افروغ: تحزب جلوي فرصتطلبها را ميگيرد
عماد افروغ معتقد است با تحزب به معناي واقعي كلمه است كه جلو گروههاي فرصتطلبي كه مواضع آنها كاملا دستخوش تغيير و تحول بوده است گرفته ميشود؛ چون در حال حاضرهيچ پاسخگويي و مسووليتي در بين اين گروههاي سياسي وجود ندارد و مواضعشان به راحتي عوض ميشود.
دكتر عماد افروغ با حضور در غرفه ايسنا در پانزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاريها در گفتوگو با خبرنگار اين خبرگزاري در ارزيابي از فضاي انتخاباتي در كشور افزود: به هر حال انتخابات يك مقوله حساس و سرنوشتساز در كشور است و تا كنون هم تعيينكننده بوده و همواره به خاطر نقش ويژهاي كه داشته، با شور و حرارتي همراه بوده است كه اين شور و حرارات، در عين حال آسيبهايي را نيز به همراه داشته است.
اين استاد دانشگاه با بيان اين كه به صرف تعيين زمان براي انتخابات اين آسيبها كم نخواهد شد، اظهاركرد: فكر ميكنم بايد جامعه را به سمتوسويي ببريم كه هم به موقع مسائل انتخاباتي مطرح و هم عقلانيتر و اخلاقيتر به انتخابات نگاه شود تا در اين بين حق مردم پايمال نشود.
مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي گفت: اگرچه آرزوي ما اين است كه عقلانيتي پيش روي امور انتخاباتي وجود داشته باشد، اما اين عقلانيت جز با فعاليتهاي حزبي، به دست نميآيد؛ يعني واقعا حزب بايد بماهوحزب باشد، نه اين كه حزبهاي دولتساخته وجود داشته باشد كه البته اين مساله به فرهنگ سياسي مردم و گروهها برميگردد.
به گفته افروغ اگر يك نگاه عقلاني به انتخابات داشته باشيم، خواه نا خواه نه زمانش براي ما آسيبزا خواهد بود و نه مسائلي كه طي آن و به خاطر فقدان حزب، اسير آن هستيم .
افروغ در ادامه تصريح كرد : به هر حال اين يك واقعيت است و اين سوال را به لحاظ جامعهشناسي بايد جواب داد كه آيا همه دورههاي انتخاباتي ما مانند شور آن، زودهنگام شروع شده و يا برخي نسبت به برخي ديگر، پرشورتر و يا مبارزات انتخاباتي زودتر بوده است.
وي خاطرنشان كرد: اگر انتخابات رياستجمهوري آتي در مقايسه با ساير انتخابات، زود شروع شده، بايد آن را ريشهيابي كرد كه چرا زود شروع شده است.
افروغ همچنين در پيشبيني فضاي رقابت در انتخابات رياستجمهوري آينده گفت: من مايلم فضا واقعا رقابتي باشد و هر كس كه ادعا، برنامه يا طرح و استراتژي قابل قبولي دارد، به ميدان بياييد و بياخلاقيها و بيتقواييها مانع نشود كه كسي براي حفظ آبروي خود وارد گود مبارزه نشود.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد : من نگران اين مساله هستم، وگرنه ما هيچگاه نگران رقابت نبودهايم و شخصا هم هميشه از وجود رقابت استقبال كردهام . به ياد ميآورم در انتخابات رياستجمهوري گذشته عدهاي مايل بودند مثلا آقاي هاشمي رفسنجاني در اين ميدان نيايد، من كسي بودم كه ميگفتم اتفاقا بايد ايشان به صحنه انتخابات بيايد؛ چرا كه رقابت، بايد رقابت باشد.
وي با بيان اين كه بايد توجه داشت دو عنصر بياخلاقي و بيتقوايي در انتخابات وجود نداشته باشد، گفت: اگرچه اين مساله زيبنده جمهوري اسلامي نيست، ولي بايد توجه داشت در صورت وجود بياخلاقي بايد با آن برخورد كرد. شايد واقعا نتوانيم اينها را به صفر برسانيم، ولي لازم است و قوه قضاييه بايد با اين بياخلاقيها به صورت قاعدهمند و روشمند برخورد كند.
افروغ همچنين رقابتي بودن فضا و آشنا بودن قوه قضاييه به وظايف خود و شكلنگرفتن هتك حرمتها را از عواملي دانست كه ميتواند موجبات بالاگرفتن تب مبارزات انتخاباتي را فراهم و شور و حرارت بيشتري در اين عرصه ايجاد كند.
وي ادامه داد: در حال حاضر تا حدودي شور و حرارت انتخابات شفاف نيست و ممكن است اين نبود شفافيت و عدم آشكار بودن شور و حرارت، خود يك آسيب باشد .
افروغ در ارزيابي از ورود جريانهاي سياسي جديد در انتخابات نيز گفت: همواره گفتهام گروههاي جديد هميشه آماده هستند وارد انتخابات شوند، منتها گروههاي شناختهشده كه فرصتهاي سياسي ، فرهنگي و اقتصادي را در انحصار خود گرفتهاند، معمولا مانع ميشوند تا اين گروههاي نوظهور ، ظهور پيدا كنند، كه اين هم يك واقعيت تلخ در جامعه ماست.
وي با بيان اين كه ما شاهد وحدت رويه و نظر دو گروه شناختهشده در فضاي سياسي كشور نيز نيستيم و اين خود درد است، اظهار كرد: فكر ميكنم اين مساله در درازمدت با عقلانيت و تحزب حل ميشود و هيچ راه ديگري هم ندارد؛ در واقع با تحزب به معناي واقعي كلمه است كه جلو گروههاي فرصتطلبي كه مواضع آنها كاملا دستخوش تغيير و تحول بوده، گرفته ميشود؛ چون در حال حاضر هيچ پاسخگويي و مسووليتي در بين اين گروههاي سياسي وجود ندارد و به راحتي مواضعشان عوض ميشود، همچنين هيچ كس از مرامنامه، مسلك، ايدئولوژي و فلسفه سياسي آنها سوال نميكند و اگر هم سوال كند آنها پاسخ نميدهند.
افروغ در پايان در ارزيابي و پيشبيني از اين كه فضاي انتخابات دوقطبي ميشود يا چند قطبي گفت: به نظر من جامعه ما اقتضاي دوقطبي شدن را ندارد و دوقطبي نيست، اگرچه عدهاي سعي دارند به اين علت كه سالها منافعشان اقتضاي دوقطبي بودن را داشته، فضا را دوقطبي كنند؛ اما اصلا فضاي جامعه ما قطبي نيست، بلكه طيفي است؛ منتها دو سر طيف معمولا اجازه ظهور و بروز به نقاط و موقعيتهاي بين دو سر طيف را ندادهاند.


