پاسختند اعلمي: سرباز اهلبيت عصمتوطهارتم
وي در اين نامه که در وبلاگ خود منتشر کرده، آورده است: نظر به اينكه انعكاس سخنان اينجانب به صورت ناقص و گزينشي توسط برخي از دين به دنيافروشان، باعث ايجاد سوءتفاهماتي شده، بر خود لازم ميبينم که توضيحات ذيل را به محضر امت شهيدپرور ايران ارايه کنم تا هم حقيقت مطلب و هم ميزان تدين، شرف و اصولگرايي برخي از مدعيان آشکار شود.
متن کامل نامه اعلمي بدين شرح است:
و لا تقف ما ليس لك به علم «قرآن كريم»
به همين سبب از مدتها قبل، برخي از اشخاص حقيقي و حقوقي كه منش و روش اين حقير را در تعارض با منافع نامشروع خود ميبينند، به شيوههاي گوناگون و غيراخلاقي و ناجوانمردانهترين روشها، بنده را آماج انواع اتهامات و اهانتها قرار داده و آنچه را که زيبنده خودشان ميباشد، به اينجانب نسبت دادهاند، ليکن تا آنجا که ميسر بوده است، خار در چشم و استخوان در گلو صبوري ورزيدهام و به مصداق آيه شريفه «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً»، تنها به گفتن سلام بسنده كرده و کوشيدهام که به توصيه قرآن کريم، کريمانه از کنار لغويات آنان بگذرم.
اما هرگز نميپنداشتم كه مشتي رجاله و دين به دنيافروش رياكار در رسانههايي كه كوس «انا الحق» سر دادهاند و بر طبل اصولگرايي ميكوبند، در غياب اينجانب با اطلاع از عدم دسترسيام به رسانهها و خزعبلات طرح شده، فرصت را مغتنم شمرده و سوار بر مركب عوامفريبي شوند و با استفاده ابزاري از مقدسات، شرافت، وجدان و دين نداشته خود را به ثمن بخس به حراج گذاشته و براي خوشرقصي كساني كه ميخواهند چند صباحي بيشتر در قدرت بمانند، وقاحت، رذالت، خباثت و دنائت را به آنجا برسانند كه در پناه مقدسات و با دستاويز قرار دادن يك عبارت ابتر، منقطع و گزينش شده از سخنراني و پرسش و پاسخي سه ساعته كه صدر و ذيل آن را حذف کردهاند و بيان آن به اين صورت و بدون توضيحات ارايه شده، شايد آن را در ذهن و قلب برخي از ساده دلان مقلوب جلوه دهد، عنان از كف داده و سرمست و شادمان از اينكه بهانهاي براي رسيدن به مقاصد شومشان به دست آمده است، در مقام تحريك احساسات پاك مردم متدين و تخريب بنده برآمده و در راستاي نيل به اهداف حقير خويش به نام نامي سالار شهيدان آويزان شده و به كام خود، انواع ليچار را كه در خور شخصيت ناچيز خودشان ميباشد، نثار سربازي از سربازان ولايت اهل بيت عصمت و طهارت ميکنند كه بزرگترين آرزويش، پيروي از آموزگار بزرگ شهادت امام حسين(ع) و قرباني شدن در راه اوست و تنها افتخارش اين است كه در طول زندگي خود تلاش كرده و ميكند تا با درس آزادگي گرفتن از امام شهيدان در مسيري گام بردارد كه آن بزرگوار در پيش روي آزادگان جهان قرار دادهاند.
هرچند يقين دارم که هتاکيهاي انجام شده عليه بنده از حب علي نبوده بلکه صرفا از بغض معاويه و ناراحتي نسبت به بخش ديگري از سخنانم در مورد عملکرد دولت بوده است، اما نظر به اينكه انعكاس سخنان اينجانب به صورت ناقص و گزينشي توسط برخي از دين به دنيافروشان، باعث ايجاد سوءتفاهماتي شده، برخود لازم ميبينم که توضيحات ذيل را به محضر امت شهيدپرور ايران ارايه کنم تا هم حقيقت مطلب و هم ميزان تدين، شرف و اصولگرايي برخي از مدعيان آشکار شود. البته علاقهمندان را به مطالعه كامل سخنراني خود (بدون توضيحات ارايه شده در پاسخ به پرسشها) در خبرگزاري انتخاب و سايتهاي نوانديش و تابناک دعوت ميکنم.
3. طبق اصل 67 قانون اساسي، منتخبان مردم در بدو ورود به مجلس و در مراسم تحليف در برابر قرآن کريم به شرح زير سوگند ياد ميكند: «من در برابر قرآن مجيد به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنم و با تکيه بر شرف انساني خويش تعهد مينمايم كه پاسدار اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعهاي را كه ملت به ما سپرده به عنوان اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وكالت، امانت و تقوا را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم. از قانون اساسي دفاع كنم و در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها استقلال كشور و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مدنظر داشته باشم».
از آنجا كه بنا بر مسأله اول رسالههاي عمليه، مسلمان بايد به اصول دين يقين داشته باشد و در احكام دين يا بايد مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل به دست آورد، يا از راه احتياط طوري به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است و يا از مجتهد تقليد كند، و نيز با عنايت به اينكه طبق اصل 85 سمت نمايندگي قائم به شخص است و قابل واگذاري به ديگري نيست، به اعتقاد حقير، لازمه عمل به مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي، اين است كه نمايندگان مجلس در هر شرايطي بايد بنا بر استنباط و برداشت خود و مطابق با معيارهاي مذكور در اصل ياد شده (قرآن، سنت، عقل، شرف انساني، مباني جمهوري اسلامي، دستاوردهاي انقلاب، حقوق و آزادي ملت، تقوا و امانت) عمل نمايند، لذا ايفاي وظايف نمايندگي در مجلس بنا بر تقليد جايز نيست، در غير اين صورت مجلس شورا موضوعيت شكلگيري و شورايي بودن خود را از دست خواهد داد.
اصل 86 قانون اساسي هم با بيان اينكه نمايندگان مجلس در مقام ايفاي وظايف نمايندگي در اظهارنظر و رأي خود كاملاً آزادند، نسبت به درستي اين برداشت مهر تأييد زده است. در واقع دايره تقليد، بنا بر تفکر اسلامي منحصر در احکام شرعي فرعي است و هر کس ادعايي جز اين داشته باشد، بويي از فقه اسلامي نبرده است.
4. اگر بپذيريم كه انتقاد به مفهوم جدا كردن سره از ناسره ميباشد، در اين صورت آن را بايد يك ارزش و همان طوري که امام راحل فرمود، انتقاد و حتي تخطئه را يک «هديه الهي» تلقي كرد. واضعان قانون اساسي نيز به تأسي از شارع مقدس اسلام، اين حقيقت ارزشمند را با عنوان «امر به معروف و نهي از منكر» از فروعات مسلم دين معرفي و در اصل هشتم «وظيفهاي همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به دولت و دولت نسبت به مردم» عنوان کردهاند. ارزش و جايگاه انتقاد از قدرت و حاكم اسلامي تا آنجاست كه حضرت امير(ع) خطاب به مردم عصر خويش ميفرمايد: «در عالم هستي تنها كسي كه بر ديگران حقوق دارد و ديگران بر او حقي ندارند، ذات اقدس الهي است و بس.»
لذا همين امام همام و مظهر عصمت و عدالت كه از هرگونه تملق و چاپلوسي بيزاري ميجست، ميفرمايد: «هرگز مپنداريد سخن حقي كه به من ميگوييد برايم سنگين خواهد بود و از آن برآشفته خواهم شد و نيز مپنداريد كه من در فكر بزرگ جلوه دادن خويشم، زيرا كسي كه شنيدن حرف حق و عدالت برايش دشوار باشد، لاجرم عمل به آن برايش سختتر خواهد بود. لذا از گفتن حق و يا مشورت به عدل با من خودداري نورزيد، زيرا من خود را فراتر از اينكه اشتباه نمايم نميدانم و در كارهايم ايمن نيستم، مگر اينكه خداوند كه مالكيتش نسبت به من بيشتر است من را از ارتكاب اشتباه حفظ كند». از اين روست كه سالار شهيدان امام حسين(ع) نيز بخشي از هدف و رسالت خويش در مبارزه با دولت و حكومت جور را «احياي امر به معروف و نهي از منكر» اعلام فرموده است. در واقع بنا بر آموزههاي ديني و از ديد معصوم، لازمه اجراي عدالت، پاسخگويي حكومت به مردم است، لذا دولت غيرپاسخگو نميتواند شعار عدالت سر دهد و مجري عدالت باشد.
اين است كه از نگاه علي(ع) آزادي بيان و آزادي پرسش و انتقاد از حاكميت از اولين و بديهيترين حقوق مردم است. به همين دليل تأكيد ميفرمايند: «آنگونه كه با جباران و زمامداران ستمگر سخن ميگوييد با من سخن مگوييد و آنچنان كه در پيشگاه حاكمان خشمگين خود را كنترل و مهار مكنيد در برابر من نباشيد و به شيوهاي تصنعي و منافقانه رفتار نكنيد». بديهي است در شرايطي كه امام معصوم اينگونه سخن بگويد و از مردم بخواهد كه از گفتن حق و مشورت به عدل در حق او نيز دريغ نورزند، آيا ميتوان مدعي بود كه كارگزاران دولت ايشان و كارگزاران دولت غيرمعصوم، نبايد مورد انتقاد قرار گيرند، و حال اينکه به اعتقاد شيعه به جز انبياي الهي و ائمه معصومين و حضرت زهرا(س) هيچکس ديگر، مصون از خطا و اشتباه نيست و يقيناً قابل پرسش و انتقاد ميباشند.
مقام رهبري نيز به پيروي از همين آموزههاست كه در جمع دانشجويان اظهار ميدارند كه «نبايد با مسئولان معارضه و دشمني كرد، اما اين حرف به معناي انتقاد نكردن و مطالبه نكردن از مسئولان گوناگون از جمله رهبري نيست، چرا كه ميتوان در عين صفا و دوستي انتقاد هم كرد. ضديت؛ يعني دشمني كردن اما اگر كسي معتقد به مسألهاي نبود ضد آن نيست».
ما معتقديم که امام علي (ع) و نيزمقام رهبري در مقام بيان بوده و به جد اين سخنان را گفتهاند مگر اينكه اين سخنان را تعارف تلقي نماييم که قطعاً از ساحت رهبري نظام جمهوري اسلامي به دور است.
گفتار و رفتار امام علي(ع) با كارگزاران دولت خويش گوياي اين واقعيت است كه هيچكس مصون از خطا نيست که ذيلاً به چند مورد اشاره ميشود:
1-4. تخلفات مكرر شريحبنحارث، قاضي حكومت علي(ع) و توبيخ و شماتت وي توسط امام(ع).
2-4. توبيخ و شماتت اشعث ابن قيس، حاكم آذربايجان توسط امام علي(ع) به طوري كه خطاب به وي ميفرمايند: «مسئوليتي كه به تو واگذار كردم به منزله طعمه نيست، بلكه امانتي است كه به گردن تو آمده است».
3-4. نكوهش عثمان بن حنيف انصاري، استاندار بصره توسط امام(ع).
4-4. در پي شكايت سوده بنت عماره از حاكم منطقهاش، امام رو به قبله دستها را به سوي آسمان بلند كرد و گفت: خدايا مرا به گناهان اينان مگير و سپس حكم عزل حاكم را نوشت و جهت ابلاغ به صورت سرگشاده به دست آن زن مظلوم داد تا به حاکم منطقه برساند.
5. بر اين اساس و با توجه به جايگاه رفيع انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر در انديشه اسلامي و آموزههايي كه از ائمه معصومين(ع) فرا گرفتهام، در پاسخ به پرسشي گفتهام: اگر در عصر حاضر، شخصيتي مانند امام حسين(ع) هم دولتي تشكيل دهند و در آن نظام مجلسي وجود داشته باشد و من افتخار حضور در آن مجلس را که در دولت امام حسين(ع) تشکيل شده است، داشته باشم و قانون اساسي آن نظام همين وظايف را براي نمايندگان، در نظر گرفته باشد، بنا بر معيارهايي كه برگرفته از موازين اسلامي و قانون اساسي مورد تأييد امام(ع) است، چنانچه از كارگزارن اين دولت كريمه هم انحرافي از قانون اساسي و معيارهاي مورد اشاره ملاحظه شود، ميتوان آنان را نيز به مجلس نظام مورد تأييد امام(ع) فراخواند و مورد پرسش قرار داد.
حال به اطلاع ملت شريف و فهيم ايران ميرسانم که در نشستي که در زنجان برگزار شد، در پاسخ به پرسش يکي از حاضران در جلسه، مبني بر اينکه: «آيا شما از دولت خاتمي هم انتقاد ميكرديد؟»، در پاسخ عرض کردم که اينجانب عليرغم ارادتي که به آقاي خاتمي به خاطر ويژگيهاي ارزشمندي که دارد، دارم، در مجلس ششم شديدترين انتقادها را از دولت ايشان داشتهام و بنا بر وظيفهاي که ملت و قانون اساسي بر عهده من نهاده است، نه تنها از دولت خاتمي انتقاد ميکنم بلکه اگر شخصيتي مانند امام حسين(ع) هم دولت تشکيل دهند و من افتخار نمايندگي مجلس در دولت ايشان را داشته باشم، در صورت وقوع خلاف در ميان کابينه آن بزرگوار از آن کابينه هم انتقاد خواهم کرد. و دليل ذکر اين مثال، اين بود كه اولاً يكي از مهمترين انگيزههاي قيام امام حسين(ع)، احياي امر به معروف و نهي از منكر و انتقاد از دولت حاكم بود. ثانياً، با توجه به اين که ما شيعيان آن امام بزرگوار، عشق و علاقه شديد و غيرقابل وصفي به ايشان داريم، در نظر داشتم ارزش و جايگاه والاي انتقاد و امر به معروف و نهي از منكر را تبيين نمايم.
اما متأسفانه فتنهگران براي رسيدن به مقاصد پليد خود و به منظور تسويه حسابهاي شخصي و سياسي با دستاويز قرار دادن جملهاي که صدر و ذيل و توضيحات آن را که در جلسهاي سه ساعته ايراد شده، حذف کردهاند، قصد راهاندازي فتنهاي براي رسيدن به مقاصد حقير و شوم خود داشتند، و حال اينكه سخنراني اينجانب در جمع اقشار گوناگون مردم زنجان اعم از اصلاح طلب و اصولگرا صورت گرفت كه همگان از مراتب ارادت و دلدادگي آنان نسبت به اباعبداللهالحسين(ع) باخبرند.
مگر ميشود كسي العياذ بالله در چنين جمعي به امام حسين(ع) اسائه ادبي ولو ناچيز روا دارد و مورد اعتراض و شماتت قرار نگيرد، مگر اينكه بپذيريم، جمعبندي مطالب مطرح شده مجاب كننده و اقناعي بوده است. لذا در خاتمه به فرصتطلبان هتاكي كه با سوءاستفاده از نام مبارك سالار شهيدان هر چه اهانت و تهمت و ناسزا را كه در انبان خود داشتند و سزاوار خودشان بوده، نثار يكي از محبان اباعبداللهالحسين(ع) كردهاند، متذكر ميشوم كه به تعبير امام حسين(ع): «اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد»!
با توجه به اينکه در اين روزها مجلس تعطيل است و من به منظور ارتباط و پيگيري مشکلات مردم حوزه انتخابيه خود در منطقه ميباشم، لذا حق پاسخگويي به يکايک رسانهها و بويژه شکايت از رسانههاي کذاب و هتاک و پيگيري از طريق مراجع قضايي را براي خود محفوظ ميدانم و به زودي اقدامات لازم را در اين زمينه خواهم کرد و پاسخ مناسبي نيز به بعضي از کساني که با عنوان رسمي گزافه گويي کردهاند خواهم داد .تنها تأسفم اين است که چرا برخي از اشخاص موجه پيش از هرگونه اظهار نظري صحت و سقم اتهامات مطرح شده را از من جويا نشده و به پيشداوري روي آورده اند!
ضمناً فيلم و نوارهاي جلسه مذکور به طور کامل موجود است و متن کامل اصل سخنراني و اظهارنظر برخي از علماي برجسته کشور در اين زمينه نيز در برخي از خبرگزاريها از جمله خبرگزاري انتخاب و سايت نوانديش منعکس شده است که علاقهمندان ميتوانند به آن مراجعه کنند و اگر رسانههاي هتاک اندک صداقتي در قبال مخاطبان خود و مردم کشور دارند، بايد به انتشار آن مبادرت ورزند.با اين وصف رسانههايي که در اين رابطه عليه اينجانب مطلبي را منعکس کردهاند طبق قانون مطبوعات ملزم به انتشار اين جوابيه در همان صفحه و سطر و ستون ميباشند. والسلام
شنبه 12/9/86
اكبر اعلمي ـ نماينده تبريز و آذرشهر و اسكو
با سلام
اگر انصاف و مروت را حاکم بر تصمیماتمان بدانیم ــ و نه حزب بازی زایج را ــ باید گفت خوشا به حال ملتی که گروه های متنوع سیاسی اش بر اصول اساسی متدین و متعهد هستند و بر مقدسات خوش غیرت می ورزند.



