گفتند نگران نباشيد!
نميدانم ورزش ما به كدام طلسم دچار شده يا كدام نفرين گريبان او را گرفته است كه اصلاً قرار نيست روز خوش ببيند و آب خوش از گلويش پايين برود؟ اصلاً انگار حكايت آرامش و ورزش كشور داستان جن و بسمالله است كه نميتوانند با هم در يكجا ظاهر شوند. به محض آنكه خبر خوشي ميرسد و ميخواهي كه خود را براي سرور آماده كني، ناگهان خبر يا حادثهاي بد چنان مانند صاعقه برسرت فرود ميآيد كه تمام آن حلاوتها را از بين ميبرد. بارها گفتهام كه بنابر دلايل متعدد فرهنگي، پنداري اصلاً بلد نيستيم شادي كنيم و فقط هنرمندان و مردان بزرگ روزهاي غم هستيم.
شايد بر همين جهت باشد كه گاه به دست خود سعي ميكنيم شيريني را تبديل به تلخي و شادي را با غم عوض كنيم. واقعاً از سر ندانم كاري است يا آنكه چيزي در درون ما وجود دارد كه با آرامش دشمني دارد؟ چرا هميشه فكر ميكنيم كه در بحرانها بهتر ميتوانيم مديريت كنيم؟ چرا گاه چنان رفتار ميكنيم كه انگار با فضاي آرام دشمني داريم؟ قرار بود كه ورزش ميداني باشد براي فراموش كردن تنشها و مشكلات، اما حالا خود تبديل شده است به عاملي براي استرس.
حتماً اخبار هفته گذشته را پيگيري كردهايد. از سويي بحث استيضاح وزير مطرح ميشود و از سوي ديگر بحث نامه كميته بينالمللي المپيك كه صريحاً اعلام كرده است رؤساي فدراسيونهاي بركنار شده بايد برسر كار خود بازگردند. حالا فكر كنيد وزير ورزش چه روزگاري دارد از يك طرف بايد خود را براي جلسه استيضاح آماده كند و از طرف ديگر چارهاي بينديشد كه چگونه از دام خود تنيده يعني بركناري رؤساي فدراسيونها كه موجب نامه كميته بينالمللي المپيك شده رها شود.
راستي چه كساني، وزيري را كه بهترين نتايج المپيك در دوره او بوده است را به چنان مرحلهاي رساندهاند كه نه تنها از او قدرداني نميشود، بلكه از داخل و خارج نيز تحت فشار قرار ميگيرد؟
چرا آقاي وزير كه فردي دانشگاهي هستند و عليالظاهر بايد براي تخصص ارزش و اهميت قائل شوند، ناگهان تسليم رأي مشاوراني ميشود كه يا كار بلد نيستند و يا آنكه به دنبال مسائلي ديگر هستند؟ تمام كارشناسان و دلسوزان ايشان را از اينگونه تعويض كردن پرهيز دادن، اما ايشان توجهي نكردند و نميدانم براساس كدام پشتوانه مرتباً گفتند تهديدي در كار نيست. باز هم تمام اهل خرد ورزش ايشان را از برگزاري انتخابات فدراسيونها پرهيز دادند، اما باز هم همان پاسخ تكراري را شنيدند كه بيمي نداشته باشيد كه هيچ خبر و تهديدي نيست. آيا حالا كه كار به نامه بالاترين نهاد ورزشي جهان كشيده شده باز هم بايد بگوييم كه هيچ خبر و تهديدي در كار نيست؟ در نوشته نوبت قبل گفتم كه وضعيت فوتبال ما مانند قيمت دلار شده كه مرتب بايد بگوييم خدا كند در همين شرايط باقي بماند. در اين نوبت ميخواهم بگويم كه وضعيت كل ورزش ما، مانند قيمت سكه و طلا شده است.
روز به روز قيمت دلار بالاتر ميرود، آقايان ميگويند نخريد كه قيمت آن حبابي است و پايين ميآيد. روز به روز قيمت سكه بالاتر ميرود و باز هم حضرات در پاسخ ميگويند جاي نگراني نيست، قيمتها حبابي است و پائين ميآيد. روز به روز قيمت مواد مصرفي بالاتر ميرود اما باز هم، حرف مرد يكي است و مديران شايسته سالار! ما همان پاسخ را ميدهند. حالا در ورزش هم هر روز يك نامه تهديد آميز از يك فدراسيون جهاني ميآيد اما آقايان ميگويند نگران نباشيد هيچ اتفاقي نميافتد. بعضي از رشتههاي ورزشي ما اجازه حضور در مسابقات را نميدهند و حتي برخي ازآنها را در وسط راه باز ميگردانند، اما آقايان باز هم ميگويند هيچتهديد و خبري وجود ندارد. حالا كار به جايي رسيده كه كميته بينالمللي المپيك نامه ميدهد اما بازهم حتماً آقايان خواهند گفت كه هيچ تهديد و خبري نيست. من نميدانم تهديد و خبر از نگاه آقايان چيست و چه معني دارد؟
شايد تا هنگامي كه خطربه صندلي آقايان نرسيده اعتقاد داشتند كه خبري نيست؟ اما حالا كه به بيخ گوش خودشان رسيده آيا باز هم خواهند گفت خبري نيست؟ قبلاً برادرانه خدمت آقاي عباسي نوشتم كه با اين شيوه تصميمگيري شما نياز به دشمن نداريد و خودتان كار مخالفان را راحت ميكنيد اما ايشان عنايتي نكردند و متاسفم كه بگويم حالا آنچه كه پيشبيني ميكردم دارد جامه عمل ميپوشاند. از سويي نام كميته بينالمللي ميآيد تا سايه تعليق جديتر شود و از ديگر سو نمايندگان ايشان را به مجلس فرا ميخوانند تا استيضاح كنند. باور كنيد كه دوست نداشتيم سرنوشت نخستين وزير ورزش و جوانان به اينجا بكشد كه هنوز استقرار ايشان به يكسال نرسيده خود را مقابل استيضاح نمايندگان ببيند اما چه كنيم كه خود ايشان نخواستند.
شايد هم اين پست براي ايشان چنان جاذبهاي ندارد كه بخواهند براي بقاي در آن به تفكر بپردازند. و يا شايد هم كل ورزش براي ايشان مايهي چنان دلبستگي نيست كه تعليق شدن آن برايشان مهم باشد. اگر چنين باشد يعني سلطه تفكرخطرناكي كه فرد و شأن خود را اجل از مسئوليتي كه دارد ببيند احساس كند اگر آن حوزه قرباني هم بشود چندان مهم نيست بلكه بايد سر سلطان به سلامت باشد.
سوگمندانه بايد گفت كه گاهي اين نگاه را در نزد برخي از اهل سياست ميبينيم كه حاضرند به خاطر يك دستمال قيصريه را به آتش بكشانند تا بگويند كه نه خير ما اشتباه نكردهايم. آيا شما تا به حال واژه اشتباه كردم را از هيچ مسئولي شنيدهايد؟ آيا هيچ فكر كردهايد كه با اين همه مسئول بري از خطا و اشتباه چرا وضعيت اقتصادي، ورزشي و فرهنگي چنين است؟ حالا كه گفتم «اقتصاد» بد نيست اين نكته را هم يادآوري كنم كه آقايان نمايندگان مجلس، مردم گرفتاريهاي ديگري هم دارند و گراني ديگر دارد تسمه از گرده همه ميكشد. آيا براي شما اين گرفتاريها هم مهم است يا آنكه ورزش چون اسم و رسم خوبي دارد، اين همه مورد توجه است؟ پاسخ را به خودتان واگذار ميكنم.
درست مانند رئيس فدراسيون فوتبال كه نميدانيم نتيجه بد نزد ايشان چه معنايي دارد چرا كه هرچقدر شكست ميخوريم باز هم ايشان ميگويند اتفاقي نيافتاده است.


