صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

«معامله بزرگ» ایران و اوباما

معضل اصلي ايران و آمريكا در حال حاضر، دريافت «تضمين‌هاي امنيتي» ايران از سوي آمريكا نيست، چراكه ايران خود «توليد كننده امنيت» در منطقه است و ايفاي نقش آن براي ايجاد ثبات در منطقه حياتي است.
کد خبر: ۲۸۴۳۳
| |
18387 بازدید
در چند سال گذشته، حل هيچ‌كدام از بحران‌‌‌هاي منطقه‌اي بدون توجه و اهميت دادن به «نقش» ايران موفق نبوده است. تحول جديد، ايران را در يك موقعيت برتر استراتژيك قرار داده است، به گونه‌‌اي كه نخبگان ايراني، خواهان بهره‌برداري از اين فرصت تاريخي در راستاي تثبيت نقش‌هاي سياسي ـ امنيتي ايران در منطقه و حل معضلات راهبردي با آمريكا هستند. بر خلاف نگاه غالب در آمريكا، معضل اصلي ايران و آمريكا در حال حاضر، دريافت «تضمين‌هاي امنيتي» ايران از سوي آمريكا نيست، چراكه ايران خود «توليد كننده امنيت» در منطقه است و ايفاي نقش آن براي ايجاد ثبات در منطقه حياتي است.

نگاه غالب در ايران اين است كه با روي كار آمدن اوباما، تغييرات بنيادي در سياست‌هاي آمريكا نسبت به ايران رخ نخواهد داد و آمريكا با تداوم فشارهاي سياسي و تشديد تحريم‌ها، به نوعي ادامه دهنده سياست‌هاي بوش خواهد بود. چنين نگاه همراه با بدبيني و احتياط، ريشه در نگراني سنتي و استراتژيك دولتمردان و نخبگان ايراني دارد كه اساسا هدف اصلي سياست خارجي آمريكا در منطقه را به حداقل رساندن نقش سياسي ـ امنيتي ايران در نظر مي‌گيرند. از اين ديدگاه فرقي نمي‌‌كند كه رئيس‌جمهور دمكرات يا جمهوري‌خواه در كاخ سفيد حاكم باشد، چراكه سياست خارجي آمريكا در خاورميانه، پيرو يكسري اصول راهبردي و تغييرناپذير همچون حفظ «توازن قوا» و «تقويت نقش اسرائيل» است.
تغییر در سیاست خارجی ایران بستگي به چگونگي انجام «تغيير» عملي و بنيادي در سياست خارجي آمريكا نسبت به پذيرش «نقش» و جايگاه منطقه‌اي ايران دارد.

دولت اوباما بايد درك كند كه ماهيت قدرت و سياست در خاورميانه تغيير كرده و تمركز اصلي مسائل خاورميانه از غرب با محوريت منازعه اعراب و اسرائيل به مناطق شرقي با محوريت مسائل خليج فارس و عراق تغيير جهت داده است؛ بنابراين، نقش ايران را كه داراي توان بالاي بازيگري در هر دو منطقه حساس خاورميانه (خليج فارس و خاور نزديك) است، نمي‌توان ناديده گرفت.
دولت اوباما بايد بداند كه يك ايران داراي نقش منطقه‌اي به ضرر منافع ملي آمريكا نيست. نقطه اصلي شعار «تغيير» اوباما بايد بر اين محور استوار شود.

معضل اصلي در «تضاد نقش‌ها»ست؛ بنابراين، «معامله بزرگ» بيش از هر چيز بايد بر محور پذيرش و تثبيت «نقش» منطقه‌اي ايران صورت پذيرد. در آن صورت، شايد ايران بتواند مسائل خاور نزديك را در ازاي تثبيت نقش منطقه‌اي خود در حوزه‌هاي حياتي امنيتي و منافع ملي در خليج‌فارس و عراق سر و سامان دهد.

همچنين پذيرش حق مشروع ايران در تداوم برنامه‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي نيز بايد در چهارچوب تثبيت نقش ايران در منطقه باشد.
 
متن كامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۵:۱۰ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۸
خوب است کمی هم خودتان را جای اوباما بگذارید و موضوع را از منظر او هم تحلیل کنید .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۵ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۸
بهتر است گفته شود حل بحران هاي منطقه اي بدون اهميت دادن به نقش ايران موفق نبوده است.
ناشناس
|
Korea, Republic of
|
۲۳:۵۰ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۸
ما با امریکا تصاد بنیادین داریم چطور این مشکل را حل می کنید؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۳:۵۹ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۹
اوباما ظاهرا" چاره ای جز ادامه سیاستهای شکست خورده فعلی را با پوششی کمابیش متفاوت ندارد و در ادمه به زودی مردم خواهند فهمید تغییری در کار نبوده و اگر تغییری باشد در خود اوباماست نه در سیاستها و برنامه ها در نتیجه وضعیت اوباما به مراتب بدتر از بوش در حال حاضر پیش بینی میشود.بوش و اوباما و دستگاه دیپلماسی و قدرت آمریکا ارابه ای است که سیاستگذاران صهیونیست بر آن سوار بوده و آن را بی شک در مسیر منافع جهانی صهیونیزم پیش می رانند و در این راه از هیچ بازیی فروگذار نمی کنند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۳ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۹
اگر مسائل ايران و امريكا حل شود:
حكام اين كشور از كجا ارتزاق كنند كه اين مسئله و مشكل برايشان نان و اب سي ساله داشته است
براي امريكائي ها لولوي ايراني به سودشان است و نميخواهند حل شود!

لذا نتيجه ميگيريم كه هيچ وقت مصلحت نيست كه مسائل اين دو كشور حل شود!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۱۳ - ۱۳۸۷/۰۹/۱۹
در معادلات هزینه - فایده (Cost & Benefit) باید این نکته در نظر گرفته شود که چه هزینه ای در برابر چه فایده ای قرار می گیرد... این مقاله به خوبی هزینه های آمریکا را در نظر نگرفته ! زیرا باید پیش از تبیین فایده های همکاری با ایران و قبول نقش منطقه ای آن ، راه حلی برای هزینه های آمریکا پیدا کرد!

به نظر شما اگر کارخانه های اسلحه سازی آمریکا، تجارت پر سود تری پیدا کنند، حاضر به ترک کار فعلی نیستند ؟!
به نظر شما، اگر لابی هایی قوی تر از لابی های صهیونیستی در آمریکا ایجاد شود و سود آن برای آمریکا بیش از وضع فعلی باشد، حاضر به تغییر سیاست های ریشه ای نیستند ؟!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۳ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۰
بیان شده که نگاه بنیادی به افکار نخبگان به صورت سنتی است آیا رفتارهای اولیه اوباما وسخنرانیهای وی این گونه نظرات را تقویت نکرده است وبردرستی نظرات نخبگان کشورمان مهر تایید نزده ؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۰
سگ زرد برادر شغال است و نباید به او دل خوش کرد. اصلاً طرح داماتو که دایره تحریم ها علیه ایران را افزایش داد در زمان کلینتون که یک دموکرات است اتفاق افتاد و تا به حال ادامه دارد. بهتر است بدانیم تا روزی که اسرائیل نفس می کشد ما نباید به تغییر دیدگاه آمریکائیها بیاندیشیم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۹ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۰
تا زمانی که صهیونیست ها در امریکاتصمیم گیری می کنند هیچ رئیس جمهوری نمی تواند دیدگاه و رویکرد مناسبی با ایران داشته باشد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۱۸ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۰
آنچه كه مسلم است اوباما با هر كس باشد با ما نيست اين را از عملكرد روساي جمهور گذشته امريكا مي توان به دست آورد به طوري كه وقتي در مسند قدرت هستند، اين نظام حكومتي امريكا است كه سمت و سوي سياست خارجي را تعيين مي كند نه شخص رئيس جمهور.به عنوان مثال چندي پيش پنج وزير خارجه پيشين امريكا خواهان مذاكره بدون پيش شرط با ايران شدن در حالي كه در زمان وزارت ، سخترين مواضع را عليه ايران داشتن و يا جيمي كارتر با نوشتن كتابي در مذمت اسرائيل به يك مدافع فلسطينيان تبديل شد. ولي در دوره رياست جمهوري خود از هيچگونه كمك به اسرائيل دريغ نمي كرد
نكته اي كه به نظر حائز اهميت است اين است كه عملكرد روساي جمهور دمكرات ها در طي سه دهه گذشته(كارتر، كلينتون ) از روساي جمهور، جمهوري خواه(ريگان، بوش پدر و بوش پسر)در قبال ايران به مراتب تندتر و سخت گيرانه بوده است . يعني در زمان كارتر به ايران حمله نظامي شد(واقعه طبس) و در زمان كلينتون ايران مورد تحريم قرار گرفت .ولي رابطه ايران با امريكا در زمان جمهوري خواهان پرسرصدا بوده است ولي جمهوري خواهان در تصميم گيري هاي نهايي عاقلانه رفتار كرده اند به عنوان مثال در زمان ريگان و در اوج برنامه هاي جنگ سرد با شوروي و پيدايش و اجراي برنامه موسوم به جنگ ستارگان ، ريگان با اعزام مك فالين به ايران به دنبال نزديكي به ايران بود .و يا در زمان بوش پدر به عراق حمله شد و در زمان بوش پسر و پس از حادثه 11 سپتامبر به حكومت صدام پايان داد و به القاعده و طالبان كه دشمنان ايران نيز بودند، حمله كرد.كه نتيجه اين سياست جمهوري خواهان تقويت ايران را در بر داشته است پس مي توان گفت كه از نظر تاريخي جمهوري خواهان به ايران بيشتر كمك كرده اند به همين جهت است كه مي توان نتيجه گرفت كه اوباماي دمكرات با هر كس باشد با ما نيست ، و نبايد به شعارهاي تبليغاتي آن دل خوش كرد.
اما مسئله اول اوباما ايران نيست بلكه مانند دمكرات هاي پيشن مسئله اصلي او نگرش به درون امريكا و تامين رفاه خواهد بود و اين مسئله نيازمند رفع بحران اقتصادي پيش آمده را مي طلبد كه پيش نياز غلبه بر بحران مالي ، حل مسئله عراق و افغانستان است . در اين مرحله است كه شايد بخواهد با ايران گفتگو كند . و اين ايران است كه بايستي از يك سياست عاقلانه پيروي كند و اشتباه كمك بدون چشم داشت كه در مورد افغانستان انجام داد، تكرار نكند. يعني اگر قرار باشد، گفتگوي صورت بگيرد بايستي در تمامي زمينه ها باشد نه فقط مربوط به يك مسئله خاص .
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟