روایت تلخ یک زن از 36سال زندگی با شوهر معتادش
زنی میانسال در دادگاه گفت: چهل سال از زندگی مشترکمان میگذرد و 36 سال است که همسرم اعتیاد دارد. در این مدت به دلیل حضور فرزندانم، صبوری کردهام اما دیگر نمیتوانم زیر یک سقف با شوهر معتادم زندگی کنم.
به گزارش ایسنا، این زن 57 ساله با حضور در دادگاه خانواده به رییس دادگاه گفت: 17 ساله بودم که با پسر عمویم ازدواج کردم. آن زمان رسم بود که دختر عمو و پسر عمو باید با یکدیگر ازدواج میکردند و به قول معروف عقد آنها را در آسمانها بسته بودند.
وی ادامه داد: شوهرم آن زمان 21 سال داشت. البته در فامیل ما خیلی از دخترها علاقه داشتند همسر او شوند چون او در زمان خودش معیارهای یک پسر مورد علاقه دخترها را داشت.
این زن میانسال افزود: همراه با خانواده شوهرم زندگی آرامی را شروع کردم. هر چند که عمر این آرامش، بسیار کوتاه بود زیرا شوهرم بیشتر از آنکه به زندگی و همسرش اهمیت بدهد به دوستانش اهمیت میداد و در نهایت دوستانش زندگیمان را نابود کردند.
وی گفت: چهار سال بیشتر از شروع زندگی مشترکمان نگذشته بود که شوهرم به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد و مقصر اصلی در این میان اول خود او و بعد دوستانش بودند. 36 سال از آن روزها میگذرد و من این زندگی را تحمل کردهام تا بتوانم فرزندانم را با آبرو به خانه بخت بفرستم.
این زن اضافه کرد: با کار کردن در خانههای مردم مخارج زندگی را تهیه میکردم. البته هر دفعه که از سرکار به خانه میآمدم، باید برای دوستان شوهرم که در منزل ما بودند غذا درست میکردم. در غیر این صورت هم خودم و هم فرزندانم شب را تا صبح باید در کوچه میگذراندیم.
وی در پایان گفت: بعد از 40 سال زندگی و سر و سامان گرفتن فرزندانم میخواهم از شوهرم جدا شوم. دیگر نمیخواهم زیر یک سقف با او زندگی کنم.
به گزارش ایسنا، قاضی دادگاه بعد از شنیدن اظهارات زن میانسال به دلیل عدم حضور مرد در دادگاه حکمی مبنی بر طلاق صادر نکرد.
به گزارش ایسنا، این زن 57 ساله با حضور در دادگاه خانواده به رییس دادگاه گفت: 17 ساله بودم که با پسر عمویم ازدواج کردم. آن زمان رسم بود که دختر عمو و پسر عمو باید با یکدیگر ازدواج میکردند و به قول معروف عقد آنها را در آسمانها بسته بودند.
وی ادامه داد: شوهرم آن زمان 21 سال داشت. البته در فامیل ما خیلی از دخترها علاقه داشتند همسر او شوند چون او در زمان خودش معیارهای یک پسر مورد علاقه دخترها را داشت.
این زن میانسال افزود: همراه با خانواده شوهرم زندگی آرامی را شروع کردم. هر چند که عمر این آرامش، بسیار کوتاه بود زیرا شوهرم بیشتر از آنکه به زندگی و همسرش اهمیت بدهد به دوستانش اهمیت میداد و در نهایت دوستانش زندگیمان را نابود کردند.
وی گفت: چهار سال بیشتر از شروع زندگی مشترکمان نگذشته بود که شوهرم به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد و مقصر اصلی در این میان اول خود او و بعد دوستانش بودند. 36 سال از آن روزها میگذرد و من این زندگی را تحمل کردهام تا بتوانم فرزندانم را با آبرو به خانه بخت بفرستم.
این زن اضافه کرد: با کار کردن در خانههای مردم مخارج زندگی را تهیه میکردم. البته هر دفعه که از سرکار به خانه میآمدم، باید برای دوستان شوهرم که در منزل ما بودند غذا درست میکردم. در غیر این صورت هم خودم و هم فرزندانم شب را تا صبح باید در کوچه میگذراندیم.
وی در پایان گفت: بعد از 40 سال زندگی و سر و سامان گرفتن فرزندانم میخواهم از شوهرم جدا شوم. دیگر نمیخواهم زیر یک سقف با او زندگی کنم.
به گزارش ایسنا، قاضی دادگاه بعد از شنیدن اظهارات زن میانسال به دلیل عدم حضور مرد در دادگاه حکمی مبنی بر طلاق صادر نکرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



