صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

حمله مرگبار مرد كينه‌جو به همسر و دختردايي

کد خبر: ۲۷۰۲۰۹
| |
9059 بازدید
مردكينه‌جو در گردشي خونين همسر و دختردايي وي را مورد حمله قرار داد و دست به جنايت زد.
با زنده ماندن دختردايي، وي راز اين جنايت در باغ سرسبز را فاش كرد و قاتل تحت تعقيب قرار گرفت.

به گزارش ایران زن جوان با همسرش در باغ قدم مي‌زد و خاطرات شيرين اوايل زندگي‌اش را يادآوري مي‌كرد و نمي‌دانست مرد رؤياهايش كه با چهره‌اي مهربان به وي خيره شده سناريوي هولناكي را برايش طراحي كرده است.

ساعت 4 عصر روز سوم شهريورماه سال‌جاري چند خودروي عبوري در جاده روستايي «وفس» كميجان كه براي تفريح به حاشيه شهر رفته بودند از دور ديدند كه دختر جواني كنار جاده خزان خزان به سوي آنان مي‌آيد و با تكان دادن دستش كمك مي‌خواهد.

يكي از راننده‌ها به همراه خانواده‌اش براي كمك به دختر جوان به سوي وي رفتند و با صحنه هولناكي روبه‌رو شدند، سر زخمي دختر ناشناس بشدت خونريزي مي‌كرد و چاقوي بزرگي سرش را شكافته و داخل جمجمه‌اش گير كرده بود، وي كه رمقي براي حرف‌زدن نداشت از آنان خواست تا سريع با پليس تماس بگيرند.

لحظاتي بعد تيمي از كلانتري مركزي كميجان وارد صحنه شدند و با ديدن وضعيت نامساعد دختر زخمي براي نجات وي با اورژانس تماس گرفته و تا آمدن تيم پزشكي از وي تحقيق كردند كه دختر 20 ساله به نام زهرا ادعاكردكه شوهر دختردايي‌اش با چاقو به وي حمله كرده است.

زهرا در ادامه افزود: امروز خانه دايي‌ام مهمان بوديم و همراه دخترش مريم قصد داشتيم بيرون برويم كه شوهرش ، مرتضي به خانه آمد و از ما خواست براي تفريح به بيرون شهر برويم. من ابتدا قبول نكردم ولي با اصرار مريم همراهشان رفتم، رابطه دختردايي‌ام با شوهرش كمي شكراب بود ولي داخل خودرو مرتضي با مريم بسيار خوب برخورد و از وي دلجويي مي‌كرد. ساعت 3 عصر بود كه در نزديكي روستاي «وفس» توقف كرديم، آنان براي قدم زدن به سوي يكي از باغ‌ها رفتند، من نيز كنار خودرو ايستادم تا دختردايي‌ام كدورت گذشته‌اش را با صحبت‌كردن با همسرش فراموش كند، نيم ساعت از اين ماجرا نگذشته بود كه ديدم مرتضي با حالتي پريشان و مضطرب به سمت خودرويش و من مي‌دود، وي وقتي به من رسيد لباس‌هايش خوني بود و از پهلويش چاقويي را درآورد و به سرم زد و سپس با خودرواش فرار كرد، از شانس بد موبايلم همراهم نبود و منتظر بودم تا كسي از اين جاده خلوت عبور كند تا بتوانم از وي كمك بگيرم. با انتقال زهرا به بيمارستان تيم پليس كه شماره پلاك خودرو را به دست آورده بودند از واحدهاي ديگر خواستند تا با ديدن اين خودرو سريع آن را متوقف كنند.

با مخابره ماجراي مرموز به پليس‌هاي ديگر، چندين ايست و بازرسي درجاده‌هايي كه احتمال مي‌رفت «مرتضي» از آنجا عبور كند برپا شد و يكي از تيم‌هاي ايست و بازرسي در جاده كميجان به قهاوند با اين خودرو برخورد كرد و از راننده آن خواست تا در كنار جاده توقف كند، در ادامه با فرار راننده تعقيب وي در دستور كار مأموران قرار گرفت و آنان پس از چند دقيقه تعقيب و گريز موفق شدند مرتضي را در نزديكي شهر كميجان دستگير كنند.

«مرتضي» در بازجويي‌هاي ابتدايي ادعا كرد كه به سگي ولگرد برخورد كرده و براي نجات جانش به
وي چاقو زده و لباسش به همين خاطر خوني شده است.

در ادامه و با توجه به ابهام در سرنوشت «مريم» تيم‌هاي پليس آگاهي،‌كلانتري و بسيج مأموريت جديدي يافتند تا سرنخي از مريم بگيرند. آنان به همراه چند تن از اهالي روستا همه باغ‌هاي منطقه را تحت تجسس قرار دادند و پس از 15 ساعت تلاش سرانجام موفق شدند سرنخ تلخي از وي بگيرند. جسد مريم غرق در خون در گوشه‌اي از باغ كه روي آن توسط مرتضي با شاخ و برگ پوشانده شده بود كشف شد و شواهد نشان مي‌داد كه وي به طرز هولناكي به پرتگاه مرگ كشانده شده است.

كارآگاهان جنايي با تجسس‌هاي دقيق از صحنه جنايت موفق شدند يك زنجير آهني يك متري و سنگ بزرگي كه مريم با آن كشته شده بود را در نزديكي جسدش كشف كنند. براين اساس و با حضور بازپرس جنايي در حوزه قتل، وي به تيمي از كارآگاهان دستور داد كه تنها مظنون اصلي پرونده را تحت بازجويي‌هاي ويژه قرار دهند تا انگيزه قاتل از كشتن همسرش مشخص شود.
«مرتضي» پس از اين كه متوجه شد راز به قتل رساندن همسرش فاش شده است و ديگر راه فراري براي انكار حقيقت ندارد سرش را به زير انداخت و چند دقيقه‌اي سكوت كرد.

مرد مرموز كه عرق سردي روي پيشانيش نشسته بود به كارآگاهان گفت: من و همسرم 2 سال پيش با يكديگر ازدواج كرديم و زندگي خوبي داشتيم ولي نمي‌دانم چرا از چندماه پيش رابطه‌مان بسيار سرد شد و مدام با هم درگيري لفظي پيدا مي‌كرديم. چندين بار مريم قهر كرد و به خانه پدرش رفت ولي هر بار با دسته گل به خانه پدرش مي‌رفتم و وي را به خانه برمي‌گرداندم. اين حركات همسرم ديگر براي من عادي شده بود و من با رفتارهايش از وي كينه به دل گرفته بودم تا اين كه در آخرين قهر همسرم تصميم گرفتم وي را در جاي خلوتي به قتل برسانم.

وي در ادامه افزود: امروز به مقابل خانه پدر مريم رفتم و به وي زنگ زدم تا بيرون برويم از شانس بدم دخترعمه‌اش نيز با اصرار همسرم با ما آمد. بيرون شهررفتيم و داخل خودرو از مريم كلي دلجويي كردم و تقريباً از تصميمم منصرف شده بودم، با پيشنهاد «زهرا» من و همسرم داخل باغ‌ها قدم زديم تا كدورت‌ها را به فراموشي بسپاريم. داخل باغ با مريم حرف‌هاي عاشقانه مي‌زديم كه نمي‌دانم چطور شد وي اتفاقاتي كه در دوران نامزدي بين ما افتاده بود را پيش كشيد و مقدمات درگيري را به وجود آورد، مريم آنقدر مرا عصباني كرد كه نمي‌دانم چطور شد وي را به زمين كوبيدم و با زنجير آهني نازكي كه از قبل با خود آورده بودم وي را خفه كردم. سپس مقداري شاخ و برگ آوردم و روي جسدش ريختم، وقتي مي‌خواستم فرار كنم ديدم زهرا كنار خودرو ايستاده، براي اين كه شاهدي از ماجرا به جا نگذارم با چاقو ضربه‌اي به سرش زدم تا وي نيز همانند دختردايي‌اش به كام مرگ فرو برود اما انگار وي زنده مانده است.

با ادعاهاي هولناك مرد همسركش با دستور بازپرس پرونده وي براي تست سلامت رواني به پزشكي قانوني اعزام شد كه نتايج آزمايشات از سالم بودن وي حكايت داشت.

بنابراين گزارش كارآگاهان با بازسازي صحنه جنايت توسط «مرتضي» پرونده را براي صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به بازپرسي دادسراي عمومي و انقلاب كميجان ارجاع كردند.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟