تحليل تأثيرات بحران اقتصادي جهان؛
مهم،دخالت دولتها دراقتصاد نيست؛ بلكه زمان وچگونگي آن است
بنابراين مديران كشور بايد خودشان را حتي براي قيمت نفت سي دلاري آماده كنند. البته در درازمدت نفت ديگر به قيمت سي دلار برنميگردد و به بالاي پنجاه تا شصت دلار تثبيت ميشود و فارغ از نوسانات کوتاه مدت، ممكن است در درازمدت، قيمت تثبيت شده نفت چيزي بين شصت تا هفتاد دلار باشد. اما بین يك تا سه سال آينده كه احتمال دارد بحران ادامه پيدا كند، همواره احتمال انتقال اين بحران به ايران از طريق نفت وجود دارد.
کد خبر: ۲۶۶۹۷
| | 4750 بازدید
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در برنامه تلویزیونی بدون حاشیه، از زوایای گوناگون به بررسی بحران مالی جهانی پرداخت.
به گزارش پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتوگو با دکتر نهاوندیان در برنامه تلويزيوني بدون حاشيه مورخ 2/8/1387 به پرسشهای ایشان با موضوع «بحران مالي جهاني و درسهاي آن» پاسخ داد.
رضايي گفت: بوش در اين كنفرانس G10 در واشنگتن، تعبيرش اين بود كه اين بحران اعتباري به شدت به اقتصاد ما و جهان آسيبزده و همچنان در حال آسيبزدن است.
نهاوندیان گفت: اصولاً در چهل سال گذشته هر هفت، هشت سال یک افول و پس از آن یک صعود داشتهایم. نکتهای که هماكنون بسياري را نگران کرده، بحران اعتماد است؛ یعنی کسانی که قاعدتاً با ورودشان به صحنه باید مشکل حل میشد، دیگر آنها هم توان کنترل سریع موضوع را از دست دادهاند.
وي افزود: ما نباید فراموش کنیم که در این قضیه باید از نگاه ملی خودمان نگاه کنیم. گام دوم نيز این است که بپرسیم برای اقتصاد ما، برای تولیدکننده ما و برای مصرفکننده ما چه آثاری دارد؟ چگونه میتوانیم آثار منفی آن را کاهش دهیم؟ و چگونه میتوانیم از آن به عنوان یک فرصت استفاده کنیم؟ قاعدتاً مردم علاقهمند نیستند که دیگران را در ناراحتی و اضطراب ببینند. الان صدها میلیون نفری که در گوشه و کنار دنیا آسیب اقتصادی دیدهاند، مردم عادی کوچه و بازار هستند.
رضایی اظهار داشت: عدهاي گفتهاند كه نظام سرمايهگذاري تمام شد و بايد جشن بگيريم. بعضيها از آن طرف با تعصب گفتند كه در دويست سال گذشته چهارصد بحران در نظام سرمايهداري وجود داشته و نظام سرمايهداري توانسته از همه اين چهارصد بحران بگذرد و از اين بحران هم عبور خواهد كرد، ما كدام تحليل را بپذيريم؟ من برداشتم اين است كه در رويارويي با اين بحران بايد هم از نظر علمي و هم از نظر سياسي آن را تحليل كنيم. البته منظور از نگاه سياسي، تبيين مسأله دخالت دولت در اقتصاد يا رابطه دولت و اقتصاد و بازنگري در اين باره است.
در كنار نگاه علمي و سياسي، ميتوانيم اين موضوع را از نظر فلسفي هم بررسي كنيم. منظور از نگاه فلسفي، تحليل ارتباط اين بحران با ماهيت نظام كاپيتاليستي، نظام ليبرال دمكراسي و جامعه مدني است. اين نگاه هم ميتواند به دو شكل باشد؛ يكي اينكه بگوييم همه راه پيشرفت بشر نادرست بوده و ديگر آن كه پيشرفتها را در كنار نواقص ببينيم. بايد خيلي دقيق، فني و بدون تعصب به تحليل اين بحران بپردازيم. در غير اين صورت ممكن است ما نتوانيم از حقايقي كه در اين بحران وجود دارد، براي ملت مان استفاده كنيم. ما بايد تعصب را كنار بگذاريم؛ نه به دفاع از كاپيتاليسم روي بياوريم و نه به درگیري بدون منطق با اين نظام بپردازيم. ما بايد ببينيم از درون اين حادثه چه حقيقتي را ميتوانيم براي ملت مان، برای انقلاب مان و براي نظاممان برداشت كنيم.
الان يكي از پيشنهادهاي مطرح، همين است كه يك مقام ناظر مالي مثل مقام ناظر پولي بايد در اقتصاد جهاني شكل بگيرد و آن نهاد بتواند جنبههای اعتباری را كنترل كند. البته آمريكاييها در اينجا يك مقدار مقاومت ميكنند. بعد از اين بحران علم اقتصاد تقويت ميشود و نظريههاي اعتباري پيشرفت ميكنند. همان گونه كه اقتصاد كلان پس از سال بحران 1929 تا 1933 متولد شد.
وي افزد: مسأله دوم اين است كه از نظر رابطه دولت و اقتصاد هم ابهاماتي وجود دارد. دهه 80 و 90 دهه اوج خصوصيسازي در جهان و فاصله گرفتن هرچه بيشتر دولتها از اقتصاد بود. اما الان يك رويكرد جديدي پيدا شده كه دولتها به طور گستردهاي دارند وارد اقتصاد ميشوند و همين باعث مناقشه در كنفرانس G20 بود. ولي گرايشهاي حمايتگرايانه جدي وجود دارد. بالاخره دولتها دارند چهار تريليون دلار را به اقتصاد تزريق ميكنند. شايد اين بزرگترين دخالت دولتها در بازار طي صد سال اخير باشد.
اما نقطه مهم تحليل علمي اين بحران كه شايد به ما كمك كند كه بتوانيم نتيجه بگيريم، اين است كه مسأله بر سر دخالت يا دخالت نكردن دولت در اقتصاد نيست، مهم اين است كه دولت چه موقع دخالت كند، چگونه دخالت كند و چه موقع دخالت نكند و از اقتصاد فاصله بگيرد.
نهاوندیان اظهار داشت: آقای دکتر رضایی، قاعدتاً ما باید از منظر همین نقطه تاریخی که اقتصاد ایران در آن قرار دارد به مسأله نگاه کنیم. چون ممکن است اقتصاد دیگر کشورها مرحله فعلی اقتصاد ما را سي سال پيش گذرانده باشند. بسیار مهم است که ما مؤلفههای اقتصادی ایران در اوضاع كنوني را وارد این بررسیها کنیم.
غیر از مسیر نفت و واردات، صادرات غیرنفتی ما هم از این بحران تأثیر میپذیرد. الان فولادسازان ما با مشکل جدی کاهش قیمت جهانی فولاد و نیز مشکل نبود مشتری مواجه شدهاند. شاید چیزی حدود یک میلیون تن فولاد در انبار این تولیدکنندگان روی زمین مانده است. به عبارت دیگر با افت قیمتها و کاهش رشد اقتصادی کشورها، شاهد کاهش صادرات غیرنفتی کشورمان هستیم. و این در حالی است که در سالهای گذشته همیشه به دنبال جهش در صادرات غیرنفتی کشورمان بودهایم.
محسن رضايي گفت: ثروت جهان كاهش پيدا ميكند، درآمدها كاهش پيدا ميكند و تقاضا كم ميشود. از يك طرف ما با انواع كالاهاي توليد شده كه بازاري ندارند روبهرو و از سوي ديگر، با كاهش قيمتها مواجه هستيم. ما باید از خودمان بپرسیم که در چه نقاطي با اقتصاد جهاني بيشترين ارتباط را داريم و از چه كانالهايي اين بحران می تواند وارد اقتصاد ايران ميشود. نفت كه قطعاً يكي از اين نقاط است.
بنابراين مديران كشور بايد خودشان را حتي براي قيمت نفت سي دلاري آماده كنند. البته در درازمدت نفت ديگر به قيمت سي دلار برنميگردد و به بالاي پنجاه تا شصت دلار تثبيت ميشود و فارغ از نوسانات کوتاه مدت، ممكن است در درازمدت، قيمت تثبيت شده نفت چيزي بين شصت تا هفتاد دلار باشد. اما بین يك تا سه سال آينده كه احتمال دارد بحران ادامه پيدا كند، همواره احتمال انتقال اين بحران به ايران از طريق نفت وجود دارد.
كانال دوم، مسأله صادرات و واردات است كه شما اشاره كرديد. يعني واردات ارزانتر ميشود. قيمت خيلي از کالاها در بازارهای بينالمللي پايين ميآيد و اين میتواند باعث بحران در داخل كشور ما شود؛ يعني يك نوع جايگزيني واردات به جاي توليد ملي صورت می گيرد که خطرناک است. يعني قواعد WTO و سازمان تجارت جهاني را كاملاً زيرپا ميگذارند و تخلف می كنند. گاهی هم خدعه میکنند. من شنيدهام که در انگلستان گفتهاند هركس دو اتومبيل بخرد يكي هم مجاني به او ميدهيم. اين يك تاكتيك جالبي است. اما مشكل اصلي در واردات است. براي واردات به ارز نياز داريم. اگر قيمت نفت پايين آمده باشد ما در تأمين ارز مورد نياز برای واردات مشكل پیدا میکنیم. صادرات هم پايين ميآيد. ضمناً ممکن است تراز ارزي ما از ناحيه اين بحران دچار تغييرات آسيبزا شود.
وي ادامه داد: امروز بخشي از سرمايههاي جهان در جایی خارج از چرخههاي اقتصادي، انباشته ميشود. به تازگي شمار بسياري از مردم امریکا پولهایشان را در خانههايشان نگه ميدارند. يعني به شوخي و جدي ميگويند قيمت قلكهاي آمريكايي به حدي بالا رفته كه حد ندارد.
الان مردم دنبال اين هستند كه پولهايشان را پيش خودشان نگه دارند و براي همين، يك سرمايه عظيم سرگرداني وجود دارد. آيا ايران نميتواند اين سرمايهها را جذب كند؟ بخشي از اين سرمايهها متعلق به ايرانيهاي مقيم خارج از كشور است و بخش ديگري از آنها متعلق به افراد مسلمان است. ما دستكم ميتوانيم سرمايه اين دو گروه را جذب كنيم. منتهي لازمه اين كار اين است كه ايران تضمينهایی را ارائه كند و بگويد كه اگر پولتان را در بانكهاي ايران بگذاريد، مثلاً تا سطح پانصد هزار دلار را تضمين ميكنيم.
به گزارش پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتوگو با دکتر نهاوندیان در برنامه تلويزيوني بدون حاشيه مورخ 2/8/1387 به پرسشهای ایشان با موضوع «بحران مالي جهاني و درسهاي آن» پاسخ داد.
رضايي گفت: بوش در اين كنفرانس G10 در واشنگتن، تعبيرش اين بود كه اين بحران اعتباري به شدت به اقتصاد ما و جهان آسيبزده و همچنان در حال آسيبزدن است.
نهاوندیان گفت: اصولاً در چهل سال گذشته هر هفت، هشت سال یک افول و پس از آن یک صعود داشتهایم. نکتهای که هماكنون بسياري را نگران کرده، بحران اعتماد است؛ یعنی کسانی که قاعدتاً با ورودشان به صحنه باید مشکل حل میشد، دیگر آنها هم توان کنترل سریع موضوع را از دست دادهاند.
وي افزود: ما نباید فراموش کنیم که در این قضیه باید از نگاه ملی خودمان نگاه کنیم. گام دوم نيز این است که بپرسیم برای اقتصاد ما، برای تولیدکننده ما و برای مصرفکننده ما چه آثاری دارد؟ چگونه میتوانیم آثار منفی آن را کاهش دهیم؟ و چگونه میتوانیم از آن به عنوان یک فرصت استفاده کنیم؟ قاعدتاً مردم علاقهمند نیستند که دیگران را در ناراحتی و اضطراب ببینند. الان صدها میلیون نفری که در گوشه و کنار دنیا آسیب اقتصادی دیدهاند، مردم عادی کوچه و بازار هستند.
رضایی اظهار داشت: عدهاي گفتهاند كه نظام سرمايهگذاري تمام شد و بايد جشن بگيريم. بعضيها از آن طرف با تعصب گفتند كه در دويست سال گذشته چهارصد بحران در نظام سرمايهداري وجود داشته و نظام سرمايهداري توانسته از همه اين چهارصد بحران بگذرد و از اين بحران هم عبور خواهد كرد، ما كدام تحليل را بپذيريم؟ من برداشتم اين است كه در رويارويي با اين بحران بايد هم از نظر علمي و هم از نظر سياسي آن را تحليل كنيم. البته منظور از نگاه سياسي، تبيين مسأله دخالت دولت در اقتصاد يا رابطه دولت و اقتصاد و بازنگري در اين باره است.
در كنار نگاه علمي و سياسي، ميتوانيم اين موضوع را از نظر فلسفي هم بررسي كنيم. منظور از نگاه فلسفي، تحليل ارتباط اين بحران با ماهيت نظام كاپيتاليستي، نظام ليبرال دمكراسي و جامعه مدني است. اين نگاه هم ميتواند به دو شكل باشد؛ يكي اينكه بگوييم همه راه پيشرفت بشر نادرست بوده و ديگر آن كه پيشرفتها را در كنار نواقص ببينيم. بايد خيلي دقيق، فني و بدون تعصب به تحليل اين بحران بپردازيم. در غير اين صورت ممكن است ما نتوانيم از حقايقي كه در اين بحران وجود دارد، براي ملت مان استفاده كنيم. ما بايد تعصب را كنار بگذاريم؛ نه به دفاع از كاپيتاليسم روي بياوريم و نه به درگیري بدون منطق با اين نظام بپردازيم. ما بايد ببينيم از درون اين حادثه چه حقيقتي را ميتوانيم براي ملت مان، برای انقلاب مان و براي نظاممان برداشت كنيم.
الان يكي از پيشنهادهاي مطرح، همين است كه يك مقام ناظر مالي مثل مقام ناظر پولي بايد در اقتصاد جهاني شكل بگيرد و آن نهاد بتواند جنبههای اعتباری را كنترل كند. البته آمريكاييها در اينجا يك مقدار مقاومت ميكنند. بعد از اين بحران علم اقتصاد تقويت ميشود و نظريههاي اعتباري پيشرفت ميكنند. همان گونه كه اقتصاد كلان پس از سال بحران 1929 تا 1933 متولد شد.
وي افزد: مسأله دوم اين است كه از نظر رابطه دولت و اقتصاد هم ابهاماتي وجود دارد. دهه 80 و 90 دهه اوج خصوصيسازي در جهان و فاصله گرفتن هرچه بيشتر دولتها از اقتصاد بود. اما الان يك رويكرد جديدي پيدا شده كه دولتها به طور گستردهاي دارند وارد اقتصاد ميشوند و همين باعث مناقشه در كنفرانس G20 بود. ولي گرايشهاي حمايتگرايانه جدي وجود دارد. بالاخره دولتها دارند چهار تريليون دلار را به اقتصاد تزريق ميكنند. شايد اين بزرگترين دخالت دولتها در بازار طي صد سال اخير باشد.
اما نقطه مهم تحليل علمي اين بحران كه شايد به ما كمك كند كه بتوانيم نتيجه بگيريم، اين است كه مسأله بر سر دخالت يا دخالت نكردن دولت در اقتصاد نيست، مهم اين است كه دولت چه موقع دخالت كند، چگونه دخالت كند و چه موقع دخالت نكند و از اقتصاد فاصله بگيرد.
نهاوندیان اظهار داشت: آقای دکتر رضایی، قاعدتاً ما باید از منظر همین نقطه تاریخی که اقتصاد ایران در آن قرار دارد به مسأله نگاه کنیم. چون ممکن است اقتصاد دیگر کشورها مرحله فعلی اقتصاد ما را سي سال پيش گذرانده باشند. بسیار مهم است که ما مؤلفههای اقتصادی ایران در اوضاع كنوني را وارد این بررسیها کنیم.
غیر از مسیر نفت و واردات، صادرات غیرنفتی ما هم از این بحران تأثیر میپذیرد. الان فولادسازان ما با مشکل جدی کاهش قیمت جهانی فولاد و نیز مشکل نبود مشتری مواجه شدهاند. شاید چیزی حدود یک میلیون تن فولاد در انبار این تولیدکنندگان روی زمین مانده است. به عبارت دیگر با افت قیمتها و کاهش رشد اقتصادی کشورها، شاهد کاهش صادرات غیرنفتی کشورمان هستیم. و این در حالی است که در سالهای گذشته همیشه به دنبال جهش در صادرات غیرنفتی کشورمان بودهایم.
محسن رضايي گفت: ثروت جهان كاهش پيدا ميكند، درآمدها كاهش پيدا ميكند و تقاضا كم ميشود. از يك طرف ما با انواع كالاهاي توليد شده كه بازاري ندارند روبهرو و از سوي ديگر، با كاهش قيمتها مواجه هستيم. ما باید از خودمان بپرسیم که در چه نقاطي با اقتصاد جهاني بيشترين ارتباط را داريم و از چه كانالهايي اين بحران می تواند وارد اقتصاد ايران ميشود. نفت كه قطعاً يكي از اين نقاط است.
بنابراين مديران كشور بايد خودشان را حتي براي قيمت نفت سي دلاري آماده كنند. البته در درازمدت نفت ديگر به قيمت سي دلار برنميگردد و به بالاي پنجاه تا شصت دلار تثبيت ميشود و فارغ از نوسانات کوتاه مدت، ممكن است در درازمدت، قيمت تثبيت شده نفت چيزي بين شصت تا هفتاد دلار باشد. اما بین يك تا سه سال آينده كه احتمال دارد بحران ادامه پيدا كند، همواره احتمال انتقال اين بحران به ايران از طريق نفت وجود دارد.
كانال دوم، مسأله صادرات و واردات است كه شما اشاره كرديد. يعني واردات ارزانتر ميشود. قيمت خيلي از کالاها در بازارهای بينالمللي پايين ميآيد و اين میتواند باعث بحران در داخل كشور ما شود؛ يعني يك نوع جايگزيني واردات به جاي توليد ملي صورت می گيرد که خطرناک است. يعني قواعد WTO و سازمان تجارت جهاني را كاملاً زيرپا ميگذارند و تخلف می كنند. گاهی هم خدعه میکنند. من شنيدهام که در انگلستان گفتهاند هركس دو اتومبيل بخرد يكي هم مجاني به او ميدهيم. اين يك تاكتيك جالبي است. اما مشكل اصلي در واردات است. براي واردات به ارز نياز داريم. اگر قيمت نفت پايين آمده باشد ما در تأمين ارز مورد نياز برای واردات مشكل پیدا میکنیم. صادرات هم پايين ميآيد. ضمناً ممکن است تراز ارزي ما از ناحيه اين بحران دچار تغييرات آسيبزا شود.
وي ادامه داد: امروز بخشي از سرمايههاي جهان در جایی خارج از چرخههاي اقتصادي، انباشته ميشود. به تازگي شمار بسياري از مردم امریکا پولهایشان را در خانههايشان نگه ميدارند. يعني به شوخي و جدي ميگويند قيمت قلكهاي آمريكايي به حدي بالا رفته كه حد ندارد.
الان مردم دنبال اين هستند كه پولهايشان را پيش خودشان نگه دارند و براي همين، يك سرمايه عظيم سرگرداني وجود دارد. آيا ايران نميتواند اين سرمايهها را جذب كند؟ بخشي از اين سرمايهها متعلق به ايرانيهاي مقيم خارج از كشور است و بخش ديگري از آنها متعلق به افراد مسلمان است. ما دستكم ميتوانيم سرمايه اين دو گروه را جذب كنيم. منتهي لازمه اين كار اين است كه ايران تضمينهایی را ارائه كند و بگويد كه اگر پولتان را در بانكهاي ايران بگذاريد، مثلاً تا سطح پانصد هزار دلار را تضمين ميكنيم.
متن كامل اين گفتوگو را در ستون سمت راست بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ما آخر نفهمیدیم بحران در اقتصاد جهانی به قول مسئولین در اقتصاد ما تاثیر ندارد و آیا با نفت 5 دلاری یا بدون نفت میشود بر مشکلات اقتصادی چیره شد؟
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



