عادل عزيز ممنون كه ما را تنها گذاشتی!
خبر به يكباره پيچيد؛ سه بازيكن باسابقه تيمملي كه همه آنان را ميشناسند بازيكنان را دور هم جمع كردند كه در حق فوتبال و ما احجاف شده و بايد براي مقابله به مثل، رسانه ملي را تحريم كرد.
نود نوشت، آنان دلخور بودند از عادل فردوسيپور و رسانه ملي كه چرا اين قدر مدال آوري قهرمانان المپيك را مثل پتك روي سر فوتبال ميزند و گوشه و كنايه و «تكه» نثار فوتباليستها - اين ورزشكاران گرانقيمت - ميكند. اين شد كه راهحل را در تحريم رسانه ملي و عادل فردوسيپور ديدند.
حرف عادل اما درست بود و حرف شمار زيادي از افراد جامعه. اين درست كه فوتبال، پرطرفدارترين رشته ورزشي ايران و جهان است و اگر شرايط «منصفانه» باشد ميتواند بيشتر از اينها در بياورد و به فوتباليستها بدهد اما بحث، بحث رقابت بينالمللي بود و تيمهاي فوتبال ايراني در مسابقات آسيايي و جهاني به هيچ موفقيتي نرسيده بودند و اين ناكاميها مردم را رنج ميداد.
ورزشدوستان همانطور كه موفقيت واليبال و بسكتبال را در آسيا ميديدند و با مدالآوري وزنهبرداران، كشتيگيران، تكواندوكاران و دو و ميدانيكاران شاد ميشدند، دلشان ميخواست موفقيت تيمهاي ملي را در ردههاي اميد و بزرگسالان و قهرماني نمايندگان ايران در ليگ قهرمانان آسيا را نيز ببينند و شادتر شوند. به يقين، آنها قهرماني تيمملي در آسيا با نمايندگان ايران در ليگ قهرمانان آسيا را همسطح قهرماني در جهان ميدانستند و به همين خاطر، به خيابانها هم ميآمدند. اما فوتبال در جا زد و مردم را مايوس كرد.
اين شد كه رسانههاي نوشتاري و اينترنتي نيز پشت صدا و سيما و عادل درآمدند و از اين «حرف درست» حمايت كردند. روزنامه ۹۰ نيز به رغم آن كه ميدانست منظور مليپوشان عادل فردوسيپور و تلويزيون است، تيتر اول يكي از شمارههاي خود را به اين موضوع اختصاص داد كه «ما هم شما را تحريم ميكنيم» تا همراهي خود را با اين جريان درست نشان داده باشد. در روزهاي بعد، اتحاد رسانهها بيشتر و بيشتر شد و مليپوشان نيز متوجه شدند نه تنها با عادل و تلويزيون، بلكه با همه رسانههاي تاثيرگذار طرف هستند. اما بعد از اين ماجرا چه شد؟
عادل فردوسيپور خيلي راحت خود را كنار كشيد. نه ديگر كنايهاي زد و نه بحثش را مطرح ساخت. نه تشكري از رسانهها به خاطر اين همراهي كرد و نه حتي در برنامه ۹۰ به اين قضيه پرداخت. او كه به سوراخ ورزشگاهها، جمع شدن دانشآموزان براي ساختن لوگوي ۹۰ و هزار مسئله حاشيهاي ديگر ميپردازد، اشارهاي به اين موضوع مهم كه مليپوشان، رسانهها را تحريم كردهاند و رسانهها نيز مليپوشان را، نكرد. او همراهي رسانهها را با خود ديد اما خودش با رسانهها همراهي نكرد.
اگرچه او درخواستي نداشت و از رسانهها براي حمايت از خود كمك نطلبيد اما در اتفاقي نادر، رسانهها كه متاسفانه معمولا با هم متحد نميشوند در اين قضيه كنار هم ايستادند و در عوض، از عادل انتظار داشتند خودش را كنار نكشد و حالا كه تشكري نميكند، دستكم به ماجرا بپردازد. عادل اما اين را هم دريغ كرد. فردوسيپور يكي از پربينندهترين برنامههاي تاريخ تلويزيون ايران را ساخته و بخش بسيار بسيار زياد اين موفقيت، حاصل هوش بالا و اجراي دوست داشتني اوست. برنامه ۹۰ به رغم كاستيهايي كه دارد، مورد هجمه منتقداني است كه «منصفانه» برنامهاش را نقد نميكنند و در پي خط و ربطهاي سياسي هستند.
برنامه ۹۰ در اين برهه نيازمند حمايت است و نگارنده نيز جزو طرفداران آن. اما در اين ماجرا به نظر ميرسد عادل دچار نوعي «نگاه از بالا» شده و يا دستكم، «سكوت» را ترجيح داده.
بسياري از دوستان او ميگويند خصوصيت اخلاقي مجري ۹۰ اين است. در قبال انتقادات و شايعاتي كه عليه او راه ميافتد، سكوت ميكند. مثل حالا كه مليپوشان عليه او موضع گرفتهاند و عادل، ترجيح داده سكوت كند. اما آيا اين سكوت جايز است؟ رسانهها به خاطر او خودشان را به آب زدهاند. آيا عادل نميخواهد خودش را «خيس» كند؟



