پايان طلسم 10 ساله بعد از خداحافظي عابدزاده!
پپس از پايان جامجهاني 98 فرانسه، بحران در چارچوب دروازه تيمملي كليد خورد. احمدرضا عابدزاده كه حدود يك دهه به عنوان فرد شماره يك و البته مطمئن درچارچوب دروازه تيمملي قرارداشت، پس از آخرين بازي ايران درجامجهاني 98 و مقابل تيمملي آلمان، دستكشها را آويخت.
به نوشته گل، يك دهه از خداحافظي او ميگذرد و دروازهبانهاي متعددي با ويژگيهاي مختلف براي تيمملي به ميدان رفتهاند كه همه آنها بهرغم موفقيتهاي مقطعي هرگز در حد و اندازههاي يك دروازهبان مطمئن كه بتواند در تورنمنتهاي بينالمللي از دروازه تيمملي محافظت كند نشان ندادند.
دروازهبانهايي با پايان دوران حضورشان در تيمملي، پايان تدريجي فوتبال باشگاهيشان هم رقم خورد و دوران افول آنها در تيم باشگاهي هم با سرعت بيشتري طي شد. غلامپور، برومند، فنايي، نكيسا، ميرزاپور و رودباريان دروازهبانهايي بودند كه بعد از عابدزاده پيراهن شماره يك تيمملي را پوشيدند. امروز اما تيم ملي صاحب يك دروازهبان با ويژگيها و استانداردهاي قابل قبول براي ايستادن درون دروازه شده است. سيدمهدي رحمتي كه با توجه به خصوصيات رفتارياش جاي خود در تيم ملي را محكم كرده و با فاصله، بهترين دروازهبان فوتبال ايران لقب گرفته است.
كريم بوستاني، دروازهبان اسبق تيم ملي در دهه 50 كه داراي مدرك آموزش تخصصي دروازهبانها از هلند است، باشگاهها را عامل بزرگ فقر دروازهبان ششدانگ و با ثبات در فوتبال ايران ميداند: «به اعتقاد من عابدزاده يك استثنا در تاريخ فوتبال ايران است و ما نبايد توقع داشته باشيم دروازهبانهايي كه بعد از عابدزاده در تيم ملي حضور داشتهاند كيفيت او را داشته باشند عابدزاده يك دروازهبان خود ساخته بود كه بيشتر عمر فوتبالش را بدون مربي دروازهبان پشتسر گذاشت و به تنهايي تمرينات سخت و تخصصي را انجام ميداد و اين راز موفقيت و تداوم حضورش در تيمملي بود.»
همه دروازهبانهايي كه پس از او به تيمملي راه پيدا كردند به همان تمرينات نصفهو نيمه و پيشپا افتاده باشگاهي اكتفا كردهاند و به همين دليل موفقيت آنها مقطعي بوده است نكته جالب در مورد دروازهباناني كه اغلب عمر بازيشان در تيم ملي به يك سال هم نرسيده اين است كه بهرغم داشتن تجربه بينالمللي هركدام به نوعي ضعفها و ايرادهاي تكنيكي داشتهاند.
چه اينكه ابراهيم ميرزاپور هنوز هم براي بازي با پا مشكل دارد. بوستاني عدم آموزش صحيح به دروازهبانها در تيمملي پايه و باشگاهي را دليل اين ضعفهاي تكنيكي ميداند شايد كمتر كسي خبر داشته باشد كه هيچيك از تيمهاي باشگاهي ايران در رده پايه مربي تخصصي براي دروازهبانها ندارند و همين موفقيتهاي مقطعي كه از دروازهبانهاي تيم ملي شاهد بودهايم حاصل تلاش و پشتكار شخصي آنها بوده است.»
بهزاد غلامپور: پس از مصدوميت عابدزاده مقابل تيمملي تايوان، فرصت مناسبي براي بهزاد غلامپور بود تا پس از چهار سال نيمكتنشيني، تواناييهاي خود را بروز دهد. غلامپور دروازهبان اول تيمملي در مسابقات زيرگروه جامجهاني 94 شد. او در بازيهايي كه در كشور قطر انجام داد چنان متزلزل و تسليمپذير ظاهر شد كه خيلي زود همه حريفان به ضعف در چارچوب دروازه ايران پي بردند.
گلهايي كه او از كرهجنوبي و ژاپن و از روي خط عرضي دروازه دريافت كرد تا امروز تكرار نشده است.
مربي دروازهبانهاي تيمملي در مورد حضور مقطعياش در تيم ملي ميگويد: «اين يك اصل در فوتبال است كه دروازهبان حق اشتباه كردن ندارد به ويژه در كشور ما كه با يك اشتباه كوچك همه روي آن بازيكن زوم ميكنند و اعتماد به نفس او را به حد صفر ميرسانند. طي يك سالي كه من در تيم ملي حضور داشتم به دليل اشتباهاتي كه در بازيهاي مقدماتي جامجهاني 94 مرتكب شدم به حدي از من انتقاد شد كه ديگر نتوانستم در تيم ملي دوام بياورم.»
نيما نكيسا: وقتي عنوان جوانترين دروازهبان جامجهاني 98 فرانسه را كسب كرد، بسياري براين باور بودند كه او جانشين شايستهاي براي عابدزاده است. نكيسا پس از جامجهاني به باشگاه اوگالوي يونان پيوست و كمكم از صحنه فوتبال ملي محو شد. نكيسا اقرار ميكند كه تاوان انتخاب اشتباهش را پس ميدهد؛ «پس از اينكه جوانترين بازيكن جامجهاني شدم چند پيشنهاد از تيمهاي مختلف اروپايي به دستم رسيدكه هيچكدام از آنها چشمگير نبود. اگر زمان براي من به عقب بر ميگشت هرگز به ليگ يونان نميرفتم و در انتخاب تيمهاي باشگاهيام وسواس بيشتري به خرج ميدادم.»
نكيسا كه در سن 25 سالگي از سطح اول فوتبال ايران دور شد از پرداختن به مسايل حاشيهاي اظهار ندامت ميكند: «بهنظر خودم اگر وارد مسائل و حاشيههاي مرسوم در فوتبال ايران نميشدم ميتوانستم سالها دروازهبان شماره يك تيم ملي باشم. نميتوانم افسوس خودم بابت از دست دادن بهترين دوران فوتبالم را پنهان كنم.»
داوود فنايي: دروازهباني كه اندام تركهاي و فيزيك يك دروازهبان را نداشت و حجم عضلات او بيشتر به قهرمانان پرورش اندام شبيه بود.
بازيهاي درخشان فنايي طي حضور چند سالهاش در پرسپوليس جلال طالبي را مجاب كرد تا او را به اردوي تيمملي دعوت كند. عمر حضور فنايي هم در تيمملي به يك سال نرسيد؛ «به اعتقاد من در سالهايي كه حضور در تيمملي را تجربه كردم حق را به حقدار نميدادند. در اين كه عابدزاده دروازهبان شماره يك تيمملي بود بحثي وجود ندارد، اما بعد از خداحافظي او، اين حق را داشتم كه بيشتر از چند بازي دوستانه به من ميدان ميدادند. آخرين بار در دوران برانكو بود كه به تيم ملي دعوت شدم و بهرغم آمادگي خوبي كه داشتم از من استفاده نميكرد. در آن سالها حتي مقابل مالديو و نپال هم ميرزاپور دروازهبان شماره يك تيمملي بود.»
اين روزها بازهم صحبت ازگزينه جديد به نام طالبلو است. او همواره در ترکيب تيم باشگاهاش عالي کار کرده است اما هنوز فروغ زيادي در تيم ملي نداشته است. بايد منتظرنشست و ديد که آيا کس آن طلسم 10 ساله را خواهد شکست؟


