نامه جانواریو یعنی فاجعه برای استقلال
کد خبر: ۲۸۱۵۹۶
| | 10839 بازدید
منصوریان میگوید آرزویش این است که با استقلال قهرمان آسیا شود.
به گزارش خبرآنلاین، وقتي در تابستان ۱۳۸۷ عليرضا منصوريان با دنياي بازيگري خداحافظي كرد و صراحتاً مدعي ورود به عرصه مربيگري شد، اغلب هواداران استقلال بر يك نكته اتفاقنظر داشتند و آن سرمربي شدن او در استقلال طي آيندهاي نزديك بود. منصوريان به زعم آنها براي احراز سمت فوق چند فاكتور اساسي داشت، او بازيكن بزرگ و محبوبي بود، حمايت اغلب پيشكسوتان را پشتسر خود ميديد و البته با مديران باشگاه هم رابطه مطلوبي داشت. فاكتورهايي كه هركدام از آنها براي كسي كه ميخواهد سرمربي استقلال شود، يك مزيت قابلتوجه به حساب ميآيد.
حضور منصوريان در باشگاه و انتخاب شدن به عنوان رئيس آكادمي استقلال او را به نيمكت آبيها نزديكتر كرد اما قهرماني اين تيم با امير قلعهنويي و اتفاقاتي كه پس از آن براي استقلال رخ داد، منصوريان را به سمت پاس همدان كشاند و پس از آن هم ماجراي دستياري قطبي، سرمربيگري تيم اميد و... پيش آمد تا منصوريان به آرزوي قلبياش نرسد. آرزويي كه برخلاف اغلب مربيان استقلالي، آن را كتمان نكرده و واهمهاي از بيان آن ندارد. عصر دوشنبه فرصتي دست داد تا با سرمربي تيمملي زير ۲۲ سال گپ بزنيم. حرفهايمان از اين تيم شروع شد و به ماجراهاي پيرامون استقلال كشيد.
*از تيمملي زير ۲۲ سال شروع كنيم
خوشبختانه شرايط بسيار خوبي داريم. در مسابقات انتخابي قهرماني زير ۲۲ سال آسيا سيزده امتياز گرفتيم و به همين خاطر احتمال اينكه سرگروه بشويم، بسيار زياد است. مرحله نهايي مسابقات ژانويه ۲۰۱۴ (زمستان ۱۳۹۲) برگزار ميشود و قطعاً تيمهاي رقيبمان قويتر از حريفاني خواهند بود كه در مالزي پيشرو داشتيم. با كارلوس كروش مرتب پيرامون اين تيم جلسه داريم و انصافاً او در اين مورد خيلي كمكمان ميكند. قرار شده براي رقابتهاي غرب آسيا هم از وجود چند بازيكن تيم زير ۲۲ سال استفاده شود چون قرار گرفتن بچههاي ما در تركيب تيمملي بزرگسالان باعث افزايش شخصيت فوتبالي آنها ميشود و هنگامي كه اين نفرات به تيم زير ۲۲ سال برميگردند، بازدهيشان تا حد قابلملاحظهاي افزايش پيدا ميكند. در كنار اين مسئله من و همكارانم همچنان به دنبال جذب نفرات جديد و امتحان نفرات قبلي خواهيم بود. الان عليرضا جهانبخش از جمله نفراتي است كه مدنظرمان است. دو دروازهبان و دو مدافع را هم زير نظر داريم.
*يكي از دروازهباناني كه مدنظرتان قرار گرفته، امير عابدزاده است؟
بله. امير عابدزاده يكي از آنهاست. البته اين را هم بگويم كه دعوت از امير هيچ ربطي به پدرش ندارد. احمدرضا جزو اسطورههاي دروازهباني فوتبال ايران بوده و بزرگتر من است. سالها با هم در تيمملي همبازي بودهايم اما دعوت از امير عابدزاده هيچ ارتباطي به او ندارد. چند فيلم از بازيها و تمريناتش در آمريكا به دستم رسيده، از طرف ديگر دن گاسپار و منصورخان رشيدي هم تمريناتش را ديدهاند، به همين خاطر ميخواهيم او را دعوت كنيم تا تواناييهايش را به صورت جدي محك بزنيم. بههرحال امير دروازهبان سوم پرسپولیس است و بايد به او مجال بدهيم. همانطور كه اين مجال را به دروازهبانان سوم استقلال و مس كرمان هم ميدهيم. اين تيم با نفراتي سروكار دارد كه آيندهسازان فوتبال ايران هستند، بنابراين بايد براي هر استعدادي كه گمان ميرود، توانايي بزرگ شدن در فوتبالمان را دارد، وقت گذاشت. عليرضا جهانبخش را وقتي هفده سال و ۳ ماه سن داشت، به تيمملي اميد دعوت كردم و الان يكي از نفرات اصلي تيمملي جوانان است. شايد باورتان نشود ولي همين حالا بر روي تيم آقاي علي دوستي هم متمركز هستيم تا چند بازيكن خوب تيمملي نوجوانان را هم آرامآرام وارد تيم خودمان كرده و محكشان بزنيم. از سوي ديگر دلم ميخواهد اميد عاليشاه هم به شرايط مطلوب برسد تا بتوانيم او را دعوت كنيم.
*به نظر ميرسد استخوانبندي تيم را به طور كامل شناختهايد؟
بله. الان تقريباً استخوانبندي ۱۵ نفره خودمان را پيدا كردهايم. تركيب ثابت و چهار ذخيره اما همچنان به دنبال جذب نفرات مستعد و امتحان كردن آنها هستيم. حالا وضعيت به گونهاي است كه اگر كسي از جمع ما خط بخورد، به احتمال زياد مسئله انضباطي خواهد بود نه فني. صبر فني من و همكارانم خيلي زياد است اما صبر انضباطيمان نه. حتي اگر بهترين بازيكن تيم نظم را رعايت نكند، جايي در جمع ما نخواهد داشت. ديسيپلين اصليترين شرايط كاري تيمملي زير ۲۲ سال محسوب ميشود.
*رقابتهاي قهرماني جوانان آسيا را هم زير نظر ميگيريد؟
بله، ميخواهم ۵ بازيكن تيمملي جوانان را هم به اردو فرا بخوانم. اين تيم سرمايه ما براي المپيك ۲۰۱۶ است. با فدراسيون هماهنگ كردهام كه براي تماشاي بازيهاي تيمملي جوانان به امارات بروم (اين مسابقات كمتر از دو هفته ديگر آغاز ميشود)
*برسيم به استقلال؛ اين تيم در فصل نقلوانتقالات بازيكنان خوبي جذب كرد اما هنوز نتوانسته به صدر جدول برسد.
استقلال پس از تغيير كادرفني از يك سراشيبي عبور كرد. مربيان و تعدادي از بازيكنان عوض شدند و همين مسئله موجب نوسان اين تيم در نتيجهگيري شد. اتفاقاً همين نكته در چند هفته اول به تيم آسيب رساند و موجب بروز مسائلي شد كه به سكوها هم سرايت كرد. البته امير قلعهنويي همواره در ۷ هفته اول نتايج پرفراز و نشيبي ميگيرد و پس از آن شكل تيمش را پيدا ميكند. البته با اين وجود استقلال هنوز هم فاصله بسيار كمي با صدر جدول دارد و ميتواند جبران كند اما...
*اما چي؟
استقلال با معضلي دست به گريبان است كه از ۳۰ سال قبل تاكنون با آن مواجه بوده. معضلي به نام بيپولي كه به كل مجموعه لطمه ميزند. وقتي پول نباشد، انگيزه نفرات كمتر ميشود، ستاره تيم قهر ميكند و بازدهي پايين ميآيد. وقتي هم كه يك مقدار پول ميآيد، برخي بازيكنان از اينكه چرا به آنها كمتر از ستارگان پرداخت شده، ناراحت ميشوند و... تمام اين عوامل دست به دست هم ميدهد تا حاشيه تيم به اوج برسد. براي مثال همين فابيو جانواريو. او كه پرچم ايران را بر روي بدنش خالكوبي نكرده. فابيو ايراني نيست و فقط براي كسب درآمد به ايران آمده است. فابيو بيحاشيهترين بازيكن خارجي فوتبال ماست اما حالا جوري شده كه او هم از كوره دررفته است طوري كه پيام ميدهد و قهر ميكند. پيام جانواريو يعني فاجعه براي استقلال. از سوي ديگر پژمان منتظري و خسرو حيدري هم به تيمهاي خارجي نميروند و در ايران ميمانند. من نميگويم باشگاه بايد تاوان اين قضيه را بدهد اما حداقل آن اين است كه بايد هزينه حفظ آنها را بدهد. صراحتاً ميگويم اگر در اين برهه حساس زماني به استقلال پول تزريق نشود، روزهاي بدتري در انتظار اين باشگاه خواهد بود و اعتبار باشگاه، مديران و خود امير قلعهنويي ميرود روي هوا. در تمام دوراني كه بازيكن استقلال بودهام، هرگز مديري نبوده كه رديف بودجه نداشته و مديران همواره براي دريافت پول در حال رفت و آمد به سازمان تربيتبدني بودند. الان هم وضعيت به همين ترتيب است. از سوي ديگر استقلال هر فصل با پديدهاي به نام انباشت بدهي مواجه ميشود كه خودش دردسر بسيار بزرگي است. حرفهاي فابيو جانواريو همچون آتشي بود كه از زير خاكستر بلند شد.
*با اين وضعيت استقلال ميتواند قهرمان شود؟
قبل از دربي به ملاقات استقلاليها رفتم و همانجا گفتم كه اين تيم ميتواند قهرمان شود. الان هم ميگويم كه توانايي قهرمان شدن را داراست. البته به شرطي كه دو عامل مهم رعايت شود. تأمين منابع مالي و يكپارچگي بر روي سكوها. يادمان باشد پيراهن استقلال حرمت دارد.
*عدهاي ميگويند فتحا...زاده قبل از پايان فصل بركنار ميشود؟
من هيچ ديدگاه ويژهاي نسبت به فتحا...زاده يا ساير مديران باشگاه ندارم. از فتحا...زاده گرفته تا آشتياني، قريب و نجفنژاد با همه آنها كار كردهام و رابطه خوبي با اين افراد دارم. مديران ساليان سال آمدهاند و رفتهاند اما استقلال همواره استقلال است و ماندگار اما با اين وجود معتقدم در شرايط كنوني برداشتن فتحا...زاده يعني لطمه زدن به استقلال. به نظرم تغيير مديرعامل دردسري به مراتب بزرگتر از مشكلات مالي براي باشگاه درست ميكند و اتفاقاً گرفتاريهاي مالي را تشديد هم ميكند.
من از هيچكس تعريف بيخودي نميكنم. الان هم منظورم شخص فتحا...زاده نيست بلكه انسجام مديريتي باشگاه است كه اهميت دارد. شخصاً در زندگي خصوصيام معتقدم: خدا، خانواده و استقلال. در استقلال هم هواداران و حفظ حرمت پيراهن اهميت حياتي دارد.
*خيليها ميگويند در آيندهاي نزديك نوبت به سرمربيگري عليرضا منصوريان در استقلال ميرسد.
من آدمي نيستم كه اين مسئله را كتمان كنم. صراحتاً ميگويم اولويتم سرمربيگري در استقلال است. آرزويم اين است كه با استقلال قهرمان آسيا شوم. اين مسئله را به خود امير قلعهنويي هم گفتهام. دلم ميخواهد امير دو سال، سه سال يا حتي پنج سال بماند و موفق هم بشود اما صادقانه بگويم سرمربيگري استقلال برايم مهمتر از هدايت تيمملي است. البته نميخواهم به هر طريق ممكن به اين عنوان دست پيدا كنم. خدا رحمت كند ناصر حجازي را. يك روز سر تمرين تيمملي اميد آمد و به من گفت: «عليرضا، يعني روزي را ميبينم كه تو سرمربي استقلال شدهاي و من هم مديرفني تيم باشم.» نور به قبرش ببارد، رفت و اين آرزويش برآورده نشد. عقبه من براي مربيگري تيمملي از هفده سال قبل شروع شده اما عقبهام در استقلال به بيش از ۳۰ سال قبل برميگردد. زماني كه بزرگاني همچون حسن روشن بازيكن اين تيم بودند و من هم هوادارشان.
*... و حرف آخر؟
به عنوان كسي كه هواداران استقلال همچنان به او لطف دارند و در اين فوتبال استخوان خرد كرده، معتقدم اگر بازيكن استقلال ۲ ميليارد هم بگيرد، نوش جانش اما اين تيم زماني اوج ميگيرد كه همه چيز داخل مجموعه و روي سكوها يكنواخت باشد و همه با هم دست به دست يكديگر داده و براي موفقيت استقلال تلاش كنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


