهاي اواخر قرن بيستم و قرن 21 بيش از قرون قبل از خود هستند آنگاه حتما يكي از مهمترين پاسخها رشد علمي است. رشد علمي به توليد ابزارها و سلاحهايي منجر شده كه ميتواند راحتتر و بهتر قتل عام كند. علم بايد در خدمت توسعه و آرامش قرار بگيرد، نه در خدمت كشتن. اما در حال حاضر حداقل كاري كه ميشود انجام داد اين است كه تلاش كنيم تا اين فرهنگ جا بيفتد و تبديل به ارزش شود و دانشمند، رسانه، هنرمند و مخاطب عام بتواند بفهمد علم چگونه ميتواند در خدمت رشد و توسعه و صلح قرار گيرد.
سياستگذاريهاي علمي در كشورها بايد بر اين مبنا حركت كند. رويكرد و سياستگذاري و بودجه بايد در دانشي مصرف شود كه منتج به كاستن از درد بشر شود. علم و دانش بايد با اخلاق همراه شود.
همه اين مواردي كه گفتيد بيشتر سياستگذاري بود و اقدامات حاكميتي و بايدها. يونسكو براي نهادينهكردن اين رويكرد آرماني در بين دولتها چه طرحي دارد؟
يونسكو از دو سطح اين كار را دنبال ميكند. يك سطح كه خيلي هم مهم است ايجاد توقع در مردم و فشار مردم به دولتهاست. با آگاهسازي مردم و افكار عمومي ميشود كاري كرد كه آنها از دولتهايشان توقع داشته باشند بودجه و توجه را به سمت علمي ببرد كه به صلح و توسعه پايدار كمك ميكند. اين سطح با همين مراسم و آگاهسازي روز جهاني «علم در خدمت صلح و توسعه» ميتواند اتفاق بيفتد. با حضور دانشآموزان و دانشجويان و با تشويق دانشمندان و عالمان كه اگرما بتوانيم آنها را به نقش بزرگي كه به عهده دارند متوجه كنيم، در آن صورت بخش بزرگي از راه را طي كردهايم. رسانهها ميتوانند و بايد وارد شوند و موج علم براي صلح ايجاد كنند.
صلحي كه مد نظر يونسكو است و در اساسنامه اين سازمان بينالمللي هم بوضوح به آن اشاره شده، بر پايه اين تفكر است كه چون جنگ در اذهان بشر شكل ميگيرد، دفاع از صلح هم بايد از اذهان بشر شروع شود. پس بايد كار فرهنگي و آموزشي انجام داد در سطح دانشآموزان، دانشجويان، معلمان و استادان دانشگاهي و در آخر هم عامه مردم كه مصرفكنندگان توليدات علمي و فناوري هستند. اين نكته اول بود. اما نكته دوم اينكه در همين زمينه سالهاي جهاني وجود دارد. يونسكو سال جهاني فيزيك، شيمي، جنگل و سالهاي مختلف را اعلام ميكند تا مردم متوجه شوند كه شيمي فقط توليد بمب شيميايي يا فيزيك توليد بمب هستهاي نيست. بلكه فيزيك و شيمي كارهاي بسيار بزرگي براي زندگي بشر انجام ميدهند.
در سطح دوم ما تمركزمان را كار روي دولتها قرار دادهايم. با توجه به اين كه دولتها عضو سازمان يونسكو و موسس اين سازمان هستند دو برنامه مهم در يونسكو حوزه اخلاق در علم و فناوري و استراتژي اخلاقزيستي است كه مخاطبان اصلي آن دولتها هستند. يعني يكي از بحثهاي مهم يونسكو اين است كه علم و فناوري بايد همراه اخلاق باشد. الان شوراي بينالمللي اخلاق در علم و فناوري وجود دارد و در همه كشورهاي عضو كميته ملي اخلاق در علم و فناوري وجود دارد و اين يعني دولتها خود عامل اهميت دادن به اخلاق در توسعه علمي ميشوند ودر حوزه زيست، شبيهسازيهاي زيستي و ژنتيك. پس در سطح دولتها علاوه بر اين كه بحث دهه و سال نزديكي فرهنگها را ايجاد ميكند، برنامه فرهنگ و صلح دارد و برنامههاي مختلف ديگر كه دولتها در آن حضور دارند و دائم در آنها از صلح ياد ميشود، بحث اخلاق در علم و فناوري هم وجود دارد كه به نوعي تلاش دارد دولتها را ترغيب كند در اين راستا حركت كنند.
بحث اخلاق در علم موضوعي است كه بايد آموزش داده شود و به آن ارزش داده شود تا به بخشي جداييناپذير از تفكر جامعه بدل شود. اين مهم به دست نميآيد مگر اينكه به كودك، نوجوان و جواني كه تصميمگيران آينده جوامع بشري هستند، اهميت اخلاق در توسعه علمي و لزوم قرارگيري علم در خدمت صلح و دوستي، دائم گوشزد شود. براي آموزش دانشآموزان و دانشجويان و ورود اين تفكر به محتواي آموزشي آنها در سيستم رسمي كشور چه برنامهاي داريد؟
در اين زمينه برنامههاي مختلفي وجود دارد و مطالب و محتواهاي متنوعي هم در حوزه محيطزيست، توسعه پايدار و اخلاق در علم توليد شده است. يونسكو از همه دولتها هم ميخواهد اينها را انجام دهند، اما اين كه چقدر از اين محتواها به برنامههاي درسي و كتب دانشگاهي ورود پيدا ميكند و به بخشي از سيستم آموزشي آن ملت تبديل ميشود، از يك كشور به كشور ديگر فرق دارد.
اگر بخواهم بگويم در ايران چه اتفاقي افتاده، براي مثال در حوزه دانشگاهي در حوزه اخلاق پزشكي و اخلاق زيستي كارهاي خوبي انجام شده و از حوزه آموزش توسعه پايدار گرفته تا آموزش محيطزيست بحثهاي مختلفي ايجاد شده، محتواهاي مناسبي توليد شده اما در نهايت اين تصميم حاكميت در هر كشوري است كه آيا اجازه ميدهد اينها به كتب درسي و دانشگاهي ورود پيدا كند يا خير. باز هم در خصوص ايران بايد بگويم كه خير، به كتب درسي راه پيدا نكرده و اينكه چرا ورود پيدا نكرده موضوعي است كه حتما شرايط خاص خودش را داشته و من نميتوانم پاسخ بگويم.
بگذاريد از اين بحث رد شويم و به يكي از بندهاي شرح وظايف كميسيون ملي يونسكو در ايران بپردازيم كه ميگويد اين كميسيون وظيفه دارد مشكلات حوزه دانش، فرهنگ و ارتباطات در كشور كه مانع دسترسي به صلح و توسعه ميشوند را شناسايي و در مردم توقع رفع يا توجه دولت به آن را به وجود آورد. از طرفي اين كميسيون به نوعي اصولا بخشي از بدنه حاكميت و دولت است. به نظر ميرسد بخشي از بدنه دولت بودن و از آن طرف توقع ايجاد كردن در بين مردم با هم تناقض دارد. اين طور نيست؟
كميسيون ملي يونسكو در ايران بيش از 60 سال است فعاليت ميكند. در حال حاضر ساختار آن وصل به دولت يا دقيقا وصل به وزارت علوم است. اما از لحاظ ساختاري و اساسنامه بسيار مترقي است و همين موضوع آن نگراني شما را رفع ميكند. كميسيون ملي يونسكو چه در ايران و چه در بقيه كشورهاي دنيا كه آنها هم عين همين يونسكو اما ساختارهاي متفاوتي دارند، براي اين كه در چارچوب جمهوري اسلامي ايران كار كند قطعا نيازمند كمك، حمايت و پشتيباني دولت است. بخش ديگر كار اين است كه بتواند در سياستگذاريها و رويكردهاي كلان دولت تاثيرگذار باشد. اما بحث دوم همان طور كه شما مطرح كرديد، بايد بتواند مباحث ديگرش را با مردم، با سازمانهاي خصوصي، با نهادهاي مردم بنيان و با رسانهها مطرح كند و بحث ايجاد موج و توقع و خواستههاي معقول را در چارچوب و ظرف جمهوري اسلامي ايران بايد بتواند برآورده كند و مردم را آگاه كند. به همين دليل است كه اساسنامه كميته ملي يونسكو صراحتا قيد ميكند اين كميسيون هيچ بودجه دولتي دريافت نميكند.
هزينههاي ما از طريق كمكهاي مردمي مثل وقف و هديه جبران ميشود. صدالبته دولت هم ميتواند به اين كميسيون كمك كند، اما بودجهاي در كار نخواهد بود چون وقتي كميسيون بودجه گرفت، دولت ميتواند بگويد چگونه آن را خرج كنيد و ما بايد تابع نظرات حاكميت شويم و در آن صورت نگراني شما مورد پيدا ميكرد.
از سويي ديگر، كميسيون داراي هيات امنايي است كه متشكل از هفت شخصيت علمي و فرهنگي است و هفت نفر هم از هفت سازمان و وزارتخانه عضو آن هستند. يعني از دو حوزه مردمي و حوزه دولتي تشكيل شده است. كميتههاي ملي هم در اين بحثها و برنامهها وجود دارد. كميته ملي آب، كميته ملي انسان و كره مسكوني، كميته ملي ارتباطات، كميته ملي ميراث فرهنگي. نهادها، سازمانها، استادان دانشگاهها، كارشناسان خبره و حتي سازمانهاي غير دولتي و مردمنهاد در اين كميته هستند. پس در كميته ملي كه حوزه آب را بحث ميكند، در كميتهاي كه اخلاق و علم و فناوري را بحث ميكند هم نمايندگان دولت حضور دارند و هم نمايندگان كساني كه كارهاي داوطلبانه ميكنند و هم از شركتهاي خصوصي و مخصوصا به نمايندگي از مردم، فرهيختگان علمي و هنري و هنرمندان.
اشاره كرديد که بخش اعظمي از هزينههاي كميسيون ملي يونسكو توسط كمكهاي مردمي يا شركتهاي خصوصي اهدا ميشود. اين هدايا قاعدتا بايد براساس عملكرد باشد. مثلا مردم نقش موثري از شما در بهبود اوضاع خود ميبينند و حالا با هداياي خود به تداوم فعاليت شما كمك ميكنند. كميسيون ملي يونسكو چه اثراتي را در جامعه ايراني بر جاي گذاشته است كه حالا توقع كمك مردمي دارد؟
خب اين سوال خيلي بزرگي است و من اگر خواسته باشم گزارش عملكرد بدهم....
خير اصلا منظورم گزارش عملكرد نيست. بيشتر به دنبال چند مصداق ميگردم كه طي اين 60 سال تاريخ كميسيون اتفاق افتاده و مردم حالا ميفهمند كميسيون ملي يونسكو پشت آن بوده، اتفاقي كه حالا كميسيون ميتواند با افتخار آن را قاب كند و بگذارد بالاي سر خودش.
ببينيد براي مثال امروز بيست و دوم آبان كه قرار است نشستي برگزار كنيم تا رسانهها و افراد مختلف بيايند و درباره نقش علم در توسعه رفاه و صلح صحبت كنيم، هيچكس ديگري اين كار را انجام نميدهد. شروع، حركت و برنامههاي روز جهاني علم و كارهايي كه قرار است به مدت يك هفته قبل و بعد از آن انجام شود، در حد ايجاد يك موج بزرگ است. براي مثال شنيدهام در این هفته شبكه چهار سيما هر روز در حوزه علم صحبت خواهد كرد و برنامه نشان خواهد داد. دانشگاهها روز درهاي باز خواهند داشت. ما يك مسابقه نقاشي برگزار كردهايم براي دانشآموزان تا آنها در حوزه علم و تاثير آن بر صلح نقاشي كنند. همچنين از دستاوردهاي علمي در برج ميلاد نمايشگاهي خواهيم داشت. اما مهم است توجه كنيد كه ما در يونسكو مجري برنامهها نيستيم چون پنج حوزه گسترده وجود دارد. ما نه توانش را داريم و نه امكانش را. در حوزه ميراث فرهنگي، سازمان ميراث فرهنگي متولي است. در حوزه آب، وزارت نيرو متولي كميته ملي آب است و ...
پس در واقع كار بزرگ كميسيون اين است كه درباره موضوعات مختلف، مردم، نهادها و سازمانها را حساس ميكنيدتا درباره آن فکر کنند یا عکس العملی داشته باشند.
بله دقيقا. ما پنجره باز ميكنيم كه وزارتخانهها و سازمانها و مردم بدانند اخلاق در علم و فناوري، پنجره جديدي است. اخلاق و محيطزيست پنجره جديدي است. توسعه پايدار همين طور... به گونهاي از طبيعت استفاده كنيد كه نسلهاي آينده هم بتوانند از آن استفاده كنند. پنجره باز ميكنيم كه شبيهسازي حيوانات در مهندسي ژنتيك خوب است، اما اگر اخلاق زيستي در آن ديده نشود مشكلساز خواهد بود. وزارتخانهها جلو ميآيند، مردم كار ميكنند و اتفاقات خوبي ميافتد در حالي كه ما فقط مشكل را شناسايي كرده و نشان مردم داده بوديم. ما مجري برنامهها نيستيم سازمانها و نهادها و شركتها و موسسات و از همه مهمتر خود مردم مجري هستند.
خب بگذاريد يك مثال بزنم. توسعه صنعتي بسيار سريع در 40 ،50 سال اخير سبب شده كشور از لحاظ محيط زيستي و مصرف انرژي در مرحله خطر قرار بگيرد. كميته ملي يونسكو در اين زمينه و ايجاد حساسيت در مردم و دولت براي توجه به انرژيهاي پاك و بازگشتپذير چقدر تلاش كرده است؟
در 20 سال گذشته برنامههاي مختلف و كارگاههاي آموزشي برپا شده كه باعث توجه مردم و دولت به بحث توسعه پايدار و حد و حساب مصرف انرژي شده است. امروزه وزارتخانههاي معروف در وزارت نيرو و سازمان محيطزيست و وزارت نفت واحدي به نام توسعه پايدار دارند.
آموزش و پرورش دفتري به نام دفتر توسعه پايدار دارد. ما همه اين كارها را انجام نداديم، اما ما اين پنجره را حدود 15 سال پيش كه دهه توسعه پايدار بود باز كرده ايم. اجرايش همان طور كه گفتم از مباحث حاكميتي است و نميتوانم ارزيابي كنم كه كجا موفق بودهاند وكجا فقط حرف زده شده است.
هر ساله سازماني جشنوارهاي برگزار ميكند و جايزه سبز ميدهد. اين سبب ميشود كه موج سبز جامعه را بگيرد و نيز سازمانها و نهادهاي خصوصي و دولتي با ما وارد همكاري شوند. ميگويند ما ميخواهيم فلان سمينار يا دوره آموزشي را برگزار كنيم، ميخواهيم شما نيز حضور داشته باشيد. پس باز كردن پنجره و ادامه دادن آن تا اين كه از خط خودش خارج نشود، اين در حد توان ماست. هر كس نياز به كمك علمي ما دارد يا به آرم ما يا نام ما نياز دارد تا فعاليتهايش را گسترده كند و به فعاليتهايش اعتبار ببخشد، ما در خدمتش هستيم به اين شرط كه در جهت اهداف سازمان ملي يونسكو گام بردارد.
براي مثال من ديدهام كرسي يونسكو در زمينه توسعه انرژيهاي جايگزين در دانشگاه آزاد تشكيل شده است.
خيلي خوب شد كه يادآوري كرديد. بله ما در اين قسمت دو سه تا كار ساختاري انجام داديم. يكي از آنها تاسيس كرسيهاي دانشگاهي در حوزههاي مختلف است كه دقيقا پاسخ سوال قبلي شماست. وقتي اين كرسيها ايجاد ميشود، موضوع آن كرسي پررنگ ميشود تا استادان و پژوهشگران تحت اين عنوان آموزش ببينند و تحقيق كنند. اين كرسي فقط مختص آن دانشگاهي كه در آن ايجاد ميشود، نيست. تمام مراكز پژوهشي و دانشگاهها در كشور و جهان كه علاقهمند هستند، ميتوانند بيايند با اين دانشگاه كرسي دار كه حالا از نظر يونسكو مركز آن دانش شده، همكاري كنند.
يعني كل كشورهاي منطقه و جهان اگر خواستند روي اين موضوع كار كنند ميدانند كه مركز علمي يونسكو درباره اين موضوع مثلا انرژيهاي نو، دانشگاه آزاد واحد علم و تحقيقات است. پيوستن به اين كرسي، به پژوهشگران اين فرصت را ميدهد كه از شبكه علمي يونسكو و تجربيات و توانمنديهاي آن استفاده كنند و در راستاي اهداف يونسكو حركت كنند و ميتوانند با نام يونسكو و به اعتبار يونسكو كار جهاني انجام دهند. پروژه مشترك بينالمللي تعريف كنند و ارزش و اعتبار كار علميشان را توسعه دهند.
به عنوان مثال دوم، يكي از اهداف اصلي يونسكو ايجاد تفاهم بين ملتها از راه فرهنگ و دانش و انديشه است تا در سايه اين شناخت تصورات غلط از بين برود و جاي خود را به احترام بدهد. مخصوصا اگر مردم دنيا بفهمند ملتي براي توسعه علم و دانش چه تلاشهايي كرده است. اما به نظر ميرسد نقش دانشمندان ايراني در توسعه علوم به عمد يا به سهو ناديده انگاشته ميشود. كميسيون ملي يونسكو براي معرفي انديشمندان بزرگ ايراني و نشان دادن سهم اين آب و خاك در توسعه دانش چه كرده است؟
يونسكو بر همكاري تاكيد دارد و مايل نيست از طريق مشاهير، رقابت بدي بين كشورها ايجاد شود. اما در اين ميان آنچه شما گفتيد هم نبايد از نظر دور بماند. به همين سبب ما دو كار انجام ميدهيم تا چگونگي مشاركت تاريخي ايران در دستاوردهاي علمي دنيا معرفي و ثبت شود. كار اول ثبت مشاهير و دانشمندان ايراني و آثار آنها در ليست جهاني است.
هر دو سال يكبار براساس معيارهاي محتوايي و كمي يونسكو كشورها ميتوانند مشاهيرشان را ثبت كنند. ما از كشورهايي هستيم كه از اين ظرفيت به نحو احسن استفاده كرديم. بهعنوان مثال ثبت كتاب قانون ابنسينا، كتاب علائقالنفيسه ابن رسته اصفهاني در حوزه جغرافيا، ابوسعيد ابوالخير، خواجه نصيرالدين طوسي و بسياري از بزرگان ديگر.كار دوم در حوزه تاريخ علم و تاريخ تمدن است. كشورهاي مختلف با بودجهاي كه ميگذارند و با همكاري يونسكو تاريخ تمدن را ثبت ميكنند، ما اين كار را در ايران پيشنهاد داديم و منتظريم ببينيم كدام سازمان بودجهاي براي اين كار اختصاص خواهد داد تا اين كار را هم آغاز كنيم.
منبع: جام جم
خيلي زود مشخص شد اين سازمان از آنجا كه كاملا بين دولتي عمل ميكند و برنامهاي براي تاثيرگذاري بر روح و جان ملتها ندارد، ناموفق است.
اين بود كه سازمان يونسكو با اين ديدگاه كه تصميم براي جنگ از تفكر بشر به وجود ميآيد، پس ميل به صلح هم بايد در فكر بشر كاشته شود، در کنار سازمان ملل متحد به وجود آمد تا از طريق ترويج همكاري ميان ملتها در حوزه آموزش علوم و فرهنگ زمينهاي را فراهم آورد تا همگان به عدالت، حاكميت قانون، حقوق بشر و آزاديهاي اساسي براي همه، بدون توجه به تفاوتهاي نژادي، جنسيت، زبان و مذهب، مطابق با منشور ملل متحد احترام بگذارند و اين احترام به يك ارزش جهاني تبديل شود.
در اين ميان از آنجا كه پيادهسازي اين اهداف بزرگ به تعامل و همفكري با دولتها نياز داشت، توصيه شد هركشوري با توجه به شرايط داخلي خود به تاسيس يك كميسيون ملي اقدام كند تا پلي بين سازمان يونسكو، مردم و دولت متبوعش باشد.
در آستانه روز جهاني علم، پاي گفتوگوي دكتر محمدرضا سعيدآبادي، دبيركل كميسيون ملي يونسكو و عضو هيات علمي دانشگاه تهران نشستيم تا بدانيم نگاه اين كميسيون ملي به دانش و نقش آن در ايجاد صلح، رفاه عمومي و توسعه پايدار چيست.
يكي از اهداف كميسيون ملي يونسكو، كوشش در راه غنيكردن انديشه بشري با استفاده از نشر و توسعه دانش ذكر شده است. دانش از نظر سازمان شما يعني چه؟
يونسكو با دو هدف مهم تشكيل شد. اولين هدف اين سازمان دسترسي مردم به صلح و آرامش جهاني بود كه متعاقب آن به هدف دوم يعني زندگي كيفي بهتر براي مردم ميرسيم. يونسكو براي رسيدن به اين دو هدف از پنج راه متفاوت وارد شده است. از راه فرهنگ، علوم طبيعي، علوم اجتماعي و انساني و از راه ارتباطات. در زمان تشكيل يونسكو گفته شد ما بايد براي صلح جهاني و زندگي بهتر مردم تلاش كنيم اما نه از طريق روابط دولتها و مذاكرات سياسي، بلكه از راه خود مردم. اما اينكه چگونه مردم ميتوانند به صلح جهاني و زندگي بهتر خودشان كمك كنند بر ميگردد به سطح معلومات و معرفت مردم. هرچقدر آموزش بيشتر و جهل و بيسوادي كمتر باشد قطعا مردم براي حل و فصل مناقشات و سوءتفاهمهاي خود تمايل بيشتري به گفتوگو پيدا ميكنند. در آن صورت خود به خود به صلح دست پيدا ميكنيم و اگر دنيا براي چند دهه شاهد صلح باشد آنگاه چرخهاي صنعت و اقتصاد بهتر خواهد چرخيد و طبيعتا زندگي مردم بهتر خواهد شد. هرچقدر شناخت بين اقوام و ملتهاي مختلف بيشتر شود و تبادلات و تعاملات فرهنگي بيشتر باشد، زندگي بهتر خواهد بود.
اما همه اينها كه گفتید تعريف دانش از نگاه سازمان شما نبود!
بله، من همه اينها را گفتم تا برسم به اينكه دانش و علوم از نظر يونسكو به چه معني است. تصور ما در يونسكو اين است كه مفهوم دانش يعني اينكه مردم عامي متوجه حضور و تاثير علم در زندگي روزمرهشان شوند. بفهمند شيمي و فيزيك چه نقشي در رفاه و آسايش و امنيت ما در خانه و كار و جامعه ايفا ميكند. جنگل در زندگي ما داراي چه نقش ويژهاي است و هزاران موضوع ديگر كه سبب ميشود مردم با درك بهتري كه از دانش پيدا ميكنند، زندگي بهتري داشته باشند. موضوعاتي مثل آب، محيطزيست، اقيانوس، آموزش مهندسي و بسياري از علوم ديگر موضوع علوم و دانش هستند و اينكه اين دانش چگونه بايد در اختيار عموم قرار گيرد و چگونه بايد آموزش داده شوند تا به صلح كمك كنند.
در حوزه اجتماعي و علوم انساني، موضوعاتي مثل جهانيشدن، جوانان و زنان و همچنين معضل بزرگ مديريت دگرگونيهاي اجتماعي كشورها از جوامع سنتي به جوامع مدرن كه قطعا ناهنجاريهايي را باعث خواهد شد، همه اينها بحثهايي هستند كه بايد در جوامع علمي بررسي و تحقيق شود و قطعا در كيفيت زندگي مردم تاثير ميگذارند.
با اين حساب آيا به نظر شما توسعه علمي به تنهايي ميتواند صلح ايجاد كند؟
اينكه بياييم بگوييم توسعه علمي برابر است با زندگي بهتر مردم و صلح و آرامش، لزوما ممكن است اين معادله، معادله درستي نباشد. يعني صرف علم و توسعه علمي به تنهايي نميتواند مردم را به زندگي بهتر و آرامش بيشتر و در درجه رويايي آن صلح و امنيت پايدار برساند. ما در يونسكو اعتقاد راسخ داريم كه علم و دانشي به زندگي بهتر مردم كمك ميكند و صلح جهاني ايجاد ميكند كه علاوه بر ماهيت دانش محور و پژوهش محور خود دو عامل ديگر را در دل نهفته داشته باشد.
عامل اول اين است كه علم و دانش بايد همراه با اخلاق باشد تا به صلح منجر شود و عامل دوم اينكه علمي بايد مورد توجه قرار گيرد و زمينه توسعه آن فراهم شود كه قرار است در خدمت صلح قرار گيرد. اگر دانش با اين دو معيار همراه بود زندگي مردم بهتر و صلح جهاني هم در سايه آن ايجاد خواهد شد.
خب حالا دچار تناقض شديم چون توسعه علمي هميشه نيازمند برنامهاي است كه معمولا قدرتها آن را طرح ريزي ميكنند و از سوي ديگر نيازمند منابع مالي است كه در دست ثروتمندان است. آنها هم كه معمولا منافع سياسي يا اقتصادي برايشان بر هر چيزي ارجحيت دارد. با اين حساب سازمان ملل چه مكانيسمهايي در دست دارد تا دانش، هدفمند و در خدمت صلح و رفاه مردم قرار گيرد؟
اول اينكه اگرچه موضوع سازمانهاي بينالمللي مثل يونسكو، فرهنگ و آموزش و علم است، اما به خاطر موضوعات جهاني سايه سياست در اين سازمان وجود دارد. اين واقعيت امروز است كه سازمان يونسكو- كه علمي، فرهنگي و آموزشي است- سازمان وايپو كه سازماني است كه در حوزه مالكيت فكري كار ميكند، حتي سازمان بهداشت جهاني كه در عملكردشان نامي از سياست نيست، اما سايه سياست و يارگيري سياسي در آنها وجود دارد. همه كشورها ديدگاههاي خاصي نسبت به جهان دارند، كشورهايي كه علاقهمند هستند وضع موجود را همين طور كه هست نگه دارند و كشورهايي كه ميخواهند وضع موجود بهتر باشد يا سلايق و ديدگاههاي متنوع ديگر. اگر در جهان سياسي اين دستهبنديهاي سياسي و فكري وجود دارد، سايه آن در سازمان ملل هم وجود دارد و اما اينكه چه برنامههايي در دستوركار سازمان يونسكو قرار دارد تا با وجود اين واقعيت خشن بتواند به اهداف و آرمانهاي خود برسد اول اين است كه يونسكو اعتقاد به همكاري دارد. يعني هيچ كاري در جهان اتفاق نميافتد مگر اين كه عزم و اراده جمعي براي همكاري وجود داشته باشد و دوم اينكه براي همكاريهاي بين كشورهاي شمال و جنوب و كشورهاي جنوب و جنوب زمينه لازم را فراهم كرده و بعضي مراكز منطقهاي و سازمانها را به اين منظور ايجاد كند كه در كمكردن فاصله علمي بين كشورهاي شمال و جنوب عمل كند و همكاري بين كشورهاي جنوب و جنوب را افزايش دهد.
و اين كشورهاي شمال و جنوب كدامها هستند؟
كشورهاي شمال كشورهايي هستند كه از لحاظ علمي پيشرفتهاند، صنعتي شده و توسعه يافتهاند. كشورهاي جنوب كشورهايي هستند كه در مسير توسعه هستند. چرخه علم و دانش بايد بين كشورهاي شمال و جنوب حركت كند. اين چرخه مثل چرخه اطلاعات و چرخه خبر است. حجم اخبار و اطلاعاتي كه در چرخه جهاني اطلاعات بين كشورهاي جنوب يا كشورهاي در حال توسعه ايجاد ميشود بسيار اندك است، چرخهاي وجود ندارد كه اطلاعاتي كه در كشورهاي در حال توسعه توليد ميشود به ساير كشورهاي جنوب منتقل شود، بلكه چرخه اطلاعاتي معمولا بين كشورهاي شمال و جنوب است. اين موضوع در مورد خبر و اطلاعات در حوزه علمي هم وجود دارد.
خب حالا يونسكو راه اجرايي براي جلوگيري از سوءاستفاده کشورهای قدرتمند و ثروتمند از دانش را چه ميداند؟
راه اجرايي از نظر يونسكو پيش از هر چيزي اين است كه بايد زيرساختي فراهم شود تا كشورهاي در حال توسعه دستاوردهاي علمي و تجربيات و دانستههاي خود را بين همديگر به اشتراك بگذارند و از تجربيات هم استفاده كنند.
امروز چرخه علمي، اطلاعاتي و خبري بسيار يكطرفه است. اطلاعات به كشورهاي شمال ميرود، پردازش و دستهبندي شده و آن موقع وارد چرخه اطلاعاتي ميشود و تازه بعد از آن بقيه شروع به استفاده از آن ميكنند. يعني كشورهاي جنوب خودشان حلقه تبادل اطلاعات ندارند و اطلاعات يك كشور همتراز خود را وقتي در يك كشور شمالي فيلتر شد، مطابق سليقه و سياستهاي آن كشور شمالي دريافت كرده و به كار ميبندند. پس بايد همكاري و تبادل اطلاعات و اشتراك دانستهها را در كشورهاي جنوب به يك ارزش تبديل كرد.
دوم اينكه بايد همكاري بين شمال و جنوب ايجاد شود. اين كار با ايجاد مراكز تبادل اطلاعات كه اكنون يونسكو در اين زمينه شوراهاي بينالمللي در حوزه دانش و فرهنگ و اطلاعات ايجاد كرده است، اتفاق خواهد افتاد. براي مثال دستاوردهاي علمي در حوزه آب در شوراي بينالمللي آب يونسكو ضبط و به اشتراك گذاشته ميشود تا كشورهاي مختلف بتوانند از دستاوردهاي علمي ديگر اعضا استفاده كنند. يونسكو در هر زمينهاي كه امكان وجود داشته باشد ظرفيتسازي ايجاد ميكند تا علم و دانش را در خدمت جامعه قرار دهد و سبب كاهش درد و رنج جامعه شود چون يكي از مهمترين وظايف علم و دانش از نظر يونسكو كاستن از رنج و درد بشر است.
از سويي ديگر، يونسكو موافق نيست دانشگاهها براي رسيدن به رتبه بالاي جهاني كه اين روزها به يك تجارت مهم تبديل شده است، فاكتورهايي را در راستاي موضوعات بينالمللي ايجاد كنند و از كشور خود و نيازهاي آن غافل شوند. اگر چه دانشگاهها بايد از نظر سطح علمي پيشرفت كنند، اما بعضي طرحها به درد كشور نميخورد و بنابراين ما اصرار داريم دانشگاهها با توجه به مصائب محلي تحقيق و توسعه علمي انجام دهند.
پس با اين حساب يونسكو بر مبناي اعتقادش كه توسعه علمي ميتواند صلح ايجاد كند، تلاش دارد تا جوامع جنوب را به دانش محور شدن تشويق كند. اما به حاكميت دانش براين كشورهاچهكار بايد كرد تا علم باعث ايجاد صلح شود؟
اگر سوال كنيد كه چرا كشتهها و خونريزيهاي اواخر قرن بيستم و قرن 21 بيش از قرون قبل از خود هستند آنگاه حتما يكي از مهمترين پاسخها رشد علمي است. رشد علمي به توليد ابزارها و سلاحهايي منجر شده كه ميتواند راحتتر و بهتر قتل عام كند. علم بايد در خدمت توسعه و آرامش قرار بگيرد، نه در خدمت كشتن. اما در حال حاضر حداقل كاري كه ميشود انجام داد اين است كه تلاش كنيم تا اين فرهنگ جا بيفتد و تبديل به ارزش شود و دانشمند، رسانه، هنرمند و مخاطب عام بتواند بفهمد علم چگونه ميتواند در خدمت رشد و توسعه و صلح قرار گيرد.
سياستگذاريهاي علمي در كشورها بايد بر اين مبنا حركت كند. رويكرد و سياستگذاري و بودجه بايد در دانشي مصرف شود كه منتج به كاستن از درد بشر شود. علم و دانش بايد با اخلاق همراه شود.
همه اين مواردي كه گفتيد بيشتر سياستگذاري بود و اقدامات حاكميتي و بايدها. يونسكو براي نهادينهكردن اين رويكرد آرماني در بين دولتها چه طرحي دارد؟
يونسكو از دو سطح اين كار را دنبال ميكند. يك سطح كه خيلي هم مهم است ايجاد توقع در مردم و فشار مردم به دولتهاست. با آگاهسازي مردم و افكار عمومي ميشود كاري كرد كه آنها از دولتهايشان توقع داشته باشند بودجه و توجه را به سمت علمي ببرد كه به صلح و توسعه پايدار كمك ميكند. اين سطح با همين مراسم و آگاهسازي روز جهاني «علم در خدمت صلح و توسعه» ميتواند اتفاق بيفتد. با حضور دانشآموزان و دانشجويان و با تشويق دانشمندان و عالمان كه اگرما بتوانيم آنها را به نقش بزرگي كه به عهده دارند متوجه كنيم، در آن صورت بخش بزرگي از راه را طي كردهايم. رسانهها ميتوانند و بايد وارد شوند و موج علم براي صلح ايجاد كنند.
صلحي كه مد نظر يونسكو است و در اساسنامه اين سازمان بينالمللي هم بوضوح به آن اشاره شده، بر پايه اين تفكر است كه چون جنگ در اذهان بشر شكل ميگيرد، دفاع از صلح هم بايد از اذهان بشر شروع شود. پس بايد كار فرهنگي و آموزشي انجام داد در سطح دانشآموزان، دانشجويان، معلمان و استادان دانشگاهي و در آخر هم عامه مردم كه مصرفكنندگان توليدات علمي و فناوري هستند. اين نكته اول بود. اما نكته دوم اينكه در همين زمينه سالهاي جهاني وجود دارد. يونسكو سال جهاني فيزيك، شيمي، جنگل و سالهاي مختلف را اعلام ميكند تا مردم متوجه شوند كه شيمي فقط توليد بمب شيميايي يا فيزيك توليد بمب هستهاي نيست. بلكه فيزيك و شيمي كارهاي بسيار بزرگي براي زندگي بشر انجام ميدهند.
در سطح دوم ما تمركزمان را كار روي دولتها قرار دادهايم. با توجه به اين كه دولتها عضو سازمان يونسكو و موسس اين سازمان هستند دو برنامه مهم در يونسكو حوزه اخلاق در علم و فناوري و استراتژي اخلاقزيستي است كه مخاطبان اصلي آن دولتها هستند. يعني يكي از بحثهاي مهم يونسكو اين است كه علم و فناوري بايد همراه اخلاق باشد. الان شوراي بينالمللي اخلاق در علم و فناوري وجود دارد و در همه كشورهاي عضو كميته ملي اخلاق در علم و فناوري وجود دارد و اين يعني دولتها خود عامل اهميت دادن به اخلاق در توسعه علمي ميشوند ودر حوزه زيست، شبيهسازيهاي زيستي و ژنتيك. پس در سطح دولتها علاوه بر اين كه بحث دهه و سال نزديكي فرهنگها را ايجاد ميكند، برنامه فرهنگ و صلح دارد و برنامههاي مختلف ديگر كه دولتها در آن حضور دارند و دائم در آنها از صلح ياد ميشود، بحث اخلاق در علم و فناوري هم وجود دارد كه به نوعي تلاش دارد دولتها را ترغيب كند در اين راستا حركت كنند.
بحث اخلاق در علم موضوعي است كه بايد آموزش داده شود و به آن ارزش داده شود تا به بخشي جداييناپذير از تفكر جامعه بدل شود. اين مهم به دست نميآيد مگر اينكه به كودك، نوجوان و جواني كه تصميمگيران آينده جوامع بشري هستند، اهميت اخلاق در توسعه علمي و لزوم قرارگيري علم در خدمت صلح و دوستي، دائم گوشزد شود. براي آموزش دانشآموزان و دانشجويان و ورود اين تفكر به محتواي آموزشي آنها در سيستم رسمي كشور چه برنامهاي داريد؟
در اين زمينه برنامههاي مختلفي وجود دارد و مطالب و محتواهاي متنوعي هم در حوزه محيطزيست، توسعه پايدار و اخلاق در علم توليد شده است. يونسكو از همه دولتها هم ميخواهد اينها را انجام دهند، اما اين كه چقدر از اين محتواها به برنامههاي درسي و كتب دانشگاهي ورود پيدا ميكند و به بخشي از سيستم آموزشي آن ملت تبديل ميشود، از يك كشور به كشور ديگر فرق دارد.
اگر بخواهم بگويم در ايران چه اتفاقي افتاده، براي مثال در حوزه دانشگاهي در حوزه اخلاق پزشكي و اخلاق زيستي كارهاي خوبي انجام شده و از حوزه آموزش توسعه پايدار گرفته تا آموزش محيطزيست بحثهاي مختلفي ايجاد شده، محتواهاي مناسبي توليد شده اما در نهايت اين تصميم حاكميت در هر كشوري است كه آيا اجازه ميدهد اينها به كتب درسي و دانشگاهي ورود پيدا كند يا خير. باز هم در خصوص ايران بايد بگويم كه خير، به كتب درسي راه پيدا نكرده و اينكه چرا ورود پيدا نكرده موضوعي است كه حتما شرايط خاص خودش را داشته و من نميتوانم پاسخ بگويم.
بگذاريد از اين بحث رد شويم و به يكي از بندهاي شرح وظايف كميسيون ملي يونسكو در ايران بپردازيم كه ميگويد اين كميسيون وظيفه دارد مشكلات حوزه دانش، فرهنگ و ارتباطات در كشور كه مانع دسترسي به صلح و توسعه ميشوند را شناسايي و در مردم توقع رفع يا توجه دولت به آن را به وجود آورد. از طرفي اين كميسيون به نوعي اصولا بخشي از بدنه حاكميت و دولت است. به نظر ميرسد بخشي از بدنه دولت بودن و از آن طرف توقع ايجاد كردن در بين مردم با هم تناقض دارد. اين طور نيست؟
كميسيون ملي يونسكو در ايران بيش از 60 سال است فعاليت ميكند. در حال حاضر ساختار آن وصل به دولت يا دقيقا وصل به وزارت علوم است. اما از لحاظ ساختاري و اساسنامه بسيار مترقي است و همين موضوع آن نگراني شما را رفع ميكند. كميسيون ملي يونسكو چه در ايران و چه در بقيه كشورهاي دنيا كه آنها هم عين همين يونسكو اما ساختارهاي متفاوتي دارند، براي اين كه در چارچوب جمهوري اسلامي ايران كار كند قطعا نيازمند كمك، حمايت و پشتيباني دولت است. بخش ديگر كار اين است كه بتواند در سياستگذاريها و رويكردهاي كلان دولت تاثيرگذار باشد. اما بحث دوم همان طور كه شما مطرح كرديد، بايد بتواند مباحث ديگرش را با مردم، با سازمانهاي خصوصي، با نهادهاي مردم بنيان و با رسانهها مطرح كند و بحث ايجاد موج و توقع و خواستههاي معقول را در چارچوب و ظرف جمهوري اسلامي ايران بايد بتواند برآورده كند و مردم را آگاه كند. به همين دليل است كه اساسنامه كميته ملي يونسكو صراحتا قيد ميكند اين كميسيون هيچ بودجه دولتي دريافت نميكند.
هزينههاي ما از طريق كمكهاي مردمي مثل وقف و هديه جبران ميشود. صدالبته دولت هم ميتواند به اين كميسيون كمك كند، اما بودجهاي در كار نخواهد بود چون وقتي كميسيون بودجه گرفت، دولت ميتواند بگويد چگونه آن را خرج كنيد و ما بايد تابع نظرات حاكميت شويم و در آن صورت نگراني شما مورد پيدا ميكرد.
از سويي ديگر، كميسيون داراي هيات امنايي است كه متشكل از هفت شخصيت علمي و فرهنگي است و هفت نفر هم از هفت سازمان و وزارتخانه عضو آن هستند. يعني از دو حوزه مردمي و حوزه دولتي تشكيل شده است. كميتههاي ملي هم در اين بحثها و برنامهها وجود دارد. كميته ملي آب، كميته ملي انسان و كره مسكوني، كميته ملي ارتباطات، كميته ملي ميراث فرهنگي. نهادها، سازمانها، استادان دانشگاهها، كارشناسان خبره و حتي سازمانهاي غير دولتي و مردمنهاد در اين كميته هستند. پس در كميته ملي كه حوزه آب را بحث ميكند، در كميتهاي كه اخلاق و علم و فناوري را بحث ميكند هم نمايندگان دولت حضور دارند و هم نمايندگان كساني كه كارهاي داوطلبانه ميكنند و هم از شركتهاي خصوصي و مخصوصا به نمايندگي از مردم، فرهيختگان علمي و هنري و هنرمندان.
اشاره كرديد که بخش اعظمي از هزينههاي كميسيون ملي يونسكو توسط كمكهاي مردمي يا شركتهاي خصوصي اهدا ميشود. اين هدايا قاعدتا بايد براساس عملكرد باشد. مثلا مردم نقش موثري از شما در بهبود اوضاع خود ميبينند و حالا با هداياي خود به تداوم فعاليت شما كمك ميكنند. كميسيون ملي يونسكو چه اثراتي را در جامعه ايراني بر جاي گذاشته است كه حالا توقع كمك مردمي دارد؟
خب اين سوال خيلي بزرگي است و من اگر خواسته باشم گزارش عملكرد بدهم....
خير اصلا منظورم گزارش عملكرد نيست. بيشتر به دنبال چند مصداق ميگردم كه طي اين 60 سال تاريخ كميسيون اتفاق افتاده و مردم حالا ميفهمند كميسيون ملي يونسكو پشت آن بوده، اتفاقي كه حالا كميسيون ميتواند با افتخار آن را قاب كند و بگذارد بالاي سر خودش.
ببينيد براي مثال امروز بيست و دوم آبان كه قرار است نشستي برگزار كنيم تا رسانهها و افراد مختلف بيايند و درباره نقش علم در توسعه رفاه و صلح صحبت كنيم، هيچكس ديگري اين كار را انجام نميدهد. شروع، حركت و برنامههاي روز جهاني علم و كارهايي كه قرار است به مدت يك هفته قبل و بعد از آن انجام شود، در حد ايجاد يك موج بزرگ است. براي مثال شنيدهام در این هفته شبكه چهار سيما هر روز در حوزه علم صحبت خواهد كرد و برنامه نشان خواهد داد. دانشگاهها روز درهاي باز خواهند داشت. ما يك مسابقه نقاشي برگزار كردهايم براي دانشآموزان تا آنها در حوزه علم و تاثير آن بر صلح نقاشي كنند. همچنين از دستاوردهاي علمي در برج ميلاد نمايشگاهي خواهيم داشت. اما مهم است توجه كنيد كه ما در يونسكو مجري برنامهها نيستيم چون پنج حوزه گسترده وجود دارد. ما نه توانش را داريم و نه امكانش را. در حوزه ميراث فرهنگي، سازمان ميراث فرهنگي متولي است. در حوزه آب، وزارت نيرو متولي كميته ملي آب است و ...
پس در واقع كار بزرگ كميسيون اين است كه درباره موضوعات مختلف، مردم، نهادها و سازمانها را حساس ميكنيدتا درباره آن فکر کنند یا عکس العملی داشته باشند.
بله دقيقا. ما پنجره باز ميكنيم كه وزارتخانهها و سازمانها و مردم بدانند اخلاق در علم و فناوري، پنجره جديدي است. اخلاق و محيطزيست پنجره جديدي است. توسعه پايدار همين طور... به گونهاي از طبيعت استفاده كنيد كه نسلهاي آينده هم بتوانند از آن استفاده كنند. پنجره باز ميكنيم كه شبيهسازي حيوانات در مهندسي ژنتيك خوب است، اما اگر اخلاق زيستي در آن ديده نشود مشكلساز خواهد بود. وزارتخانهها جلو ميآيند، مردم كار ميكنند و اتفاقات خوبي ميافتد در حالي كه ما فقط مشكل را شناسايي كرده و نشان مردم داده بوديم. ما مجري برنامهها نيستيم سازمانها و نهادها و شركتها و موسسات و از همه مهمتر خود مردم مجري هستند.
خب بگذاريد يك مثال بزنم. توسعه صنعتي بسيار سريع در 40 ،50 سال اخير سبب شده كشور از لحاظ محيط زيستي و مصرف انرژي در مرحله خطر قرار بگيرد. كميته ملي يونسكو در اين زمينه و ايجاد حساسيت در مردم و دولت براي توجه به انرژيهاي پاك و بازگشتپذير چقدر تلاش كرده است؟
در 20 سال گذشته برنامههاي مختلف و كارگاههاي آموزشي برپا شده كه باعث توجه مردم و دولت به بحث توسعه پايدار و حد و حساب مصرف انرژي شده است. امروزه وزارتخانههاي معروف در وزارت نيرو و سازمان محيطزيست و وزارت نفت واحدي به نام توسعه پايدار دارند.
آموزش و پرورش دفتري به نام دفتر توسعه پايدار دارد. ما همه اين كارها را انجام نداديم، اما ما اين پنجره را حدود 15 سال پيش كه دهه توسعه پايدار بود باز كرده ايم. اجرايش همان طور كه گفتم از مباحث حاكميتي است و نميتوانم ارزيابي كنم كه كجا موفق بودهاند وكجا فقط حرف زده شده است.
هر ساله سازماني جشنوارهاي برگزار ميكند و جايزه سبز ميدهد. اين سبب ميشود كه موج سبز جامعه را بگيرد و نيز سازمانها و نهادهاي خصوصي و دولتي با ما وارد همكاري شوند. ميگويند ما ميخواهيم فلان سمينار يا دوره آموزشي را برگزار كنيم، ميخواهيم شما نيز حضور داشته باشيد. پس باز كردن پنجره و ادامه دادن آن تا اين كه از خط خودش خارج نشود، اين در حد توان ماست. هر كس نياز به كمك علمي ما دارد يا به آرم ما يا نام ما نياز دارد تا فعاليتهايش را گسترده كند و به فعاليتهايش اعتبار ببخشد، ما در خدمتش هستيم به اين شرط كه در جهت اهداف سازمان ملي يونسكو گام بردارد.
براي مثال من ديدهام كرسي يونسكو در زمينه توسعه انرژيهاي جايگزين در دانشگاه آزاد تشكيل شده است.
خيلي خوب شد كه يادآوري كرديد. بله ما در اين قسمت دو سه تا كار ساختاري انجام داديم. يكي از آنها تاسيس كرسيهاي دانشگاهي در حوزههاي مختلف است كه دقيقا پاسخ سوال قبلي شماست. وقتي اين كرسيها ايجاد ميشود، موضوع آن كرسي پررنگ ميشود تا استادان و پژوهشگران تحت اين عنوان آموزش ببينند و تحقيق كنند. اين كرسي فقط مختص آن دانشگاهي كه در آن ايجاد ميشود، نيست. تمام مراكز پژوهشي و دانشگاهها در كشور و جهان كه علاقهمند هستند، ميتوانند بيايند با اين دانشگاه كرسي دار كه حالا از نظر يونسكو مركز آن دانش شده، همكاري كنند.
يعني كل كشورهاي منطقه و جهان اگر خواستند روي اين موضوع كار كنند ميدانند كه مركز علمي يونسكو درباره اين موضوع مثلا انرژيهاي نو، دانشگاه آزاد واحد علم و تحقيقات است. پيوستن به اين كرسي، به پژوهشگران اين فرصت را ميدهد كه از شبكه علمي يونسكو و تجربيات و توانمنديهاي آن استفاده كنند و در راستاي اهداف يونسكو حركت كنند و ميتوانند با نام يونسكو و به اعتبار يونسكو كار جهاني انجام دهند. پروژه مشترك بينالمللي تعريف كنند و ارزش و اعتبار كار علميشان را توسعه دهند.
به عنوان مثال دوم، يكي از اهداف اصلي يونسكو ايجاد تفاهم بين ملتها از راه فرهنگ و دانش و انديشه است تا در سايه اين شناخت تصورات غلط از بين برود و جاي خود را به احترام بدهد. مخصوصا اگر مردم دنيا بفهمند ملتي براي توسعه علم و دانش چه تلاشهايي كرده است. اما به نظر ميرسد نقش دانشمندان ايراني در توسعه علوم به عمد يا به سهو ناديده انگاشته ميشود. كميسيون ملي يونسكو براي معرفي انديشمندان بزرگ ايراني و نشان دادن سهم اين آب و خاك در توسعه دانش چه كرده است؟
يونسكو بر همكاري تاكيد دارد و مايل نيست از طريق مشاهير، رقابت بدي بين كشورها ايجاد شود. اما در اين ميان آنچه شما گفتيد هم نبايد از نظر دور بماند. به همين سبب ما دو كار انجام ميدهيم تا چگونگي مشاركت تاريخي ايران در دستاوردهاي علمي دنيا معرفي و ثبت شود. كار اول ثبت مشاهير و دانشمندان ايراني و آثار آنها در ليست جهاني است.
هر دو سال يكبار براساس معيارهاي محتوايي و كمي يونسكو كشورها ميتوانند مشاهيرشان را ثبت كنند. ما از كشورهايي هستيم كه از اين ظرفيت به نحو احسن استفاده كرديم. بهعنوان مثال ثبت كتاب قانون ابنسينا، كتاب علائقالنفيسه ابن رسته اصفهاني در حوزه جغرافيا، ابوسعيد ابوالخير، خواجه نصيرالدين طوسي و بسياري از بزرگان ديگر.كار دوم در حوزه تاريخ علم و تاريخ تمدن است. كشورهاي مختلف با بودجهاي كه ميگذارند و با همكاري يونسكو تاريخ تمدن را ثبت ميكنند، ما اين كار را در ايران پيشنهاد داديم و منتظريم ببينيم كدام سازمان بودجهاي براي اين كار اختصاص خواهد داد تا اين كار را هم آغاز كنيم.
منبع: جام جم
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


