مقصر عباس بود، چمن بود و داور بازي!
پيروزي تيم ملي لبنان برابر ايران باعث شده است تا شاگردان تئو بوكر به فكر حضور در جام جهاني 2014 برزيل بيفتند.
به گزارش ايسنا، نتيجه ديدار تيمهاي ملي فوتبال لبنان و ايران در رقابتهاي انتخابي جام جهاني 2014 يك شگفتي ورزشي بود. لبنان تا پيش از اين هرگز موفق نشده بود، در بازيهاي خود برابر ايران برنده از ميدان خارج شود ولي مردان كارلوس كيروش در بيروت بازي را با يك گل به ميزبان قعرنشين واگذار كردند تا "11freunde" پس از اين بازي از "برد تاريخي لبنان" و "گام بزرگ لبنان به سوي برزيل" بنويسد.
"هلن اشتاوده" يك هفته پس از بازي ايران و لبنان در پايگاه اينترنتي مجله آلماني ياد شده به اين بازي نگاهي داشته و مينويسد: «تيم ملي لبنان با برد يك بر صفر ايران از پس كاري تاريخي برآمد؛ زيرا تيم تئو بوكر، سرمربي آلماني لبنان به يكباره گامي بزرگ به سوي برزيل 2014 برداشته و يك قدم به جام جهاني نزديكتر شده است. حضور لبنان در جام جهاني بيشتر به "رويايي" ميماند تا هر چيز ديگر.
تا يك سال پيش بسكتبال محبوبترين ورزش لبنان بود ولي تئو بوكر به تيم ملي لبنان بازگشت و در چند هفته شعبدهاي بزرگ را در اين كشور صورت داد. اين نخستين بار است كه لبنان در آخرين و تعيينكنندهترين دور انتخابي يك جامجهاني حضور مييابد. اين تيم پس از باخت 6 بر صفر برابر كره در سال 2011، با بيخيالي تمام راهي دور پاياني رقابتها به مقصد برزيل شد. در ژانويه اما، غافلگيري بزرگي از راه رسيد. رضا عنتر، بازيساز و كاپيتان لبنان با سابقه بازي در كلن در جريان مسابقهاي در ليگ فوتبال چين آسيب ديد و به اين ترتيب 3 بازي نخست لبنان را از دست داد كه بدون او نتوانست هيچ حريفي را ببرد و تنها با يك امتياز در قعر جدول جاي داشت.
عنتر اندكي پيش از بازي با ايران گفته بود: "سخت بتوان گفت با بودن من در زمين بازي روند ديگري پيدا ميكرد. تنها ميدانم همه كار خواهم كرد تا پيروز شويم." اين فوتباليست 31 ساله درباره عملكرد بوكر در لبنان هم اظهار كرده بود: "آنچه او در لبنان انجام داده، باور نكردني است. ما تيم بسيار خوبي را تشكيل دادهايم."
هواداران پيش از بازي با ايران در جلوي ورزشگاه جشن ميگيرند. علي مطمئن است نبود رضا عنتر دليل شكستهاي پيشين بودهاند: "تيم با رضا عنتر 200 درصد بهتر شده است." اين هوادار 21 ساله از صور در جنوب لبنان ميآيد، كلاهي به رنگ پرچم لبنان را به سر دارد و پرچم كشورش را روي شانههايش انداخته است. او و پسرعموهايش هفتههاست در تب و تاب بازي با ايران به سر ميبرند. ولي موفقيت برابر تيم ملي ايران سخت به نظر ميرسد. ايران يكي از وزنههاي فوتبال آسياست و پيش از اين 3 بار در جام جهاني حاضر بوده كه آخرينش به جام جهاني 2006 آلمان برميگردد.
بازيكنان لبنان بايد با گرفتاريهايي دست و پنجه نرم كنند كه حريفانشان از آنها بيخبرند. فوتبال لبنان به اندازه كافي حرفهاي نيست تا از راهش بتوان امرار معاش كرد و خرج زندگي را درآورد. بسياري از بازيكنان شغل ديگري را در كنار فوتبال دارند تا از آن راه پول در بياورند. زمين تمرين مناسب در كار نيست. درست پيش از بازي حساس برابر ايران چمن ورزشگاه "اسپورتس سيتي" بيروت دچار آفت شد! تمرينها به ناچار بايد به "صيدا" در يك ساعتي بيروت انتقال يافته يا روي چمن مصنوعي انجام ميشد.
چمن ورزشگاه در فاصله باقيمانده تا روز بازي تعمير شد؛ هر چند اين كار آن طور كه بايد، حرفهاي صورت نگرفت. ولي اين تنها ورزشگاه در سراسر لبنان است كه ميتواند موارد امنيتي مورد نظر فيفا را تامين كند. كارلوس كيروش، سرمربي ايران با اين حرف كنار نميآيد: "سر درنميآورم چرا بايد چنين بازي مهمي در چنين چمن بدي برگزار شود؛ آن هم وقتي چمن بهتري وجود دارد." اين مربي پرتغالي كه روزگاري رئال مادريد و تيم ملي پرتغال را هدايت كرده است، زمان انجام بازي را بدتر از چمن ورزشگاه دانست: "زماني كه بازيكنان ساعت 4 بعدازظهر خودشان را گرم كنند، تا شروع بازي "ناك اوت" ميشوند. زمان انجام بازي تمام مسابقه را خراب ميكند، عملكرد بازيكن را كاهش ميدهد و سرعت بازي را ميگيرد."
گلزني رضا عنتر
در حالي كه تئو بوكر يك روز مانده به بازي با ايران تلاش فراواني داشت جلوي هيجان بيش از حد را بگيرد، مردانش از همان دقيقه نخست بازي نشان دادند، خيال پيروزي دارند. ايران تهاجمي و رو به جلو بازي ميكرد ولي به ندرت توانست از دفاع به خوبي سازمانيافته لبنان گذر كند.
يكي از بهترين بازيكنان خط دفاعي لبنان در كنار يوسف محمد (بازيكن سابق كلن)، "هيثم" بود. ولي در نهايت شب، شب بازيكن ديگري بود: دروازهبان عباس حسن. شاگرد جوان "كريستين شوايشلر"، مربي دروازهبانان لبنان در شروع بازي تيرهاي دروازه را ميبوسد. اين سنگربان 26 ساله از همان دقيقههاي نخست بازي بايد واكنش نشان داده و نخستين توپها را مهار ميكرد. اين سرنوشت تمام دقيقههاي بازي بود. اگر ايرانيها ميتوانستند از مدافعان لبنان عبور كنند، به عباس حسن برميخوردند. 20 دقيقه طول كشيد تا در نهايت بازيكنان ميزبان توانستند در محوطه جريمه ايران حاضر شوند. سيد (مهدي) رحمتي توپ را دفع كرد. لبنان دوباره صاحب توپ شد ولي آن را به بالاي دروازه فرستاد. تنها 8 دقيقه بعد لبنان دوباره صاحب يك ضربه آزاد شد: محمد حيدر توپ را به تير دوم فرستاد. كاپيتان عنتر، آنجا ايستاده بود و توپ را با خونسردي به درون دروازه فرستاد. يك بر صفر به سود لبنان.
جمعيت فرياد ميكشد. فرياد شادي و سرود پيروزي سر ميدهد. اندك هواداران ايراني كه در آغاز بازي تنها صداي ورزشگاه بودند، به يكباره آرام شدند. جشن روي سكوها حدومرزي نداشت. تيم ملي ايران رفته رفته عصبي ميشود و تا پايان نيمه نخست تنها ميتواند يك ضربه آزاد را از بالاي دروازه لبنانيها عبور دهد كه در نيمه دوم هم خطرناك است. هر چند بازيكنان در زدن ضربه نهايي موفق عمل نميكنند. آنها اگر چه با كار خوب محمد حيدر فرصتهاي ضد حمله فراواني را به دست ميآورند ولي هيچ يك به نتيجه نميرسد. ايرانيها همه كار ميكنند تا از ديوار بتني لبنان بگذرند و تمام مردان خود را به حمله ميفرستند. لبنان خيلي زود شروع به وقت كشي ميكند تا برد يك بر صفر را از دست ندهد. بازي در دقيقههاي پاياني بسيار هيجان انگيز ميشود: ايران نميخواهد بدون برد از زمين بيرون برود و به دروازه حريف حملهور ميشود. ولي عباس حسن آنجا ايستاده است و توپها را يكي پس از ديگري مهار ميكند. چهار توپ را با شيرجه دفع و بيهمتا از برد تيمش دفاع ميكند. چند دقيقه پيش از پايان بازي ضربه آزادي به سود ايران اعلام ميشود. هيجان در ميان تماشاگران به اوج ميرسد. زماني كه سوت داور لبنانيها را نجات ميدهد، بازيكنان شاديكنان به درون زمين ميدوند، گويي قهرمان جامجهاني شدهاند.
عباس حسن دستكشهايش را به ميان تماشاگران پرتاب ميكند و پابرهنه در ميدان ميدود. كارلوس كيروش بازي را اين گونه شرح ميدهد: "امشب يك قهرمان ملي به دنيا آمد. عباس در پايان ايران را شكست داد. وقتي دروازهباني چهار توپ را يكي پس از ديگري مهار ميكند، ديگر چه كاري از دست من برميآيد؟" هواداران تنها يك نام را ميشناسند: عباس.
كار براي كيروش جديتر از هميشه شده و صعود ايران به خطر افتاده است. او نميخواهد حرفي را از سران فدراسيون فوتبال ايران بشنود. مقصر عباس بود، چمن بود و داور بازي. از نظر لبنانيها تمام اين حرفها بياهميت است. بحث برزيل در ميان نيست تنها پاي همين برد در ميان است كه بايد جشن گرفته شود.»



