افتخارم اين بود كه خودرو ايراني سوارم
کد خبر: ۲۸۳۶۵
| | 26234 بازدید
يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي نوشته است: ما هم ايراني هستيم و به پيشرفت و صدور صنعت كشورمان به دورترين نقاط دنيا افتخار ميكنيم، اما سخن من از زاويه ديگري است. من از جمله افرادي بودم كه اصرار بر اين داشتم كه بايد براي پيشرفت صنعت خودرو از توليدات كشورمان استفاده كنم، اما چند سالي است كه اين انگيزه در من كمرنگ شده، چرا كه هر بار براي سرويس و رفع اشكالات خودرو به نمايندگيهاي ايران خودرو ميروم، از كرده خودم پشيمان ميشوم و توبه ميكنم كه هيچ گاه خودرو ايراني نخرم. از طرفي، هفته پيش دزد با مهارت به خودرو سمند ما زد و متأسفانه سيستم كامپيوتر ماشين را به سرقت برد. باور كنيد كه پس از اين اتفاق، من از دست دزد آنقدر ناراحت نشدم كه از برخوردهاي غير منطقي ايران خودرو متأسف و دلگيرم شدم. با دفتر فروش مركزي ايران خودرو و هر نمايندگي كه تماس گرفتم، گفتند ما اين قطعه را نداريم و بايد از اوراقچيها تهيه كني و دست دوم آن را بخري. پاسخ ما اين بود به هر حال، جنس دست دوم در بازار كه بيشتر دزدي است، چه اطميناني ميشود به سلامت آن كرد؟ در پاسخ گفته ميشد كه همين است و راهي ديگري نداري، چرا كه ايساكو اين قطعه را تنها براي خودروهاي كارخانه توليد ميكند.
القصه تازه كار ما آغاز شد و حتي كار ما به اوراقچيهاي شوش كه تاكنون گذرمان به آنجا نيفتاده بود، هم مراجعه كرديم. از چند مغازه قطعات الكتريكي اول بازار، جوياي كامپيوتر سمند شدم؛ برخورد و نوع پاسخها ذهنم را مشغول كرد. ديدم نوع برخوردها خيلي عادي و روان نيست. از يكي از مغازهداران جوان علت را جويا شدم. وي گفت: آقا اين قطعه چند سالي است ناياب شده و اين بهانه خوبي براي دزدي و بالا رفتن قيمت آن است، تا جايي كه الان نمونه خارجي آن هم براي بر طرف شدن كمبود از خارج وارد ميشود، اما اين كه در بازار اينگونه با شما رفتار ميشود، به اين دليل است قيافه شما بيشتر شباهت به اداري و يا ارگاني دارد و اين باعث ترس فرشنده شده است. اگر ميتواني فرزند و يا فرد ديگري كه قيافه او بيشتر عادي جلوه دهد، بفرستي احتمالا به او خواهند فروخت.
از سلامت جنس پرسيدم. وي گفت: هيچ اطميناني نيست؛ نمونههاي كه الان من دارم از بيرون وارد شده و اينها فقط كولر را جواب نميدهد، وگرنه ماشين را روشن ميكند، اما خريدار كه خبر ندارد، البته براي رفع اين اشكال با فردي صحبت كردم تا با دستكاري داخل آن، اين اشكال را نيز برطرف كند. از اين نوع من دارم، اما به شما نميفروشم، چرا كه از نيروي انتظامي ترس دارم. چند روز پيش در همين منطقه و در حين فروش نيرويهاي آگاهي وارد شدند و هزار قطعه از اين دستگاه را كشف و ضبط كردند.
گفتم: پيشنهاد ديگري داري؟ گفت: برو چراغ برق شايد بتواني آنجا تهيه كني، بيخود اينجا وقتت را تلف نكن كه چيزي به دست نميآوري. به هر حال راه برگشت را به طرف چراغ برق انتخاب كردم. پس از ورود به چراغ برق با قيمت دويست و هفتاد هزار توماني كامپيوتر سمند روبهرو شدم و سرانجام يكي از مغازهداران به عنوان اينكه من براي راهاندازي كار شما اين كار را ميكنم، سفارش داد كه جنس ما را بياورند.
حدود يك ربع گذشت، خبري نشد. سؤال كردم، گفتند رفتند بياورند. يك ربع بعد دوباره پرسيدم. گفت: دارند ميآورند. بعد از اين زمان كمي مشكوك شدم و ياد صحبتهاي آن جوان گاراژ اوراقچيها افتادم. براي همين كمي اطرافم را برانداز كردم، ديدم طور ديگري به من نگاه ميكنند. از داخل مغازه كسي اين طرف آمده و سوالات متفرقه ميكند. آقايي هم در پيادرو مراقب رفت و آمدهاست. متوجه شدم كه سيستم خيلي پيچيده و قشنگ شده، تازه فهميدم دارم جنس قاچاق تهيه ميكنم.
خيلي درد سرتان ندهم. بعد از حدود 45 دقيقه، فردي به مغازه آمد و كيسهاي مشكي به صاحب مغازه داد و سريع از محل دور شد. چند لحظه بعد چشمان ما به جنس دست دوم و مستهلك كامپيوتر سمند روشن شد. از سلامت جنس سئوال كردم. گفت: آقا همين است. ميبري، نصب ميكني، روشن شد، مال شما، والا برميگرداني. از شما چه پنهان، چشم ايران خودرو و ايساكو هم روشن، مبلغي كه تازه از بابت اضافه شدن حقوق بازنشستگي گرفته بودم، با مقداري پس انداز خانمم دادم به مغازهدار و خداحافظي كردم.
تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل...
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



