محاکمه سه مرد به اتهام زنده به گور کردن دو برادر
کد خبر: ۲۶۷۱۵۹
| | 5589 بازدید
سه مرد که متهم هستند با انگیزهای مرموز دو برادر را زنده به گور کردهاند بار دیگر در دادگاه کیفری استان تهران از خودشان دفاع خواهند کرد.
به گزارش شرق این پرونده از روز 17 مهر سال 88 با شکایت زنی جوان که شوهرش مفقود شده بود به جریان افتاد. این زن گفت: «برادرشوهرم به نام جلیل چند روز قبل به خانه ما آمد و همراه همسرم که جواد نام دارد از منزل بیرون رفتند و از آن به بعد دیگر خبری از آنها نشد و تلفنهای همراهشان نیز خاموش است.» ماموران برای یافتن ردی از دو برادر فهرست مکالمات تلفنی آنها را بررسی کردند و فهمیدند هر دو آخرین بار با زنی با نام فرزانه در تماس بودند. به همین دلیل فرزانه بازداشت شد و در بازجوییها بخشی از اسرار مفقود شدن دو برادر را فاش کرد. او گفت: «روز حادثه من همراه جلیل و جواد به باغ یکی از دوستانشان به نام رضا رفتیم. در باغ جلیل و رضا به یکی از اتاقها و من و جواد نیز به اتاقی دیگر رفتیم. چند دقیقه بعد کارگر افغان رضا در را روی ما قفل کرد. جواد از پنجره دید سه نفر به جان برادرش افتادهاند و او را کتک میزدند برای همین از راه پنجره بیرون رفت تا به جلیل کمک کند اما آنها دو برادر را به اتاقی بردند و در آنجا حبس کردند. بعد هر سه نفر به من تجاوز کردند. من سه روز در اتاق محبوس بودم و در این مدت بارها مورد تعرض قرار گرفتم تا اینکه بالاخره رهایم کردند.»
کارآگاهان بعد از شنیدن این اظهارات رضا و کارگر افغان را که نورمحمد نام دارد، بازداشت کردند و متوجه شدند نفر سومی نیز که روز حادثه آنان را همراهی کرده مردی افغان به نام حبیب بود.حبیب بعد از دستگیری گفت: «روز حادثه رضا سراغم آمد و گفت دو نفر به باغ او آمدهاند و قصد دارند نورمحمد را اذیت کنند. نورمحمد از دوستان من است. برای کمک به او همراه رضا رفتم و در باغ با دو برادر درگیر شدیم و بعد از اینکه با چاقو و قمه آنها را کتک زدیم دست و پاهایشان را بستیم و آنها را در اتاقی زندانی کردیم. صبح روز بعد در حالیکه هر دویشان زنده بودند رضا گفت باید آنها را بکشیم. به دستور او دو برادر را به چاه انداختیم و رویشان خاک ریختیم.»
نورمحمد نیز در اعترافاتش گفت: «جواد مدتی قبل 20 هزار تومان از من اخاذی کرده بود و از آن زمان با او اختلاف داشتم. روز حادثه بعد از آمدن جواد و برادرش، رضا برای مدتی از باغ بیرون رفت. چند دقیقه بعد با من تماس گرفت و گفت همراه حبیب در گوشهای کمین کردهاند تا دو برادر را کتک بزنند برای همین من در را روی فرزانه و جواد قفل کردم و هر سه نفر سراغ جلیل رفتیم اما جواد خودش را از راه پنجره به ما رساند که به او هم حمله کردیم. صبح روز بعد هم به خواسته رضا روی سر دو برادر نایلون کشیدیم و هر دویشان را در چاه انداختیم.»رضا نیز در بازجوییها به جرمش اقرار کرد و در نهایت پرونده در اختیار قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت.
اولیایدم مقتولان در دادگاه برای متهمان تقاضای قصاص کردند. متهمان نیز به دفاع از خود پرداختند سپس قضات هر سه متهم را در قتل دو برادر گناهکار شناختند و به اتهام قتل به قصاص، به جرم رابطه نامشروع به صد ضربه شلاق و به دلیل حبس غیرقانونی به سه سال زندان محکوم کردند.این رای مورد اعتراض متهمان قرار گرفت و دیوانعالی کشور به بررسی پرونده پرداخت. قضات دیوانعالی اعلام کردند از آنجا که هر سه متهم در هر دو قتل متهم هستند باید هر یک به دوبار قصاص محکوم شوند در حالیکه در رای دادگاه برای هر متهم فقط یک بار قصاص درنظر گرفته شده است. به این ترتیب حکم صادره نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه کیفری استان تهران بازگردانده شد و متهمان به زودی از خود دفاع خواهند کرد.
به گزارش شرق این پرونده از روز 17 مهر سال 88 با شکایت زنی جوان که شوهرش مفقود شده بود به جریان افتاد. این زن گفت: «برادرشوهرم به نام جلیل چند روز قبل به خانه ما آمد و همراه همسرم که جواد نام دارد از منزل بیرون رفتند و از آن به بعد دیگر خبری از آنها نشد و تلفنهای همراهشان نیز خاموش است.» ماموران برای یافتن ردی از دو برادر فهرست مکالمات تلفنی آنها را بررسی کردند و فهمیدند هر دو آخرین بار با زنی با نام فرزانه در تماس بودند. به همین دلیل فرزانه بازداشت شد و در بازجوییها بخشی از اسرار مفقود شدن دو برادر را فاش کرد. او گفت: «روز حادثه من همراه جلیل و جواد به باغ یکی از دوستانشان به نام رضا رفتیم. در باغ جلیل و رضا به یکی از اتاقها و من و جواد نیز به اتاقی دیگر رفتیم. چند دقیقه بعد کارگر افغان رضا در را روی ما قفل کرد. جواد از پنجره دید سه نفر به جان برادرش افتادهاند و او را کتک میزدند برای همین از راه پنجره بیرون رفت تا به جلیل کمک کند اما آنها دو برادر را به اتاقی بردند و در آنجا حبس کردند. بعد هر سه نفر به من تجاوز کردند. من سه روز در اتاق محبوس بودم و در این مدت بارها مورد تعرض قرار گرفتم تا اینکه بالاخره رهایم کردند.»
کارآگاهان بعد از شنیدن این اظهارات رضا و کارگر افغان را که نورمحمد نام دارد، بازداشت کردند و متوجه شدند نفر سومی نیز که روز حادثه آنان را همراهی کرده مردی افغان به نام حبیب بود.حبیب بعد از دستگیری گفت: «روز حادثه رضا سراغم آمد و گفت دو نفر به باغ او آمدهاند و قصد دارند نورمحمد را اذیت کنند. نورمحمد از دوستان من است. برای کمک به او همراه رضا رفتم و در باغ با دو برادر درگیر شدیم و بعد از اینکه با چاقو و قمه آنها را کتک زدیم دست و پاهایشان را بستیم و آنها را در اتاقی زندانی کردیم. صبح روز بعد در حالیکه هر دویشان زنده بودند رضا گفت باید آنها را بکشیم. به دستور او دو برادر را به چاه انداختیم و رویشان خاک ریختیم.»
نورمحمد نیز در اعترافاتش گفت: «جواد مدتی قبل 20 هزار تومان از من اخاذی کرده بود و از آن زمان با او اختلاف داشتم. روز حادثه بعد از آمدن جواد و برادرش، رضا برای مدتی از باغ بیرون رفت. چند دقیقه بعد با من تماس گرفت و گفت همراه حبیب در گوشهای کمین کردهاند تا دو برادر را کتک بزنند برای همین من در را روی فرزانه و جواد قفل کردم و هر سه نفر سراغ جلیل رفتیم اما جواد خودش را از راه پنجره به ما رساند که به او هم حمله کردیم. صبح روز بعد هم به خواسته رضا روی سر دو برادر نایلون کشیدیم و هر دویشان را در چاه انداختیم.»رضا نیز در بازجوییها به جرمش اقرار کرد و در نهایت پرونده در اختیار قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت.
اولیایدم مقتولان در دادگاه برای متهمان تقاضای قصاص کردند. متهمان نیز به دفاع از خود پرداختند سپس قضات هر سه متهم را در قتل دو برادر گناهکار شناختند و به اتهام قتل به قصاص، به جرم رابطه نامشروع به صد ضربه شلاق و به دلیل حبس غیرقانونی به سه سال زندان محکوم کردند.این رای مورد اعتراض متهمان قرار گرفت و دیوانعالی کشور به بررسی پرونده پرداخت. قضات دیوانعالی اعلام کردند از آنجا که هر سه متهم در هر دو قتل متهم هستند باید هر یک به دوبار قصاص محکوم شوند در حالیکه در رای دادگاه برای هر متهم فقط یک بار قصاص درنظر گرفته شده است. به این ترتیب حکم صادره نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه کیفری استان تهران بازگردانده شد و متهمان به زودی از خود دفاع خواهند کرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


