با تلسکوپ اغراق به دنبال تخفیف جایگاه عراق

به گزارش «تابناک»، بیش از یک ماه قبل، آمار و گزارش ماهیانه اوپک از وضعیت کلی تولید و صادرات نفت کشورهای عضو و همچنین وضعیت بازار جهانی نفت منتشر شد که شاید هیچ نکته ای در آن به اندازه پیشی گرفتن عراق از ایران در تولید نفت، برای ایران ناامید کننده نبود.
آمار اوپک حاکی از آن بود که عراق با تولید روزانه بیش از سه میلیون بشکه نفت
خام، همزمان با کاهش نزدیک دویست هزار بشکهای تولید نفت
ایران، به جایگاه دوم از نظر
حجم تولید در اوپک دست یابد و پس از بیست سال از ایران پیشی بگیرد. گزارش اخیر
آژانس بینالمللی انرژی نیز حاکی از این امر بود که عراق اکنون جای خود را به
عنوان تولید کننده دوم اوپک تثبیت کرده است.
بدون تعارف باید گفت، عراق ظرفیت و پتانسیل یک چنین حرکت و کاری را داشت و دارد. توجه مقامات این کشور پس از سال ۲۰۰۹ به توسعه سریع میادین نفتی و سرمایهگذاریهای کلان در بخش نفت و گاز این کشور، اگر جز این نتیجهای داشت، جای شگفتی بود.
نیاز مبرم عراق به تزریق درآمد نفتی به اقتصاد ورشکسته و در حال بازپروری خود، ضرورت توجه به توسعه صنعت نفت و افزایش تولید را کاملاً توجیه میکند و جای هیچ شگفتی نیست که مقامات این کشور ابراز میکنند که تا سال ۲۰۱۵ قصد رسیدن به رقم بیش از پنج میلیون بشکه نفت در روز را دارند؛ گویا ظرفیت منابع و تسهیلات سرمایهگذاری خارجی به عراق این اجازه را میدهد.
اما جالب توجه آنجاست که از دست دادن رتبه دوم در تولید اوپک به یک سو، یادآوری این نکته و دادن وعدههایی برای بازپسگیری این مقام از عراق ـ که اساساً هیچ نگاه واقعگرایانهای در پشت آن نیست ـ دردآورتر از اصل قضیه است.
چندی پیش، انصاری، عضو کمیسیون انرژی مجلس گفت، با مدیریت درست منابع نفتی، جایگاه دوم اوپک را از عراق پس میگیریم. وی اشاره کرده که افزایش تولید نفت عراق در ماه گذشته میلادی ـ که از مرز سه میلیون بشکه در روز گذشت ـ به علت فشارهای غرب بوده است.به نظر انصاری، غرب میخواهداز این افزایش تولید نفت عراق بهرههای سیاسی ببرد.
بنابراین، یک چنین اظهارنظری اساساً با هیچ رویکردی توجیه پذیر نیست. افزایش تولید نفت عراق، مربوط به دیروز و امروز نیست و از سال ۲۰۰۹ آغاز شده است. هر عقل سلیمی، بازپروری اقتصاد را با درآمد نفتی و ظرفیت سرمایهای به این هنگفتی و سهلالوصولی منطقی میداند و در این راه، هیچ نیازی به تشجیع یا ترغیب غرب نیست.
البته بیگمان، غرب در اوضاع کنونی از افزایش تولید نفت عراق به شدت بهره میبرد و در راستای اهداف سیاسی و اقتصادی خود از این کار عراق استقبال میکند، ولی این امر به هیچ وجه جای توهم توطئه و سناریوسازی خیال بافانه ندارد. مقامات عراقی شاید بدون کوچکترین توجهی به شرایط ایران و اقتصاد جهانی در فکر افزایش تولید هستند و اساساً برای آنها رشد و رونق اقتصادی، بسیار و بسیار مهمتر از تحریم ایران و چالش ایران و غرب است.
«نمودار مقایسه میزان تولید نفت ایران و عراق در سال ۲۰۱۰ و در حال حاضر»


دوم آنکه چرا اگر قرار بر مدیریت درست منابع است، زمانی باید این اتفاق روی دهد که دیگر کار از کار گذشته است؟ مگر تا پیش از این و تا قبل از سقوط به رتبه سوم، امکان مدیریت صحیح منابع وجود نداشت؟
در این باره باید گفت، تنها اشاره به اینکه میتوان با یک مدیریت درست در منابع و رویکرد هدفمند به مسأله، شرایط را بهبود بخشید، برای تسکین رویداد و توجیه آن بسنده نمیکند.
اکنون پرسش اصلی اینجاست که این رویکرد و مدیریتی که مدتهاست از آن سخن به میان میآید، چیست و چه شاخصههایی دارد؟
آیا بخشی از این مدیریت صحیح، مربوط به این نیست که باید پیش از این به آنچه راجع به افزایش تولید عراق و خطر آن گفته میشد، توجهی جدیتر میشد؟ آیا بخشی از این مدیریت پیشبینی و آیندهنگری از آنچه یک سال بعد، حتی یک ماه بعد قرار است روی دهد، بازنمیگردد؟ مدیریت آیا تنها هنگامی معنا پیدا میکند که رخداد ناخوشایندی روی دهد؟
از سویی، در جایی که نمایندگان ملت در مجلس سخن از مدیریت صحیح در منابع میگویند، چرا هیچ طرح و پیشنهاد کارشناسی شده و دقیقی از آنچه از مدیریت منابع منظور دارند، ارائه نمیکنند تا به کلی گویی و فرافکنی شبیه نباشد؟ مگر نه این است که بخشی مهم از این مدیریت منابع باید از کانال مجلس و قانونگذاری محقق شود؟
با توجه به همه اینها، باید گفت تا همین جا و به رتبه سوم در تولید اوپک نیز راضی هستیم و همین قدر که تلاش شود، با اوضاع کنونی، به رتبه چهارم و پنجم سقوط نکنیم، جای تقدیر بسیار دارد. ضعف مدیریت، نداشتن استراتژی، مشکلات سرمایهگذاری و دیگر مسائل در حوزه صنعت نفت بر هیچ کس پوشیده نیست؛ بنابراین، نیازی به فرافکنی و دادن وعده برای بازپسگیری جایگاه، بدون داشتن دیدی واقعگرا و در یک کلام تسکین واقعه با تلسکوپ اغراق نیست.
تولید نفت ایران باید به اندازه ای کاهش پیدا کنه که هیچی صادر نکنیم. همشو تبدیل به فراورده کنیم و بعد صادر کنیم یا توی صنعت استفاده کنیم.
آفرین به ایران
مرحبا
از نظر گردانندگان اقتصاد جهاني اصل همين است .



