فراز و فرود جنبش دانشجويي

معصومه ابتكار، نماينده مردم تهران در سومين دوره انتخابات شوراي شهر در همايشي با نام «بررسي فراز و نشيبهاي جنبش دانشجويي» در آمفي تئاتر دانشكده عمران دانشگاه اميركبير كه توسط كانون انديشه دانشجويي مسلمانان برگزار شده بود، گفت: بيشترين نكتهاي كه پرسش برانگيز است، بحث گسست بين نسلها است كه برخي از آن با عنوانهاي اختلاف و يا تفاوت بين نسلي ياد ميكنند.
وي افزود: تفاوت فينفسه امري مفيد است، چرا كه تفاوت اسباب اصلاح و تحول است، اما اگر تفاوت به گسست تبديل شود و سخنان نسل گذشته براي نسل بعدي بيگانه باشد، بايد نگران شد. اين پرسش مطرح است كه آيا جنبش دانشجويي در بخش گسست نسلها دچار آسيب شده است؟
به گزارش ایسنا، اين دانشجوي پيرو خط امام(ره) تصريح كرد: واقعيت اين است كه دغدغه و ويژگي مشتركي از اول تا به حال درون جنبشهاي دانشجويي وجود داشته كه دو نسل را به هم نزديك ميكند. اين ويژگيها عبارتند از؛ حقطلبي، استقلالجويي، مردم گرايي و مخالفت با سلطه بيگانه. 16 آذر حركت نويني در مبارزات جنبش دانشجويي بود و تا امروز الهام بخش حركات دانشجويي است.
وي با يادآوري خاطراتي از فعاليتهاي دانشجويان دانشگاه اميركبير و برخورد گارد شاهنشاهي با آنها در زمان انقلاب افزود: يكي از ويژگيهاي انقلاب، جنبش دانشجويي و دانشگاه است. از زمان رسيدن پيامهاي امام تظاهرات دانشجويي به صورت جديتر ادامه يافت و حتي به خيابانها كشيده شد. نقش دانشگاهها و دانشجويان بيدار در پيروزي انقلاب انكارناشدني است. جنبش دانشجويي به دليل آگاهي، آزادي و تعلق نداشتن به جناحهاي گوناگون در بسياري مواقع پرچمدار حركتهاي مهم بوده است.
اين فعال سياسي در ادامه به بحث 13 آبان سال 58 اشاره كرد و افزود: در آن زمان، اين پرسش مطرح بود كه چرا انقلابهاي بزرگ ضدامپرياليستي دنيا سريع شكست ميخوردند و چه بايد كرد كه انقلاب اسلامي ايران از اين آسيبها به دور باشد؟ دانشجويان پيرو خط امام حاصل فضاي باز و تضارب آرا در دانشگاههاي آن دوره بودند و جسارت پيدا كردند كه انقلاب دوم را به راه اندازند. اين دانشجويان متشكل از دانشگاههاي پليتكنيك، تهران، شريف و بهشتي و غيره بودند. وي همچنين تسخير سفارت را به علت اسناد کشف شده، باعث خنثي شدن کودتاهايي عليه انقلاب همانند کودتاي 28 مرداد شمرد.
وي در ادامه تأكيد كرد: وجود فضاي محدود و بسته در دانشگاه باعث ايجاد اكثريت بيتفاوت در دانشگاهها و بيانگيزي درباره مسائل سياسي و اجتماعي كشور ميشود كه هيچگاه مورد نظر امام (ره) و مقام معظم رهبري نبوده است.
اين عضو شوراي شهر افزود: پس از فراز و نشيبهاي زياد، شاهديم كه هميشه فضاي سياسي كشور و فضاي دانشگاه داراي ارتباط دوسويه بوده است و بر يكديگر تأثير داشتهاند. در 13 آبان دانشجويان مسلمان پيرو خط امام با حفظ استقلال و هويت ديني و سياسي خود اجازه سوءاستفاده به هيچ گروه سياسي را ندادند. بايد فضايي ايجاد كرد كه دانشجويان بيشتر به فضاي ملي و بينالمللي خود فكر كنند و در آن حضور داشته باشند.
وي افزود: اگر برنامهريزان كشور براي آينده برنامهريزي كنند، بايد وضعيت كنوني دانشگاهها را بازنگري كنند. نوع سياستي كه امروز در نگاه به دانشگاه وجود دارد بايد بازنگري شود.
ابتكار در پاسخ به اين پرسش كه آيا باز و بسته شدن فضاي دانشگاه از طرف دولتها به علت سوءاستفاده آنها بوده است يا نه، توضيح داد: در آن زمان احزاب تلاش داشتند كه خود را به جنبش دانشجويي نزديك كنند، چرا كه به فرموده امام، جنبش دانشجويي كشور را نجات داد و به محبوبيت بالايي در كشور دست يافت. اما جنبش دانشجويي با هشياري اجازه بهرهبرداري و سوءاستفاده به هيچ گروه سياسي را نداد.
وي همچنين در پاسخ به اين پرسش که شما چرا به رغم دفاعتان از استقلال جنبش دانشجويي حزب تأسيس کرديد (ايشان عضو هيأت مؤسس جبهه مشارکت هستند) و همچنين حزب شما در دانشگاهها به دنبال عضوگيري رسمي است و حتي در برخي دانشگاهها از جمله علم و صنعت علنا اين کار را انجام ميدهد؟
وي توضيح داد: اين كه دانشجويان پيرو خط امام در آن زمان تلاش داشتند وابسته به احزاب نباشند (حتي حزب جمهوري اسلامي که حزبي فراگير بود) با اين كه بعدها به طور مستقل در حزبي شركت و فعاليت كنند، تفاوت ميكند. اين كه جنبش دانشجويي با احزاب ارتباط داشته باشد و احزاب در دانشگاه فعاليت كنند، موضوع بدي نيست، اما دانشجويان بايد هشيار باشند كه مورد سوءاستفاده احزاب قرار نگيرند.
وي در ادامه افزود: البته وابسته نبودن جنبش دانشجويي به احزاب به اين معنا نيست كه جنبش دانشجويي نبايد سياسي باشد. ويژگي جنبش دانشجويي اين است كه قطبنمايي داشته باشد و بتواند با ديدي باز و آگاهانه به بررسي مسائل سياسي كشور بپردازد.
اين فعال سياسي درباره اين كه چرا در زمان تسخيرلانه جاسوسي به پيشنهاد «اريک لوگو»، خبرنگار فرانسوي که نظر هانس از اعضاي کنگره آمريکا را مطرح کرده (هانس پيشتر از ايران ديدن و با دانشجويان ديدار کرده بود)و خواستار حل و فصل مسأله گروگانها بدين طريق ميشود که نخست چند گروگان را ايران آزاد کند و بعد کنگره آمريکا، لايحه استرداد شاه به ايران را تصويب ميکند و سپس مابقي گروگانها آزاد ميشوند، توجهي نميشود و وي توسط دانشجويان به علت مطرح کردن مسأله مذاکره به جاي پرسش به پرسشهاي بيرون راهنمايي ميشود، توضيح داد: مذاکره در آن زمان، مذموم بود و سپس گفت: توضيح اين مسأله، نياز به يک مقدمه مفصل دارد.
وي نخست درباره کتاب تسخير نوشته خودش کمي توضيحات داد و گفت: علت نوشتن اين كتاب به زبان انگليسي، آن بود كه نخست اين كه افكار عمومي دنيا كه نسبت به اين واقعه ذهنيت منفي داشتند، آگاه شوند، اما امروز پس از گذشت سالها، دريافتهام كه نسل بعدي كشور خودمان، بيشتر با اين موضوع بيگانه هستند.
وي افزود: آن زمان سياست ما در برخورد با گروگانها، متأثر از ديدگاه امام (ره) بود. موسوي خوئينيها، تنها كسي در جنبش دانشجويي بود كه بخشي از حاكميت بود. او پس از تسخير لانه جاسوسي، جريان را به سيد احمد خميني اطلاع داد تا به گوش امام (ره) برساند. امام در پاسخ، خطاب به دانشجويان فرمودند: خوب جايي را گرفتهايد، محكم نگه داريد. اينجا بود كه دانشجويان مطمئن شدند ديدگاه امام با آنها يكي است. خبرنگاري كه قصد مذاكره داشت با عنوان مصاحبه با موسوي خوئينيها آمده بود و درست نبود پيشنهاد مذاكره پنهاني را دهد. شرايط آن دوره به گونهاي نبود كه با آزادي دو، سه گروگان، بتوان اين مسأله را حل كرد؛ رخداد بزرگي بود كه نبايد به راحتي از آن ميگذشتيم و بايد حق مردم ايران استيفا ميشد. آمريكا بايد از موضع قدرتطلبي خود پايين ميآمد و در غير اين صورت، پيشنهاد مذاكره پذيرفتني نبود. پس از آن نيز سرنوشت گروگانها به دست نمايندگان مجلس سپرده شد.
ابتكار در پاسخ به اين پرسش كه آيا فاصله گرفتن نسل اول از آرمانهاي خود از جمله سادهزيستي، دليل گسست نسلي نيست، چرا که نسل سوم ديد كه برخي آرمانهاي نسل اول، گويا از منظر خودشان عمقي نبوده و ناشي از احساسات بوده است، توضيح داد: اين كه نسلي روي آرمانهاي خود بماند يا با اين شرايط تحولات زمانه را بپذيرد، دو بحث متفاوت است. نسل پيرو خط امام(ره)، همان نسلي بودند كه پرچمدار اصلاحات در سال 76 شدند. برخي اين مطلب را پارادوكس ميدانند، در حالي كه يك واقعيت است و به معناي گذشت از آرمانها نيست.
اين فعال سياسي در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه چرا اسناد مربوط به برخي چهرهها بلافاصله اعلام شده و در تلويزيون در معرض نمايش عمومي قرار ميگيرد، اما اسناد ابوالحسن بني صدر به گفته خود شما در کتابتان به رغم اينکه زودتر از انتخابات وي بوده است، با اين بهانه که براي اثبات خيانت وي کافي نبوده است، ديرتر افشا ميشود و چرا آن اسناد را در همان ميزاني که کشف شده بود؛ مثل بقيه براي عموم مطرح نکرديد، توضيح داد: پس از تسخير لانه جاسوسي، ظرف سه ساعت همه اطلاعات سري رشته، رشته و خرد شدند. دانشجويان در حركتي، اقدام به طبقهبندي اين رشتهها كردند و پس از سه ماه، نخستين سند مشخص شد. در ارتباط با بنيصدر پيش از برگزاري انتخابات، هيچگونه سندي مبني بر ارتباطات او به دست نيامده بود.
اين فعال سياسي درباره عضويت در احزاب توضيح داد: اين كه دانشجويان پيرو خط امام در آن زمان تلاش داشتند وابسته به احزاب نباشند با اين كه بعدها به طور مستقل در حزبي شركت و فعاليت كنند، تفاوت ميكند. اين كه جنبش دانشجويي با احزاب ارتباط داشته باشد و احزاب در دانشگاه فعاليت كنند، موضوع بدي نيست، اما دانشجويان بايد هشيار باشند كه مورد سوءاستفاده احزاب قرار نگيرند.
وي همچنين در پاسخ به اين كه آيا علت موافقت امام (ره) با جريان تسخير لانه جاسوسي اين بود كه با عمل انجام شده روبهرو شده بود و علت مخالفت برخي از روشنفكران آن دوره در اين باره چيست، توضيح داد: امام آنقدر جسارت داشتند كه اگر مخالف جرياني بودند، حتي اگر با عمل انجام شده روبهرو شده بودند، اعلام ميكردند. اين كه برخي نيز با بحث تسخير لانه جاسوسي مخالف بودند، طبيعي بود. در آن زمان، عدهاي بودند كه دشمن اصلي را شوروي و كمونيسم ميدانستند و گروهي بودند كه انقلاب فرهنگي را در كشور دنبال كردند. انقلاب فرهنگي، بحثي بود كه نه تنها امروز، بلكه در آن زمان مخالف آن بودم.
عضو شوراي شهر در پاسخ به پرسشي که آيا گمان نميکنيد اين کار تاوان سنگيني براي کشور به بار آورد که هنوز داريم آن را ميپردازيم و آيا گمان نميکنيد اگر پيش از حادثه به امام ميگفتيد، امام با اين کار مخالفت ميکردند، افزود: در اينباره نقدهاي بسياري است. بايد بدانيم كه آمريكا از دشمني با ايران دست برنداشته است و ايران را به عنوان نقطهاي ژئوپولتيك حساس در نظر دارد، اما درباره اين كه منافع تسخير لانه جاسوسي بر هزينههاي آن غلبه دارد، شك ندارم. اگر ميتوانستيم هزينهها را مديريت كنيم، به حداقل ميرسيدند.
همچنين وي گفت: دليلي که آقاي موسوي خويينيها، پيش از تصميم ما، مسأله را به امام گزارش ندادند، اين بود که نميخواستيم اين کار يک کار حکومتي باشد و ميخواستيم جنبه دانشجويي آن حفظ شود.
اين در حالي است که وي در کتاب خود ميگويد: ما از آقاي موسوي خويينيها خواستيم که نظر امام را براي ما جويا شوند و سخنان امام مبتني بربازگرداندن شاه به ايران به هر نحو ممکن را خودمان انعکاس آقاي خويينيها و پاسخ عمومي امام تلقي کرديم.
وي در پاسخ به پرسشي مبيني بر اين كه چرا پس از ارجاع قضيه به مجلس و چهار شرط امام براي آزادي گروگانها (باز پس دادن اموال شاه، لغو ادعاهاي آمريکا عليه ايران، دخالت نكردن آمريکا در امور ايران و آزاد کردن تمام سرمايههاي ايران) آقاي بهزاد نبوي براي مذاکره با آمريکا به الجزاير ميرود، اما قراردادي امضا ميشود که نسخه فارسي و انگليسي آن تفاوت داشته و نسخه فارسي يک امضا داشته (تنها طرف ايراني) و نسخه انگليسي دو امضا دارد و بسياري از خواستههاي ايران در نسخه فارسي در نسخه انگليسي نيامده و آمريکا تعهدي به ايران ندارد، اين مسأله پيش آمد، گفت: ما در قضيه مذاکرات نقشي نداشتيم و اين مسأله به عهده مجلس بود و در ضمن دليل شکايت نکردن گروگانها به دادگاههاي بينالمللي قرارداد الجزاير است.
وي در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان مبني بر اين كه در اوضاع كنوني چه بايد كرد و چه وظيفهاي بر دوش جنبش دانشجويي است، تصريح كرد: نبايد انتظار داشته باشيد من براي شما نسخه بپيچم. جنبش دانشجويي خود بايد به اين معرفت برسد كه چه كاري بايد انجام دهد، اما بايد بگويم كه تجربه 13 آبان تكرار نشدني است. اشغال سفارت آمريكا در شرايطي معني داشت كه در ايران قانون اساسي، مجلس، نيروي امنيتي و اطلاعاتي وجود نداشت و جنبش دانشجويي بدون دخالت و اطلاع دولت دست به اين اقدام زد.
وي در پاسخ به پرسش: با توجه به استعفاي بازرگان يک روز پيش از تسخير سفارت و اطلاعيه ندادن هيأت دولت به مناسبت اين مسأله به دليل استعفا، چرا شما استعفاي دولت موقت را اين مسأله ذکر کردهايد، گفت: بازرگان پيشتر هم استعفا داده بود، اما اين حادثه باعث شده که ديگر وي نخواهد به هيچ وجه در قدرت باقي بماند و امام نيز با استعفاي وي موافقت كردند.
در اين بين، يکي از دانشجويان با اشاره به متن صفحات 279و 280 كتاب تسخير بدين شرح كه «اما شاه هر چيزي را که غرب به او تحميل ميکرد، کورکورانه و بيچون و چرا ميپذيرفت. انقلاب فرهنگي، تلاشي براي معکوس ساختن اين روند، احياي اعتماد به نفس و رهايي دانشجويان و استادان براي دنبال کردن علم در راستاي منافع ملت بود»، «آیا انقلاب فرهنگی ایران توانست به اهداف خود دست یابد؟ هرچند منش دانشجویان در دو دهه اول انقلاب اسلامی، نشانگر تداوم روحیه پرسشگر و حفظ توان و انرژی آنان است، اما شاید قضاوت در این زمینه هنوز زود باشد. دگرگونی های فرهنگی که قصد ایجاد آن را داشتیم، چندین نسل به طول خواهد انجامید و در این روند باید با چالش تغییر زمانه نیز روبهرو شد، از ايشان پرسيد شما که از فضاي باز صحبت ميکنيد پس چرا از انقلاب فرهنگي حمايت کردید، گفت: انقلاب فرهنگي، بحثي بود كه نه تنها امروز، بلكه در آن زمان هم مخالف آن بودم. طيف ما از انقلاب فرهنگي حمايت نکرده و حاميان آن طيف خاصي بودند و در کتاب هم با ترديد به اين مسأله نگاه کرديم و در ضمن فضاي آن موقع را با الان تفاوت داشت و برخي دانشگاهها به اتاق جنگ برخي گروهها تبديل شده بود.
ابتكار در پايان افزود: عدهاي گمان ميكنند با بستن فضاي دانشگاه و محدود كردن آن، آرامش ظاهري به وجود آمده از اهداف انقلاب اسلامي است، اما بايد بدانيم كه در فضاي بسته دانشگاه، دانشجوي مسلمان، پويا و متعهد، رشد نخواهد كرد. فضاي دانشگاه بايد با درايت و هشياري نظارت شود.


