کنفرانس عدم تعهد تهران: روایتی کهنه یا قرائتی نو؟
کنفرانس عدم تعهد در تاریخ پنجم تا یازدهم شهریور ماه ۱۳۹۱ در تهران برگزار میشود که البته این رویداد در اوضاع کنونی، فرصت بینظیری را در اختیار دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور میگذارد.
اما آنچه میتواند کنفرانس شانزدهم عدم تعهد تهران را از دیگر کنفرانسهای گذشته متفاوتتر کند، ارائه پیشنهادها و نشان دادن ترجیحات و توانمندیهای اعضای شرکت کننده درباره پروندههای داغ منطقهای و بینالمللی است. در این میان، بحران منطقهای سوریه و نیز مأموریت اخضر ابراهیمی، میتواند در بالاترین اولویتهای اجلاس شانزدهم قرار گیرد.
ناگفته نماند که این اجلاس، میتواند وزنه و جایگاه جهانی این نهاد جهان سومی را در قبال بلوک کشورهای شمال در خصوص بحران سوریه و برون رفت این کشور از جنگ داخلی نشان دهد؛ به عبارتی، اجلاس شانزدهم تهران، میدان زورآزمایی با دولتهای قدرتمند غربی راجع به بحرانهای منطقهای در خود جهان سوم است؛ تهران، محک قدرت جدید و نوظهور بلوک جنوب در صحنه روابط بینالملل خواهد بود.
در این باره باید گفت، سوریه با توجه به جایگاه منحصر بفرد خود در امنیت منطقهای ایران، خواهد توانست شکلبندی جدیدی را در سیاست خارجی ایران با بهره از ظرفیت سیاسی و بینالمللی عدم تعهد، ایجاد کند؛ افزون بر این، رد و انکار گفتمان غربی درباره تحریم و مجازات بینالمللی و ارائه پیشنهادهایی درباره راهکارهای جدید کشورهای جهان سوم در برابر سیاستهای تنگنظرانه کشورهای غربی، راهبرد مناسبی را ـ به صورت اعلامی ـ در اختیار این اجلاس ـ به صورت عام و کشور به صورت اخص ـ میگذارد.
مسأله مهم و پرمناقشه دیگر، موضوع فلسطین است. شاید بهترین مکان برای دادن پیشنهادها درباره صلح فلسطینی ـ فلسطینی و محکومیت اقدامات اسرائیل علیه مردم فلسطین، همین اجلاس شانزدهم غیرمتعهدها باشد!
همچنین تعریف نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه با استفاده از رویکرد جهان سومی و جهاننگرش جنوب، با مورد عینی فلسطین، میتواند از زوایای دیگر این اجلاس باشد.
شرکت سران کشورهای بیداری اسلامی، نیز فرصتی نو و منحصر بفردی را برای مهار سیاستهای سلبی عربی ـ غربی در اختیار دستگاه دیپلماسی کشور گذارده است.
ذکر این مهم لازم است که سیاست خارجی کشور، با این روند جاری ضمن حمایت و به رسیمت شناختن روند مردمسالاری بومی منطقهای، رویکرد مهم را در پیش خواهد گرفت؛ بنابراین، تلاشهای مستمر برخی کشورها درباره سیاست تبلیغ «استاندارهای دوگانه ایرانی» در قبال انقلابهای عربی را خنثی میکند.
در مجموع، سیاست خارجی کشور، باید از این فرصت نو و منحصر بفرد، بیشترین بهره را برده و با «سیاستگذاری تاکتیکی» در طول اجلاس شانزدهم، قرائتی نو را در راستای منافع ملی و حل معضلات پدید آمده در قاموس منطقهای و محیط امنیتی ایران طرحریزی کند. این فرصتها، به نوعی «سرمایه اجتماعی بینالمللی»، برای هر کشور به شمار میرود که اهتمام جدی به آن ضروری به نظر میرسد؛ بنابراین، صیانت و حفظ این سرمایه بینالمللی، وابسته به برنامهریزی دقیق و منسجمی است که دستگاه سیاست خارجی مسئول آن است. شاید جلوگیری از روند موازی کاری از نکات برجسته و ظریف برگزاری این اجلاس باشد!
امید است، این اجلاس را مغتنم شمرده و دستاوردها و یافتههای آن، نقطه عطفی در تعربف و بازسازی نظمهای جدید و قرائتهای نو در نظام بینالملل جدید به شمار آید. اجلاس تهران پس از روند بیداری اسلامی و حضور این کشورها در آن، بستر مناسبی برای گسترش روابط ایران با جغرافیای سیاسی بیداری اسلامی را پدید آورده است.
* عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی



