بازگشت پدرخوانده عربي به دهه شصت و هفتاد
محمدحسن آقاصفری
کد خبر: ۲۸۴۶۶۷
| | 3092 بازدید
مصر سالها طلايه دار ديپلماسي عرب در دهه هاي شصت و هفتاد ميلادي و الگويي براي كشورهاي منطقه بوده است.ولي در سي ساله اخير اين كشور به دلائل بيشماري نقش پيشرو خود را از دست داد و صرفا در حد كشوري درجه دو در پرونده هاي سياسي و امنيتي منطقه حتي در مناقشه اعراب و اسرائيل تنزل يافت.مراكز تصميم گيري متعدد، تبديل وزارت خارجه به دستگاه بروكراتيك - اجرايي محض، وتفوق گفتمان دستگاه هاي امنيتي مبارك بر گفتمان خبرا و كارشناسان حوزه روابط خارجي، اين كشور را به تنزل رتبه در جهان ديپلماسي عرب دچار ساخت.
با وقوع انقلاب مردمي 25 ژانويه، و برپايي نظامي مردمسالار كه به انتخاب رييس جمهوري منتخب با اراده ازاد مردم انتخاب شده، مصر جديد عملا وارد فرايند ديپلماسي جهان عرب و خاورميانه شده است.
شايد رقابت با كشورها و كنشگران منطقه اي همچون تركيه، ايران، و اسرائيل، كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس در اولويت سياست خارجي مصر جديد باشد.نقش تركيه با توجه به قدرت اقتصادي، ديپلماسي ارام بر مبناي به «صفر رساندن مشكلات» و بكارگيري قدرت نرم همچون، هنر، ادبيات، تجارت و فرهنگ، مصر را با مخاطراتي جدي مواجه ساخته است.
پيش از اين در تمامي خانه هاي عرب، اين فيلم ها و سريالهاي مصري بودند كه نقشي بلامنازع را بازي ميكردند، ولي امروزه اين سريالهاي تركياند كه در خانه هاي عرب بيتوته كرده و هماوردي براي توليدات فرهگي مصربشمار مي روند.صرف نظر از مذهب مشترك مصر و تركيه و تشابه ساختار سياسي اين دو كشور، سياست خارجي مشترك در قبال مساله فلسطين و بحران سوريه، قرائت عثماني گري تركيه، از سوي اخواني هاي مصر به ديده ترديد نگريسته مي شود.البته ديدار سپتامبر 2012 محمد مرسي به تركيه و شركت وي در چهارمين گنگره سراسري حزب عدالت و توسعه، خود گوياي همكاري احتمالي گسترده محور قاهره ـ آنكارا در قضاياي منطقه اي است.
در مورد ايران، شايد تفاوت مذهبي ميان دوكشور از اهم موانع رو به رشد روابط دو كشور محسوب شود.محافظه كاران مصري بويژه الازهر و اخيرا سلفي ها، از نفوذ شيعه گيري در مصر پس از انقلاب به شدت نگرانند.موازنه در روابط ميان كشورهاي حوزه خليج فارس و ايران از مولفه هاي تاثير گذار روابط آتي مصر با ايران است.كمك هاي مالي دو كشور قطر و عربستان به مصر در ماه هاي اخير بدون ارتباط با گسترش روابط ايران و مصرنبوده است. بحران سوريه نيز به طور فزاينده اي از شروع و ماه عسل روابط قاهره-تهران ممانعت بعمل آورده، چرا كه مرسي با توجه به گرايش هاي اخواني در حوزه سياست خارجي مصر جديد و نفوذ لابي معترضين سوري در قاهره، قادر به بالابردن سطح ديپلماتيك كشورش با ايران نيست. البته اشتراكات در محدود كردن نقش اسرائيل در منطقه از زواياي ايجابي اين روابط است.
در رابطه با اسرائيل، تعديل در معاهده كمپ ديويد يا الغاي آن يكي از خواسته هاي انقلابيون مصري بوده و هست.مصريان از منظر ملي گرايانه تمايل شديدي بر حضور ارتش ملي خود در سراسر صحراي سينا ازخود نشان مي دهند.صحراي سينا، جزيي از هويت مصري و عنصري مهم از تماميت ارضي مصر قلمداد مي شود.همچنين از ديرباز، مساله فلسطين به عنوان نوعي نوستالژي ديني مصريان در طول تاريخ بوده و مشكله اسرائيل سبب شده تا اخواني هاي اسلام گرا، هم از نظر اعتقادي و هم از نظرمشروعيت داخلي و منطقه اي سعي نمايند از آرمان فلسطين ممد جويند.البته راهبرد «حفظ روابط ديپلماتيك با اسرائيل و محكوميت آن در صحنه بين المللي و منطقه اي» مد نظر مصر انقلابي است.به عبارتي، مصريان نوع تعامل با اسرائيل را ار دريچه روابط ويژه خود با آمريكا مي بينند.
مصر نگرشي واقع گرايانه در محيط پيراموني خود در پيش گرفته كه در آن عناصر منفعت گرايانه و اهداف مصري پررنگ و غالب است.ادبيات و زيان سياسي مصر جديد گوياي اين امر است كه قاهره سوداي بازگشت به دوران ناصري به عنوان كشوري مركزي در منطقه را د سر مي پرواند با اين تفاوت، از هم كيشي با عثماني گري جديد در تركيه در معادلات منطقه اي بر نمي تابد.نخستين عمل واقع گرايانه مصري پيشنهاد گروه چهارجانبه براي حل و فصل بحران سوريه بود که در واقع آزمونی برای ورود مصر جدید به معادلات خاورمیانهای است.
در نتیجه، مصر جدید با زبان سیاسی جدید و گفتمانی نو، سودای بازگشت به دهههای شصت و هفتاد میلادی را دارد. با این تفاوت که اخوان گرایی جایگزین ناصریسم و ملیگرایی عربی شده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


