خاموشي خندههاي علي در شكنجههاي مرگبار پدر
کد خبر: ۲۶۶۹۸۸
| | 6937 بازدید
علي كوچولو با ذوق موبايل پدرش را به دست گرفته و بازي ميكرد، خندههاي پسرك خيلي زود رنگ باخت و لبهايش براي هميشه خاموش شد.

به گزارش ایران پدر شكنجهگر با گمشدن موبايلش بيرحمانه به جان پسرك افتاد و وي را با مرگ همآغوش كرد.
سرهنگ گل صباحي رئيس پليس آگاهي استان البرز در گفتوگو با ایران گفت: ساعت 11 صبح شنبه هفته گذشته با اعلام كلانتري 12 شهيد چمران كرج مبني بر مرگ مرموز يك كودك در بيمارستان شهيد باهنر كارآگاهان دايره جنايي بلافاصله خود را به بيمارستان رساندند.
پزشكان به مأموران گفتند كه روي اندامهاي فوقاني و تحتاني ران، باسن، گردن و ناحيه كشاله ران آثار سوختگي ناشي از شكنجه ديده شده است. رئيس پليس آگاهي استان البرز ادامه داد باتوجه به تحقيقات به عمل آمده از پرسنل شيفت بيمارستان مشخص شد دو مرد ناشناس با رساندن اين كودك به بيمارستان بلافاصله متواري شدهاند.
مأموران كه براي شناسايي خانواده كودك و افشاي راز مرگ دلخراش وي به بنبست خورده بودند با راهنماييهاي پرسنل بيمارستان به چهرهنگاري دو مرد فراري پرداختند و در شاخه ديگري باتوجه به قديمي بودن آثار كودكآزاري كه به 6 ماه گذشته برميگشت پليس در اين شاخه به تجسسهاي اطلاعاتي پرداخت و توانست خانواده پسربچه را رديابي كند.
كارآگاهان با مراجعه به بانك اطلاعات پليس آگاهي مشخصات پدر 30 ساله اين كودك به نام مهدي را به دست آوردند كه شباهت زيادي به چهرهنگاري رايانهاي داشت.
سرهنگ گل صباحي گفت: افسر دايره جنايي با مراجعه به خانه پدر و مادر اين پسر پي برد كه آنان فراري شدهاند و با تجسسهاي ميداني خيلي زود مخفيگاه پدر كودكآزار را رديابي كرد.
رئيس پليس اداره آگاهي استان البرز اين را هم اضافه كرد که پدر و مادر علي 9 ساله چند سالي بود با هم اختلاف داشتند و در پي همين اختلافها مادر خانه را ترك كرده بود.
به گزارش شوك، پليس توانست خيلي زود اين پدر جنايتكار را در عملياتي غافلگيرانه دستگير كند.
«مهدي» وقتي راز هولناك خود را فاش شده ديد، به كارآگاهان گفت: وقتي موبايلم گم شد چون آخرين بار آن را در دستان پسرم ديده بودم ابتدا وي را با شيلنگ زدم سپس با سيخ داغ بدنش را سوزاندم. باتوجه به مشكلات رواني كه داشتم نميدانستم چه ميكنم، صبح كه از خواب بيدار شدم متوجه خونآلود بودن رختخواب پسرم شده و جسد بيجان وي را به بيمارستان رساندم اما خيلي دير شده بود و پسرم در آغوشم جان داد. من هم از ترس زندان فراري شدم.

به گزارش ایران پدر شكنجهگر با گمشدن موبايلش بيرحمانه به جان پسرك افتاد و وي را با مرگ همآغوش كرد.
سرهنگ گل صباحي رئيس پليس آگاهي استان البرز در گفتوگو با ایران گفت: ساعت 11 صبح شنبه هفته گذشته با اعلام كلانتري 12 شهيد چمران كرج مبني بر مرگ مرموز يك كودك در بيمارستان شهيد باهنر كارآگاهان دايره جنايي بلافاصله خود را به بيمارستان رساندند.
پزشكان به مأموران گفتند كه روي اندامهاي فوقاني و تحتاني ران، باسن، گردن و ناحيه كشاله ران آثار سوختگي ناشي از شكنجه ديده شده است. رئيس پليس آگاهي استان البرز ادامه داد باتوجه به تحقيقات به عمل آمده از پرسنل شيفت بيمارستان مشخص شد دو مرد ناشناس با رساندن اين كودك به بيمارستان بلافاصله متواري شدهاند.
مأموران كه براي شناسايي خانواده كودك و افشاي راز مرگ دلخراش وي به بنبست خورده بودند با راهنماييهاي پرسنل بيمارستان به چهرهنگاري دو مرد فراري پرداختند و در شاخه ديگري باتوجه به قديمي بودن آثار كودكآزاري كه به 6 ماه گذشته برميگشت پليس در اين شاخه به تجسسهاي اطلاعاتي پرداخت و توانست خانواده پسربچه را رديابي كند.
كارآگاهان با مراجعه به بانك اطلاعات پليس آگاهي مشخصات پدر 30 ساله اين كودك به نام مهدي را به دست آوردند كه شباهت زيادي به چهرهنگاري رايانهاي داشت.
سرهنگ گل صباحي گفت: افسر دايره جنايي با مراجعه به خانه پدر و مادر اين پسر پي برد كه آنان فراري شدهاند و با تجسسهاي ميداني خيلي زود مخفيگاه پدر كودكآزار را رديابي كرد.
رئيس پليس اداره آگاهي استان البرز اين را هم اضافه كرد که پدر و مادر علي 9 ساله چند سالي بود با هم اختلاف داشتند و در پي همين اختلافها مادر خانه را ترك كرده بود.
به گزارش شوك، پليس توانست خيلي زود اين پدر جنايتكار را در عملياتي غافلگيرانه دستگير كند.
«مهدي» وقتي راز هولناك خود را فاش شده ديد، به كارآگاهان گفت: وقتي موبايلم گم شد چون آخرين بار آن را در دستان پسرم ديده بودم ابتدا وي را با شيلنگ زدم سپس با سيخ داغ بدنش را سوزاندم. باتوجه به مشكلات رواني كه داشتم نميدانستم چه ميكنم، صبح كه از خواب بيدار شدم متوجه خونآلود بودن رختخواب پسرم شده و جسد بيجان وي را به بيمارستان رساندم اما خيلي دير شده بود و پسرم در آغوشم جان داد. من هم از ترس زندان فراري شدم.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


