بازیابی اخلاق سیاسی در نوستالژی دفاع مقدس
از دیرباز در جوامع گوناگون، مقولهای به نام اخلاق سیاسی مطمح نظر صاحبان فکر و اندیشه بوده است. همچنین در زبان و متون ایرانی و اسلامی، عناصر بیشماری از کنش اخلاقی و اخلاق سیاسی هستند که متأسفانه مورد توجه مراکز دانشگاهی قرار نگرفتهاند. نظریهای درخور توجه در باب اخلاق سیاسی از نگاهی ایرانی ـ اسلامی نیاز مبرم امروز کشور است.
آنچه امروز مورد غفلت سیاستمداران و سیاستگذاران فرهنگی قرار گرفته، اجماع بر سر چگونگی اخلاق سیاسی ایرانی ـ اسلامی در جامعه پرتلاطم ماست. براستی ما کجای تاریخ انحطاط اخلاق و اخلاق سیاسی هستیم و چرا و به چه دلایلی باید سیر زوال اخلاق سیاسی در کشورمان این گونه رقم بخورد؟ راهکار این مسأله بغرنج در کجاست؟
در اوایل جنگ و سالهای نخستین دفاع مقدس، پارادایم اخلاق سیاسی و اخلاق اجتماعی به طور مشهودی در میان مردم جاری و ساری و انگارههای معنایی پررنگ و منویات مادی در سطحی پایین بود. البته نباید جو دفاع مقدس و رخدادهای مربوطه را در ایجاد این پارادایم نادید گرفت، ولی باید پذیرفت که در فردای جنگ، جامعه ایرانی درگیر در مسائلی حاشیهای و پنهان کردن برخی عادات شایسته ایرانی ـ اسلامی شد؛ این درددل جانبازی 70 درصدی با محیط پیرامون خود است. کنایه و نقد در میان نیست ولی آرزویم یادآوری نوستالژی آن دوران است.
در بحبوحه دفاع مقدس، اجماع میان نخبگان سیاسی در بالاترین سطح بود، تهمت، افترا و دروغ در کمترین حد خودنمایی میکرد. مردم کشورمان با زبانی ساده و قناعتی در خور توجه، اخلاق سیاسی و اجتماعی مناسبی را به منصه ظهور رساندند، ولی متأسفانه تفکراتی نه در میان مردم، که در میان برخی نخبگان سیاسی شکل گرفت که تا به امروز همچنان ادامه دارد؛ این رویه به نوعی ابزاری ساختن اخلاق، طرد سلایق مخالف و اشاعه اخلاق سیاسی ابزاری به جای اخلاق سیاسی اسلامی است.
البته شاید نسل جنگ و نسل اول انقلاب در این گناه نابخشودنی شریک بوده و عرصههای فرهنگی و اجتماعی را به عمد به جریانهای متظاهر به اخلاق واگذاشتهاند. نسل اول جنگ و انقلاب به اشتباه به نام کدام راهبرد به کنج عزلت خود رفته و صحنه را واگذار کردند؟
به طور حتم میدانم که ایرانیان هنوز به این نسل اعتماد داشته و خواهان حضور فرهنگی ـ اجتماعی این افراد در جامعه هستند. سعه صدر و سرمایه اجتماعی این افراد، پیشزمینه بروز پررنگ اخلاق سیاسی جدید در جامعه امروز ایرانی است. اما بنده در کنار نقد نسل دفاع مقدس به سبب ترک جایگاه عرصههای گوناگون و اسیر جبر زمانه شدن، بر این باورم که میتوان اخلاق اولیه سیاسی انقلاب و دوران جنگ را در جامعه به گونهای جدید بازسازی کرد که البته احیای این کار، مستلزم حضور جدی این عزیزان و دوری جستن از خانهنشینی و زندانی جبر روزانه است.
در پایان باید گفت که راهکار دیگر این مقوله، رجوع به تجریه و تفکر دوران نوستالژیک دوران جنگ و انتقال آن با زبانی امروزی و بدون هیاهوی سیاسی است و عدم شعارزدگی در راهبرد اخلاق سیاسی ایرانی ـ اسلامی، پیششرط بنیادین این راهبرد است


