گفتهها و ناگفتههای روزنامههای صبح امروز
خیز بلند اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری
انتخابات و گرم کردن تنور آن امروز در صفحات روزنامههای نزدیک به اصلاحطلبهای بازار داغی داشت. گویا، در فاصله نه ماه مانده تا برگزاری یازدهمین انتخابات ریاستجمهوری باید منتظر استارت زدن دیگر گروهها هم باشیم.
کد خبر: ۲۷۲۶۲۹
| | 33865 بازدید
روزنامههای صبح امروز ایران مانند بسیاری از کشورهای جهان همچنان تحت تأثیر اهانت به ساحت پیامبر گرامی اسلام (ص) قرار دارند. کشیده شدن ادامه اعتراضات مسلمانان به لندن و سیدنی و انتقال کارگردان فیلم به صورتی پوشیده به اداره پلیس، از مهمترین موضوعات این ماجرا بودند. با این حال، بحثهای انتخاباتی و تصمیمات ارزی همچون همیشه جایگاه خود را در صفحات روزنامههای صبح امروز دارند. انتخابات در روزنامههای اصلاحطلب
گمانهزنیهای انتخاباتی، یکی از موضوعات مشترک روزنامههای اصلاحطلب صبح کشور بود. دو روزنامه آرمان و آفتاب یزد از تیترهای نزدیک به هم از انتظار اصلاحطلبان برای دیدن چراغ سبزِ شرکت در انتخابات نوشتند.
آرمان که سه تیتر از تیترهای صفحه نخست خود را به موضوعات انتخاباتی اختصاص داده است، در حالی که در جایی از قول «غفوری فرد» خبر میدهد که خاتمی، جهانگیری و نجفی برای کاندیداتوری مشکلی ندارند، در گزارش یک خود ـ که با عکس معناداری در صفحه نخست این روزنامه جا گرفته ـ با عنوان «در انتظار چراغ سبز، اصلاحطلبان برای انتخابات فضا میخواهند» مینویسد: «ساختار هرم سیاسی در سه دهه گذشته از کنشگری دو نحله سیاسی انسجام یافته است؛ جناح چپ که اکنون به عنوان اصلاحطلب خوانده میشوند و جناح راست که چندی است با نام اصولگرایی در سپهر سیاسی به فعالیت میپردازد. پس از انتخابات سال ۸۸ و حوادث پیرامونی آن این ترکیب دچار تغییر و تحولاتی شد و اصلاحطلبان بیش از پیش به حاشیه رفتند و اکنون نکته اینجاست که آنان در انتخابات اخیر چگونه و با چه ترکیبی به بطن و متن تحولات سیاسی بازخواهند گشت. غیر از خود اصلاحطلبان این مقوله به دغدغه بزرگ اصولگرایان هم تبدیل شده و در حالی که اصلاحطلبان، تریبون چندانی برای ابراز نظرات خود ندارند، این آنان هستند که پیرامون این موضوع به اظهارنظر میپردازند و عمده گفتار آنان وجه سلبی دارد و حضور اصلاحطلبان را منوط به اما و اگرهای پرشمار میکنند. به هر روی از همین واکنشها نیز چنین برمیآید که اصلاحطلبان به واسطه بدنه اجتماعی خود قابل حذف از فضای سیاسی نیستند و کیفیت و کمیت ورود آنان به عرصه انتخابات مسألهای است که اذهان سیاسیون را به خود جلب کرده است».
روزنامه آفتاب هم که بیشتر تیترهای صفحه نخست خود را به انتخابات اختصاص داده است، در گزارشی با نام «اطلاح طلبان منتظر چراغ سبز» به نقل گفتههای محمد رضا تابش میپردازد و در بخشی مینویسد: «متاسفانه بخشی از اصولگرایان تمامیت خواه به خود اجازه میدهند که از جانب حاکمیت حرف بزنند و این موضوع را ما باید در کشور و نظام چاره جویی کنیم».
این روزنامه همچنین در صفحه نخست خود افزون بر اینکه در گزارشی از «رقابتهای درون پایداری» خبر میدهد و با تیترهایی چون «یک زن سرپرست خانوار: ۴۸ بار به رئیس جمهور نامه نوشتم و هیچ نتیجهای نداشت» به انتقاد از رئیس جمهور و وضع کنونی میپردازد، گفتوگویی با احمد شیرزاد انجام داده که آن را با تیتر «اصولگرایان از اصلاح طلبان بازنده استقبال میکنند» در صفحه نخست خود جای داده است.
روزنامه ابتکار دیگر روزنامهای بود با نگاه انتخاباتی، تغییر و تحولات جبهه پایداری را که این روزها به گوش میرسد، دستمایه گزارش خود قرار داده بود و در گزارش از گروه سیاسی خود با نام «انشعاب در انشعاب» نوشت: «روزهای گذشته، اخبار ضد و نقیضی از بروز انشعاب در جبهه پایداری منتشر شد؛ اخباری که حکایت از آن داشت که این جبهه جنجالی که در آستانه مجلس نهم با قدرت وارد کارزار انتخاباتی شده بود، اینک در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، به دو گروه تهران و قم تبدیل شده است که گروه تهران، حول محور آیتالله مصباح جمع شده است؛ محوری که البته جبهه پایداری در برابر محوریت آیتالله مهدوی کنی برای جبهه متحد اصولگرایان، برگزیده بود و گروه تهران نیز کسانی هستند که با محوریت حامیان رئیس جمهور و حفظ فاصله با «جریان انحرافی» تمایل نشان میدهند. جناح اصولگرا از ابتدای انقلاب تا کنون، چندین انشعاب را تحمل کرده است که از دل هر انشعاب، شعبههای جدیدتری نیز سر بر آوردند».
این روزنامه در ادامه گزارش خود به بررسی انشعابهایی که طول تاریخ انقلاب در دل جریانهای اصولگرا ایجاد شده، پرداخته و در پایان مینویسد: «به نظر میرسد تنوع سلایق و تحولات اعضا و گروههایی به این گستردگی و نبود یک رقیب قدرتمند و قدیمی مانند اصلاح طلبان، سبب میشود تا اختلافات به راحتی و بدون ترس از رقیب سر باز کنند و نبود چهرههای مرضیالطرفین در این اردوگاه نیز کار انسجام و اتحاد را دشوارتر کرده است. این سوابق انشعاب این سئوال را به ذهن متبادر میکند که اصولگرایان آیا حدی برای آن قائل هستند؟ یا هر جا که نتوانستند، بر موضوعی اتفاق پیدا کنند راه انشعاب را در پیش میگیرند؟».
روزنامه مغرب دیگر روزنامهای است که تیتر یک خود را به گزینه احمدینژاد برای انتخابات سال ۹۲ اختصاص داده و در گزارشی با نام «گزینه احمدینژاد برای تحقق دولت انتقالی» از کاندیدای نام آشنایی سخن گفته که تا کنون نامش در معادلات انتخاباتی آورده نشده است.
این روزنامه در گزارش خود که در صفحه رویداد این روزنامه منتشر کرده، با تصویری از ثمره هاشمی مینویسد: «برداشت رسانههای نزدیک به طیف سنتی اصولگرایان این است که احمدینژاد حمایتش را از کاندیدای اعلام میکند که نه حساسیت برانگیز برای راستهای سنتی باشد و نه خارج از تفکر احمدی نژادی. کسانی که رئیس دولت را میشناسند، میدانند او ـدمی نیست که امتیازات به زحمت به دست آمده را دو دستی تقدیم کند. او به عکس رؤسای جمهور سلف خود که تلاش میکردند، علقه یا حمایت خود را از نفر بعدی آشکار نکنند، رسما از یک نامزد طرفداری و در میتینگهای انتخاباتی او سخنرانی خواهد کرد».
و سرانجام اینکه روزنامه مردم سالاری هم سخنان تابش و شیرزاد را با تیتر «برای نجات کشور میتوان از هاشمی، ناطق نوری و خاتمی کمک خواست» در صفحه نخست خود جای داده بود.
اما بر خلاف روزنامههای طیف اصلاح طلب که امروز عزم جزمی برای پوشش اخبار انتخاباتی داشتند، این حرکت در روزنامههای اصولگرا با شدت بسیار خفیفتری پیگیری میشد و تقریبا نمودی در صفحه نخست این روزنامهها نداشت و تنها به نقل خبر در صفحات داخلی بسنده کرده بودند.
به جز اینها، روزنامه تهران امروز هم گفتوگوی مفصلی با عباسعلی کدخدایی انجام داده که آن را با تیتر «میدان انتخابات برای همه جناحها باز است» در صفحه نخست خود جای داده است. کدخدایی در بخشی از این گفتوگو میگوید: «باید خود را اصلاح کنیم یا اگر تحمل انتقاد نداریم، کنار برویم تا راه برای افرادی که تحمل دارند باز شود. باور اینکه من در یک پست سیاسی خدمتگزار مردم هستم و این خدمتگزاری باید در چهارچوب قوانین و نظام سیستماتیک منظم باشد برای برخی از افراد و مسئولین ما سخت است».
دو روز تا پایان مهلت ارزی مجلس
روزنامه شرق، تیتر یک خود را به گمانه زنی درباره اقدام مجلس در خصوص کنترل بازار ارز اختصاص داده و در گزارشی با نام «گام بعدی مجلس چیست؟ ۴۸ ساعت پایانی مهلت ارزی دولت» مینویسد: «۴۸ ساعت پایانی قاعدتا باید زمان جمع بندی اقدامات دولت برای مهار بازار ارز باشد تا نتیجه دقیقتری از تأثیرگذاری یا عدم تأثیرگذاری ضرب الاجل ارزی مجلس به دولت ارائه شود».
روزنامه تهران امروز هم در گزارشی با این موضوع از قول برخی نمایندگان مجلس خبر میدهد: «اگر دولت نتواند قیمت ارز را مهار کند، مجلس رأسا وارد عمل خواهد شد» و مینویسد: «برخی نمایندگان از مهلت یک هفتهای مجلس به دولت برای مهار نرخ ارز خبر داده و گفتهاند اگر دولت نتواند در این مدت کاری از پیش ببرد، مجلس مستقیم وارد عمل میشود، چراکه افزایش کاذب نرخ ارز عواقب ناخوشایندی در پی دارد. محمدعلی عبداللهزاده، عضو کمیسیون و برنامه و بودجه، این خبر را داده و گفته: مجلس درصدد تشکیل کمیته ارزی است. همزمان هم غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه گفته که بانک مرکزی مدت دو هفته است، تزریق ارز به بازار را متوقف کرده و باعث شده تا بازار این گونه به هم بریزد. دو نماینده مجلس خبرهای یاد شده را در شرایطی اعلام کردهاند که بهمنی خبر داده بود، بانک مرکزی با تزریق ارز به بازار، اوضاع را مهار خواهد کرد. لیکن روز گذشته قیمتها بار دیگر روند صعودی به خود گرفت و دلار که روز پنجشنبه ۲۳۹۵ تومان معامله میشد، دیروز به قیمت ۲۴۵۰ تومان به فروش رسید. افزایش دوباره قیمت دلار باعث نارضایتی نمایندگان شده و آنها گفتهاند اگر دولت ناتوانی نشان بدهد، مجلس رأسا وارد عمل خواهد شد».
روزنامه جهان صنعت هم از قول نمایندگان مجلس دولت را در کنترل بازار ارز ناتوان توصیف کرده و مینویسد: «اظهارات متناقض وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی، شعارهای سیاسی و ادبیات تنشزای دولت در مدیریت ارزی، ناتوانی بانک مرکزی در کنترل بازار ارز و سکه، تلاطم بازار ارز ناشی از مدیریت بدون راهبرد و مصاحبههای ضدونقیض از سوی مدیران بانک مرکزی علل تلاطم بازار ارز از دید نمایندگان مجلس است. آنها حالا، خواستار مدیریت راهبردی در بازار ارز شدهاند. آشفتگی بازار ارز و افزایش بیسابقه نرخ ارز در هفته گذشته، سبب شد تا نمایندگان مجلس شورای اسلامی، وزیر امور اقتصادی و دارایی را به جلسهای غیرعلنی فراخوانده و به بررسی وضعیت پولی و ارزی کشور بپردازند.
در این نشست، برخی از نمایندگان به این نتیجه میرسند که وجود ایراد در ساختار این شورا، یکی از دلایل نابسامانی در سیستم ارزی کشور است.
آنها بر این باورند که چند سالی است بانک مرکزی به تأمینکننده اهداف دولتها تنزل جایگاه داده است؛ نمونه بارز این مسأله، ارایه شاخصهای تورم، رشد اقتصادی، سرمایهگذاری و سایر شاخصهای اقتصادی بر اساس نظر دولتمردان است و هیچ یک از این شاخصها در راستای تأمین منافع ملی نیست».
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


