صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

بنيان گفت‌و‌گو برچه اصلي استوار است

کد خبر: ۲۷۹۱۱۵
| |
3485 بازدید
|
۱

هيچ يك از ما ترديدي نداريم كه بحث گفت‌و‌گو و مشاوره يكي از اصول پيشرفت در هر كاري است. امروز اگر از هر كدام از ما در خصوص ضرورت و فايده اين امور نظر خواسته شود مي‌توانيم زماني بسيار طولاني در مورد آن صحبت‌كنيم. اما آيا به راستي در دايره عمل هم چنين است؟ آيا هنگام مواجه شدن با مشكل و معضلي خود ما اهل گفت‌و‌گو هستيم؟ اصلا آيا مي‌دانيم كه بنيان گفت‌و‌گو برچه اصلي استوار است و چرا هركدام از ما در تصميم‌گيري‌هاي خود نيازمند مشورت هستيم؟ پس پرده ضرورت گفت‌و‌گو اين نكته نهفته است كه همه ما جايزالخطا هستيم و چنين نيست كه همه چيز را بدانيم. وقتي مي‌گوئيم مشورت يعني آنكه احتمال مي‌دهيم جنبه‌اي از موضوع بر ما پوشيده است. همه اينها چنانكه ذكر شد فقط از يك مطلب ريشه‌ مي‌گيرد و آن هم پذيرش اين نكته است كه هر كسي ممكن است خطا كند. اما آيا اگر كسي اين موضوع را باور نداشت و گمان كرد كه همه چيز را مي‌داند اصلاً باب گفت‌و‌گو و مشورت باز مي‌شود؟ طبيعي است كه نه. وقتي كسي با اين فرض امور را پيش مي‌برد كه بر تمام اسرار واقف است، چرا بايد تن به گفت‌و‌گو و مشورت با ديگران بدهد؟

در مقام مثال گمان مي‌كنيد اگر كسي باور داشته باشد كه حقيقت را مي‌داند و تمام آن نزد اوست حاضر است تن به سخن يا راه ديگري بدهد؟ پاسخ روشن است حالا اگر كسي عليرغم اين كه خود را داناي كل مي‌داند، باز هم سخن از مشورت و رايزني و فضاي آزاد سخن‌گفتن به ميان آورد، به نظر شما آيا تعارفي بيش نيست؟ قطعاً چنين است. ما گاهي اوقات چيزهايي را باور نداريم و فقط بخاطر آنكه پز بيروني بدهيم تن به آنها مي‌دهيم. نمونه آن همين انتخابات فدراسيون‌هاي ورزشي است. از سويي با يك استدلال كاملاً صحيح مي‌گوئيم وقتي دولت هزينه فدراسيون‌ها را مي‌دهد،‌چرا نبايد در انتخابات آنها دخالت داشته باشد و مديراني را كه خود مايل است منصوب كند؟ و اينكه چرا بايد دولت مقابل نمايندگان و مردم بخاطر برخي نتايج ضعيف پاسخگو باشد، اما قدرت آنكه رئيس فدراسيون را خود منصوب كند نداشته باشد؟ اما از سويي ديگر بخاطر فشارهاي فدراسيون‌هاي جهاني و اينكه مي‌خواهيم در بيرون پز دمكراسي بدهيم مي‌آئيم و مديريت فدراسيون‌ها را انتخابي مي‌كنيم. انتخاباتي كه ديگر ميزان آزاد بودن آن براي همه روشن است. وقتي هم كه عليرغم تمام تلاش مسئولان، فرد مورد نظر آنها رأي نمي‌آورد به بند ديگري از اساسنامه توسل جسته و فرد منتخب را به راحتي بركنار مي‌كنيم. خوب حالا خودتان اين معادله شتر، گاو، پلنگ را حل كنيد.

 آخر ما كه تحمل انتخاب شدن فردي غير از كانديداي مور نظر خود را نداريم، مگر مجبوريم كه اداي انتخابات آزاد را در بياوريم؟ اينجا همان تعارضي پيش مي‌آيد كه به آن اشاره كردم. ما از سويي اعتقاد داريم كه بهتر از همه مصالح را مي‌دانيم و از سوي ديگرشعار خرد جمعي را مي‌دهيم، يعني آنكه رأي جمع صائب‌تر از نظر خود ما است. حالا واقعاً اگر كسي با آن تفكر خود مطلق بيني بخواهد شيوه خرد جمعي را پيش بگيرد غير از يك تعارف چيز بيشتري است؟حال مثالي ديگر، اگر كسي گمان كند كه بيشتر از هركسي دلسوز است تصور مي‌كنيد چقدر به نظر ديگران اهميت مي‌دهد و سخنان آنها را كه گاهي مخالف نظريات خودش است، دلسوزانه قلمداد مي‌كند! طبيعي است كه اگر خيلي تخفيف بدهد و نگويد افرادي كه نظر مخالف دارند دلسوز نيستند، حداقل مي‌گويد كه آنها آگاه نيستند و از سرناآگاهي سخن مي‌گويند. به اصل سخن بپردازم، اما براي پيشرفت كارها بايد به دو اصل اعتقاد داشته باشيم اول آنكه جايز الخطا نيستيم و همه چيز را نمي‌دانيم و به تعبير حكماي يونان باور داشته باشيم كه سه چيز را همگان دانند و همگان از مادر زاده نشده‌اند و دوم آنكه ديگران هم به اندازه ما دلسوز هستند و چنين نيست كه فقط ما اهل درد هستيم.

 صد البته اين قاعده استثناتي هم دارد و نمي‌توان نظر كساني را كه بخاطر منافع شخصي سخني را مي‌گويند و يا از سرغرض نظري را مطرح كرده و با از موقعيت خود سوء استفاده‌هايي مي‌كنند داخل اين دايره دانست. اصل تفكيك قوا درست، اما آيا مگر قواي مختلف هر كدام دلسوز اين كشور نيستند؟ اختلاف نظر طبيعي است اما نبايد منجربه آن شود كه حتي سخن حق مخالف را هم به گوش نگيريم. تفكيك قوا به هيچ وجه به معني تضاد‌ قوانيست و و اين معنارا ندارد كه هريك از قوا سيستم را به جانبي بكشد كه سرانجام آن گردش درمدار صفر درجه شود. هفته گذشته رئيس جمهور خطاب به كليه مسئولان دستگاههاي اجرائي اعم از وزيران بخشنامه‌اي صادر كردند مبني بر خودداري از هرگونه اقدام يا عزل و نصبي كه شائبه دخالت نمايندگان مجلس در آن متبلور باشد.

 مگر از اساس تاكنون غير از اين بوده است؟ چرا حالا كه كمتر از يكسال به پايان دولت مانده است چنين بخشنامه‌اي صادر شده است؛ مگر چه اتفاقي افتاده است؟ به ساير جوانب امر كاري ندارم از آنجا كه اين بخشنامه بعد از داستان استيضاح وزير ورزش صادر شده براي اهالي ورزش اين شائبه به وجود مي‌آيد كه موضوع بي ارتباط با آن مسئله نيست. اگر چنين باشد چرا بايد كار ورزش ما به چنين بخشنامه‌اي برسد. ورزش ميداني است كه اگر در آن از تمام نيروهاي دلسوز استفاده كنيم باز هم كم است و كار بيشتري را طلب مي‌كند، پس چرا بايد دو نهاد مهم ما بجاي همدلي در آن رو در روي يكديگر قرار گيرند؟

 ما براي گسترش و رشد و توسعه ورزش هم احتياج به نمايندگاني مطلع و دلسوز داريم و هم نيازمند مديراني با اين اوصاف. صلاح در اين است كه اين دو دست در دست يكديگر امور را به پيش ببرند. تفكيك قوا نه به مفهوم بالا گرفتن شمشيري بنام استيضاح بر سر وزارت ورزش است و نه به معني بي‌اعتنايي مسئولان امور به پيشنهادات دلسوزانه نمايندگان مجلس. با اين همه دشمنان بيروني و مشكلات دروني هيچ چيزي بالاتر از دوستي و دست در دست يكديگر نهادن واجب نيست بخشنامه رئيس جمهور از اختيارات ايشان است و نكته حقي است چنانكه تقاضاي استيضاح نمايندگان مجلس هم از حقوق آنهاست اما در كنار و شايد بالاتر از اينها چيزي وجود دارد به نام همدلي كه مي‌تواند بسياري از مشكلات را حل كند اين امر مهم ميسر نيست مگر آنكه چنانكه گفته شد اولاً هر كدام از ما اعتراف كند كه همه حق را نمي‌داند و بخشي از آن نزد ديگران است و ثانياً منكر دلسوزي ديگران نشويم و آنها را هم چون خود دلسوز بپنداريم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۳ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
آقا اين چه حرفيه، ملكت ما پر شده از علامه هاي دهر و بحرالعلوم با عناويني چون دكتر و مهندس و غيره... فقط نمي دونم چرا مشكلات مملكت هم به نسبت اين افراد زياد شده. ظاهرا اين افراد توانايي حل مساله ندارند يا مسائل براي آنها اهميتي ندارد.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...