صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ماجراهای باورنکردنی مرد نقاب‌دار

کد خبر: ۲۶۴۶۸۴
| |
4754 بازدید
آرش ميراحمدي جزو قديمي‌ترين بازيگران مجموعه «خنده بازار» است. او فعاليتش را از مجموعه خاطره‌انگيز نوروز 72 آغاز كرده است.

خودش در اين باره مي‌گويد: قسمت و تقدير، مرا به سمت طنز گرايش داد. نوروز 72 را زمان دانشجويي كار كردم. من و رضا عطاران و چند نفر ديگر هم‌دانشگاهي بوديم. در آن برنامه اخبار طنز را مي‌گفتم. يك مقداري شبيه به آقاي حياتي (مجري خبر) بودم و به همين خاطر آن نقش را به من دادند.

او از بازيگران فعال تئاتر است و در مقام كارگرداني نيز «مسيح هرگز نخواهد گريست» را روي صحنه برده است.

كارگرداني فيلم تلويزيوني «پناه» و «همدم» از ديگر فعاليت‌هاي آرش ميراحمدي است. در سري جديد مجموعه خنده بازار، او در بخش‌هاي «مرد نقاب‌دار»، «ماجراهاي باورنكردني»، «اتاق خبر» و «عموهاي فیتيله‌اي» ايفاي نقش مي‌كند.

شما در بخش‌هاي ماجراهاي باورنكردني و عموهاي فیتيله‌اي جزو بازيگران ثابت هستيد. انتخاب شما براي اين نقش‌ها به چه صورت انجام مي‌شود؟

من 20 سال است كه با شهاب رفيقم. شهاب خودش توانايي بچه‌ها را مي‌شناسد و دست به انتخاب مي‌زند. بعضي وقت‌ها هم ايده خاصي دارد. مثلا مي‌خواهد عموها قيافه‌هاي خيلي خشن باشد تا يك كاريكاتور ايجاد كند. در بخش ماجراهاي باورنكردني مي‌خواست آن شخصيت يك قيافه ترسناك داشته باشد. كلا هر وقت به چهره وحشتناك و هولناك نياز داشته باشد، سراغ من مي‌آيد. (مي‌خندد)

تيپي كه ما به ازا داشته باشد، بازي نكرده‌ايد. چرا؟‌

من مقلد خوبي نيستم. نمي‌توانم خوب تقليد كنم.

در بخش فیتيله‌اي‌ها رفتار عموها را تقليد نمي‌كنيد؟

من با علي فروتن (يكي از عموها) رفيق هستم. اوايل يك مقداري شبيه به او بازي مي‌كردم. اما در كل لزومي نداشت ما به آنها شبيه بشويم. فقط عمو قناد بايد شبيه به نظر مي‌رسيد. ما بايد فضاي اطراف عمو قناد را ايجاد مي‌كرديم.

به نظر شما برنامه عمو قناد چه ظرفيت طنزآميزي دارد كه در خنده بازار رويش اينقدر تاكيد مي‌شود؟

مجيد قناد، آدم دوست‌داشتني‌اي است. واقعيتش اين است كه ما خيلي به خود برنامه كاري نداريم. دنبال ظرفي مي‌گرديم كه داخلش محتوايي بريزيم؛ ظرفي كه مردم آن را بشناسند. ما نمي‌خواهيم برنامه عمو قناد را نقد كنيم. ما از برنامه به عنوان يك تابلو استفاده كنيم. برخي وقت‌ها در برنامه مي‌گوييم چرا اين همه عمو و خاله داريم كه بچه‌ها گيج بشوند. يك بار در برنامه عمو قناد درباره شرايط اقتصادي مردم صحبت مي‌كنيم.

بازخورد مردم كوچه و خيابان نسبت به برنامه خنده‌بازار چطور است؟

مردم حرف‌هاي گفته شده را دوست دارند. مي‌گويند چه حرف‌هاي خوبي مي‌زنند. ديروز من با همسرم به خريد رفته بودم. دو تا خانم مسن به من گفتند مي‌شود راجع به قيمت مرغ و گوشت هم حرف بزنيد كه چرا اينقدر گران شده است. مردم از ما اينها را مي‌خواهند. آنها فكر مي‌كنند ما زبانشان هستيم.

از بين بازي‌هايتان در اين مجموعه خودتان كدام‌يك را بيشتر دوست داريد؟

در بخش نقد فيلم، نقش منتقد را بيشتر دوست دارم. آنجا نقش منتقدي را بازي مي‌كنم كه فيلم را نقد مي‌كند اما چيزي درباره فيلم نمي‌داند. فرصت خيلي خوبي براي شوخي فراهم مي‌كند.

به عنوان بازيگر چقدر اجازه بداهه‌گويي به شما داده مي‌شود؟

بخش‌هاي ما پيرنگ و محتواي درستي دارد و نمي‌شود خيلي بداهه‌گويي كرد. چون محتوا به حاشيه مي‌رود و خط اصلي گم مي‌شود.

شما تجربه حضور درطنزهاي سريالي را هم داريد. فكر مي‌كنيد فعاليت در كارهاي آيتمي سخت‌تر است يا سريال‌هاي دنباله‌دار؟

اين نوع آيتمي كه ما كار مي‌كنيم، سخت‌تر است. قديم‌ها ساده‌تر كار مي‌كردند. دكورها و گريم‌ها ساده بود و توانايي بازيگرها همه چيز را تعيين مي‌كرد، اما در خنده‌بازار براي اجراي دكور هر بخش كلي هزينه مي‌شود و كار سنگين‌تر است. براي يك بخش پنج دقيقه‌اي كلي سرمايه‌گذاري مي‌شود. من همزمان با خنده بازار نمي‌توانم سريال بازي كنم. در يك سريال كارگردان مي‌تواند رج بزند و همه پلان‌هايت را در دو روز ضبط كند. اما در خنده بازار به صورت شبانه‌روزي درگير هستيم.

بين نوروز 72 و خنده بازار كه هر دو كارهاي طنز آيتمي هستند، چه شباهت‌هايي مي‌بينيد؟‌

به نظر من در هر دو كار يك‌جور نوآوري اتفاق افتاد. برنامه‌هايي كه طرح نو مي‌اندازند، موفق هستند. به نظر من در خنده بازار جنس بازي‌ كمدي بچه‌ها فرق مي‌كند. قبلا بچه‌ها به بازي خودشان فكر مي‌كردند، اما الان به جمع فكر مي‌كنند. مثلا در بخش دادگاه هر چيزي جاي خودش است و بازي بازيگر در يك كليت قرار مي‌گيرد. همه درخدمت يك محتوا هستند. ساختار بازي از حالت انفرادي در آمده است. من خيلي وقت‌ها يك جوري بازي مي‌كنم كه بيننده بفهمد دارم بازي مي‌كنم. مثلا در بخش عموها من مي‌گويم: واي، واي،‌ آقا گنج طلا پيدا كرديم. من طبعا وقتي گنج طلا پيدا كنم بايد شگفت‌زده بشوم. اين صحنه در حالت واقعي‌اش يك بازي حسي قوي را مي‌طلبد. ولي من در بخش فیتيله‌اي‌ها اين جمله را ابلهانه بيان مي‌كنم. ما براساس سبك‌هاي تعريف شده بازي نمي‌كنيم.

در نقش قاضي هم همين نكته را رعايت مي‌كنيد؟‌

بله. يك جاهايي از حس قاضي بودن بيرون مي‌آيم. چون مي‌دانم من فقط شمايل يك قاضي را دارم. چكش دارم ولي چكش را روي شانه‌ام مي‌گذارم. اگر من واقعا قاضي باشم، بايد چكش را دستم بگيرم.

حرف آخر؟

خنده بازار حرف‌هاي صريحي مي‌زند و مردم اين نكته را دوست دارند. اين برنامه به معناي طنز نزديك شده است. انسان ذاتا دوست دارد يك چيزهايي را برملا كند. خنده‌بازار زبان گوياي مردم شده است. يك بار خانمي جلوي مرا گرفت و گفت من كارمند بانك هستم و مديرم اذيتم مي‌كند. اگر مي‌شود شما در برنامه‌تان اين مساله را مطرح كنيد. آن خانم فكر مي‌كرد كه من برادرش هستم.

منبع: جام جم
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار